جشنواره فیلم فجر همواره یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی کشور بوده است؛ رویدادی که نه تنها ویترینی برای نمایش تازهترین تولیدات سینمای ایران به شمار میرود؛ بلکه میتواند بهانهای برای شکلگیری گفتوگوهای فرهنگی، نقد و بررسیهای تخصصی و تقویت ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان باشد. با این حال، چگونگی برگزاری این جشنواره در استانها؛ از جمله مشهد، همواره محل بحث و تأمل بوده؛ از مسئله عدالت در دسترسی مخاطبان به فیلمها و کیفیت سالنهای نمایش گرفته تا نبود برنامههای جانبی و هویتبخشی بومی به این رویداد. در گفتوگو با دو کارشناس سینما نگاهی تحلیلی به برگزاری جشنواره فیلم فجر در مشهد، چالشها، کاستیها و ضرورت بازتعریف نقش این رویداد اثرگذار داشتیم.
حق تماشاگر مشهدی نیست که نتواند از فیلمهای جشنواره به طور کامل استفاده کند
علی مقدسی، کارگردان و مدرس سینما با اشاره به برگزاری جشنواره فیلم فجر امسال در مشهد اظهار کرد: فیلمهای جشنواره مشهد امسال خیلی محدودتر بود و با تعداد سینماهای کمتری به نمایش گذاشته شد و این حق تماشاگر مشهدی نیست که نتواند از فیلمهای جشنواره به طور کامل استفاده کند. تماشاگر مشهدی حق دارد فیلمهای جشنواره فجر را همزمان با تهران در تعداد بیشتری از سینماها ببیند. این محدودیت، حق بخشی از تماشاگران را که به این سینماها دسترسی ندارند، ضایع کرد. سالهای گذشته ما فیلمهای جشنواره را در سینماهای منطقه قاسمآباد، منطقه سیدی و حتی طلاب شاهد بودیم و حضور طیف وسیعتری از علاقهمندان را به دنبال داشت.
وی با بیان اینکه طبقه دوم سالن آفریقا برای اصحاب رسانه شرایط مطلوبی در راستای نمایش فیلم نداشت و به لحاظ پخش صدا و وضعیت صندلیها در شرایط مطلوبی نبود، گفت: تماشاگرانی که فیلم را در بالکن تماشا میکردند، از وضعیت صدای مطلوبی برخوردار نبودند و این به استاندارد تماشای فیلم آسیب جدی میزد. خیلی بهتر میشد اگر یکی از سالنهای سینما هویزه را به اهالی رسانه و مطبوعات اختصاص میدادند؛ چون اهالی هنر و رسانه با تماشای این فیلمها دست به قلم میشوند و گفتوگو میکنند؛ اما شرایط سینما آفریقا استاندارد و زیبنده اهالی رسانه نبود.
این کارگردان با اشاره به میزان استقبال از فیلمهای جشنواره افزود: از فیلم «نیمشب» به خاطر کارگردانش استقبال خوبی شد؛ اما خیلی نتوانست رضایت مخاطبان را بدست بیاورد. فیلم «قایق سواری در تهران» نیز به خاطر کارگردانش با استقبال خوبی مواجه شد؛ اما با وجود اینکه سعی میکرد فضای کمدی داشته باشد، نتوانست انتظارها را برآورده کند.
مقدسی با تأکید بر اینکه هرچه به روزهای پایانی جشنواره نزدیک میشدیم، استقبال تماشاگران خیلی بیشتر و بهتر میشد، بیان کرد: جشنواره با رویداد نقد، بررسی و گفتوگوی اهالی سینما معنا پیدا میکند. چند سالی است جشنواره فجر در مشهد فقط به نمایش فیلم اختصاص مییابد و ما شاهد جلسات نقد و بررسی و تحلیل و آموزش فیلمها نیستیم. چه خوب است دوستان در اداره کل ارشاد خراسان تمهیداتی برای این مسئله بیندیشند.
