تحولات منطقه

به گفته کارشناسان حوزه رسانه و فرهنگ، انسداد این گفت‌وگو درجامعه در سطوح مختلف دلایل مختلفی دارد؛ دلایلی که به مرور زمان و درگذر سال‌ها شکل گرفته و امکان ندارد یک شبه به حالت آرمانی خود برسد؛ چرا که فرهنگ گفت‌وگوی مؤثر نیازمند زمینه‌ وبستر مناسب است.

سطحی‌نگری، بی‌اعتمادی و تریبون‌های یک‌طرفه؛ موانع گفت‌وگوی ثمربخش
زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

هنگامی یک اعتراض اجتماعی سوار بر موج هیجانات زودگذر می‌شود که راه گفت‌وگو مسدود ‌شده باشد. به گفته کارشناسان حوزه رسانه و فرهنگ، انسداد این گفت‌وگو در جامعه در سطوح مختلف از جمله میان مردم و حاکمیت، گروه‌های فکری و نخبگان و همچنین گفت‌وگو با قشر جوان و نوجوان می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ دلایلی که به مرور زمان و در گذر سال‌ها شکل گرفته و امکان ندارد یک شبه به حالت آرمانی خود برسد؛ چرا که فرهنگ گفت‌وگوی مؤثر مانند هر امر فرهنگی دیگر، نیازمند زمینه‌ و بستر مناسب است تا در آن بستر رشد کند و بالنده شود.
برای بررسی این موضوع به سراغ سه تن از کارشناسان عرصه رسانه و فرهنگ مشهد رفتیم.

ساختار نظام تربیتی باید افرادی با تفکر منطقی و تحلیلی تربیت کند

علی‌اصغر محکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه فردوسی درباره الزامات ایجاد گفت‌وگوی مؤثر می‌گوید: پدیده‌ها، مسائل و بحران‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو هستیم، در بخش شناختی به نظر می‌آید ناشی از سیطره تفکر سطحی‌اندیش و نبود بینش عمیق و در نتیجه غلیان رفتارهای هیجانی است. اگر این را به ‌عنوان صورت مسئله بپذیریم، به‌ طور طبیعی در بحث راهکار به سمتی می‌رویم که چطور از سطحی‌اندیشی به سمت بینش‌ عمیق و از رفتارهای هیجانی به سمت رفتارهای عقلانی و منطقی پیش برویم. راه چاره این موضوع می‌تواند گفت‌وگوی مستمر، مفاهمه‌ای، افقی، غیردستوری و تعاملی میان شبکه‌ای از نخبگان، مردم و حاکمیت باشد.
او می‌افزاید: اگر امروزه ما با بحران سطحی‌اندیشی و نبود بینش عمیق در جامعه روبه‌رو هستیم، بخش بزرگی از این موضوع به این خاطر است که متأسفانه در فرایند جامعه‌پذیری و تربیت و پرورش جامعه؛ اعم از مردم، نخبگان و فرهیختگان نتوانسته‌ایم الگوها و ظرفیت‌های شناختی را از سمت سواد شفاهی و بصری به طرف مطالعه، سواد نوشتاری، خوانایی و پرسایی ببریم. این اتفاق ناشی از این است که در نظام آموزش و پرورش ما به اهمیت سواد نوشتاری، خوانایی و پرسایی توجه نمی‌شود و تاکنون تمرین و ممارستی از طریق رسانه‌ها، مراکز اندیشه‌ورز و اندیشکده‌ها برای این موضوع وجود نداشته است.
