شکرخدا گودرزی در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری ایرنا قرار داده، به بیان مواضع و احساساتش درباره تجاوز دشمنان به ایران پرداخته و نوشته است:
فراموش نمی کنیم!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از ساعت صفر
از جنون و خون
از زمانی که همه ساعتها نُه بود روی عقربه ها
در یک قائمه ی قیامت گون
به وقت فاجعه،
می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از اراده ی بزرگ ایستادن
ایستادن در تند باد تاریخ
رویاروی همه ی اهریمنانِ کودک خوارِ کودک کش
که با فریب
با پرچم های دروغین
برای آزادی و نان
با دست هایی انباشته از پیشکش
پیشکش هایی از جنس باروت و بمب آمدند
می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از میدان تا خط مقدم عشقبازان،
تا خاکریزها و سنگرهای انتظار
از دریا تا آسمان
از دنا تا دهلران
از میناب تا خُنداب
تا همه ی آب های سنگین و
فولادهای خونین اراده می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از عمق نیلی خلیج همیشه فارس
تا گلوگاه زیستن و غرور
(تنگه ی ترامپ خفه کن، هرمز)
از خارک خونین
تا خزر زخمی می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از شکوه حماسه
از رسم عاشقی
از آیین ایثار
از پاکبازی و پیمان
با وطن
برای وطن
به نام ایران می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از سوگند من با پدر
_با آن ایستاده با مشت
در گرد باد حادثه_
و مادر
_آن ایستاده بر سجاده ی عشق_
می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از کیف های بی کودک
کفش های بی پا
عروسک های بی سر
تخته های بی معلم
مدادرنگی های رنگین کمانی خونین
می گذرد!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماه از ایستادن ساعت ها
بر مدار شهادت
بر قامت قیامت گونه زمین
در قائمه ی عقربه های ایستاده روی نُه
می گذرد
و ما
که ثانیه های انتقام را
با تارهای وجودمان گره می زنیم
و رجز خوانان
مرور می کنم با خویش
دور کند ثانیه
دور تند پروازها
به وقت پر کشیدن پروانه ها
در شریان های پر اندوهم
چقدر زود
می گذرند!
نهم فرودین، درست یکماه
یکماه از نی نوای درون من
آمیخته با رویاها و حسرت ها
که پژواک می گیرند
موج بر می دارند، بلند
و تکرار کنان می گذرند
با ملودی بارانی چشمهایم، خیس
نازش نوای اندوهم، غمگین
برای پاکباخته هایِ همه زندگی
برای معصومیت های کودکانِ همه تازگی
برای سیاوشانِ همه بی گناه این سرزمین
برای این روزهای همه دشواری
که دود می شوند در انفجار
در تبهکاری سالاران جنگ
و می گذرند!
نهم فروردین، درست یکماه
یکماهی که نباید از یاد ببرم
یا فراموش کنم
بار سنگینی که بر دل گذاشته اند
آتش بیاران معرکه
همنوایانِ حقیرِ همپیمان با دشمنان
آن پشت کرده به مردمان
_صبوران داغ بر دل_
نهم فروردین، درست یکماه
از انجماد تمام عقربه ها روی ساعت نُه
می گذرد
فراموش نکنیم قساوت دشمنان
رعد آسا برای تصاحب شرف
کریه منظر و سیاهدل آمدند...
فراموش نکنیم
آتش بیاران بی عاطفه، بی مهر
چگونه بر نطع خوِنِین گلگون کفنان ِاین دیارِ
پایکوبان رقص کنان گذشتند
و بر من
بر ما
نمی گذرد!
شکرخداگودرزی
نهم فروردین ۱۴۰۵




نظر شما