تحولات منطقه

غزل به‌عنوان یکی از ماندگارترین قالب‌های شعر فارسی، همچنان در ادبیات معاصر جایگاهی ویژه دارد.

مخاطب امروز غالباً فهم دقیقی از ادبیات عمیق ندارد / فضای مجازی و بحران تأمل در شعر
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

غزل به‌عنوان یکی از ماندگارترین قالب‌های شعر فارسی، همچنان در ادبیات معاصر جایگاهی ویژه دارد؛ اما به باور سیدوحید سمنانی، شاعر و پژوهشگر ادبی، این قالب در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت ‌تأثیر شتاب‌زدگی، ساده‌پسندی و فضای مجازی قرار گرفته است؛ فضایی که اگرچه امکان دیده‌ شدن شعر را فراهم کرده، اما از سوی دیگر، فرصت تأمل را از شاعر گرفته است.سیدوحید سمنانی از شاعران و منتقدان شناخته‌ شده ادبیات معاصر بوده که در کنار فعالیت‌های پژوهشی، سال‌ها در حوزه غزل و نقد ادبی فعالیت کرده است. مجموعه ‌شعر «مرور پنجره‌ها» سومین دفتر شعر او پس از «چند رد پا از من» و «صدف‌های لال» به‌شمار می‌رود. سمنانی در گفت‌وگویی مفصل، به بررسی وضعیت غزل امروز، جایگاه شعر در فضای مجازی، مسئله فراگیر شدن آثار ادبی و فاصله ‌گرفتن شاعران جوان از سنت تأمل و بازنویسی پرداخت. او معتقد است غزل با وجود همه تغییرات و تحولات، همچنان زنده و پویاست، اما در عین حال، خطر سطحی‌نگری و شتاب‌زدگی بیش از هر زمان دیگری آن را تهدید می‌کند.

غزل همچنان زنده و پویاست

سمنانی با اشاره به جایگاه تاریخی غزل در ادبیات فارسی می‌گوید: غزل، عروس قالب‌های شعر فارسی است و از لحظه تولد تا امروز، همواره در صدر توجه شاعران قرار داشته و یکی از مقبول‌ترین و محبوب‌ترین قالب‌های شعری بوده است. بررسی غزل در هر دوره نشان می‌دهد این قالب در کنار دیگر قالب‌های شعری چه جایگاهی داشته و از سوی دیگر، غزلسرایان آن عصر در مقایسه با دیگر غزلسرایان تاریخ ادبیات، چه موقعیتی پیدا کرده‌اند. به همین واسطه است که در دوره‌های مختلف، شاعران فراوانی داشته‌ایم که اگرچه جزو شاعران برجسته زمانه خود بوده‌اند، اما در شمار شاعران برجسته تاریخ ادبیات قرار نگرفته‌اند و این مسئله نشان می‌دهد تا حدودی می‌توان قدرت ادبی هر عصر را نسبت به دیگر دوره‌ها سنجید.

اینستاگرام و بحران تأمل در شعر

این شاعر معاصر، مهم‌ترین آسیب شعر امروز را فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام دانسته و تصریح می‌کند: یکی از بزرگ‌ترین افت‌هایی که نه‌تنها غزل، بلکه شعر امروز به آن دچار شده، همین مسئله اینستاگرام است. این پدیده به‌شدت جزو فرصت‌سوزی‌هایی است که فرصت ادبی و فرصت تأمل ادبی را از مردم و مخاطبان ما گرفته است. این وضعیت ناشی از سلیقه‌های دم‌دستی، سهل، ساده و زودگذری است که محصول مراجعه به فضای مجازی و زاییده احوالاتی بوده که از فضای مجازی وارد زندگی انسان امروزی شده است. رواج این مسئله، فرصت تأمل را از مخاطب می‌گیرد و این بازخورد ساده‌پسندی و ساده ‌اقناع شدن ذوق ادبی و عاطفی مخاطب، موجب می‌شود شاعر نیز عجول و قانع شود و به تشویق در فضای مجازی بسنده کند.
او در ادامه عنوان می‌کند: در روزگاری که شاعران ما تازه با ورود فضای مجازی و در دوره وبلاگ‌نویسی با این فضا مواجه شده بودند، این اتفاق در سطح محدودتری رخ می‌داد و چون شکل بازخورد گرفتن از مخاطب با شیوه امروزی بسیار متفاوت بود، شاعران همچنان تأمل و تعمق در کلمات را مدنظر داشتند اما متأسفانه امروز این مسئله تا حد زیادی از بین رفته است. او درباره شبه‌غزل‌ها می‌گوید: یکی از قوت‌های غزل این بود که در طول زمان از شیوه تغزل خود، یعنی عاشقانه‌سرایی صرف، فاصله گرفت؛ نخست عشق را به آسمان برد و در آن فضا تجربه کرد و به نمایش گذاشت، سپس در گذر زمان موفق شد درون خود، مرثیه و توجه به دیگر موضوعات را نیز کم‌کم به جامعه ادبی نشان دهد و توانایی انعکاس آن‌ها را پیدا کند. مشکل اصلی این است که شاعر در لحظه می‌سراید و در لحظه نیز منتشر می‌کند؛ و این، یکی از افت‌های بزرگ زمانه ماست. زمانی بود که کتاب شعر چاپ می‌شد و پیش از چاپ، بارها توسط دیگران مورد نقد و بررسی قرار می‌گرفت، اما امروز شاعران با ابزارهایی که در اختیار دارند، تصور می‌کنند فضای مجازی می‌تواند جای کتاب را پر کند و به همین سمت حرکت کرده‌اند.

کتاب در برابر فضای مجازی و مسئله بازخورد

وی با انتقاد از کیفیت بازخوردها در شبکه‌های اجتماعی عنوان می‌کند: بازخوردهایی که در فضای مجازی وجود دارد، غالباً بازخوردهایی تهی است؛ تهی از فهم ادبی کامل، زیرا بخش عمده مخاطبان در لحظه واکنش نشان می‌دهند. در حالی که شعر اساساً جای تأثیرگذاری آنی نیست؛ بخشی از شعر، عاطفه‌ای است که در لحظه منتقل می‌شود اما لایه‌های دیگر کلام که واژه را از ساحت زبان ابتذالی به ساحت ادبیات ارتقا می‌دهد، در ارتباط نخست قابل انتقال نیست. در این شرایط، رابطه شاعر و مخاطب نیز دچار تغییر شده است؛ به‌گونه‌ای که به‌جای آنکه شاعر مخاطب را تربیت کند، این مخاطب است که شاعر را به سمت خود می‌کشد و این اتفاقی ناخوشایند است.
به گفته سمنانی، اگر شاعران ما از این فرصت که در طول هزار و اندی سال ادبیات فارسی بی‌سابقه بوده، یعنی سرعت فراگیری و انتشار اثر، به‌درستی استفاده کنند، این امکان شگفت‌انگیز می‌تواند بسیار ارزشمند باشد؛ اما این امر مشروط به آن است که شاعران اهل تأمل باشند. متأسفانه در بسیاری موارد، شاعر شتاب‌زده است، سرسری‌گیر است و به‌راحتی اقناع می‌شود؛ شاعری که با لایک‌ها خوشحال و با دیس‌لایک‌ها ناراحت می‌شود. چنین شاعری، با فراگیر شدن شعرش در فضای مجازی، وقتی می‌بیند اثرش دیده می‌شود، احساس می‌کند دیگر نیازی به چکش‌کاری ندارد و گمان می‌کند زحمت بیشتر یا عمق‌ بخشیدن به اثر ضرورتی ندارد؛ در نتیجه از «پوست‌اندازی در کلمات» بازمی‌ماند.

فضای مجازی؛ پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر

او در ادامه با مقایسه شرایط امروز و گذشته عنوان می‌کند: زمانی بود که شاعر در انجمن‌های ادبی شرکت می‌کرد و تا مدت‌ها اجازه شعرخوانی نداشت؛ پس از مدتی، به او گفته می‌شد تو هم شعر می‌گویی، بیا و بخوان. سپس همان یک شعر خوانده می‌شد و شاعر سال‌ها زیر نظر استادان، به تمرین و چکش‌کاری می‌پرداخت و پس از آن تازه امکان انتشار در روزنامه یا رسانه‌ها، با اجازه استاد فراهم می‌شد.
سمنانی می‌افزاید: اما امروز شاعر خودش برای خودش استاد است، خودش تصمیم می‌گیرد و خودش منتشر می‌کند و متأسفانه حاصل این روند، آن شده که برخی شاعران بدون طی‌ کردن مسیر تربیتی و بدون راهنمایی جدی استادان، به سرعت وارد فضای انتشار شده‌اند. مخاطب امروز نیز غالباً فهم دقیقی از ادبیات عمیق ندارد؛ مخاطبی که عادت کرده در فضای مجازی، کلیپی را که بیش از یک دقیقه است نبیند، چگونه می‌تواند روی یک بیت مکث کند و ۱۰دقیقه درباره زیبایی‌های آن فکر کند؟