محکی خاطرنشان می‌کند: در زمینه تعارف و شعار درباره توسعه آزاداندیشی و توسعه گفت‌وگوهای دوطرفه، تعاملی، مفاهمه‌ای، شبکه‌ای و افقی زیاد صحبت می‌کنیم؛ اما در عمل متأسفانه نتوانسته‌ایم الگوها و ظرفیت‌های شناختی را بر این اساس تقویت کنیم. به همین خاطر هر زمان می‌خواهیم آسیب‌شناسی کنیم، می‌گوییم سواد رسانه‌ای باید تقویت شود در حالی که سواد رسانه‌ای از طریق بینش عمیق، تقویت سواد نوشتاری، خوانایی، نویسایی و پرسایی تقویت می‌شود و همه این‌ها از رهگذر آموزش مداوم در نظام آموزش و پرورش، رسانه و مراودات روزمره‌ای که میان حاکمیت و مردم، نخبگان و مردم، مردم و مردم و میان نخبگان و حاکمیت در جامعه است، به وجود می‌آید.
این استاد علوم ارتباطات دانشگاه فردوسی ادامه می‌دهد: این‌ مسائل موجب می‌شود درباره الگوهای ارتباطی، تعاملی، بحث و تصمیم‌سازی و مذاکره مبتنی بر روش‌های شفاهی و در واکاوی و تحلیل مسائل به تفسیرهای احساسی، مقطعی و سطحی محدود شویم و از رویدادها، فرایندها، خواستگاه‌ها و پیامدها تحلیل عقلانی و موشکافانه دقیق و عمیق نداشته‌ باشیم.
او متذکر می شود: ما نتوانسته‌ایم این کار را انجام دهیم؛ چرا که در فرایند تولید سواد پایه (خوانایی، نویسایی، پرسایی گفت‌وگوی تعاملی و مفاهمه‌ای) دچار تنزل شده‌ایم؛ چرا که این سوادهای پایه شاخص‌های بنیادین فرهنگی در جامعه هستند. اگر می‌گوییم سرانه مطالعه در جامعه پایین است و مردم ما یاد نگرفته‌اند بحث و گفت‌وگوی توأم با آرامش، عقلانیت و نگاه تحلیلی داشته باشند، ناشی از همین است که نظام آموزشی، رسانه‌ای، نظام تولید اندیشه در اندیشکده‌ها و مراکز اندیشه‌ورزی نتوانسته‌اند سوادهای پایه را در جامعه توسعه دهند.
محکی در پایان تأکید می‌کند: ما نیازمند این هستیم که ساختار نظام تربیتی، جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری جامعه به سمتی برود که افراد را برای تفکر منطقی، تحلیلی، فرایندی و غیرهیجانی آماده کنیم. این موضوع در یک فرایند تاریخی، مستمر، پیوسته و موشکافانه اتفاق می‌افتد که حاصل تمرین و ممارست و گفت‌وگو است؛ یعنی باید از دوران کودکی این را تمرین و مشق کنیم. همچنین خانواده‌ها باید با فرزندانشان صحبت کنند. در مدرسه نیز گفت‌وگو، روش‌های مذاکره و مباحثه و تفکر انتقادی باید آموزش داده شود و برای اینکه گفت‌وگو کنیم، باید تعلیم ببینیم و تربیت شویم؛ چرا که از طریق گفت‌وگو ژرف‌اندیشی اتفاق می‌افتد و افراد موشکاف می‌شوند. خوشبختانه چون مردم ایران جزو جوامع هوشمند دنیا هستند، به‌ طور طبیعی اگر این مهارت‌ها را کسب کنند، می‌توانند آن شأنیت و وضعیت مطلوب را بدست بیاورند.

