شبی که خیابانهای اردبیل و زنجان رنگ دیگری به خود گرفتند، شبی از جنس ایمان و دلدادگی، نسیم خنک میوزید و سیل جمعیت در میادین، گرد هم آمده بودند.
پرچمهای سهرنگ ایران در دستان مردم میرقصید و شعلههای احساس، از چشمانشان زبانه میکشید.
آمده بودند تا با صدای بلند، از امنیت وطن بگویند و از وفاداریشان به ولایت.
در میان فریادهای «حیدر حیدر»، که از عمق دل مردم برمیخاست، ناگهان خبر آمد خادمان حرم امام رضا (ع) رسیدهاند.
همین جمله کافی بود تا فضا رنگ نور بگیرد. چند لحظه بعد، پرچم متبرک حرم امام مهربانیها بردستان خادمان در میان موج جمعیت ظاهر شد و همان لحظه، اشکها جاری و سکوتی کوتاه، اما عمیق، میدان را فرا گرفت.
دستها به نشانه احترام بالا رفت، صلواتها یکی پس از دیگری بر لبها نشست و همه، با نگاهی سرشار از شوق، چشم به پرچم سبزی دوختند که بوی حرم میداد.
بسیاری میگفتند گویی خود امام رضا (ع) از مشهد تا اینجا آمده تا در کنارشان باشد.
یکی از جوانان با شوری وصفنشدنی، گفت:انقلابمان را با نام امام رضا (ع) شروع کردیم و همین راه را ادامه میدهیم.
حضور خدام حضرت، مجلس ما را نورباران و دلهامان را آرامتر از همیشه کرده است.
چند قدم آنسوتر، بانویی جوان با چشمانی اشکبار میگوید:بهعنوان یک دهه هشتادی، دیدن خدام امام رضا (ع) برایم رؤیایی بود.
فکر نمیکردم روزی در شهرمان این پرچم را ببینم. همین دیدار، امید را در دل ما زنده کرد، انگار خود امام رضا (ع) وعده پیروزی را در گوشمان زمزمه فرمودند.
یکی از مردان میانسال نیز درحالیکه پرچم ایران را محکم در دست گرفته بود، گفت: امشب برای سه هدف آمدهایم، بیعت دوباره با رهبری، حمایت از نیروهای امنیتی و رزمندگان، و اعلام وفاداری به خون رهبر فقید، اماحضور پرچم رضوی، به اجتماع ما، جان تازهای بخشید.
در زنجان نیز صحنهای شبیه همین شور تکرار شد. با ورود خادمان آستان قدس رضوی و پرچم متبرک امام رضا (ع)، یکپارچه صلوات به آسمان برخاست و فضا آکنده از عطری ملکوتی شد.
مردم، زیر نور چراغها و پرچمهای در اهتزاز، با فریاد «اللهاکبر» و «حیدر حیدر»، عشق و ایمان خود را، به نمایش گذاشتند.
آن شب، پرچمهای انقلاب و پرچم حرم امام رضا (ع) شانهبهشانه در میان مردم در اهتزاز بودند ترکیبی از غیرت، اشک و امید.
پرچم رضوی تنها نشانهای مقدس بود، بلکه حامل هزاران امید بود؛ امید به پیروزی، آرامش و فردایی که روشناییاش از همین شب، الهام میگیرد.
در آن اجتماع پرشور، دلها یکی شد و همه، با نگاه به پرچم سبز امام رضا (ع)، در دل زمزمه کردند، تا آستان ولایت پابرجاست، پرچم عشق، در این سرزمین پایین نخواهد آمد.
آن شب برای بسیاری از حاضران تنها یک تجمع نبود، بلکه لحظهای بود که احساس میکردند فاصلههای میان شهرشان و صحن و سرای حرم رضوی از میان برداشته شده است.
حضور پرچم متبرک حرم، دلها را به مشهدالرضا (ع) پیوند داد و یادآور این حقیقت شد که، عشق به اهلبیت (ع) همچنان یکی از عمیقترین پیوندهای مردم این سرزمین است.
مردمی که در کنار هم ایستاده بودند، با اشک، دعا و صلوات، امید داشتند این همدلی و ایمان، چراغ راه روزهای آینده کشور، باشد.





نظر شما