شاعرانی که این شب‌ها در میدان بودند

وی در ادامه با اشاره به وضعیت امروز شعرخوانی در جامعه و ارتباط آن با جنگ رمضان اظهار می‌کند: در روزگار فعلی، شاهد آن هستیم که شاعران با همت و تلاش خود، به‌درستی به کف میدان آمده‌اند و برای مردم شعرخوانی می‌کنند و این، اتفاقی شگفت‌انگیز و مهم است. در کنار این؛ ورود مویرگی و گسترش تدریجی شعر در جامعه پدیده‌ای بسیار مهم و قابل ‌توجه است و باید قدر آن را دانست. شاعر باید آگاه باشد که بسیاری از این مواجهه‌های مستقیم و شعرهایی که سروده می‌شود، بیشتر برای ایجاد هیجان و ارتباط در ساده‌ترین شکل ممکن است. اگر قرار است شعر و شاعری به‌عنوان یک مقوله جدی دنبال شود، شاعر باید بداند این نوع از شعر، تنها یک فصل از شعر است؛ فصلی که برای مخاطب در کف خیابان ارزشمند و قابل احترام است، اما همه ادبیات را شامل نمی‌شود.

موج‌سازی یا موج‌سواری در شعر

این پژوهشگر ادبی در ادامه با اشاره به آسیب‌ها و فرصت‌های وایرال ‌شدن آثار ادبی عنوان می‌کند: اینکه شاعر خودش موج‌سازی کند یا بر موج سوار شود، مسئله مهمی است. اگر شاعر بر اساس شیوه شاعران گذشته عمل کند، یعنی شعری بگوید که آن ‌قدر اثرگذار باشد که بر دیگر شاعران تأثیر بگذارد و جریان‌ساز شود، این امر نه‌تنها بد نیست، بلکه بخشی از سنت ادبی ماست. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که شاعر فقط بر اساس مد روز و نیاز لحظه‌ای جامعه تصمیم بگیرد چه چیزی محبوب است، چه چیزی در کف جامعه خواسته می‌شود و بخواهد از آن، در ساده‌ترین شکل ممکن متنی تولید کند تا سریع شنیده شود، خوشایند باشد و بر زبان مردم جاری شود.

نقد سطحی‌نگری و مسئله ماندگاری

وی در ادامه با تأکید بر مسئله سطحی‌نگری در تولید آثار هنری و ادبی اظهار می‌کند: مسئله من بر سطحی‌نگری است؛ اگر من از کف جامعه نکته‌ای را استخراج کنم که آن نکته قابلیت ماندگاری داشته باشد، هیچ اتفاق بدی رخ نداده و اساساً این خودِ هنر شاعر است. ما در عصر کنونی و حتی در جریان جنگ اخیر، شاهد تولید بعضی سرودها هستیم؛ من قصد ندارم وارد مقوله سرود شوم زیرا بخشی از سرود اساساً برای ایجاد هیجان در میان مردمی است که در صحنه حضور دارند. اما مسئله اینجاست که ای‌کاش این سرودهای تولید شده، محصول کار تیمی باشند؛ تیمی که حتماً دغدغه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارد و این دغدغه‌ها نیز کاملاً ارجمند هستند. ای‌کاش یک مثلث یا حتی یک مربع شکل بگیرد؛ به‌گونه‌ای که مداح، خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده و کسانی که قرار است اثر را پخش کنند، همگی در کنار هم قرار بگیرند و صرفاً بر اساس آنچه بر زبان مردم جاری است، تولید اثر نکنند، بلکه جنبه ادبی و ماندگاری آن را نیز مدنظر قرار دهند تا اثر بتواند در طول زمان در فضاها و موقعیت‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

نقد چرخه تولید آثار تازه در برابر آثار ماندگار

سمنانی در پایان با طرح پرسشی انتقادی عنوان می‌کند: وقتی کاری تولید شده، سرودی یا ترانه‌ای در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ که هم از نظر ترانه، هم آهنگ‌سازی و هم تنظیم، حرفی برای گفتن دارد و از قوت برخوردار است، چرا تلویزیون و رسانه ما از پخش آن پرهیز دارد؟ من این موضوع را حتی با یکی از مداحان شناخته شده در جلسه‌ای مطرح کردم و به او گفتم چه نیازی است که شما هر سال برای شب اول محرم یک اثر بخوانید، شب دوم یک اثر دیگر و شب سوم نیز اثری تازه ارائه دهید؟ اگر احساس می‌کنید کار خوبی در اختیار ندارید، همان کار سال گذشته را دوباره اجرا کنید؛ چراکه کاری که عمیق و باارزش است، قابلیت تکرار دارد و کاری که ضعیف است، حتی اگر به بهانه تازگی تولید شود، اساساً لیاقت پخش شدن ندارد. حیف است یک شاعر و هنرمند صرفاً به این دلیل که می‌خواهد کار تازه‌ای ارائه کند، از آن داشته‌ها و هنجارهایی که جامعه ادبی از او انتظار دارد کوتاه بیاید و برای راضی ‌کردن مخاطب، اثری سطحی تولید کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha