حالا فرض کنید اتصال اینترنت بینالملل هم برقرار شد؛ آن وقت مثل قبل، روزِ اغلب ما با نگاه به گوشی آغاز میشود و باز هم شروع میکنیم به رصد پیام، خبر و پستهای گوناگون در شبکههای اجتماعی. یعنی عادتی که شاید طی دو هفته وقفه اینترنتی، داشت از سرمان میافتاد، برمیگردد. اضطراب و نگرانی روزهای پراغتشاش و ناآرامی تمام شده، در شبکههای اجتماعی هم نه اتفاق تازهای رخ داده و نه حادثهای غیرمترقبه، اما همین گشت وگذار اینترنتی، اسکرول کردن، از این خبر به آن پست رفتن و از این گروه به آن کانال و صفحه و... تلواسه و دلهره خزندهای را رقم میزند که خیلی آرام و نامحسوس، جای خالی اضطرابهای دوران اغتشاش را میگیرد. جامعهشناسان و روانشناسان چنین مواقعی از «اضطراب پنهان» صحبت میکنند.
بدتر از خبر بد
اما «اضطراب پنهان» چطور از دل اخبار و شبکههای اجتماعی به زندگی ما رسوخ میکند؟ چه نشانههایی دارد و چطور میتوان بدون گریز از دنیای جدید، بدون انکار واقعیتهای اجتماعی و با انتخابهای آگاهانهتر، سلامت روان را در زندگی روزمره حفظ کرد؟ «عصرایران» در این باره مینویسد: «اخبار منفی همیشه وجود داشتهاند؛ تفاوتِ امروز در دسترسیِ بیوقفه به اخبار بد و تداوم آنهاست. گوشیهای هوشمند موجب شدهاند اخبار همیشه و هر لحظه در دسترس باشند و ذهن ما پیوسته در حالت آمادهباش باقی بماند». البته روانشناسان معتقدند مشکل فقط خبرهای بد نیست؛ بلکه همین حضور بیوقفه اخبار و مدام در معرض خبر بودن، آزاردهنده است. مغز انسان به اطلاعات تهدیدکننده حساستر است؛ خصیصهای که زمانی برای بقا مفید بود، اکنون میتواند به منبع اضطراب مزمن تبدیل شود. وقتی هر روز با خبرهای نگرانکننده روبهرو میشویم، جهان ناامنتر از آنچه هست به نظر میرسد. این وضعیت بهویژه زمانی تشدید میشود که خبرهای منفی بدون تحلیل یا چشمانداز ارائه شوند. در چنین شرایطی، فرد احساس میکند کنترلی بر آینده ندارد و همین حس ناتوانی یکی از ریشههای اصلی اضطراب پنهان است.
خیلی از ما ساعتها ذهنمان را با پردازش اخبار نگرانکننده پر میکنیم در حالی که مصرف بیرویه اخبار چیزی به آگاهیمان اضافه نمیکند که هیچ؛ بلکه انرژی روانیمان را تحلیل میبرد و فرسودگی ذهنی را به ارمغان میآورد!
ضمن اینکه اضطراب ناشی از اخبار مداوم میتواند با تضعیف تمرکز، کاهش کیفیت خواب و بیحوصلگی در روابط اجتماعی همراه شود.
این نوع اضطراب فقط از خبرهای رسمی ناشی نمیشود؛ گاهی فقدان اطلاعات دقیق و شفاف عامل اضطراب است. در شرایطی که دادهها ناقص، دیرهنگام یا متناقض هستند، شایعه جای تحلیل را میگیرد و ذهن تلاش میکند خلأ دانستن را پر کند. شایعهها اغلب بر پایه ترس ساخته میشوند و ذهن را در حالت پیشبینی فاجعه نگه میدارند. روانشناسان میگویند: ابهامِ طولانیمدت، اضطرابآورتر از خبر بدِ قطعی است».
وسواس خبری
در زندگی روزمره، این نوع اضطراب میتواند به شکل وسواس خبری یا اجتناب کامل از اخبار ظاهر شود. ذهنی که در حالت تعلیق قرار دارد، خستگی روانی و بیقراری مداوم را تجربه میکند. بسیاری از افراد ساعتها ذهن خود را با احتمالات و شایعهها مشغول میکنند و این مسئله چرخه اضطراب پنهان را تقویت میکند.
نبود اطلاعات شفاف موجب میشود فرد در تصمیمگیریهای روزمره دچار تردید شود و احساس کند بر زندگیاش احاطه ندارد. همین احساس بیقدرتی فشار روانی را تشدید میکند و موجب میشود اضطراب خاموش به بخشی ثابت از زندگی تبدیل شود.
اضطراب ناشی از ابهام میتواند با اختلال در برنامهریزی، کاهش اعتماد به نفس و افزایش بیقراری روزانه همراه شود. بنابراین شناخت و مدیریت منابع اطلاعاتی یکی از گامهای کلیدی برای مقابله با اضطراب پنهان است.
