همزمان با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات و افت نسبی قیمت دلار، طلا و سکه، اقتصاد ایران در وضعیتی معلق قرار گرفته است. نه نشانهای از گشایش قطعی دیده میشود و نه سایه ریسکهای ژئوپلیتیک از سر بازارها کنار رفته است. آنچه امروز جهت حرکت بازارها را تعیین میکند، نه نتیجه مذاکرات، بلکه سناریوهای محتمل پیشِرو است. اقتصاد ایران در مقطع کنونی نه به ثبات رسیده و نه در آستانه یک توافق روشن ایستاده است. فضای حاکم، ترکیبی از تعلیق سیاسی، فشارهای انباشته اقتصادی و نااطمینانی مزمن است؛ وضعیتی که موجب شده فعالان اقتصادی و بازارهای دارایی، تصمیمهای خود را نه بر اساس قطعیت، بلکه بر پایه احتمال و مدیریت ریسک تنظیم کنند.
کاهش همزمان قیمت دلار، سکه و طلا در روزهای اخیر، در نگاه نخست میتواند نشانهای از کاهش ریسک تلقی شود، اما بررسی عمیقتر نشان میدهد این واکنشها بیش از آنکه حاصل حلوفصل اختلافات باشد، بازتاب مکث موقت بازارها در برابر سیگنالهای متناقض سیاسی و دیپلماتیک است. بازاری که پیشتر بخش قابلتوجهی از تورم انتظاری را پیشخور کرده، حالا وارد فاز نوسان و انتظار شده است.
کاهش قیمتها به منزله اصلاح یا تغییر روند؟
در همین زمینه مهدی بنیاسدی، کارشناس اقتصادی معتقد است افت اخیر نرخ ارز را نباید به منزله تغییر روند تلقی کرد. کاهش بیش از ۳هزار تومانی دلار در روزهای اخیر، بیش از آنکه ناشی از تحول بنیادین باشد، نتیجه اصلاح قیمتی در بازاری است که پیشتر فشارهای پولی و انتظاری را زودتر از موعد در خود منعکس کرده بود.
بنیاسدی با اشاره به افت شدید ارزش دلاری نقدینگی نسبت به سال ۱۳۹۶ گفت: بررسی این شاخص نشان میدهد نرخ ارز در سالهای اخیر با سرعتی بیش از رشد نقدینگی افزایش یافته و بخش قابل توجهی از تورم انتظاری در قیمتها تخلیه شده است.
او تأکید کرد: این موضوع به معنای توقف رشد نرخ ارز نیست، اما نشان میدهد انتظار جهشهای پرشتاب جدید، بدون بروز شوک سیاسی یا اقتصادی تازه، چندان واقعبینانه نیست.
به گفته این کارشناس اقتصادی، بازار ارز در شرایط فعلی وارد مرحله نوسانی شده و بیش از آنکه مستعد جهش باشد، در حال تنظیم انتظارات است.
وی افزود: از منظر اقتصادی، آنچه اکنون تحت عنوان گفتوگوی سیاسی مطرح میشود، مستقیم بر انتظارهای بازار تأثیر میگذارد. فعالان اقتصادی میدانند که بدون رفع تحریمهای نفتی و بانکی، تغییر ملموسی در صادرات، ارز و سرمایهگذاری رخ نمیدهد. همین امر موجب شده بازارهای داخلی، ازجمله دلار، طلا و رمزارز، واکنش هیجانی نداشته باشند و در وضعیت بلاتکلیف باقی بمانند.
بازار ارز منتظر روشن شدن وضعیت نفت
بنیاسدی تصریح کرد: بازار ارز منتظر روشن شدن وضعیت نفت است. در شرایط فعلی، حجم صادرات نفت ایران عامل کلیدی پایداری یا شکنندگی اقتصاد است. اگر صادرات به زیر حد بحرانی (در حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز) برسد، توان دولت برای تأمین ارز و مهار تورم بهشدت کاهش مییابد.
وی افزود: فعلاً تحلیلهای بینالمللی نشان میدهد آمریکا دنبال صفر کردن نفت ایران نیست، بلکه میخواهد صادرات در حد کم اما پرهزینه باقی بماند. وضعیتی که بنیاسدی آن را فشار اقتصادی بدون جنگ مینامد.
این کارشناس اقتصادی در تحلیل فضای دیپلماتیک نیز تأکید کرد: اظهارات مقامات درباره یک گام رو به جلو بودن مذاکرات، برای فعالان اقتصادی به منزله تلاشی برای کنترل ریسک و جلوگیری از تشدید تنشهاست. مذاکرات فعلی در سطح مدیریت هزینهها جریان دارد، نه حل ریشهای اختلافات. پیچیدهتر شدن پرونده هستهای و طرح مسائل فنی و امنیتی جدید، احتمال دستیابی به توافق سریع را کاهش داده است.
بنیاسدی با رد این تصور که تنها ایران به دنبال خرید زمان است، گفت: شواهد نشان میدهد ایالات متحده نیز بهشدت نیازمند زمان است. ملاحظات انتخاباتی، نگرانی از ورود به جنگ فرسایشی جدید و شرایط منطقهای، موجب شده گزینه درگیری نظامی پرهزینه و پرریسک باشد. او تأکید کرد: تحرکات نظامی آمریکا در منطقه بیشتر جنبه آمادهسازی و بازدارندگی دارد تا تصمیم فوری برای اقدام. این کارشناس اقتصادی درباره بازار طلا نیز گفت: اصلاح اخیر قیمت طلا به معنای پایان نقش پوششی این دارایی نیست. تا زمانی که نااطمینانی ژئوپلیتیک، ابهام بودجهای و بیثباتی سیاستهای اقتصادی وجود دارد، طلا جایگاه خود را حفظ میکند.
