تحولات منطقه

تالاب‌های کشور پس از سال‌ها خشکی و بحران، امسال در برخی مناطق رنگ آب به خود دیده‌اند؛اما پشت این بهبود ظاهری، واقعیتی تلخ نهفته است:بسیاری از تالاب‌ها هنوز از حق‌آبه قانونی خود محروم‌ اند و بقای آن‌ها به بارش‌های مقطعی گره خورده است.

حق‌آبه‌های فراموش‌ شده و تالاب‌هایی که هنوز تشنه‌اند / تالاب‌ها میان آبگیری‌های مقطعی و احیای واقعی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

تالاب‌های کشور پس از سال‌ها خشکی و بحران، امسال در برخی مناطق رنگ آب به خود دیده‌اند؛اما پشت این بهبود ظاهری، واقعیتی تلخ نهفته است:بسیاری از تالاب‌ها هنوز از حق‌آبه قانونی خود محروم‌ اند و بقای آن‌ها به بارش‌های مقطعی گره خورده است.

تصاویر آبگیری دوباره برخی تالاب‌ها و افزایش تراز دریاچه ارومیه، این روزها بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته‌ اند و امیدهایی را برای بازگشت حیات به این زیست‌ بوم‌های ارزشمند ایجاد کرده است؛اما پشت این تصاویر امیدوار کننده، واقعیتی نگران‌ کننده نهفته است.

بسیاری از کارشناسان و حتی مسئولان محیط‌ زیست تأکید می‌کنند آنچه امروز در بسیاری از تالاب‌ های کشور مشاهده می‌شود، بیش از آنکه «احیا» باشد، نتیجه بارش‌های مقطعی و«آبگیری موقت» است. در شرایطی که خشکسالی، تغییر اقلیم، سدسازی، توسعه بی‌ضابطه کشاورزی و بی‌توجهی به حق‌آبه‌ های زیست‌ محیطی همچنان ادامه دارد، آینده تالاب‌های ایران در هاله‌ ای از ابهام قرار گرفته است؛ آینده‌ ای که نه فقط برای محیط‌ زیست، بلکه برای امنیت غذایی، سلامت عمومی، اقتصاد محلی و حتی زیست‌ پذیری بخش‌هایی از کشور تعیین‌ کننده خواهد بود.

تالاب‌ ها از مهم‌ ترین اکوسیستم‌های طبیعی جهان به شمار می‌روند؛ این پهنه‌های آبی علاوه بر حفظ تنوع زیستی، نقش کلیدی در کنترل سیلاب‌ها، تغذیه آبخوان‌ها، تعدیل اقلیم محلی، کاهش گرد وغبار و تأمین معیشت جوامع محلی دارند. با این حال ایران که خود میزبان کنوانسیون جهانی رامسر و دارای ده‌ها تالاب ثبت‌ شده بین‌ المللی است، امروز با یکی از جدی‌ ترین بحران‌های تالابی تاریخ خود مواجه است.

براساس گزارش‌های رسمی، بخش قابل توجهی از تالاب‌های کشور یا خشک شده‌ اند یا در معرض فروپاشی اکولوژیک قرار دارند؛ تالاب‌هایی نظیر هامون، گاوخونی، پریشان، بختگان، طشک و جازموریان در سال‌های اخیر بارها به کانون‌ های گرد وغبار تبدیل شده‌اند و خسارات زیست‌ محیطی و اقتصادی گسترده ‌ای را به مناطق پیرامونی وارد کرده‌اند.

آبگیری یا احیا؛ تفاوتی که نباید نادیده گرفته شود

یکی از مهم ‌ترین مباحث مطرح‌ شده در ماه‌های اخیر، تفاوت میان «آبگیری» و «احیای اکولوژیک» تالاب‌هاست؛ شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست، به صراحت اعلام کرده است که درباره بسیاری از تالاب‌ها و حتی دریاچه ارومیه نمی‌توان از واژه احیا استفاده کرد.

او در پاسخ به پرسش‌هایی درباره وضعیت تالاب‌ها و دریاچه ارومیه تأکید کرده است:درباره دریاچه ارومیه اقدامات متعددی انجام شده، اما از منظر اکولوژیک هنوز نمی‌توان گفت احیا اتفاق افتاده است. بخشی از وضعیت فعلی حاصل اقدامات اجرایی و بخشی دیگر ناشی از بارش‌های مناسب بوده است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طی ماه‌ های اخیر تصاویر منتشرشده از افزایش وسعت پهنه آبی برخی تالاب‌ها، این تصور را در افکار عمومی ایجاد کرده بود که بحران تالاب‌های کشور تا حد زیادی برطرف شده است؛ تصوری که کارشناسان محیط‌ زیست آن را خوش‌ بینانه و دور از واقعیت می‌دانند.

