اوریه را دقیقاً در انتهای پنجره نقل و انتقالات تابستان ۱۴۰۴ (ژوئیه ۲۰۲۵) آوردند؛ زمانی که تقریباً تمام بازیکنان باکیفیت بازار، تیمهای خود را پیدا کرده بودند و او بیش از یک سال بدون باشگاه مانده بود (پس از جدایی از گالاتاسرای در تابستان ۲۰۲۴). وقتی بازیکنی در این مرحله هنوز بدون تیم است، معمولاً دو دلیل اصلی دارد: یا کیفیت فنیاش دیگر پاسخگوی سطح رقابتی نیست، یا مشکلات شخصی، رفتاری، مصدومیت یا مسائل پزشکی او را از چشم باشگاهها انداخته است.
در مورد اوریه، هر دو عامل دست به دست هم داده بودند. او ۳۳ ساله بود (متولد دسامبر ۱۹۹۲)، دوران اوجش در پاریسنژرمن (تا ۲۰۱۷) و تاتنهام (۲۰۱۷-۲۰۲۱) خیلی دور شده بود؛ بعد از آن ویارئال، ناتینگهام فارست و گالاتاسرای هم نتوانستند او را به فرم سابق برگردانند. او به تدریج به یک مهره سوخته تبدیل شده بود: شخصیت جنجالی، سابقه مشکلات انضباطی (از جمله درگیریهای معروف در گذشته)، افت عملکرد دفاعی و هجومی، و مهمتر از همه، عدم جذابیت برای باشگاههای اروپایی متوسط هم باعث شد هیچ تیمی ریسک نکند تا اینکه پرسپولیس با هیجان هواداری و نیاز فوری به تقویت کنارهها، او را به عنوان یک «ستاره سابق» جذب کرد.اما ماجرا خیلی زود فاجعهبار شد: بلافاصله پس از عقد قرارداد، تستهای پزشکی هپاتیت B مثبت اعلام شد، کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران او را تا اطلاع ثانوی محروم کرد (حتی از حضور در تمرینات)، و عملاً نیمفصل اول را از دست داد. این بیماری نه تنها او را شش ماه زمینگیر کرد، بلکه کل ماجرای قراردادی را به یک باتلاق حقوقی تبدیل کرد.حالا در بهمن ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶)، پرسپولیس نه تنها نتوانسته با او به توافق فسخ برسد، بلکه اوریه ۶۰۰ هزار دلار مطالبات کامل خود را طلب میکند و پرونده به کمیته انضباطی فیفا کشیده شده.
باشگاه امیدوار است به دلیل عدم پایبندی اوریه به قرارداد (عدم بازگشت به تمرینات) حکم بگیرد، اما واقعیت تلخ این است که احتمال محکومیت پرسپولیس به پرداخت غرامت بسیار بالاست؛ چون نام او هنوز در لیست خارجیها مانده، بازی نکرده، و این یعنی خطر از دست دادن یک سهمیه خارجی برای فصل بعد هم وجود دارد.این دقیقاً همان اشتباه استراتژیک کلاسیک است که بارها در فوتبال ایران تکرار شده: خرید بازیکن نامآشنا اما رو به افول در آخرین لحظات، فقط برای راضی کردن هواداران و ایجاد هیجان رسانهای، بدون بررسی دقیق ریسکهای پزشکی، رفتاری و فنی. نتیجه؟ ضرر مالی سنگین، از دست دادن سهمیه، و یک تجربه تلخ دیگر در کارنامه نقل و انتقالات سرخپوشان.
پرسپولیس میتوانست با صبر بیشتر یا انتخاب گزینههای کمتر پرزرقوبرق اما مطمئنتر، از این فاجعه مدیریتی جلوگیری کند. اوریه نه اولین و نه آخرین «ستاره سوخته» است که با هیجان هواداری به ایران آمده و با دردسرهای حقوقی و مالی رفته؛ اما ظاهراً درس عبرت نمیگیریم. این ماجرا بیش از آنکه داستان یک بازیکن باشد، یادداشتی انتقادی بر سبک مدیریت هیجانی و بدون برنامهریزی در یکی از بزرگترین باشگاههای ایران است.




نظر شما