مهدی بنیاسدی، کارشناس بازارهای مالی در گفت و گو با قدس اظهار کرد: بازار سرمایه ایران در سال ۱۴۰۴ وارد مرحلهای بسیار حساس و پر از ابهام شده است. همزمانی عوامل سیاسی، ریسکهای اقتصادی، رشد نرخ ارز و تقویت انتظارات تورمی باعث شده تصمیمگیری در بازار سهام، بیش از هر زمان دیگر به متغیرهای بیرونی وابسته شود. در این فضا، مسئله «تابآوری بازار سرمایه» و توان آن برای واکنش مؤثر در برابر شوکهای بیرونی، به محور اصلی سیاستگذاری و تحلیلهای اقتصادی تبدیل شده است.
تعطیلی طولانی بازار و فشار بر ساختار بازار
تحلیلگر بازارهای مالی افزود: رویداد جنگ ۱۲روزه» بار دیگر ضعف ساختارهای مدیریتی بازار سرمایه در مواجهه با بحران را آشکار کرد. فقدان بستههای از پیش طراحیشده برای شرایط اضطراری، منجر به تصمیمات موردی و غیرسیستمی شد؛ مانند تعیین زمان بازگشایی، تغییر ساعت معاملات، یا مدیریت اعتبارات. این نوع تصمیمگیری سلیقهای باعث شد فرایندهای بازار با تأخیر و بیثباتی همراه شود. هرچند عملکرد کلی بازار در جلوگیری از آشفتگی شدید قابل دفاع بود، اما تجربه اخیر یک پیام روشن دارد: تا زمانی که نظام مقررات بحران تدوین نشود، هر شوک جدید میتواند بازار را وارد مرحلهای از تصمیمات غیرقابل پیشبینی کند.
وی گفت: در پی همان بحران، معاملات بورس برای حدود ۴۰ روز متوقف شد؛ تصمیمی که موافقان و مخالفان زیادی داشت، اما آثار اقتصادی جدی بر بدنه بازار گذاشت. توقف طولانی منجر شد تا دو رکن اساسی بازار، نقدشوندگی و شفافیت اطلاعاتی، آسیب ببینند. زمانی که بازار بسته است، سرمایهگذاران نه امکان فروش دارند و نه ارزیابی لحظهای داراییها، در نتیجه فضای عدماطمینان گسترش مییابد. بسیاری از شرکتها نیز در نبود سازوکار مشخص، با اختلال مالی مواجه شدند. این وضعیت بر تابآوری نهادهای مالی و اعتماد عمومی به بازار اثر منفی گذاشته است.
افت بی سابقه ارزش دلاری بورس تهران و خروج سرمایه
کارشناس اقتصادی افزود: ارزش دلاری بورس تهران اکنون به محدوده کمتر از ۶۰ میلیارد دلار رسیده و حتی پتانسیل کاهش تا حدود ۵۵ میلیارد دلار نیز دارد؛ سطحی که کمترین مقدار تاریخی بازار در دهه اخیر محسوب میشود. این افت نشاندهنده کوچکشدن نسبی بازار سرمایه و کاهش جذابیت آن برای سرمایهگذاران است. همزمان با این روند، خروج نقدینگی از صندوقهای درآمد ثابت شدت گرفته و سرمایهها به سمت صندوقهای طلا و بازار ارز روانه شدهاند. آمارها نشان میدهد از میان ۸۸ صندوق درآمد ثابت، تنها ۱۳ مورد توانستهاند جریان ورود پول را حفظ کنند.
بنیاسدی گفت: افزایش انتظارات تورمی، رشد نرخ ارز و کاهش قدرت خرید داراییهای ریالی موجب شد استراتژی سرمایهگذاران تغییر کند. اگر تا پیش از این حفظ اصل سرمایه در ابزارهای کمریسک اصلیترین هدف بود، اکنون تمرکز سرمایهها بر حفظ ارزش دارایی در برابر تورم است. داراییهای طلا، ارز و املاک دوباره در صدر انتخاب سرمایهگذاران قرار گرفتهاند و در عمل «پوشش تورمی» جایگزین «بازدهی پایدار» شده است.