ضمن اینکه شبکههای اجتماعی فقط خبررسانی نمیکنند. در این فضا امکان مقایسه زندگی افراد هم فراهم میشود. در کنار اخبار نگرانکننده، تصاویر زندگیهای موفق و ظاهراً بیدغدغه نیز دیده میشود. این تضاد موجب میشود فرد حس ناامنی نسبت به جهان داشته باشد و خود را ناکافی ببیند.
از سوی دیگر سرعت بالای ارائه محتوا در شبکههای اجتماعی اجازه نمیدهد فرد احساسات خود را پردازش کند و همین امر موجب انباشت خستگی و فشار روانی میشود. بسیاری از کاربران پس از گشتوگذار طولانی در شبکهها، احساس سنگینی و خستگی ذهنی دارند، بدون اینکه دلیل آن را بدانند.
در چنین شرایطی، رابطه با شبکههای اجتماعی باید بازتعریف شود. حذف کامل این شبکهها منطقی نیست. استفاده باید کاربردی، آگاهانه و محدود باشد و مرزگذاری روشنی برای حفاظت از سلامت روان صورت گیرد. روانشناسان پیشنهاد میکنند زمان استفاده و نوع محتوای مصرفی آگاهانه انتخاب شود تا اضطراب کاهش یابد.
روانشناسان میگویند بدن معمولاً زودتر از ذهن متوجه اضطراب میشود. یکی از ویژگیهای اضطراب پنهان هم علائم جسمانی مشخص است؛ علائمی مثل بیخوابی، دلدرد، سردرد، تپش قلب یا خستگی مداوم.
بسیاری از افراد این نشانهها را به فشار کار یا کمخوابی نسبت میدهند و از ریشه روانی آنها غافلاند. سرکوب احساسات و مهار این علائم با تجویزهایی چون «باید عادت کنم» یا «همه همینطورند» ممکن است در کوتاهمدت کمککننده باشد، اما در بلندمدت فرساینده است.
شناخت این علائم و پذیرش اینکه اضطراب فقط یک احساس گذرا نیست؛ بلکه تجربهای جسمی و روانی محسوب میشود، گامی مهم در مراقبت از سلامت روان است.
اخبار بد خیلی هم بد نیستند!
برای مقابله با اضطراب پنهان، روانشناسان توصیه میکنند انتخابها و رفتارهای روزمره را تغییر دهیم.
مصرف اخبار را حذف نه؛ بلکه زمانبندی کنید. محدود کردن زمان مشاهده خبر به یک یا دو بازه مشخص در روز، فشار روانی را کاهش میدهد.
منابع خبری معتبر و محدود انتخاب کنید؛ چون این کار موجب کاهش بیقراری ذهن میشود.
رابطه با شبکههای اجتماعی را بازتعریف کنید. فاصله گرفتن آگاهانه از محتواهای مقایسهای، خاموش کردن اعلانها و تنظیم زمان استفاده، به ذهن فرصت آرامش میدهد.
به بدن و نیازهای جسمیتان توجه کنید؛ چون خواب منظم، ورزش سبک و تنفس آگاهانه به تنظیم سیستم عصبی کمک میکند.
اضطراب را به زبان بیاورید. نوشتن احساسات، گفتوگو با افراد مورد اعتماد یا کمک گرفتن از مشاور مانع انباشت فشار روانی میشود.
روانشناسان یادآوری میکنند «آرامش به معنای حذف مسئله نیست؛ بلکه با تغییر دادن نسبت خودمان با مسئله به وجود میآید».
البته همه اینها سبب نشود که متهم اصلی اضطراب پنهان یعنی «خبر بد» و یا اخبار بحرانی را بد و بهدردنخور تلقی کنیم. اگرچه دسترسی مداوم به اخبار اغلب منبع اضطراب است، اما این وضعیت میتواند فرصتی برای آگاهی و آمادگی بیشتر هم باشد. روانشناسان میگویند: «دسترسی به اخبار بهخودیخود بد نیست؛ مهم نحوه مدیریت و انتخاب خبر است». افراد میتوانند با مشاهده آگاهانه اخبار، تصمیمهای روزمره و خانوادگی را هوشمندانهتر بگیرند و به روندهای اجتماعی و اقتصادی واکنش نشان دهند. بحران خبری میتواند توان پیشبینی و آمادگی برای وقوع رویدادها را افزایش دهد. افرادی که اخبار را آگاهانه دنبال میکنند، اغلب از تغییرات اجتماعی، اقتصادی یا محیطی زودتر مطلع میشوند و میتوانند تصمیمهای خود را بهشکل آگاهانهتری اتخاذ کنند.
خیلیوقتها محتوای خبر اهمیت چندانی ندارد، ولی نحوه مواجهه ما با خبر میتواند اضطرابآور باشد. مواجهه آگاهانه، یعنی همان راهحلهایی که بالاتر گفتیم: شناخت منابع مطمئن، محدود کردن زمان مصرف اخبار و تحلیل محتوا به جای پذیرش صرف، میتواند فشار روانی ناشی از بحران خبری را کاهش دهد و فرد همزمان از مزایای اطلاعرسانی بهرهمند شود.



نظر شما