برآورد فعالان اقتصادی، کُند شدن رشد تورم است
محمدرضا فلفلانی، تحلیلگر بازارهای مالی نیز در گفتوگو با خبرنگار قدس گفت: وقتی درباره سرمایهگذاری صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که درواقع داریم آینده یک دارایی را میخریم، چه سهام باشد، چه طلا و چه ارز. به همین دلیل، مفهوم سرمایهگذاری بهطور ذاتی با مفاهیمی مثل پیشبینی، برآورد، تحلیل و سناریوپردازی گره خورده است. از همین زاویه، اگر امروز مشاهده میکنیم بازار ارز نسبت به نوسانهای شدید گذشته وارد نوعی فاز اصلاح زمانی شده، میتوان اینگونه برداشت کرد که برآورد فعالان بازار این است که نرخ تورم در ماههای پیش رو مشابه ماههای گذشته نخواهد بود و احتمالاً آهنگ رشد تورم کندتر میشود.
وی ادامه داد: البته این به معنای توقف افزایش سطح عمومی قیمتها نیست؛ بلکه به این معناست که اگر در گذشته تورمهای ۴۰ یا ۵۰ درصدی یا جهشهای مقطعی شدید در برخی کالاها را تجربه میکردیم، در ماههای آینده احتمالاً شدت این افزایشها کمتر خواهد شد. این برداشت غالب بازار است و هم برای بازار ارز و هم بازار طلا صدق میکند.
رشدهای پر شتاب طلا و ارز تکرار نمیشود
این تحلیلگر اقتصادی در عین حال تأکید کرد: نباید ریسکهای منطقهای و ابهامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را نادیده گرفت. هرچه فضای پیشرو مهآلودتر و سطح عدمقطعیت بالاتر باشد، کفه ترازو به نفع داراییهای امن سنگینتر میشود و احتمال افزایش قیمتها در این بازارها بالا میرود. به همین دلیل است که طلا همواره در دورههای بحران یا ابهام، بهعنوان یک سرمایهگذاری امن مورد توجه قرار میگیرد.
فلفلانی تصریح کرد: با این حال، به نظر من نباید انتظار داشت که طلا در ماههای آینده یا حتی سال آینده، بازدهیهای بسیار بالای مشابه یک تا یکونیم سال گذشته را تکرار کند، چراکه در سال گذشته هم شاهد رشد قابلتوجه انس جهانی طلا بودیم و هم در بازار داخلی جهش معناداری در نرخ ارز اتفاق افتاد.
وی توضیح داد: با توجه به سیاستهای فعلی، به نظر میرسد روند افزایشی نرخ ارز تا حدی کنترل شود و از سوی دیگر، برای بازار جهانی طلا نیز تکرار رشدهای پرشتاب سال گذشته چندان محتمل نیست. فلفلانی در عین حال هشدار داد برای تحلیل نرخ ارز متغیرهایی مانند تورم، رشد اقتصادی، سرعت گردش پول، فروش نفت و تحریمها باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
سناریو سرمایهگذاری امن در هر شرایطی
این تحلیلگر بازارهای مالی گفت: اگر بخواهم جمعبندی مشخصی ارائه کنم، میتوان چند گزاره را مطرح کرد: اگر ریسکهای ژئوپلیتیک و تنشهای سیاسی افزایش پیدا کند، طلا در داخل کشور همچنان میتواند بازدهی مناسبی داشته باشد، اما اگر فضا از وضعیت مهآلود فعلی به سمت شفافیت و کاهش تنشها حرکت کند، بازارهایی با ریسک بالاتر مانند بازار سهام میتوانند بازدهی جذابتری برای سرمایهگذاران فراهم کنند.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، توصیه من این است که سرمایهگذاران سبدی متنوع طراحی کنند؛ سبدی که در هر دو سناریو چه افزایش تنشها و چه کاهش آنها توان عملکرد مثبت داشته باشد. به نظر من، اختصاص حداقل ۲۰درصد از سبد سرمایهگذاری به طلا یک تصمیم اقتصادی عاقلانه است. این کار میتواند از طریق طلای فیزیکی یا صندوقهای طلا انجام شود. صندوقهای طلا مزایایی مانند نقدشوندگی بالا، نبود حباب قیمتی و حذف ریسک نگهداری فیزیکی دارند. وی ادامه داد: در کنار آن، تخصیص بخشی از سبد به صندوقهای درآمد ثابت و بخشی به صندوقهای سهامی میتواند این اطمینان را ایجاد کند که اگر فضا به سمت شفافیت رفت و ریسکها کاهش پیدا کرد، سبد سرمایهگذاری توان کسب بازدهیهای جسورانهتر را نیز داشته باشد. در مجموع، با چنین ترکیبی میتوان سبدی ساخت که در صورت وقوع هر سناریویی، حداقل بخشی از آن عملکرد مثبتی داشته باشد.
می توان گفت آنچه امروز در اقتصاد ایران جریان دارد، نه صلح است و نه جنگ؛ بلکه فرسایش زمانبر در فضایی پرریسک است. بازار ارز بخش مهمی از فشارهای پولی را پیشاپیش تخلیه کرده و بازار طلا در حال اصلاح، اما همچنان پناهگاه نااطمینانی است.




نظر شما