پاشنه آشیل یک گفت‌وگوی ثمربخش، نبود اعتماد است

سید ناصر نعمتی، کارشناس رسانه نیز درباره علل موفق نبودن گفت‌وگو میان مردم و حاکمیت می‌گوید: تجربه‌ای که تاکنون در فضای اجتماعی در مورد گفت‌وگو میان حاکمیت و مردم وجود داشته، یک تجربه گفت‌وگوی دوطرفه موفقیت‌آمیز نبوده و شاید مردم کمتر احساس کرده‌اند که حاکمیت شنونده فعال است، چرا که اغلب در قالب سخنگو از جمله دولت، مجلس، دستگاه قضا و شورای نگهبان با مردم صحبت می‌کند و در هر برهه زمانی که مردم به آن دستگاه حاکمیتی نکته‌ای داشتند، در نهایت این سخنگو وارد میدان می‌شده و نکاتی را بیان می‌کرده است. به همین خاطر احساس وجود یک شنونده فعال در میان مردم شکل نگرفته است.
او می‌افزاید: ایجاد کانال‌های ارتباطی متنوع، یکی از پیشنهادهایی است که می‌توان برای گفت‌وگو میان حاکمیت و مردم ارائه داد. رادیو و تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی، سکوهای برخط و جلسات گفت‌وگویی که از قدیم مرسوم بوده، می‌توانند به صورت مؤثرتر فعال شوند تا بالاخره مردم شکلی از گفت‌وگوی فعال با حاکمیت را تجربه کنند.
این کارشناس رسانه با بیان اینکه نکته مهم و اثرگذار در این گفت‌وگوها، پاسخ‌گویی شفاف و به موقع حاکمیت است، عنوان می‌کند: بعضی وقت‌ها پاسخ‌گویی انجام می‌شود؛ اما یا شفاف نیست یا دیرهنگام اتفاق می‌افتد؛ به‌ عنوان مثال در مورد ماجرای افزایش قیمت بنزین در سال ۹۸ پاسخ‌گویی شاید اتفاق افتاد؛ اما دیرهنگام بود و برخی اوقات نیز اگر زود انجام می‌شود، شفاف نیست؛ به‌عنوان مثال ماجرای کالابرگ که به تازگی با آن روبه‌رو بودیم، موضوعی است که از لحظات نخست توسط سخنگوی دولت بیان می‌شد؛ اما ماجرا برای مردم شفاف نبود و سردرگمی در اجرای آن وجود داشت و افراد فکر می‌کردند این گفت‌وگو تنها برای عبور از یک مرحله گذار در حال رقم خوردن است.
نعمتی متذکر می‌شود: برای گفت‌وگو در سطح گروه‌های فکری و نخبگانی نیز باید به‌ دنبال نقاط مشترک بود؛ چرا که این سطح گفت‌وگو پیچیده‌تر است و این گروه‌ها ایدئولوژی‌ها و باورهای قوی‌تری دارند که برای به نتیجه رسیدن در گفت‌وگو باید از نقاط مشترک شروع کرد و اگر از این نقطه آغاز کنیم، می‌توانیم به یک‌سری تجربه‌ها و مدل‌سازی‌هایی که شاید از آن تجربه‌ها دربیاید، امیدوار باشیم و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم.
او ادامه می‌دهد: به نظرم حاکمیت باید در این زمینه به سراغ همه دیدگاه‌ها برود و به تفاوت‌ها احترام بگذارد. اینکه فقط یک دیدگاه خاص را بشنود و ببیند، تجربه تلخی است که از این جنس گفت‌وگوها وجود دارد و امیدوارم در شرایط فعلی دست‌کم این آسیب‌ها رفع شود.