احمد رضا لاهیجان‌ زاده، معاون محیط‌ زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز معتقد است بارش‌های زمستان و بهار نقش تعیین‌ کننده‌ ای در بهبود شرایط تالاب‌ها داشته‌ اند. به گفته او، بسیاری از تالاب‌ ها از طریق سیلاب‌ ها تغذیه می‌شوند و بارندگی‌های گسترده اسفند و فروردین موجب شد بخش قابل توجهی از این پهنه‌ های آبی مجدداً آبگیری شوند.

با این حال تالاب‌ هایی همچون گاوخونی، پریشان و بختگان همچنان از بحران فاصله نگرفته‌ اند و نتوانسته‌ اند به شرایط مطلوب بازگردند.

ارومیه؛ هنوز تا احیای واقعی فاصله زیاد است

دریاچه ارومیه همچنان مهم ‌ترین نماد بحران تالاب‌ها و دریاچه‌ های ایران محسوب می‌شود؛ براساس آخرین آمار اعلام‌ شده، تراز آب این دریاچه به ۱۲۷۱.۱۳ متر رسیده و وسعت پهنه آبی آن به بیش از سه هزار کیلومتر مربع افزایش یافته است. حجم آب نیز از ۴.۲ میلیارد مترمکعب فراتر رفته است.

اما همین آمار امیدوارکننده نیز نتوانسته نگرانی کارشناسان را کاهش دهد؛ لاهیجان‌ زاده تأکید می‌کند دریاچه ارومیه هنوز حدود دو متر و ۹۰ سانتی‌ متر با تراز اکولوژیک خود فاصله دارد؛ فاصله‌ ای که نشان می‌دهد مسیر احیای واقعی همچنان طولانی است.

در سال‌ های گذشته میلیاردها تومان اعتبار برای نجات دریاچه ارومیه هزینه شده است، با این وجود بسیاری از کارشناسان معتقدند بدون اصلاح الگوی مصرف آب در بخش کشاورزی، افزایش بهره‌ وری و کنترل برداشت‌ های بی ‌رویه، هیچ برنامه احیایی پایداری موفق نخواهد شد.

تالاب‌هایی که جان گرفته‌اند

در کنار تالاب‌ های بحرانی، برخی مناطق کشور در سال جاری شرایط نسبتاً بهتری را تجربه کرده‌ اند؛آرزو اشرفی‌ زاده، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست،اعلام کرده است که تعدادی از تالاب‌های کشور در نتیجه بارش‌های مناسب و اقدامات اجرایی به شرایط مطلوب‌ تری رسیده‌اند.

تالاب‌ های شیمبار در خوزستان، زریوار در کردستان و حله در بوشهر از جمله تالاب‌هایی هستند که امسال حتی به مرحله سرریز نیز رسیده‌اند؛ تالاب بامدژ در خوزستان نیز پس از سال‌ها خشکی، اکنون با پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیا شرایط امیدوارکننده ‌ای پیدا کرده است.

دراستان آذربایجان غربی نیز وضعیت نسبتاً مطلوب گزارش شده است؛ حجت جباری، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست این استان، اعلام کرده که تمامی تالاب‌های استان امسال آبگیری شده‌اند و برخی از آن‌ها حتی سرریز کرده‌اند.

تالاب‌ های قوری‌ گل، قره‌ قشلاق، کانی ‌برازان، شادگان، هورالعظیم و بخش‌هایی از میانکاله نیز نسبت به سال‌ های گذشته شرایط بهتری را تجربه می‌کنند؛ هرچند مسئولان محیط‌ زیست تأکید دارند این وضعیت تنها در صورت تداوم تأمین حق‌ آبه‌ ها پایدار خواهد ماند.

بحران حق‌آبه؛ گره اصلی تالاب‌های ایران

تقریباً تمامی کارشناسان و مدیران محیط‌ زیست درباره یک موضوع اتفاق نظر دارند؛«حق‌ آبه محیط‌ زیستی» مهم‌ ترین حلقه مفقوده مدیریت تالاب‌ها در ایران است.

اگرچه قوانین کشور تصریح می‌کنند که پس از تأمین آب شرب، حق‌ آبه محیط‌ زیستی باید در اولویت دوم تخصیص قرار گیرد، اما در عمل بخش کشاورزی همچنان بزرگ‌ ترین مصرف‌ کننده منابع آبی کشور است.

دکتر جواد میردار هریجانی، عضو هیأت علمی دانشگاه زابل و رئیس سابق پژوهشکده تالاب بین‌المللی هامون، معتقد است توسعه بی‌ رویه کشاورزی یکی از اصلی‌ ترین عوامل خشک شدن تالاب‌های کشور بوده است.

به گفته او، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب تجدید پذیر کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود؛ بخشی که همچنان از بهره‌ وری پایین رنج می‌برد. او تأکید می‌کند تنها راه نجات تالاب‌ها، کاهش مصرف آب در کشاورزی و بازگرداندن حق‌ آبه‌های طبیعی به این اکوسیستم‌ هاست.

