سربازی که آخرین نامهاش هنوز به دست عشق باستانیاش نرسیده، دوست دارد وقتی به خانه برگردد که آغوشها برای او گشوده شوند و سکوها یکصدا نامش را فریاد بزنند. در روزهای ملتهب اتراقگاه آبی، پیروز قربانی جنگجوی کارکشته قدیمی، شبیه شیفتگانِ صندلیهای جذاب حرف نمیزند و ترجیح میدهد در زمستان رکنآباد به بهار شیراز بیندیشد.
وقتی بحث بسته شدن پرونده ساپینتو به میان آمد، نگاه بسیاری به شیراز و پیروز قربانی معطوف شد.
لطف دارند. من با استقلال زندگی کردم و برای سربلندی آن سرم را مقابل توپ گذاشتم، اما اینجا در سپاسی هنوز کار نکرده زیاد دارم. من میخواهم ثابت کنم در عرض سه فصل میتوان یک تیم را در میان چهار تیم برتر لیگ قرار داد و کار ناممکن را میسر کرد.
یعنی به بازگشت فکر نمیکنید؟
دوست دارم روزی برگردم که گزینه اول، وسط و آخر باشم و همه بر سر حضور پیروز قربانی به اجماع برسند. پس از سالها خون دل خوردن به جایی رسیدهام که خودم باید درباره مسیر حرفهایام تصمیم بگیرم. شک نکنید نشستن روی صندلی رهبری آبیها برای من افتخار بزرگی است، اما در این وضعیت، شرایط را مساعد نمیبینم.
از عصر نفسگیری را در برابر شمسآذر گذراندید؟
دوست ندارم وارد برخی بحثها شوم، اما وقتی یک مربی از بازیکنانش میخواهد در محوطه جریمه خود تشک و لحاف پهن کنند، معلوم است که کار گره میخورد.
میشود بیشتر توضیح دهید. دل پری دارید آقای قربانی.
متأسفم که برخی مربیان، فوتبال را با دادبال تاخت زدهاند و با فریاد و فغان به دنبال آن هستند روی روان تیم حریف بروند و امتیاز بگیرند. اینها یادشان باشد زمین فوتبال میدان ترهبار نیست که برخی بخواهند با داد و بیداد کار خود را پیش ببرند. آدمیزاد بعضی رفتارها را که میبیند ناراحت میشود. من پیروز قربانی هستم و مصاحبهام ۵۰ برابر مصاحبه آقایی که خودش را به لیگ برتر رسانده مخاطب دارد. پوزش میخواهم که اینطور صحبت میکنم اما در بازی رفت در قزوین به تیم من بیاحترامی شد.
جاهطلبیهای مردان شما تا کجا ادامه دارد؟
ما اینجاییم تا ثابت کنیم میتوان با هزینه کم و تلاش بسیار پیش تاخت و نتایج قابل قبولی گرفت. من به شاگردانم ایمان دارم و از حالا به شکار استقلال در ایستگاه پیش رو فکر میکنیم تا در جدول بالاتر بیاییم.





نظر شما