این کارشناس رسانه با بیان اینکه مسئله گفت‌وگو با قشر جوان و نوجوان اکنون یک چالش جدی برای فضای اجتماعی ماست، می‌افزاید: این مدل گفت‌وگو نه تنها برای ارتباط این قشر با حاکمیت؛ بلکه در پایین‌ترین سطح آن یعنی خانواده و حتی با گروه‌های اجتماعی و طبقه همسالان نیز دچار چالش است. در این زمینه، زبان این قشر مدنظر قرار نمی‌گیرد و به عقاید و نکاتی که در نظر دارند، احترام گذاشته نمی‌شود. وقتی می‌بینند دیگران شنونده خوبی برای آن‌ها نیستند، از این فضا فراری می‌شوند. اگر از فضای تعاملی و خلاقانه جدید برای این گفت‌وگوها استفاده شود و آن‌ها احساس کنند با یک سخنرانی و گفت‌وگوی یک‌طرفه مواجه نیستند، در مسیر این گفت‌وگو حتماً می‌شود به دستاوردهای بهتری رسید.
نعمتی با اشاره به اینکه به ‌طور کلی در این سه الگو، پاشنه آشیل یک گفت‌وگوی ثمربخش، نبود اعتماد است، خاطرنشان می‌کند: باید میان قشر نوجوان و جوان، گروه‌های فکری و نخبگانی و حاکمیت و مردم یک اعتماد واقعی حاصل شود. اعتماد، یک عقبه و سیر تاریخی دارد که باید مسیر آن را از هر زمان که تصمیم گرفته می‌شود، اصلاح و این اعتماد را محکم کرد تا بتوان صادقانه و شفاف وارد تعامل و گفت‌وگو شد.
او ادامه می‌دهد: درباره ایجاد اعتماد می‌توان به نکاتی همچون حس همدلی در فضای اجتماعی اشاره کرد. اینکه مردم احساس می‌کنند حاکمیت از درد آن‌ها خبر ندارد، نشانه خیلی بدی در فضای اجتماعی است و باید برای شکل‌گیری حس همدلی، این گفت‌وگوها را جدی گرفت. وقتی در مورد نشانه همدلی، این نگاه منفی وجود دارد، باید بهبود پیدا کند تا آن اعتماد ایجاد و زمینه برای یک گفت‌وگوی سازنده و خوب فراهم شود.
این کارشناس رسانه در مورد دو آسیب مهم این گفت‌وگوها بیان می‌کند: دو قطبی‌سازی یکی از آسیب‌ها در گفت‌وگوهاست؛ زیرا هنگامی که جامعه دوقطبی‌سازی را تجربه می‌کند، پل ارتباطی میان نسل‌ها، اقشار و حاکمیت و مردم در دوره‌های مختلف تخریب می‌شود. از این رو این قطب‌بندی‌ها موجب شده یک‌سری حرف‌ها فقط عنوان شود و طرفین هم آن حرف‌ها را می‌گویند که صرفاً گفته باشند و وقتی در مقام شنونده هستند، تنها برای پاسخ دادن، حرف‌ها را می‌شنوند؛ یعنی شنوده بودن فعال هیچ وقت اتفاق نیفتاده تا آن تجربه دلپذیر از این گفت‌وگوها شکل بگیرد.
نعمتی با بیان اینکه آسیب دوم، نبود گفت‌وگو همراه با عمل است، می‌گوید: مردم باید ببینند این گفت‌وگوها تنها به حرف ختم نمی‌شود و یک‌جایی به عمل تبدیل و ثمره آن به یک اتفاق مثبت و دلپذیر منجر می‌شود. در گفت‌وگوهای دوران انتخابات، گفت‌وگوهای پس از دوران اعتراض و آشوب‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای دوران گذار دولت‌ها باید احساسی در مردم شکل بگیرد که اگر حرفی را می‌شنوند یا دغدغه‌ای را به اشتراک می‌گذارند، یک شنونده فعال آن دغدغه را می‌شنود و در مرحله بعد به یک طرح و اقدام برای حل مسئله مردم تبدیل می‌شود. حتی اگر مردم ببینند مسئله‌شان حل نمی‌شود؛ اما شنونده فعالی وجود دارد که پس از شنیدن مشکل، تلاشی برای حل مسئله‌شان در سطح اجتماعی و کشور انجام می‌دهد، حتماً این گفت‌وگوها اعتمادزاتر و مسئولانه‌تر خواهد بود.

بهترین مدل گفت‌وگو در بستر حوزه علمیه و دانشگاه شکل می‌گیرد

محمد حسین‌زاده، فعال رسانه‌ای و مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی نیز در این باره در گفت‌وگو با طوس اظهار می‌کند: در فضای فرهنگی و آموزشی کشور امکان و بستر گفت‌وگو همیشه فراهم بوده است. شاید کم‌توجهی به این موضوع سبب شده کمی غفلت کنیم. اندکی هم تحت تأثیر فضاهای روانی که دشمن ایجاد می‌کند، فراموش کرده‌ایم که گفت‌وگو همیشه پایه و مبنای بسیاری از تعاملات اجتماعی ایرانیان بوده است.
وی می‌افزاید: تقریباً از سال ۱۳۸۲-۱۳۸۱ رهبر معظم انقلاب چندین بار برای برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها تذکر دادند و دانشگاه‌ها و تشکل‌های دانشجویی را مأمور به این کار کردند. در بعضی از دانشگاه‌ها نیز کرسی‌های آزاداندیشی برگزار می‌شد؛ اما چون فضاهای سیاسی حاکم بر کشور و فضاهای خارجی، این جنس گفت‌وگوهای مبتنی بر منطق را نمی‌پسندیدند و به‌ دنبال فضاهای تند خارج از منطق و گفت‌وگو بودند، اجازه دیده شدن این جنس گفت‌وگوها و ارتباطات را نمی‌دادند.
این فعال رسانه‌ای با بیان اینکه بهترین مدل گفت‌وگو مدلی است که از بستر حوزه علمیه و دانشگاه شکل بگیرد، متذکر می‌شود: گفت‌وگوها باید مبتنی بر منطق و استدلال‌های علمی باشند. اگر بتوانیم این جنس گفت‌وگوها را در جامعه ترویج کنیم و وقتی افراد با موضوعات مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبه‌رو می‌شوند، به دنبال منطق و استدلال باشند، زمانی که مورد هجمه و عملیات روانی افراد مغرض و دشمن قرار می‌گیرند، کمتر تحت تأثیر آن واقع می‌شوند.
حسین‌زاده خاطرنشان می‌کند: در فضای دانش‌آموزی و بستر آموزش و پرورش نیز باید کلاس‌هایی را به این موضوع اختصاص داد. درس‌هایی مانند دین و زندگی، تاریخ و آمادگی دفاعی نباید کلاس‌هایی یک‌طرفه باشند که دانش‌آموز فقط شنوده محسوب شود؛ بلکه باید جایی باشد که او بتواند از مسائلی که در خانواده به او گفته شده یا در جامعه با آن روبه‌رو است و در کتاب درسی آمده، انتقاد کند و شبهه‌هایش را بگوید.
او ادامه می‌دهد: باید آموزش و پرورش کلاس‌های مبتنی بر علوم انسانی را با حضور یک متخصص و کارشناس خبره به کلاس‌های گفت‌وگوی آزاد تبدیل کند تا او مبنای گفت‌وگوی مبتنی بر منطق و استدلال را رشد داده و به دانش‌آموزان آموزش دهد که چگونه باید مبتنی بر عقل و منطق گفت‌وگو کرده، از عقیده خود دفاع کنند و فریب عملیات‌های روانی را که حامل دروغ‌ها و فریب‌های بزرگ است، نخورند.
مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی متذکر می‌شود: بسترهای دیگری هم از گذشته مانند مسجد وجود داشته که همیشه جایگاه گفت‌وگو و رجوع مردم برای حل مشکلاتشان بوده است. بعضی از مسئولان هم به این موضوع اهتمام داشته‌اند؛ اما فراگیر نبوده؛ به عنوان مثال مسئولان شهری در مساجد مختلف شهر حاضر شدند و مسئولان استانی و ملی هم به مساجد جامع و اصلی شهر آمدند. در این دیدارها کلام و بیان مردم را شنیدند و پاسخگوی آن‌ها بودند.
حسین‌زاده با بیان اینکه قانونی که اکنون مقدمات آن در مجلس در حال آماده ‌شدن است، می‌تواند بسیار مؤثر باشد، خاطرنشان می‌کند: اگر فردی به موضوعی اعتراض دارد، باید در بستر استدلال و منطق، اعتراض خود را بیان کند. هیچ انسان معترضی شهر خود را نابود نمی‌کند و به آتش نمی‌کشد. بنابراین می‌بینیم در فتنه اخیری که پشت سر گذاشتیم، مردم به سرعت متوجه شدند چه دست‌هایی پشت این ماجراست و مسیر خود را جدا کردند؛ چرا که اعتراض با اغتشاش متفاوت است. انسانی که استدلال نداشته باشد، اتوبوس‌های شهری و ساختمان‌ها را آتش می‌زند.
او عنوان می‌کند: جمهوری اسلامی باید برای اعتراض منطقی مردم بستری را ایجاد کند و در این زمینه فضاهایی فراهم شود که اگر فردی، تشکلی و یا صنفی به موضوعی اعتراض دارد، در آنجا بتواند هم اعتراض خودش را بگوید و هم آن موضوع را به صورت قانونی پیگیری کند تا بستر حضور مسئول مربوط برای پاسخ‌گویی به آن اعتراض فراهم
شود.
این فعال رسانه‌ای متذکر می‌شود: ۹۰ میلیون ایرانی باید این را تمرین کنند که با هر سلیقه فکری و اعتقادی، همه برای این آب و خاک هستیم. وقتی دو ایرانی با هم اختلاف نظر دارند، هیچ وقت نمی‌روند شیشه خانه‌شان را بشکنند؛ زیرا زیر یک سقف و خانه زندگی می‌کنند. به همین خاطر خانه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، به دلیل اختلاف نظری که دارند، به آتش نمی‌کشند. تنها کسی که دوست دارد این خانه آتش بگیرد، فردی است که از اساس، با بودن این خانه مخالف است که آن هم دشمن خارجی
خواهد بود.
حسین‌زاده می‌افزاید: عموم مردم به ویژه نخبگان با نگاه‌ها و سلیقه‌های متفاوت یا متضاد باید گفت‌وگوی مبتنی بر منطق و استدلال و عقل را تمرین کنند؛ گفت‌وگویی که نشان دهد ما ایرانی و متعهد به این آب و خاک هستیم. این اتفاق موجب می‌شود این کار به بقیه جامعه تسری یابد و سایر گروه‌های جامعه نیز یاد بگیرند این‌گونه گفت‌وگو کنند. با این کار هم احترام یکدیگر را حفظ خواهند کرد و هم منطق و استدلال را سرلوحه قرار خواهند داد. به نظرم رسانه‌ها هم می‌توانند با برگزاری جلسات گفت‌وگو و میزگرد میان نخبگان و با استفاده از سایر بسترهای رسانه‌ای موجود، در این زمینه مؤثر باشند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha