نبرد تاریخی و سرنوشت ساز ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران با دو رژیم تروریستی آمریکایی- صهیونی به مرحله تقابل ارادهها رسیده است. هر جنگ ابعاد مختلفی دارد. از بعد نظامی و سیاسی تا ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی. طی بیش از ۵۰ روز نبرد، واقعیت میدان حاکی از پیروزی قاطع ملت ایران در همه ابعاد فوق است. در بعد نظامی، ماشین جنگی دو رژیم تروریستی عملا اثربخشی خود را از دست داد. نیروی دریایی رژیم تروریستی آمریکا عملا از جنگ خارج شده و صدمات سنگین وارده به نیروی هوایی این رژیم نیز باعث کاهش کارآیی آن گردیده است.
در بعد سیاسی، تضاد سیاسی سنگین در داخل ایالات متحده آمریکا و اعتراض گسترده مقامات سیاسی اغلب کشورهای جهان نسبت به این جنگ، شکستی سنگین برای جریان جنگ افروز آمریکایی محسوب میشود. مخالفت گسترده جامعه آمریکایی با این جنگ نیز دلیل مهمی بر عدم توفیق خوک زرد آمریکایی در اجتماعیسازی جنگ بوده و کنشهای پریشان این فرد حاکی از شکست و فروپاشی روانی او در این جنگ است.
پس از گذشت چند هفته از نبرد و ناکامی دشمن در میدان جنگ سخت و مشاهده روند جنگ به نفع جمهوری اسلامی ایران، راهبرد دشمن در جنگ تغییر کرد: «آغاز جنگ نرم با هدف پیروزی در جنگ سخت!»
در این مرحله، جنگ به نبرد ارادهها تبدیل شدهاست. در یکسوی میدان اراده طرف ایرانی برای پیروزی قطعی به پشتوانه پیروزیهای میدانی قرار دارد و در طرف مقابل، اراده دشمن برای عدم خروج خفتبار و همراه با شکست از میدان. تعیین کننده نهایی، زورآزمایی این دو اراده خواهد بود.
دشمن برای شکست اراده مردم و مسئولین ایرانی، برنامهریزی جدی کردهاست که این توطئه دشمن نیز به فضل الهی با شکست مواجه خواهد شد، اما هوشیاری همه ارکان کشور (توده مردم، مسئولین و نیروهای مسلح) ضروری است.
برخی از محورهای عملیات دشمن در این عرصه به شرح ذیل است:
الف. فشار بر تیم مذاکره کننده ایرانی برای تحمیل توافقی ناعادلانه: بحمدلله با هدایت ولی امر مسلمین و پشتیبانی قاطع ملت ایران از تیم مذاکره کننده، مسئولین دیپلماسی کشور در این زمینه هوشیاری لازم را دارند، لکن بر تداوم استواری آنها تاکید میشود؛
ب. فشار روانی بر مردم: دشمن با ارعاب (تهدید حمله به زیرساختها) و بزرگنمایی خسارات اقتصادی جنگ (از طریق اذناب به اصطلاح کارشناسش در داخل کشور) به دنبال القاء این است که امکان ادامه جنگ وجود ندارد. این در حالیست که
اولا) در بعد زیرساختها: گستردگی جغرافیایی و عدم تمرکز زیرساختها مانع از آسیبپذیری زیاد آنها نسبت به حملات هوایی بوده و توان فنی بالای داخلی- به همراه ظرفیت خالی تولید برق در ماههای جاری به جهت فاصله تا پیک مصرف- و بخصوص قدرت تقابل جدی نیروهای مسلح کشور در انهدام زیرساختهای برق و آب در منطقه و منافع نظامی رژیمهای تروریستی آمریکایی- صهیونی، حاکی از عدم امکان تحقق تهدید دشمن در فلج کردن کشور است
ثانیا) در بعد تابآوری اقتصادی: خسارات اقتصادی کشور به نسبت منافع اقتصادی جنگ (افزایش دو برابری درآمدهای نفت و گاز کشور و منافع حاصل از مدیریت تنگه هرمز) قابل ملاحظه نبوده و با توجه به ظرفیتهای بسیار بالای اقتصادی کشور (توان تولید داخلی بالا، تداوم تجارت خارجی و ذخائر مناسب) کشور برای نبرد بلندمدت هیچ مشکلی ندارد و در صورت تدبیر مناسب،
التزام به اقتصاد مقاومتی و اقدام جهادی، امکان پیشرفت کشور در شرایط تداوم جنگ وجود داشته و بلکه میتوان از پنجره ایجاد شده در جنگ در معرفی ایران به عنوان یک ابرقدرت نوظهور برای پیشرفت کشور استفاده نمود.
نکته اصلی، هوشیاری کامل مردم، مسئولین و پشتیبانی مطلق از نیروهای مسلح تحت تدابیر ابلاغی رهبر معظم و مقتدر انقلاب اسلامی است.




نظر شما