تغییر جهت نقدینگی از ابزارهای ریالی به دارایی های تورمی
کارشناس اقتصادی افزود: الگوی حرکتی سرمایهها در این دوره یادآور رفتار بازار در بحرانهای گذشته است. در ابتدای شوک، تمایل به نگهداری نقد و داراییهای قابل فروش بالا میرود، اما بهمحض آشکار شدن تبعات تورمی، نقدینگی به سمت طلا و ارز حرکت میکند. در ماههای اخیر همین مسیر تکرار شده و موجب شده طلا در صدر بازدهی سال ۱۴۰۴ قرار گیرد. کوتاهشدن افق تصمیمگیری و افزایش وابستگی رفتار بازار به متغیرهای تورمی، از مهمترین پیامدهای این شرایط بوده است.
وی گفت: صندوقهای املاک و مستغلات پس از وقفه ناشی از جنگ، دوباره فعال شدهاند و در برخی از آنها صف خرید ایجاد شده است. این اتفاق را میتوان نشانهای از انتظار تورمی بالا در بازار ملک دانست. با وجود این، بخشی از این صندوقها هنوز با حباب منفی قیمتی مواجهاند؛ فاصلهای میان ارزش تابلو و خالص ارزش داراییها که ناشی از توقف طولانی معاملات و تأخیر در فرآیند ارزشگذاری است.
بازگشایی مرحلهای و هوشمند بازار با اولویت صنایع کمریسک
وی افزود: بازگشایی بازار سهام پس از تعطیلی طولانی، چالشی چندوجهی است که نمیتوان آن را با دستورالعملهای دوران عادی اجرا کرد. بخش عمده مقررات فعلی برای شرایط معمول طراحی شدهاند و اکنون پاسخگوی وضعیت موجود نیستند. راهکار اساسی، بازگشایی مرحلهای و هوشمند بازار با اولویت صنایع کمریسک است. شرکتهایی که آسیب مستقیم از بحران دیدهاند باید موقتاً از فرآیند بازگشایی خارج شوند تا از شوک قیمتی جلوگیری شود. در همین راستا، بازنگری در شیوه افشای اطلاعات نیز ضروری است؛ بهویژه تمرکز بر افشای موارد اثرگذار مالی و پرهیز از انتشار جزئیات غیرضروری که فقط موجب التهاب میشود.
بنیاسدی گفت: افزایش همبستگی میان داراییها در فضای پرریسک، اثربخشی مدلهای سنتی مدیریت ریسک را کاهش داده است. در چنین شرایطی باید رویکردهای تحلیلی جدیدی مانند نظریه «شخصیت داراییها» جایگزین طبقهبندی کلاسیک شود. این نظریه با بررسی ساختار بازار، ترکیب بازیگران و مسیر تاریخی دارایی، امکان شناسایی همبستگیهای پنهان و رفتاری را فراهم میکند؛ امری که در دورههای بحران میتواند راهنمای مؤثری برای چینش پرتفوی باشد.
چشم انداز بازار سرمایه و اصول بازسازی اعتماد
کارشناس اقتصادی افزود: بر پایه نشانههای موجود، بازار سرمایه ایران در کوتاهمدت با نوسانات شدید، چرخش سریع نقدینگی و فشار بر ابزارهای ریالی کمریسک مواجه خواهد بود.
وی تاکید کرد: در میانمدت نیز داراییهایی مانند طلا، ارز و ملک احتمالاً نقش اصلی را در حفاظت از قدرت خرید ایفا خواهند کرد. برای عبور از این مرحله بحرانی، نیاز به سیاستگذاری پیشنگر، طراحی بستههای بحران، بازسازی اعتماد عمومی و توسعه ابزارهای مدیریت ریسک کاملاً محسوس است.
وی گفت: بازار سرمایه ایران در مرحلهای ایستاده است که هر تصمیم بدون پشتوانه فنی میتواند تأثیرات بلندمدت بر اعتماد سرمایهگذاران و ثبات مالی کشور داشته باشد. برای بازگشت بورس به مسیر طبیعی، باید میان سرعت بازگشایی و کیفیت تصمیمسازی تعادل برقرار شود.
این کارشناس بازارهای مالی تصریح کرد: همچنین لازم است نگاه سنتی به مدیریت ریسک جای خود را به تحلیل رفتاری بازار و سیاستگذاری مبتنی بر موقعیت بحرانی دهد.
وی تأکید کرد: آینده بازار سرمایه ایران در گرو یادگیری از همین التهابها و تبدیل بحران به فرصت برای اصلاح ساختارهاست.





نظر شما