تحولات منطقه

برای نخستین بار از آغاز جنگ، آژیرهای جنوب سرزمین‌های اشغالی به صدا درآمد و آراد و دیمونا، مورد اصابت موشک‌های جدید ایران قرار گرفت. این شلیک‌ها فقط عملیات نظامی نبودند؛ هر موشک، یک پیام سیاسی هم با خود به همراه دارد.

از دیمونا تا ضرب‌الاجل ۴۸ ساعته
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

بخش اول| روزی که آژیرها به دیمونا رسیدند

برای نخستین بار از آغاز جنگ، آژیرهای جنوب سرزمین‌های اشغالی به صدا درآمد و آراد و دیمونا، مورد اصابت موشک‌های جدید ایران قرار گرفت. دشمن بار دیگر نطنز را هدف گرفت. هم‌زمان، موشک‌های ایران از سامانه‌های پدافندی چندلایه عبور کردند و به نزدیکی مراکز هسته‌ای رژیم صهیونیستی رسیدند. این شلیک‌ها فقط عملیات نظامی نبودند؛ هر موشک، یک پیام سیاسی هم با خود به همراه دارد. گزارش‌ها از تلفات قابل توجه در جنوب سرزمین‌های اشغالی حکایت دارد. البته رژیم صهیونیستی هم بر خلاف رویه قبلی خود، این بار تلاش کرده پوشش رسانه‌ای مفصلی از خسارت‌ موشک‌های ایران داشته باشد. برخی رسانه‌های اسرائیلی مثل معاریو از توان رو به افول سامانه پدافندی رژیم اظهار نگرانی می‌کنند. همچنین درگیری حزب‌الله لبنان با رژیم صهونیستی ادامه دارد. یک رسانه اسرائیلی هشدار می‌دهد که حملات حزب‌الله ممکن است به زودی منجر به تخلیه بخش‌های شمالی سرزمین‌های اشغالی شود. این همان حزب‌اللهی است که بعد از شهادت سیدحسن نصرالله گمان می‌شد دیگر توانی برای عملیات نظامی نخواهد داشت.

بخش دوم | تهدیدی که بوی تنهایی می‌دهد

ترامپ طبق رویه همیشگی خود با تناقض‌گویی و برخلاف اظهار نظر قبلی خود که از آمادگی برای پایان جنگ گفته بود، تهدید کرد که اگر طی ۴۸ ساعت تنگه هرمز باز نشود، زیرساخت‌های برق و انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد. اما این تهدید بی‌سابقه طبق گزارش رسانه‌های غربی شاهد دیگری است بر استیصال ترامپ و گیر کردن در باتلاق جنگی که بدون استراتژی روشن شروع کرده است. ناتوانی واشنگتن در باز کردن تنگه هرمز و همراه نشدن سایر کشورها تا این لحظه، او را عصبانی و کلافه کرده است. امروز، پشت صدای بلند کاخ سفید، بوی تنهایی هم به مشام می‌رسد. در مقابل نیروهای مسلح ایران فوراً به تهدید ترامپ واکنش نشان دادند و گفتند هر نوع خسارت به زیرساخت‌های برق و انرژی در ایران، با حمله به زیرساخت‌های آمریکا در منطقه پاسخ داده می‌شود.

بخش سوم | سایه جنگ، در زندگی روزمره

جنگ فقط در میدان جریان ندارد. در خانه‌ها، خیابان‌ها، پمپ‌بنزین‌ها و فرودگاه‌ها هم ادامه دارد. در اسرائیل، آژیرها، پناهگاه‌ها، تعطیلی مدرسه‌ها و بی‌خوابی شبانه، بخشی از زندگی روزمره شده است. لاپید رهبر حزب مخالفان نتانیاهو با انتقاد از او می‌گوید در حالی وارد جنگ شده که فکری برای تبعات اجتماعی آن نداشته است. در آمریکا، آنچه از جنگ مورد توجه آدم‌های معمولی قرار گرفته، قیمت بنزین و فشار معیشتی است. خانواده‌ای که هر روز با هزینه سوخت، قبض‌ها و نگرانی از بالا رفتن بیشتر قیمت‌ها روبه‌روست، جنگ را از دریچه سفره و بودجه ماهانه می‌بیند. واشنگتن هنوز می‌تواند عملیات نظامی داشته باشد، اما برای نگه داشتن حمایت داخلی، به‌مراتب با زمین لغزنده‌تری روبه‌روست. در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز آنچه بیش از همه جریان دارد، حس تعلیق است. انگار همه می‌دانند منطقه وارد مرحله خطرناک‌تری شده، اما هیچ‌کس نمی‌داند این خطر تا کجا پیش خواهد رفت. در ایران، دید و بازدیدهای نوروزی جریان دارد. اما میزبان و مهمان چشم از صفحه موبایل برنمی‌دارند. آخرین اخبار با خوف و رجاء دنبال می‌شود و دعا برای پایان موفقیت‌آمیز جنگ، جزو جدایی‌ناپذیر تبریک‌های عید شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha