صعود جریان اسلامگرا و دستیابی آن به مؤلفههای اصلی قدرت سیاسی(پارلمان و ریاست جمهوری) در یک رقابت پیچیده با جریان سکولار و نهاد نظامی امری غیرمنتظره نبود، چرا که اخوان المسلمین در نبود اپوزیسیون قوی و در یک تفاهم نانوشته با نهاد نظامی توانست با استفاده از ظرفیتهای سلفیها وزن سیاسی خویش را برجسته ترسازد. در این میان تأکید مصر بر احترام به قراردادهای گذشته و حفظ روابط راهبردی با مجموعه غرب و تلاش برای آشتی گروههای فلسطینی و نیز حفظ نقش تاریخی برای برقراری صلح میان اعراب – اسراییل نشان داد که مصر جدید به دنبال خلق فرصت جدید در منطقه و تأمین منافع ملی خویش از طریق گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با قدرت خارجی است و مصر جدید را نباید به عنوان عنصر اخلالگر و بر هم زننده اوضاع و وضعیت موجود دانست.
تداوم جدال فرسایشی میان مخالفان دولت المرسی در قالب جبهه نجات ملی به رهبری افراد سرشناسی چون محمد البرادعی و عمرموسی و حمدین صباحی و نیز العواء با طرفدران اخوان المسلمین(حزب آزادی- عدالت) و جریان تندرو سلفی(حزب النور) ضمن تشدید شکاف اجتماعی به ستیز گسترده سیاسی نیز انجامیده است، به طوری که برخی از گروههای هرج و مرج طلب با استفاده از ناتوانی دولت در کنترل اوضاع عملا به تخریب زیر ساختهای کشور روی آورند. از سوی دیگر، گسترش آشوب در شهرهای مهم مصر نظیر پورت سعید و اسکندریه و بیم بسته شدن کانال سوئز، مرکز ترانزیت نفت و گاز به اروپا و آمریکا پس از تأیید حکم خاطیان باشگاه فوتبال این شهر، عملاً این منطقه را به ناحیه نظامی بدل ساخته است . بیتردید جریان اخوان المسلمین به رغم پیشینه 80 ساله و حضور در بدنه اجتماعی جامعه فاقد تجربه حکومت داری است. در کنار آن شخصیت پاردوکسیکال مرسی در گرایش به جریانات مختلف کشور مزید بر علت شده و شرایط سختی را برای ادامه حکومت اسلامگرایان در مصر فراهم ساخته است. همچنین میدان دادن به سلفیهای تندرو در لایههای قدرت و تأکید بر اجرای شریعت اسلام بر بیم و نگرانی جریان غیر اسلامگرا افزوده و رهبران جبهه نجات ملی با اشاره به سابقه تاریخی و فرهنگی مصر و وجود تکثر اقوام، اقدامهای اخوان المسلمین و سلفیها را انحصار طلبی و نادیده گرفتن حقوق خود ارزیابی کرده و به کمتر از برکناری مرسی از قدرت و برگزاری انتخابات دمکراتیک و آزاد تن نمیدهند. از دیگر سو، رفتار مرسی در مواجهه با مخالفان نشانه هایی از تغییر و پذیرش خواسته آنان ارایه نمیدهد. متهم نمودن رهبران جبهه نجات ملی به خیانت به کشور و اعطای اختیارات ویژه به نیروهای امنیتی برای برخورد با معترضان خیابانی نشان از تداوم رویکرد اقتدار و مشت آهنین مرسی با مخالفان خود است. اما امر مسلم این که سقوط جایگاه سیاسی و اجتماعی اخوان را نباید به منزله صعود مخالفان وی قلمداد کرد. تازه ترین نظرسنجیهای انجام شده در مورد میزان اعتماد و اقبال مردم به گروههای سیاسی نشان داد که بیشتر مردم عادی مصر هنوز نام جبهه نجات ملی را نشنیدهاند و حتی افراد آگاه نیز نسبت به نیات رهبران جبهه شک و تردید دارند.
از سوی دیگر باید اذعان نمود که این گروه سیاسی با اهداف متضاد در قالب جبهه نجات ملی در برابر دولت صف آرایی کردند، حداقل دو بار در کارنامه خود تجربه شکست تلخ از جریان اسلامگرا را دارند. درنتیجه ترس از شکستی دیگر در آزمون انتخابات پیچیده پارلمانی باعث گردیده که این جبهه برای مشروعیت زدایی بیشتر از دولت مرسی بحث عدم حضور و تحریم انتخابات آینده را برجسته سازند. بی تردید مشارکت پایین مردم و عدم حضور اپوزیسیون داخلی، وجهه بین المللی دولت مرسی را بیش از گذشته خدشه دار میسازد. دولت مرسی ناچار خواهد بود که برای رفع اتهام از خود در تن ندادن به انتخابات عادلانه و آزاد به برخی از پیش شرطهای مخالفان خود تن دردهد.
در این مسیر دادگاه اداری قاهره نیز این فرصت را برای اپوزیسیون مصر فراهم نموده که با تقویت جایگاه اجتماعی خویش و ارایه رویه های قانونمند و عملگرا برای اداره جمعی جامعه، و نیز با ایفای رسالت تاریخی خود سهم بیشتری از قدرت سیاسی کشور را در آینده از آن خویش نمایند.
اما مشارکت نکردن اپوزیسیون در پروسه سیاسی انتخابات هزینههای سنگین تری را در پی خواهد داشت. چرا که اخوان المسلمین با مشارکت حداقلی و به رغم فضای امنیتی و تشدید اختلافات سیاسی هم برنده مطلق انتخابات پارلمان خواهد شد و فرایند اخوانی شدن قدرت به نقطه پایانی خود نزدیکتر خواهد شد. این بازی خطرناک اپوزیسیون ممکن است که به حذف همیشگی آن از منظومه سیاسی کشور بینجامد، فرایندی که مطلوب جبهه نجات ملی و رهبران آن نیست. پس تأکید بر تحریم نه تنها دستاورد در خور برای جریان لیبرال و ملی و چپیهای ناصری نمیتواند در پی داشته باشد، بلکه این جریان نمیتواند صرفاً با اقدامهای چالش زا از طریق گسترش آشوبهای خیابانی و بیثباتی در کشور به خواست خویش برسد.
منبع: دیپلماسی ایرانی
۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۰:۲۴
کد مطلب: ۱۱۲۶۷۹
داود احمدزاده /تحلیلگر مسائل مصر- بیش از دو سال از تحولات فراگیر سرزمین نیل و قدرت یابی اخوان المسلمین در آن میگذرد.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه



نظر شما