کنارهگیری از فضای رسمی جشنواره راه مؤثری برای اعتراض نیست
وی با بیان اینکه سینما در حال گذر از یک نسل به نسلی دیگر و در حال پوستاندازی است، گفت: اکنون نسل جوان و نسلی که حرفی برای گفتن دارد، وارد میدان سینما میشود. به هرحال آرام آرام فیلمسازانی که سالهاست فعالیت میکنند، از شمار کارهایشان کم شده و میدان برای افراد با نگاه تازه باز میشود. این شرایط اجتنابناپذیر است و به زودی شاهد ورود فیلمسازان جوان با اندیشههای نو خواهیم بود.
این مدرس سینما افزود: به نظرم نمیتوان حضور فیلمسازان جوان را به تحریم جشنواره و همه فیلمسازان تعمیم داد. کنارهگیری از فضای رسمی جشنواره راه مؤثری برای اعتراض نیست. اعتراض زمانی معنا پیدا میکند که در میدان اصلی جشنواره تأثیرگذار باشد. بحثهای دوقطبیسازی و تقسیمبندی سینماگران به سینماگر خودی و مستقل یا غیردولتی از آنجا نشأت میگیرد که خواهان موفقیت سینمای ما نیستند و از سوی بدخواهان سینما و مردم ما این افکار به جامعه تزریق میشود. این قطبسازی نقشه راه بدخواهان سینما و ملت ایران است. سینما یک پل ارتباطی میان مردم و ساختارهای فرهنگی به شمار میآید و وقتی این پل را نادیده بگیریم، در زمین بدخواهان بازی کردهایم که صحیح نیست. البته بعضی از فیلمسازان هم امسال فیلمی نداشتند تا حضور یابند. راه صحیح اعتراض، کنارهگیری نیست و خیلی راحت میتوان در تریبونهای رسمی هم حرف زد. آنقدر آزادی بیان در کشورمان داریم که یک فیلمساز بتواند حرفش را بگوید. اینکه خودتان را از جشنواره محروم میکنید، محرومیت خود شماست و محرومیت سینما و جشنواره نیست؛ چراکه سینما به هر حال مسیر خود را طی میکند و به رشد و بالندگیاش ادامه میدهد.
جشنواره فیلم فجر باید بتواند با مردم و بدنه اجتماع ارتباط برقرار کند
محمدجواد استادی، منتقد فرهنگی سینما نیز در گفتوگو با ما اظهار کرد: اساساً دو نکته و نگاه مهم نسبت به جشنواره فیلم فجر وجود دارد و به شکل استانی بعداً تصمیم گرفته شده که برگزار شود. نگاه نخست این است که این جشنواره، فضایی برای رقابت فنی فیلمها با یکدیگر و رویدادی اختصاصی برای اهالی سینما باشد. البته من نگاهم به جشنواره اینگونه نیست؛ چراکه اگر اینطور باشد، میتوان جشنوارههای تخصصی دیگری را طراحی کرد که به صورت صنفی برگزار شوند و آثار با یکدیگر رقابت فنی و تکنیکال داشته باشند؛ اما وقتی چنین جشنوارههایی همزمان با ایام پیروزی انقلاب اسلامی برگزار میشود و عنوان جشنواره را هم برای خودش در نظر میگیرد، هدف دیگری را دنبال میکرده و میکند؛ اینکه بتواند ارتباطی با مردم و بدنه اجتماعی برقرار کند و زمینه همبستگی میان مردم را به بهانه اکران فیلمهای سینمایی فراهم آورد و رویدادی باشد تا مردم تعاملات بیشتری با یکدیگر داشته باشند.
وی ادامه داد: در میان هنرها مردمیترینِ آن، هنر سینماست. پس باید فضایی برای ارتباط گرفتن مردم با یکدیگر وجود داشته باشد. نمونهای برای اثبات مسئله مورد نظر این است که وقتی این جشنواره در برخی از استانها و به طور مثال با عنوان جشنواره فیلم فجر مشهد برگزار میشود، نشان میدهد هدف، یک رقابت تخصصی نیست وگرنه فقط در تهران برپا میشد و بعداً مردم فیلمها را میدیدند؛ اما این حرکت به معنای آن است که تعامل مردم و هدایت آنها به سمت کنشگری فعال و هدفمند دنبال میشود.
استادی افزود: نکته دوم این است که ما با یک رویداد روبهرو میشویم؛ یعنی با یک میدان فرهنگی مواجهیم؛ سیاستگذار فرهنگی ما تلاش میکند از این ظرفیت و رویداد استفاده کند تا به اهداف کلان فرهنگیاش برسد و این تجربه در دنیا اثبات شده است. فیلم فجر هم همینگونه است؛ میدانی فرهنگی برای تأثیرگذاری فرهنگی تا هویت خود را بازیابی کنیم. اساساً همزمانی آن با جشنهای پیروزی انقلاب اسلامی به این دلیل است که ما بتوانیم از این ظرفیت به عنوان یک عرصه و میدان فرهنگی استفاده کنیم. در واقع مسئله بیشتر اکران فیلم نیست؛ بلکه فقط بخشی از آن است که با توجه به عدالت توزیعی، دیدگاه من این است که به صورت حداکثری مانند تهران اتفاق بیفتد تا مردم بتوانند از این آثار استفاده کنند.
این کارشناس فرهنگی گفت: یکی از تفاوتهای این دوره با دورههای گذشته برگزاری جشنواره فیلم فجر در مشهد، محدودیت سینماهای نمایشدهنده آثار بود که البته ممکن است این مسئله به دلایل فنی یا مسائل اقتصادی اتفاق افتاده باشد؛ چراکه این اکرانها برای اداره ارشاد مستلزم هزینه بوده و باید دید آیا ملاحظات فنی یا اقتصادی خاصی وجود داشته یا خیر. احتمالاً ملاحظات فنی خاصی وجود داشته است.
جشنواره فجر مشهد باید هویت بومی داشته باشد
وی با بیان اینکه به جز نمایش فیلم، رویدادهای جانبی که بتواند بستر کنشگری را فراهم بیاورد نیز مهم است، افزود: اهمیت این رویدادهای جنبی بیش از اکران فیلم است تا افراد را درگیر کنیم و مؤثر واقع شود. یکی از نقاط دیگر این دوره وضعیت کیفیت مشارکت مخاطبان است؛ اینکه چقدر درگیر فیلم فجر مشهد شدند که بخش بزرگی از آن به عملیات رسانهای برمیگردد و بر دوش حوزههای مستقیم سیاستگذاری و برگزاری جشنواره است. معمولاً شهرداری در بخشی از این حوزه دخیل بوده؛ اما امسال به نظرم این مسئله کمشورتر برگزار شد. البته ممکن است ملاحظاتی وجود داشته باشد. بحث دیگر اینکه وقتی میگوییم فیلم فجر مشهد، باید دقت کنیم این جشنواره بازپخش تهران نیست و ضروری است که هویتی بومی داشته باشد. درست است فیلمها یکسان هستند؛ اما نوع نگاه و رویکرد در فضای رویدادسازی باید متفاوت باشد و در این حوزه برنامهریزی صورت گیرد.
جشنواره فجر امسال، صحنه نمایش سلبریتیها نبود
استادی ادامه داد: در شرایط کنونی بخشی از جریانهایی که به سلبریتیها مشهور هستند، گروههاییاند که بدون پشتوانههای هویتی و بدون برخورداری از بنیادهای معرفتی، روی دوش همین مردم ایران بالا آمدند و ستاره شدند و از همین بودجههای فرهنگی جمهوری اسلامی ارتزاق کردند و اکنون مقابل مردم قرار گرفتهاند. یکی از ویژگیهای این دوره، حضور فیلمسازان جوانتر بود که ظرفیت مهمی محسوب میشود و این رویداد سنگ محک خوبی است برای اینکه مردم متوجه شوند چه کسانی همراهشان هستند و چه افرادی با آنها مرزبندی میکنند. در خیلی از دورههای گذشته فیلم فجر به صحنه نمایش سلبریتیها تبدیل شده بود؛ اما این دوره اینگونه نبود و زمینه شناخت را برای مردم فراهم آورد.