شینا انصاری نیز هشدار داده است که آبگیری امسال تالاب‌ها نباید بهانه‌ ای برای توسعه اراضی کشاورزی یا ایجاد صنایع آب‌بر جدید باشد؛ او معتقد است این منابع آبی موقتی هستند و نباید به عنوان ظرفیت جدید توسعه تلقی شوند.

ازهامون تا انزلی؛ تهدیدهای متنوع و مشترک

اگرچه کمبود آب مهم‌ ترین تهدید تالاب‌ های ایران است، اما همه مشکلات به خشکسالی محدود نمی‌شود؛ تالاب انزلی سال‌ هاست با ورود فاضلاب‌های شهری، صنعتی و کشاورزی، رسوب‌ گذاری گسترده و گسترش گونه مهاجم سنبل آبی دست ‌و پنجه نرم می‌کند. در شمال کشور، پسروی آب دریای خزر نیز تالاب‌های گمیشان، میانکاله و خلیج گرگان را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

در شرق کشور، تالاب‌های هامون قربانی بحران‌های فرامرزی شده‌ اند؛ کاهش ورود آب از افغانستان، ساخت سدهای جدید و اختلافات آبی موجب شده یکی از مهم‌ ترین تالاب‌های بین‌ المللی منطقه عملاً بخش عمده‌ای از کارکردهای اکولوژیک خود را از دست بدهد.

در مرکز کشور نیز گاوخونی، حوض سلطان، دریاچه نمک و صالحیه با کمبود شدید آب روبه‌ رو هستند. در بسیاری از این مناطق، بستر خشک تالاب‌ها به منشأ گرد وغبار تبدیل شده است.

وقتی تالاب خشک می‌شود، بحران تازه آغاز می‌شود

کارشناسان بارها هشدار داده ‌اند که خشک شدن تالاب‌ها صرفاً به معنای از دست رفتن آب نیست. بستر خشک‌شده تالاب‌ها به منبع تولید ریزگرد، نمک و آلاینده‌ های خطرناک تبدیل می‌شود.

دکتر میردار هریجانی با اشاره به نمونه‌ های جهانی نظیر دریاچه آرال در آسیای مرکزی می‌گوید خشک شدن تالاب‌ ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از محیط‌ زیست داشته باشد و سلامت انسان‌ها، کشاورزی و اقتصاد مناطق وسیعی را تحت تأثیر قرار دهد.

او تأکید می‌کند تالاب‌ها ۱۰ برابر جنگل‌ها و حدود ۲۰۰ برابر زمین‌های زراعی ارزش اکولوژیک دارند و سرعت تخریب آن‌ها سه برابر سریع‌ تر از جنگل‌هاست.

به گفته این کارشناس، از بین رفتن تالاب‌ها به معنای نابودی بانک‌های ژنتیکی، زیستگاه پرندگان مهاجر، منابع غذایی، پوشش‌های گیاهی و خدمات حیاتی اکوسیستمی است؛ خسارتی که در بسیاری موارد غیرقابل جبران خواهد بود.

آینده تالاب‌ها؛ فرصت محدود برای نجات

بررسی آخرین وضعیت تالاب‌ های ایران نشان می‌دهد کشور در نقطه‌ ای حساس قرار گرفته است. بارش‌های مناسب سال جاری فرصت ارزشمندی برای تنفس دوباره تالاب‌ ها فراهم کرده، اما این فرصت بدون اصلاح سیاست‌های مدیریت آب به سرعت از دست خواهد رفت.

مسئولان سازمان حفاظت محیط‌ زیست، کارشناسان دانشگاهی و حتی مقامات ارشد دولت در یک نکته اشتراک نظر دارند؛ بدون تأمین پایدار حق‌آبه محیط ‌زیستی، اصلاح الگوی کشت، کنترل برداشت‌های غیرمجاز و سازگاری با تغییرات اقلیمی، احیای واقعی تالاب‌ها امکان‌ پذیر نیست.

امروز تالاب‌های کشور میان دو مسیر متفاوت قرار گرفته ‌اند؛ مسیر نخست ادامه روند فعلی و تکرار چرخه خشکی، ریزگرد و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی است و مسیر دوم، پذیرش این واقعیت که آبِ باقی‌ مانده کشور باید پیش از هر چیز برای حفظ زیست‌بوم‌های حیاتی هزینه شود.

سرنوشت تالاب‌های ایران دیگر فقط یک مسئله محیط‌ زیستی نیست؛ این سرنوشت با امنیت آب، سلامت مردم، آینده کشاورزی و پایداری سرزمین گره خورده است. اگر حق‌آبه طبیعت همچنان قربانی توسعه ناپایدار شود، تصاویر امسال از آبگیری تالاب‌ها شاید تنها یک استراحت کوتاه در میانه بحرانی طولانی باشد؛ بحرانی که هر سال عمیق‌ تر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha