به گزارش قدس آنلاین، این نویسنده که ادبیات ژاپن را به جریان اصلی جهانی وارد کرد و این روزها با پیری و جایگاه خود در دنیای ادبیات دستوپنجه نرم میکند، در گفتوگویی از روند خلق کتابهایی سخن میگوید که ما آنها را به عنوان شاهکار میشناسیم.
«هاروکی موراکامی» در مصاحبهای در ماه دسامبر در نیویورک گفت: من هیچ برنامهای ندارم، فقط مینویسم و در حین نوشتن، چیزهای عجیب و غریب خیلی طبیعی، خیلی خودکار اتفاق میافتند. فکر نمیکنم هنرمند یا نابغهای باشم؛ من یک آدم معمولیام که آنقدرها هم باهوش نیست، اما یک مهارت دارم: میتوانم به آن دنیا بروم و برگردم.
او ادامه داد: هر بار که داستان مینویسم، وارد دنیای دیگری میشوم، شاید بتوانید آن را ناخودآگاه بنامید و هر چیزی ممکن است در آن دنیا اتفاق بیفتد. من چیزهای زیادی را آنجا میبینم، بعد به این دنیای واقعی برمیگردم و آنها را مینویسم.
این نویسنده گفته بود: سال گذشته بیماری سختی مرا یک ماه بستری کرد و ۱۸کیلوگرم وزن کم کردم؛ اما نوشتنِ رمان جدید برایم حکم «رستاخیز» را داشت. اینبار قلمرو تازهای را تجربه کردم و در داستان به یک زن تبدیل شدم؛ دختری معمولی بهنام «کاهو». با وجود انتقادهایی که به شخصیتهای زن داستانهایم میشود، نوشتن از دیدگاه یک زن برایم شگفتانگیز و طبیعی بود.
موراکامی تمایلی به فاش کردن جزئیات زیادی درباره داستان نداشت، ولی گفت زن جوانی که در مرکز داستان قرار دارد، یک هنرمند و تصویرگر کتاب کودک است و در جریان کتاب همه چیز مسیر عجیبی پیدا میکند.
این نویسنده افزود: «او دختری بسیار معمولی است، نه خیلی خوشقیافه، نه خیلی باهوش، اما اتفاقات عجیب و غریب زیادی برای او و در اطرافش میافتد.»
موراکامی در این گفت و گو یادآور شده بود: در جوانی چون از ادبیات سنتی ژاپن متنفر بودم، رمانهایم را اول به «انگلیسی» مینوشتم و بعد به ژاپنی برمیگرداندم تا سبکم ساده شود؛ برای همین سالها در وطنم مثل «گوسفند سیاه» طرد میشدم. حالا اما در ۷۷سالگی، هم احترام میبینم و هم همسرم که ۵۰ سال همراهم بوده، هنوز اولین خواننده و سختگیرترین ویراستار کارهایم است. تا زمانی که فضای کشف کردن در درونم باشد، مینویسم.



نظر شما