این منتقد سینما و فیلم گفت: ما باید جشنواره فیلم فجر را با رویکرد رویدادسازی بهانهای بدانیم برای اینکه اهداف کلان انقلاب را بازخوانی کنیم. یکی از کارهایی که جایش خالی بوده تا انجام شود این است که به بهانه برگزاری جشنواره فیلم فجر نسبت به بیانیه گام دوم که یک منشور از سمت رهبر معظم انقلاب است و آنجا درباره امید، مقاومت و عدالت بحث جدی مطرح میشود، از جشنواره فجر استفاده کنیم تا بازخوانی جدی از این مباحث را در سینمای ایران داشته باشیم.
استادی با ارائه پیشنهادهایی برای برگزاری این جشنواره در سالهای آینده افزود: باید نگاه تهرانمحوری را در سیاستگذاریهای بومی به ویژه برای مشهد کنار بگذاریم و برنامهریزی خاص خودمان را داشته باشیم و همین فیلمها تنها راه ارتباط ما با تهران باشد. همچنین اگر جشنواره فجر مشهد دبیرخانهای دائمی داشته باشد، میتواند این رویدادها، نشستها و جریانسازیها را برای نقد در طول سال برگزار کند. حتماً جشنواره باید پیوند جدی با فضاهای علمی و دانشگاهی داشته و فیلم فجر زمینهای باشد برای اینکه بتوانیم در مشهد از فیلمسازان بومی خودمان هم حمایت کنیم.
مسائل واقعی مردم در ساخت فیلمها منعکس نمیشود
وی در خصوص فیلمهای جشنواره امسال اضافه کرد: من فیلمهای جشنواره را محدود و بر اساس فیلمسازانی که برای خودم شناخته شدهتر بودند و علاقهمند بودم، تماشا کردم. در مجموع اتفاق جدی در سینمای ایران به لحاظ کیفیت نداریم و تفاوت خیلی معناداری نمیبینم؛ اما در این دوره فیلمهایی با زمینه طنز و کمدی داشتیم؛ اما نکته مثبت این است که سعی نکرده بودند به بهانه طنز، از یکسری چارچوبها عبور کنند.
این کارشناس فرهنگی اظهار کرد: از حدود سال ۹۷ به بعد که من بیشتر درگیر بودم و کارها را دنبال میکردم، اعتقادم بر این است که فیلمسازان ما به معنای واقعی مسائل مردم را برای ساخت انتخاب نمیکنند و روی موضوعاتی تمرکز دارند که دغدغه اجتماعی مردم نیست. هیچ وقت معرفی توانمندیها و قدرتهای کشور اتفاق نمیافتد.
این منتقد فرهنگی گفت: وظیفه مهم سینمای ایران این است که امیدآفرینی کند و توانمندیهای ما را نشان دهد. من در سالهای اخیر این آسیب را در موضوعشناسی فیلمهای خودمان میبینم وگرنه از لحاظ فنی و تکنیکال رشد داشتیم. ارتباط فیلمساز با بنمایههای تربیتی باید تقویت شود. در حال حاضر این ارتباط کم است و با دید محدود و نگاه به جشنوارههای خارجی کار را دنبال میکنند. برای همین با اظهارنظرهایی مواجه میشویم که نباید چیزی به اسم پروانه ساخت باشد. این دوستان اگر مروری بر فرایند تولید آثار هنری و نمایش آنها در همه جای دنیا داشته باشند، میبینند که همه جای دنیا چارچوبهایی متناسب با بومشان دارند که این اصلی منطقی در حوزه مطالعات فرهنگی است و ما نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم؛ چراکه این چارچوبها برای حمایت است، نه مانعی برای هنرمند.
جشنواره فیلم فجر در مشهد زمانی میتواند به جایگاه واقعی خود بازگردد که از یک اکران محدود فیلم فراتر رفته و به یک رویداد فرهنگی زنده و اثرگذار تبدیل شود؛ رویدادی که در آن عدالت در دسترسی، کیفیت نمایش، برگزاری نشستهای نقد و گفتوگو و مشارکت فعال مخاطبان در کنار هم معنا پیدا کنند. اگر قرار است جشنواره فجر همچنان پرچمدار سینمای ایران باشد، باید شور، گفتوگو و امید را به بدنه اجتماع بازگرداند و زمینهای را فراهم کند تا جشنواره بتواند نقش واقعی خود را در ارتقای سینمای ایران و تقویت همبستگی فرهنگی ایفا کند.





نظر شما