تحولات منطقه

پنجاه‌ونهمین روز از آغاز جنگ تمام‌عیار،پرده ازواقعیتی برداشت که ماشین رسانه‌ای غرب هفته‌ها درتلاش برای پنهان کردن آن بود.استراتژی«فشار حداکثری نظامی»به بن‌بست رسیده است.جنگ علیه ایران،فشار اقتصادی سنگینی را بر سبد معیشتی اروپا و آمریکا تحمیل کرده است

دیوار سخت هرمز و تحقیر هژمونی؛ چرا صدراعظم آلمان به شکست آمریکا اعتراف کرد؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

اعتراف برلین، انزوای واشنگتن

مهم‌ترین رویداد سیاسی ۲۴ ساعت گذشته، جمله‌ای بود که در آلمان به زبان آمد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در یک ارزیابی صریح و بی‌پرده گفت: «آمریکا توسط رهبری ایران تحقیر می‌شود...، من نمی‌دانم آمریکایی‌ها چه استراتژی خروجی‌ای را انتخاب می‌کنند.»

این اعتراف از سوی رهبر یکی از قدرتمندترین کشورهای ناتو، حاوی دو پیام راهبردی است. نخست آنکه اروپا متوجه شده است ادعاهای واشنگتن مبنی بر «کنترل اوضاع» و «محاصره‌ی موفق ایران»، بلوفی بیش نیست. دوم آنکه، مهارت دیپلماتیک ایران در تبدیل کردن فشارهای نظامی به اهرم‌های چانه‌زنی، غرب را مستأصل کرده است.

سفر عباس عراقچی به روسیه در همین مقطع، تکمله‌ای بر این استیصال بود. ایران به جای آنکه در تله‌ی مذاکرات زیر تهدید آمریکا در اسلام‌آباد بیفتد، راهی مسکو شد. تحلیلگر الجزیره نوشته است که ایران با این سفر، به دنبال تقویت چتر حمایتی خود در شورای امنیت و بازسازی شریان‌های نظامی‌اش از طریق شرکای شرقی است. این یعنی ایران، بر خلاف آمریکا، استراتژی خروج و بقای مشخصی دارد.

هرمز بسته؛ وقتی جنگ به خیابان‌های لندن می‌رسد

تأثیر این بن‌بست ژئوپلیتیک، امروز با آمار و ارقام اقتصادی غرب به اثبات رسید. گزارش رویترز مبنی بر سقوط شاخص خرده‌فروشی بریتانیا به منفی ۶۸ (بدترین آمار از سال ۱۹۸۳ تاکنون)، زنگ خطری بود که نشان داد «بسته‌ماندن تنگه‌ی هرمز»، دیگر یک مسئله‌ی نظامی نیست، بلکه یک «بحران اجتماعی اروپایی» است.

مردم بریتانیا، تحت فشار روانی ناشی از افزایش قیمت انرژی و تورم وارداتی، هزینه‌های خود را متوقف کرده‌اند. این دقیقاً همان استراتژی «بازدارندگی اقتصادی» است که سپاه پاسداران بر آن تأکید دارد. وقتی قرارگاه سپاه اعلام می‌کند که کنترل هرمز «استراتژی قطعی ایران» است، به خوبی می‌داند که آستانه‌ی تحمل جوامع رفاه‌زدۀ غربی در برابر تورم، بسیار پایین‌تر از آستانه‌ی مقاومت جامعه‌ی ایران در برابر تحریم است. غرب، جنگ تسلیحاتی را آغاز کرد، اما ایران جنگ را به میدان «اقتصاد خُرد جهانی» کشاند؛ میدانی که در آن جنگنده‌های اف-۳۵ کارایی ندارند.

لبنان؛ بازگشت به تاکتیک‌های دهه‌ی هشتاد

در مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی، وضعیت میدانی نیز به سود ائتلاف غربی نیست. رژیم صهیونیستی که نتوانست با بمباران‌های سنگین، مقاومت را در جنوب لیتانی ریشه‌کن کند، اکنون با یک سناریوی کابوس‌وار جدید روبه‌روست.

هشدار فرماندهان حزب‌الله به خبرنگاران الجزیره مبنی بر آماده‌سازی «جوخه‌های انتحاری» و بازگشت به تاکتیک‌های برندۀ دهه ۱۹۸۰، پیامی صریح به تل‌آویو است. این تغییر تاکتیک نشان می‌دهد که اگر اسرائیل قصد اشغال دائمی مناطق جنوبی را داشته باشد، با نبرد کلاسیک روبه‌رو نخواهد شد، بلکه هر متر از خاک لبنان به یک میدان مین انسانی غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل می‌گردد. تلفات روزهای اخیر ارتش اسرائیل در این مناطق، گواه روشنی بر شکست طرح «منطقه‌ی حائل» است.

ایستگاه پنجاه‌ونهم؛ موازنه‌ی درد

جنگ در پنجاه‌ونهمین روز خود، به یک «موازنه‌ی درد» تبدیل شده است. در داخل ایران، جامعه با درد تخریب ۲۴۰ مرکز درمانی و خسارات زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما این درد با یک انسجام حاکمیتی و درک دفاع وجودی، مدیریت می‌شود. در مقابل، درد غرب از جنس تورم، رکود ۴۰ ساله و انزوای دیپلماتیک است.

عقب‌نشینی ترامپ از اعزام نماینده به پاکستان و بسنده کردن به جمله‌ی «اگر می‌خواهند تماس بگیرند»، نشان می‌دهد که واشنگتن ابزار مؤثری برای شکستن ارادۀ ایران ندارد. تا زمانی که تنگۀ هرمز به عنوان شاهرگ اقتصاد جهانی در کنترل ارادۀ ایران است، هیچ توافقی بدون تأمین کامل شروط امنیتی تهران و پایان دادن به جنایات در لبنان، پایدار نخواهد ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha