تحولات منطقه

در سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ که دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آغاز شد، روابط آمریکا و اروپا وارد مرحله‌ای پرتنش و نامتقارن شد.

الگوی تعامل ترامپ با اروپا در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌ چه تغییری کرده است؟ / تحقیر علنی قاره سبز همراه با چاشنی اضافه
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ که دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آغاز شد، روابط آمریکا و اروپا وارد مرحله‌ای پرتنش و نامتقارن شد. اتحادیه اروپا همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری آمریکا باقی ماند؛ حجم تجارت دوجانبه کالا در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۶۵ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده وابستگی عمیق اقتصادی دو سوی اقیانوس اطلس است. با این حال، الگوی تعامل آمریکا با اروپا در این دوره ترکیبی از تحقیر علنی، به رخ کشیدن وابستگی اروپا و گاه لحظاتی از تأکید بر ریشه‌های مشترک فرهنگی بود که اروپا را وادار به بازنگری جدی در مفهوم استقلال استراتژیک کرد.

شروع با ضربه ایدئولوژیک؛ سخنرانی ونس در مونیخ

دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ با سخنرانی جنجالی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۵ آغاز شد. ونس به جای تمرکز بر تهدیدهای خارجی مانند روسیه یا چین، بزرگ‌ترین خطر برای اروپا را «از درون» دانست: سرکوب آزادی بیان، مهاجرت کنترل‌نشده و ترس رهبران اروپایی از صدای واقعی مردم خود. او اروپا را متهم به عقب‌نشینی از ارزش‌های بنیادین دموکراتیک کرد و هشدار داد حمایت آمریکا مشروط به اصلاح این روندها خواهد بود. این سخنرانی شوک‌آور، به عنوان اعلان «جنگ ایدئولوژیک» علیه متحدان سنتی توصیف شد و شکاف عمیقی در روابط فراآتلانتیک ایجاد کرد. ونس تأکید کرد اروپا در حال سرکوب مخالفان سیاسی است و این روند، امنیت مشترک را به خطر می‌اندازد. واکنش‌ها در اروپا شدید بود؛ بسیاری آن را حمله مستقیم به دموکراسی‌های اروپایی دانستند و خواستار پاسخ قاطع شدند.

سند امنیت ملی آمریکا و ادامه تحقیر در داووس

این روند در دسامبر ۲۰۲۵ با انتشار سند استراتژی امنیت ملی آمریکا تشدید شد. سند از «محو تمدنی» اروپا سخن گفت؛ مهاجرت گسترده، کاهش جمعیت، سانسور سیاسی و از دست دادن هویت ملی را عوامل افول تمدنی اروپا دانست و خواستار بازگشت اروپا به مسیر «اروپایی ماندن» شد. این سند، اروپا را ضعیف و وابسته تصویر کرد و حمایت آمریکا را مشروط به تغییر جهت‌گیری‌های فرهنگی و سیاسی اروپا دانست. سپس در ژانویه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ در مجمع جهانی اقتصاد داووس، اروپا را «غیرقابل‌شناسایی» خواند و با تهدید تعرفه‌های سنگین بر کشورهای اروپایی – به‌ویژه در پی بحران گرینلند که خواستار کنترل آمریکا بر این جزیره دانمارکی شد – وابستگی اقتصادی اروپا را به رخ کشید. ترامپ، اروپا را بدون آمریکا نابودپذیر توصیف و از اهرم تعرفه‌ها برای فشار بر متحدان استفاده کرد، هرچند بعداً از برخی تهدیدها عقب‌نشینی کرد. او گرینلند را مسئله‌ای حیاتی برای امنیت ملی آمریکا دانست و گفت تنها ایالات متحده قادر به حفاظت از آن است، در حالی که دانمارک و اتحادیه اروپا را متهم به ناتوانی کرد.

از فرزند اروپا تا استقلال استراتژیک

در فوریه ۲۰۲۶، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در مونیخ لحن نرم‌تری اتخاذ کرد و گفت آمریکا «فرزند اروپا» بوده و سرنوشت دو سوی اقیانوس اطلس درهم‌تنیده است. این پیام تلاشی برای تعدیل فشارهای قبلی بود، اما بدون عقب‌نشینی از مطالبات اصلی مانند افزایش هزینه‌های دفاعی اروپا. روبیو تأکید کرد آمریکا و اروپا بخشی از یک تمدن غربی هستند و باید با هم برای احیای آن بکوشند. در مقابل، رهبران اروپا واکنش قاطع نشان دادند. امانوئل مکرون اروپا را در «وضعیت اضطراری ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک» دانست و خواستار تبدیل اتحادیه به «قدرت ژئوپلیتیک» مستقل شد. اورسولا فون درلاین در پاسخ به مارک روته، دبیرکل ناتو که گفته بود اروپا بدون آمریکا نمی‌تواند امنیت خود را تضمین کند، تأکید کرد استقلال یعنی «قدرت‌سازی» درون اتحادیه بدون تکیه دائمی به دیگران. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز «اروپاستیزی» آمریکا را مد روز خواند و اینکه اروپا با محو تمدنی روبه‌رو است را رد کرد؛ او اروپا را مدافع حقوق بشر و پیشرفت انسانی دانست.

ارزیابی اندیشکده‌ها: تقسیم‌بندی ایدئولوژیک

همزمان اندیشکده‌های مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی دربرابر این الگو داشتند. اندیشکده‌های محافظه‌کار آمریکایی مانند بنیاد هریتیج این رویکرد را نه تنها تأیید کردند، بلکه جشن گرفتند. آن‌ها ترامپ را به عنوان «رهبر واقعی اروپا» در سال ۲۰۲۶ توصیف و تأکید کردند فشارهای او اروپا را وادار به افزایش هزینه‌های دفاعی، احیای هویت غربی و کاهش وابستگی کرد.
در مقابل، اندیشکده‌های میانه‌رو و لیبرال آمریکایی مانند مؤسسه بروکینگز و شورای آتلانتیک این رویکرد را عمدتاً منفی ارزیابی کردند. بروکینگز آن را «از متحد به دشمن» توصیف کرد و هشدار داد تحقیر فرهنگی و فشارهای اقتصادی، اعتماد را نابود کرده و اروپا را به سمت تنوع‌بخشی به وابستگی‌ها سوق داد. شورای آتلانتیک نیز سخنرانی ونس و روبیو را به عنوان دو روی یک سکه دید: یکی جنگ فرهنگی، دیگری پذیرش واقعیت افزایش مسئولیت اروپا، اما بدون عقب‌نشینی از مطالبات. از آن طرف، اندیشکده‌های اروپایی مانند کارنگی اروپا، شورای روابط خارجی اروپا، چتم هاوس و اندیشکده پارلمان اروپا هم عموماً این الگو را «تهدید وجودی» یا «شوک بیدارکننده» دانستند.

خبرنگار: نیک‌پندار

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha