برنامه «زمانه» به تهیهکنندگی سیدمجید اکرمی، سردبیری علیرضا ملوندی و با اجرای امین سلیمی و محسن آزادی، کاری از گروه معارف اسلامی شبکه۲ سیماست که تا پایان دیماه ۱۴۰۴ هر شب حوالی ساعت ۲۲ تا ۲۴ و از هفته بعد در روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه ساعت ۲۲ روی آنتن میرود. این برنامه با دعوت از کارشناسان و تحلیلگران حوزههای مختلف میکوشد موضوعات پیچیده و چالشبرانگیز روز از جمله تحولات اجتماعی و ناآرامیهای اخیر را از زاویههای گوناگون بررسی کرده و گامی مؤثر در راستای تعامل سازنده و روشنگری خانوادههای مخاطب خود بردارد. در ادامه، گفتوگوی ما با سیدمجید اکرمی، تهیهکننده برنامه «زمانه» را میخوانید. اکرمی پیش از این تهیهکنندگی برنامههای «آیینهخانه»، «علامت»، «سفیران مهر» و «کلاس مجردها» را برعهده داشته است.
آغاز «زمانه» با رویکرد مسئلهمحور
اکرمی درباره آغاز پخش این برنامه توضیح داد: برنامه «زمانه» همزمان با شهادت اسماعیل هنیه روی آنتن رفت و اجرای آن بر عهده امین سلیمی بود. از ابتدا، برنامه با رویکردی مسئلهمحور طراحی شد؛ به این معنا که به دغدغههای اقشار مختلف جامعه میپرداخت و مطالبهگری نسبت به برخی مشکلات مشخص کشور را در دستور کار داشت. برنامه در آن مقطع، در سه روز ابتدای هفته پخش میشد. با پیش رفتن برنامه و همزمانی آن با تحولات بعدی از جمله شهادت سیدحسن نصرالله، در مناسبتها و روزهای خاص مانند عید فطر و ۲۲بهمن، «زمانه» بهعنوان برنامه منتخب شبکه انتخاب شد. اساساً ماهیت این برنامه پرداختن به اتفاقهای روز و همان لحظه است به همین دلیل با رسیدن به ایام جنگ ۱۲روزه، این مسئولیت و رسالت بر عهده برنامه زمانه قرار گرفت. در جریان اتفاقات اخیر و ناآرامیهایی که صورت گرفت، ترکیب اجرایی آقایان محسن آزادی و امین سلیمی شکل گرفت. برنامه در ابتدا بهصورت تکمجری اجرا میشد، اما پس از جنگ ۱۲روزه به اجرای دونفره رسید و این زوج اجرایی توانستند در کنار یکدیگر پوشش بهتری از مسائل مختلف ارائه دهند. یکی از مهمترین اهداف ما این بود که اخبار را بهصورت لحظهای و متناسب با شرایط برنامه زنده، اما با ادبیات و زبان ویژه خود زمانه به مخاطب منتقل کنیم.
اکرمی با اشاره به لحن برنامه تأکید کرد: گاهی اوقات اخبار ذاتاً سخت و سنگین هستند، اما ما تلاش کردیم بیان برنامه نرمتر و هنرمندانهتر باشد. این بیان در برخی مواقع با شعر و رجزخوانی و در مواردی دیگر با یادآوری روایاتی از صحیفه سجادیه و نهجالبلاغه همراه میشد. همین رویکرد نرم و در عین حال محتوایی سبب شد برنامه با استقبال مخاطبان روبهرو شود و لطف آنها شامل حال ما باشد. نتیجه این بازخوردها، شکلگیری نسخه آخر هفتهای برنامه زمانه و افزایش اعتماد شبکه به این برنامه بود؛ اعتمادی که موجب شد در مقاطع خاص از جمله هفتههای اخیر، حضور پررنگتری در آنتن داشته باشیم.
روایت مستند و پژوهشی شهادتها
این تهیهکننده درباره تغییر رویکرد برنامه گفت: با گذر زمان، رویکردهای ما نیز دستخوش تغییر شد. برای مثال، روایت چگونگی شهادت افراد و بیان مظلومیت آنها جزو اهدافی بود که در این هفته و به اقتضای زمان به محتوای برنامه اضافه شد. در همین روایتها، نکتهای که اهمیت داشت، نحوه جمعآوری مستندات و اطمینان از واقعی و مستند بودن آنها بود؛ یعنی ارائه بیانی دور از احساسات و بر اساس مستندات قابل اثبات. در این مسیر، پژوهشگران متعددی با ما همکاری کردند و زحمات زیادی کشیدند تا به اطلاعات دقیق و جامع درباره شهدا دست پیدا کنیم. از جمله این گروه، مجموعه آقای محمدمهدی رحیمی، پژوهشگر و روایتنویس بودند که حضوری فعال و میدانی داشتند و در معراج شهدا نیز نقش برجستهای ایفا کردند. آنها توانستند دستهبندی موفق و دقیقی نسبت به شهدا و نحوه شهادتشان ارائه دهند. در روایتهایی که در برنامه ارائه شد، تلاش کردیم همپوشانی مناسبی نسبت به همه شهدا داشته باشیم. با این حال، روایت دسته اول شامل مواردی است که مستندات بیشتری در اختیار ما بوده و امکان بیان واقعیت ماجرا به مخاطب فراهم شده است.
احترام به خانواده و ملاحظات سنی
وی درباره حساسیتهای مربوط به فضای خانواده و محدودیتهای محتوایی روی آنتن زنده توضیح داد: شبکه۲، شبکه خانواده است بنابراین ما موظفیم احترام کامل به مخاطب خانوادهمحور داشته باشیم؛ چه در انتخاب تصاویر و چه در لحن و بیان برنامه. از طرفی، در هفتههای اخیر جنایتی رخ داد که پرداختن به آن اهمیت بالایی داشت، زیرا مخاطب باید بداند کف میدان، با وجود نبود اینترنت، چه اتفاقاتی رخ داده است و این نکته، اهمیت مرجعیت رسانهای تلویزیون را دوچندان میکند. تلاش کردیم همپوشانی مناسبی ایجاد کنیم؛ یعنی هم اطلاعرسانی دقیق و هم رعایت ملاحظات بصری. برخی اتفاقات را نمیتوان بهصورت تصویری نشان داد، ولی از پیش به مخاطبان اطلاع داده شده بود که بخشهایی از روایتها برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست و حضور والدین الزامی است. به این ترتیب، مخاطبان میدانستند که بیان آقای رحیمی و تصاویری که ارائه میشود، متناسب با سن پایین نیست. هرچند ما برنامه را مخصوص نوجوانان طراحی نکرده بودیم، اما دیدیم برخی عاملان به دلیل شستوشوی مغزی و فرهنگ غلط در میان نوجوانان هم بودهاند. بنابراین خود را ملزم دانستیم در مواردی همین نوجوانان را نیز مخاطب قرار دهیم تا بتوانند مراقب خود، دوستان و هیجاناتشان باشند و از مخاطرات احتمالی آگاه شوند.
اکرمی با بیان چگونگی بدست آمدن منابع و اطلاعات برنامه گفت: یکسری از منابع و اطلاعاتی که به دست ما میرسد، مستند هستند و گاهی اوقات این مستندات توسط معاونت سیاسی در اختیار ما قرار میگیرد. ما روی این اطلاعات کار کرده و آنها را برای پخش آماده میکنیم. با این حال، اینکه بخواهیم مستقیماً نوجوانان را به عنوان مخاطب هدف برنامه قرار دهیم، از اهداف اصلی برنامه زمانه شبکه۲ نبوده است. هر چند به صورت طبیعی، بخش قابل توجهی از نوجوانان هم جذب برنامه میشوند، به خصوص در نسخههای عادی آخر هفته که مخاطب پرطرفدار ما را تشکیل میدهند، تعامل دارند و حتی محتوا برای ما ارسال میکنند و ما آن را پخش میکنیم. اما اینکه هدف خود را روی جذب نوجوانانی که در کف میدان حضور داشتهاند و اساساً مخاطب تلویزیون نیستند، قرار دهیم، نه این هدف اصلی ما نیست. ما همواره سعی کردهایم بیان واقعیت را حفظ کنیم تا روایت ما از دل برآید و بر دل بنشیند.
اکرمی درباره بخشهای فرهنگی و عادتسازی در برنامه افزود: «زمانه» در برخی خردهکارها تلاش میکند عادتسازی کند. به عنوان مثال، هر شب موضوع جمعخوانی داریم که شامل برنامههای مختلف مانند ختم صلوات و فعالیتهای مشابه است. هدف این است که مخاطب برنامه، ضمن تماشای برنامه، یک کار مفید و جمعی انجام دهد. چند هفتهای است که شبهای جمعه، سوره جمعه را جمعخوانی میکنیم. این قرائت بر اساس قرائت رهبر معظم انقلاب است و حدود ۳دقیقه طول میکشد. این آیتم به صورت همزمان توسط مجریان اجرا میشود و مخاطب نیز میتواند همراه شود. این نوع عادتسازی کمک کرده این فعالیتها بهمرور به فرهنگ تبدیل شوند. پیامهایی از مخاطبان دریافت میکنیم که نشان میدهد این خردهکارها در زندگی روزمره آنها اثرگذار بوده است؛ برای مثال برخی میگویند صدقه دادن را با یادآوری ما انجام دادهاند یا آشتی کردن با قرآن را از برنامه یاد گرفتهاند. حتی برخی اشعار که توسط مجریان خوانده میشوند و همراه با اشعار حافظ، سعدی و دیگر شعرای کلاسیک است، برای مخاطب جذابیت ایجاد میکند و توانسته رفتار آنها را تحت تأثیر قرار دهد. اینها نمونههایی از خردهکارهایی است که برنامه زمانه تلاش کرده برای مخاطب تأثیرگذاری واقعی داشته باشد.
رویکرد برنامه زمانه در مواجهه با بحرانها
اکرمی درباره تغییر رویکرد برنامه زمانه در مواجهه با حوادث اخیر توضیح داد: پیش از نوزدهم دی ماه، زبان و روایت برنامه زمانه عمدتاً زبان اعتراضی نسبت به مسائل اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم بود، اما با ورود تروریستها به میدان و علنی شدن اقداماتشان، طبیعتاً رویکرد برنامه به حمایت و طرفداری از نظام تغییر یافت. از سوی دیگر، جنایتی که این گروه رقم زد، جنایتی با ابعاد مختلف بود و مخاطبی که دسترسی به اینترنت ندارد، عملاً از جریان عقب میماند.
ما هرگز فراموش نکردیم که چه اتفاقاتی رخ داد که وضعیت به این مرحله رسید و همچنان پیگیر این مسائل هستیم و به هیچ عنوان آنها را رها نمیکنیم. بالاخره باید وضعیت کشور و شرایط زمانی که در آن هستیم را در نظر بگیریم. وقتی همه المانها کنار یکدیگر قرار میگیرند، ما ادبیات خودمان را انتخاب و متناسب با آن رفتار میکنیم.
توجه به مسائل اجتماعی و حرفهای
تهیهکننده «زمانه» در ادامه با اشاره به توجه برنامه به موضوعات مختلف اجتماعی و حرفهای عنوان کرد: مثلاً در کدام برنامه تلویزیونی، پیگیری مسائل پرستاران صورت گرفته است؟ یا موضوع اعتراض و اعتصاب کارکنان پتروشیمی تا چه حد پوشش داده شده است؟ ما اختصاصاً چنین اقداماتی انجام دادهایم؛ برای مثال، یکی از نمایندگان معترض پتروشیمی را به برنامه آوردیم، فرصت و آنتن زنده به او دادیم و مسائل آنها را مطرح کردیم. این اقدامها همراه با مناظرات قبلی و پرداختن به موضوعات و بیانات مجریان، بخشی از ادبیات ویژه برنامه زمانه است.
چطور میتوان خانوادهای که تماماً خود را گوش شنوای شبکههای بینالمللی کرده، جذب کرد؟ من بهعنوان برنامهساز و کسی که کف میدان حضور دارم و تلاش میکنم بهترین دوساعتی را برای مخاطب ایجاد کنم، نمیتوانم به سراغ پیشینههایی بروم که سبب شده مخاطب به سمت شبکههای معاند برود. تجربه من از برنامهسازی در زمانه نشان میدهد بهترین روش برای تثبیت خود در ذهن مخاطب، لحن و بیان است. اگر لحن و بیان ما بتواند تفاوت ایجاد کند و اخبار سخت را نرم و قابل فهم ارائه دهد، مخاطب خاص خود را پیدا میکند. نمونه آن را هم داریم؛ وقتی مجریان با افراد مختلف در جامعه مواجه میشوند، میبینند از فرهنگها و رفتارهای مختلف، اقبال مردم نسبت به دریافت اخبار سخت به صورت نرم بسیار بالاست. این بیان جویده و فکرشده به مخاطب کمک میکند تفاوت را درک و پیام برنامه را بهتر دریافت کند.
وی افزود: برای من و عوامل برنامه، داستان ملینا که با پدرش برای تهیه شیر خشک و دارو به داروخانه رفته بود و شهید شد، لحظات بسیار حساس و دردناکی بود. تصور کنید پدری که فرزند خردسال خود را از دست داده و با آن حجم از احساسات مجبور است دست خالی به خانه بازگردد؛ برای هر انسانی آزاردهنده و سخت است. برنامه ما نیز بسیار تحت تأثیر این داستان قرار گرفت و هر شب در همان تایم پخش، یاد این شهدا را گرامی میداریم. همچنین داستان خانم پرستار رشتی، خانم مرضیه نبوینیا که هنگام حمله تروریستها در درمانگاه بالای سر یک کودک بود و برای محافظت از او بیرون نرفت و در نهایت زندهزنده سوخت، برای ما بسیار پررنگ و تأثیرگذار بود. یک عملیات تروریستی اتفاق افتاده و مردان میدان در این عملیات جان خود را از دست دادهاند. ما نیز به معراج شهدا رفتیم و گزارش تهیه کردیم. لحظات بسیار سختی بود به خصوص برای شهدایی که به روشهای خاص و عجیب و وحشتناک از دنیا رفتهاند و دردهای فراوانی تحمل کردهاند. اما وقتی انسان میبیند در این جنگ، کودک سه ساله و یک خانم پرستار نیز میان شهدا بودهاند، تلخی حادثه دوچندان میشود. واقعاً این افراد چه گناهی کرده بودند؟ به همین دلیل، شهادت این دو نفر برای ما اهمیت ویژهای دارد. ما از مردان میدان انتظار داریم پای اعتقادات خود بایستند و در نهایت به شهادت برسند، اما کودکی سه ساله در این شرایط، هیچ گناهی ندارد و این واقعیت باید برای مخاطب ملموس و روشن باشد.




نظر شما