اگر شما جزو آن دسته از افراد مخالف پولپاشی صنایع ملی ایران در فوتبال باشگاهی کشور بهخصوص در حوزه رقمهای نجومی پرداختی به بازیکنان بودید، اکنون شاید برای مدتها دیگر شاهد این اتفاق نباشید. متأسفانه رسیدگی به این مسئله از راه درستی اتفاق نیفتاد و دچار پیچیدگیهای بیشتری شد که البته با همه خطرهایش میتواند نکاتی امیدوارکننده هم در دل خود داشته باشد.
پس از حدود ۴۰ روز از حملات آمریکا و اسرائیل به بخشهای مختلف کشور، صنایع ایران نیز دچار آسیبهای فراوانی شدند. صنایع پتروشیمی و فولاد در خط مقدم دریافت بیشترین ضربهها قرار داشتند، صنایعی که از اصلیترین ستونهای حمایت مالی برخی از بزرگترین و متمولترین باشگاههای فوتبال ایران بودند.یکی از این حامیان مالی، هولدینگ خلیج فارس است که چند وقتی میشود حمایت مالی از باشگاه استقلال تهران را به عهده دارد. شرکتهای تابع این هولدینگ از اصلیترین شرکتها در حوزه پتروشیمی محسوب میشوند که شامل مهمترین شرکتها برای ورود ارز به کشور هستند. در روز ۱۷ فروردین شاهد حملات سنگین به چندین شرکت این هولدینگ ازجمله مجتمعهای یوتیلیتی فجر۱ و فجر۲، مبین انرژی و دماوند انرژی بودیم که تا حدود زیادی فعالیت صنعت پتروشیمی ایران را دچار اختلال کرده است.
همینطور غیرممکن است که کسی فوتبال ایران را بشناسد و نام باشگاههایی که مرتبط با صنایع فولاد ایران هستند به گوشش نخورده باشد. مجتمع فولاد مبارکه اصفهان بزرگترین فولادساز کشور و غرب آسیا فقط در سال گذشته حدود یک میلیارد دلار صادرات داشته و مالک باشگاه سپاهان اصفهان محسوب میشود. باشگاهی که سالها به عنوان یکی از ثروتمندترین تیمهای ایرانی محسوب شده و حتی در خرید بازیکنان خارجی چند میلیون دلاری نیز مشکلی برای خود متصور نبود. به خاطر حجم سنگین حملات و خسارتهای وارده به واحدهای مرتبط با مجتمع فولاد مبارکه که حدود ۹ روز پیش اتفاق افتاد شاهد توقف کامل فعالیت این مجتمع بودیم. فولاد خوزستان هم که باشگاه فوتبال تحت نظر آن جزو حرفهایترین باشگاههای کشور محسوب میشود، روز ۷ فروردین شاهد حملات موشکی پرتعداد به مجتمع خود بود و دچار خسارتهای شدیدی شد.
اینها فقط تعدادی از ضربات مهلک به صنایع حامی فوتبال باشگاهی ایران در جنگ اخیر بود. چه ما طرفدار حضور مستقیم صنایع ملی در فوتبال ایران بوده باشیم یا جزو دستهای محسوب شویم که مخالف استفاده از «پول بیتالمال» برای پرداختهای چند ده میلیاردی به بازیکنانی که آورده خاصی برای صنعت ورزش در ایران ندارند، شکی نیست که اکنون وارد دوران جدیدی از فوتبال باشگاهی در ایران شدهایم؛ دورانی که دیگر برای مدتی نامعلوم شاهد عدم سرمایهگذاری و کمک مالی این شرکتها در فوتبال ایران خواهیم بود. این اتفاق بیشک ضربه سنگینی به فوتبال ایران است، حتی اگر جزو طرفداران عدم استفاده از منابع مالی این شرکتها در فوتبال باشگاهی باشیم.
توقف اجباری؟
شکل حضور باشگاههای صنعتی در فوتبال باشگاهی ایران به این دلیل مورد نقد قرار میگیرد که چون ثروت این باشگاهها که از درآمد صنایع ملی ایران بدست میآیند شاید میتوانند در راههای بهتری برای به وجود آمدن زیرساختهای مختلف که به نفع همه مردم ایران هستند استفاده شوند و خرید فلان بازیکن یا مربی خارجی که چند میلیون دلار برای آن هزینه میشود نمیتواند سود زیادی برای مردم داشته باشد. همینطور وجود این باشگاهها اجازه نفس کشیدن به باشگاههای خصوصی دیگر که منابع مالی محدودی دارند را نمیدهد. ما با هزینه زیاد یک باشگاه مشکلی نداریم، در همه جای دنیا باشگاههایی هستند که نسبت به باشگاههای کوچکتر هزینههای زیادتری میکنند و بازیکنان گرانقیمت میخرند اما مشکل اینجاست که برخلاف این باشگاهها که از خریدهای گران خود دوباره درآمدزایی میکنند و در پایان سال با ارائه شفاف صورتهای مالی، کاملاً سودده هستند، باشگاههای صنعتی ما فقط خرج میکنند و در پایان سال چند ده میلیارد تومان ضرر میدهند تا فقط ویترینی باشند که بگویند ما در ایران فوتبال باشگاهی داریم.
این مسأله اکنون با جنگ اخیر دستمایه تغییر زیادی میشود و با وجود اینکه از راه درستی اتفاق نیفتاد و بیشک فوتبال ایران را به دلیل تغییر ناگهانی سبکوسیاق تیمداری به بحران خواهد کشاند، اما در انتهای تونل تاریک خود میتواند کورسوی نوری را نیز به ما نشان دهد. این شاید فرصتی باشد که هرچند به شکلی تلخ بدست آمده، اما روال باشگاهداری ما را دگرگون کند. مسلماً تا آیندهای نامشخص، باشگاههایی مثل سپاهان، استقلال و فولاد و چندین باشگاه صنعتی دیگر نمیتوانند بودجه زیادی داشته باشند، دیگر خبری از بازیکنان و مربیان گرانقیمت خارجی نخواهد بود و بازیکنان برتر ایرانی که دیگر قراردادهای سنگین را جلو خود نمیبینند، مسیرشان را به سمت لیگهای خارج از ایران کج میکنند.
کاشت بذرهای امید
اما نکته امیدوارکننده اینجاست که باشگاههای ما اکنون چارهای ندارند جز اینکه نگاه ویژهای به بازیکنان جوان داشته باشند. فصل بعدی لیگ ایران شاید دچار افت کیفی شود اما احتمالاً از لحاظ میانگین سنی در پایینترین میزان در چند سال اخیر قرار گیرد. اکنون بسیاری از باشگاهها مجبورند از جوانان کم سنوسال استفده کنند، اتفاقی که پیش از این به هیچعنوان به دلیل ترس از عدم نتیجهگیری کوتاهمدت زیر بار آن نمیرفتند، اما اکنون چارهای ندارند و اگر فشاری هم به آنها به خاطر نتیجه نگرفتن احتمالی وارد شود میتوانند به راحتی بگویند چاره دیگری ندارند. در این بین و از این همه بازیکن جوان، شاید شاهد ظهور چهرههای جذابی باشیم که آینده فوتبال ایران که مدتها بود نگران درجا زدن آن بودیم را دچار تغییر کنند. این را نباید فراموش کنیم که زمین سخت درختان قوی میسازد.





نظر شما