تحولات منطقه

۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۱
کد مطلب: ۱۱۲۸۶۰۵

علیرضا معتمدی با ساخت «دختر پری خانم»، فیلم دیگری در امتداد فضای پیشین آثار خود خلق کرده است.

اندر مصائب پسر مینو خانم
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

علیرضا معتمدی با ساخت تنها سه فیلم، به یک امضای شخصی در سینما دست پیدا کرد؛ فیلمسازی که از همان نخستین تجربه‌ی خود، مؤلفه‌های ثابتی را به جهان آثارش پیوند زد. مؤلفه‌هایی که حتی با تغییر ژانر، اما تم‌ها، فرم، ریتم و یک جهان‌بینی واحد همچنان در آنها تکرار می‌شوند و قابل شناسایی باقی می‌مانند. این تداوم و آگاهی در مسیر فیلمسازی، روندی مشخص به کارنامه‌ی او داده؛ تا جایی که امروز با نمایش تازه‌ترین فیلمش، به‌سادگی می‌توان آن را در امتداد دو اثر پیشین و با همان نشانه‌هایی دید که حالا به شناسنامه‌ سبک شخصی او بدل شده‌اند و در نهایت می‌توان از «رضا» تا «چرا گریه نمی‌کنی» و حالا «دختر پری خانم» را یک سه گانه متصل به هم دانست.

فیلم‌های معتمدی بیش از آن‌که روایت خطی از زندگی باشند، بر پایه‌ی خاطره، رؤیا، ترس، احساس و وسواس شکل می‌گیرند و بازتاب متمرکزی از شیوه زیستن و در نهایت یک اتوبیوگرافی شاعرانه و ذهنی از فیلمساز هستند تا شکلی گزارشی و روایت‌گونه از زندگی‌. از سویی دیگر جهان آثار معتمدی بیش از آن‌که داستان‌محور باشد، ذهنی است و تبلوری از دنیای درونی شخصیت‌ها. او در فیلم‌هایش بر بحران‌های درونی، تنهایی، میل به جمع گریزی، طلب عشق و دوری از آن، شکست عاطفی و سکون تأکید دارد و شخصیت‌هایش اغلب نسخه‌های مختلف یک «منِ واحد» هستند.

علیرضا معتمدی در هر سه فیلمی که ساخته، نه‌تنها خودش نقش اول قصه بوده، بلکه جهان شخصی‌اش را نیز بی‌واسطه پیش روی مخاطب قرار داده است. اما اینکه چطور مخاطب توانسته او را و جهان منحصر به فرد او را بپذیرد دقیقاً به این نکته برمی‌گردد که معتمدی بیش از هر کسی این جهان را می‌شناسد و می‌داند چگونه از پس روایت داستان و خلق و بازنمایی پنهانی‌ترین احساسات و عواطف انسانی بربیاید و چگونه مخاطب را به درون حبابی دعوت کند که در آن، دنیا رنگ‌وبویی فانتزی دارد.

نگاهی به فیلم تازه علیرضا معتمدی؛ اندر مصائب پسر مینو خانم

«دختر پری‌خانوم» در سه پرده روایت می‌شود. آغاز فیلم با داستان «پسر مینو خانم» است؛ مردی تنها در خانه‌ای بزرگ و نسبتاً متروک که از مادرش ــ که بر اثر تصادف به کما رفته ــ مراقبت می‌کند. داستان در روزهای کرونا می‌گذرد و رضا، جز پرستار مادرش، کسی را به خانه راه نمی‌دهد. او تقریباً کار و بار را تعطیل کرده و هر روز مشغول ضبط پادکستی از خاطرات کودکی‌اش است و صداهایی را که تداعی‌کننده‌ی جریان زندگی‌اند، ثبت و برای مادرش پخش می‌کند تا شاید شنیدن صدایی آشنا او را به زندگی بازگرداند. در انتهای این فصل، دختر پری‌خانوم وارد داستان می‌شود؛ زنی که مرد قصه از کودکی عاشقش بوده و حتی دو بار با او ازدواج کرده است! با پیشنهاد دختر پری خانم برای یک همکاری تازه، پای او باز به خانه قدیمی باز می‌شود و پسر مینو خانم را با ترس‌های قدیمی‌اش روبرو می‌کند.

در پرده‌ی دوم با عنوان «شهر هشیاران»، فضای فیلم به‌سمت نمایشنامه‌خوانی و تئاتر متمایل می‌شود؛ از روایت طاووس و حکیم گرفته تا ارجاع‌هایی به عرفان و فلسفه. با پررنگ‌تر شدن حضور دختر پری‌خانوم، جهان فیلم به‌تدریج از فضای غمگین و ایستای مردی تنها فاصله می‌گیرد و به‌ شکلی هنرمندانه به‌سمت جهان زنانه‌ قصه متمایل می‌شود.

نگاهی به فیلم تازه علیرضا معتمدی؛ اندر مصائب پسر مینو خانم

در وانفسای کرونا و تلاش‌های بی‌وقفه مرد برای بازگرداندن مادرش به زندگی؛ سر و کله فرشته آرزوها پیدا می‌شود. شخصیتی که با بازی مرضیه برومند، جان تازه‌ای به داستان می‌بخشد. مرد در کودکی دو آرزو کرده بود که در چهل سالگی برآورده شود. حالا فرشته اینجاست که آرزوها را محقق کند؛ آرزوهایی که دیگر بازگشتی از آنها نیست! ریتم فیلم که تا میانه‌های داستان و پیش از ورود «فرشته‌ی آرزوها» کند و کشدار پیش می‌رفت حالا با حضور فرشته و برآورده شدن آرزوی دوم مرد، فضای سرخوشانه و ضرباهنگ بهتری پیدا می‌کند. و در پرده‌ی سوم با عنوان «فعال کردن اکانت»، معتمدی بار دیگر شخصیت اصلی فیلمش را به جاده‌ای متروکه و بیابانی می‌کشاند، جایی که بیشترین پیوند را میان زمان حال و جهان واقعی با روایت‌های اساطیری برقرار می‌کند و حتی عنوان فیلم نیز رد و نشانی از قصه‌های پریان در خود دارد.

معتمدی در این فیلم هم روی مفاهیمی همچون تنهایی، عشق و آرزو دست گذاشته است؛ این‌که آرزوها از کودکی تا بزرگسالی چطور دستخوش تغییر می‌شوند و حالا در آستانه‌ چهل‌سالگی و در حالی که زندگی پسر مینو خانم سر و سامانی هم ندارد، اما دیگر نه آرزوی اولش را می‌خواهد و نه علاقه دیکته‌شده‌ی عشق کودکی‌هایش را. او حاضر است همه‌چیزش را بدهد تا مادرش از کما بیرون بیاید و در نهایت، این عشق است که به شکلی معجزه‌آسا بار دیگر او را نجات می‌دهد.

اما همچنان یک سوال باقی می‌ماند؛ آیا باید پرونده سه‌گانه شخصی علیرضا معتمدی را با «دختر پری خانم» ببندیم یا منتظر بی قیدی و رهایی دگرباره او در نقش و فیلمی تازه/ تکراری باشیم که اگر از هر چیز این دنیای پرملال و بی امید دل بریده باشد، تناقض و علاقه جالبش به ازدواج و فرزندآوری همچنان پابرجاست! شما موافق تکثیر شخصیت‌هایی چون رضا (رضا)، علی شهناز (چرا گریه نمی‌کنی؟) و پسر مینو خانم (دختر پری خانم) هستید؟

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha