سواحل جنوبی دریای خزر، بهعنوان یکی از ارزشمندترین پهنههای طبیعی کشور، در دهههای اخیر شاهد رشد فزاینده ساختوسازهای مسکونی و پروژههای شهرکسازی بوده است. این پدیده که در ابتدا با شعار توسعه گردشگری و بهرهبرداری اقتصادی از مناطق ساحلی آغاز شد، اکنون به یک بحران زیستمحیطی تبدیل شده و زنگ خطر آن مدتهاست توسط کارشناسان و پژوهشگران کشور به صدا درآمده است.
در طول بیش از نیمقرن گذشته، بخشهای گستردهای از اراضی ساحلی استانهای شمالی کشور، بهویژه مازندران و گیلان، از تپههای ماسهای گرفته تا تالابها و دشتهای ساحلی -مارشها-، دچار تغییر کاربری و تخریب شدید شدهاند. شهرکهایی چون دریاکنار، خزر شهر و خانه دریا، در فضایی شکل گرفتهاند که زمانی زیستگاه پرارزش گونههای متنوع گیاهی و جانوری بود. با تغییر کاربری این اراضی به مسکونی و تفریحی، نهتنها پوشش طبیعی زمین از بین رفته، بلکه چرخههای حیاتی اکوسیستمهای ساحلی نیز دچار اخلال جدی شده است.
این موج شهرکسازی که ریشههای آن به دهه ۱۳۴۰ بازمیگردد، در مازندران و گیلان، تپههای ماسهای پویا و تالابهای ساحلی را قربانی ساختوسازهای لوکس کرد. این تغییر به ظاهر عمرانی، درواقع پوشش طبیعی زمین را نابود کرده و زیستگاههای ساحلی فراوانی را از میان برده است.
دکتر همایون خوشروان، مدیر پیشین مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر، از نخستین کارشناسانی است که طی سالهای گذشته درباره پیامدهای مخرب شهرکسازی در سواحل شمالی کشور هشدار داده است. در ادامه، در گفتوگو با ایشان، به بررسی دقیق این پیامدها خواهیم پرداخت.

پیامدهای شهرکسازی در سواحل دریای خزر چیست؟
بحث شهرکسازی در سواحل دریای خزر، مسئلهای است که از سالیان دور در حاشیه جنوبی این دریا، بهویژه در سواحل ایران وجود داشته است. از دوران پهلوی دوم شاهد تخریب بخش وسیعی از اراضی ساحلی بودیم و متأسفانه بسیاری از این اراضی دچار فرسایش و نابودی شدند و بهجای آنها، شهرکهای مسکونی ساخته شد؛ مانند شهرک دریاکنار، خزرشهر و خانه دریا در مازندران یا شهرکهای مشابه در استان گیلان.
در حقیقت این شهرکها اکوسیستمهای پویای ساحلی را که عمدتاً شامل تپههای ماسهای و تالابهای ساحلی - مارشها - بودند، از بین بردند. این تغییر هم پوشش زمین را دگرگون کرد و هم کاربری اراضی را که درنتیجه آسیبهای جدی به محیط طبیعی منطقه وارد شد. پس از انقلاب نیز این روند ادامه یافت و امروز شاهد ازبینرفتن بسیاری از منابع طبیعی ارزشمند ساحلی هستیم.
وقتی کاربری زمین از حالت پوشش طبیعی به مناطق مسکونی یا صنعتی تغییر میکند، علاوه بر تخریب مستقیم، منجر به آلودگی محیط نیز میشود. اگر به سواحل جنوبی خزر نگاه کنیم، بخش زیادی از شهرکهای ساحلی زبالههای خود را در مجاورت دریا رها میکنند. برای نمونه در بابلسر، غرب رودخانه بابلرود، از پلاژ پنج تا هشت، تپههای ماسهای تخریب و به محل دفع زباله تبدیل شدهاند. همچنین بسیاری از این شهرکها پساب فاضلاب خود را به درون زمین تزریق میکنند، و ازآنجاکه رسوبات منطقه تراوایی بالایی دارند، آلودگی مستقیم وارد آبهای زیرزمینی و درنهایت آبهای ساحلی میشود.
آیا میتوان ساخت شهرکهای ساحلی را تهدیدی برای آینده خزر دانست؟
قطعاً بله؛ این موضوع یک تهدید جدی است. اگر به سواحل مازندران نگاه کنیم، از دامنههای شمالی البرز تا خط ساحلی، با محیطهایی مواجهیم که هر کدام اکوسیستمهای خاص خود را دارند. مثلاً در ارتفاعات شمالی البرز، مواد رسوبی حاصل از بارشها به دشتهای ساحلی انتقال یافته و سفرههای زیرزمینی - آکیوفرها - را شکل دادهاند. تأمین آب شرب شهرهای ساحلی عمدتاً از چاههایی است که روی همین سفرهها حفر شده است.
وقتی در این نواحی ساختوساز صورت میگیرد، فاضلابها جذب خاک شده و آبهای زیرزمینی را آلوده میکنند؛ آبی که هم وارد چرخه انسانی و موجب بیماریها میشود و هم اکوسیستمهای جانوری و گیاهی را تحتتأثیر قرار میدهد.
با نزدیکتر شدن به ساحل، با مارشهای ساحلی مواجه میشویم؛ محیطهایی مرطوب با رسوبات اشباع از آب و پوشیده از گیاهانی مانند سالیکورنیا و جانکوس. این مارشها اکوسیستمهایی فعال و پراهمیت هستند که هزاران سال زیستمندان مختلف با آنها سازگار شدهاند. تخریب آنها و ساخت بنا روی این مناطق سبب نابودی زیستگاهها و حتی بروز مشکلات فنی در خود ساختمانها میشود، زیرا سطح آب زیرزمینی بالاست و سیستم دفع فاضلاب کارایی ندارد. درنتیجه خاک زیر ساختمان اشباع شده و خسارتهای جدی به بنا وارد میشود.
شهرکسازیها در بابلسر، نمکآبرود و شهرکهایی که در دامنه تپههای ماسهای ساخته شده، چه تبعاتی داشته است؟
تپههای ماسهای ذخایر طبیعی ارزشمندی بودند که در هنگام بالا آمدن سطح آب خزر، از نفوذ آب دریا به مناطق خشک ساحلی پیشگیری میکردند. وقتی آنها را تخریب و به جایشان سازه ساختیم، اکوسیستم وابسته به آنها نابود شد و در دهه ۸۰ ناچار شدیم برای مقابله با پیشروی دریا، دیوارهای سنگی غیرطبیعی بسازیم که هزینههای سنگینی داشتند و با محیط طبیعی سازگار نیستند.
همچنین آلودگی ناشی از فاضلاب و زبالهها مستقیم وارد رودخانهها شده و درنهایت به خزر میریزد، آبهای ساحلی را آلوده کرده و زندگی جانورانی مانند انواع ماهیها را تهدید میکند. طی بیش از ۳۰ سال گذشته، در مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر روی منابع آلاینده استانهای گیلان و مازندران تحقیق و مشخص کردهایم که این آلودگیها چه ریسکهایی دارند و چگونه باید کنترل شوند.
این شهرکها چه مزایا یا معایبی برای مردم محلی داشتهاند؟
مهمترین پیامد آن نابودی اکوسیستمهای طبیعی است که هم بخش زنده - گیاهان، جانوران، میکروارگانیسمها - و هم غیرزنده - آب، خاک، هوا - را شامل میشود. شهرکسازی نظم طبیعی این سیستمها را بر هم زده، موجب آلودگی و آشفتگی زیستمحیطی شده است.
از نظر اقتصادی، تنها سرمایهگذاران از آن سود بردهاند؛ در دوران پهلوی دوم این سود مستقیم به خاندان سلطنتی میرسید و امروز به دست برخی از سرمایهگذاران منطقهای میافتد. اما منابع طبیعی در حال نابودی است و سازمانهای مسئول نظارت کافی ندارند. اکنون در شرق مازندران، از منطقه کرفون تا نزدیکی چپ رود، شاهد تخریب وسیع تپههای ماسهای بهمنظور شهرکسازی هستیم که هشداردهنده است. اگر سطح آب خزر، مانند سال ۱۳۷۴، دوباره بالا بیاید، این شهرکها نخستین قربانیان خواهند بود.
برای ساخت این شهرکها چه الزاماتی باید رعایت میشد که نشده است؟
شهرکسازی باید بر اساس برنامهریزی شهری و مدیریتی مناطق ساحلی انجام شود. در «طرح جامع مدیریت مناطق ساحلی(ICZM)» ضوابط کاربری اراضی مشخص شده است؛ یعنی باید بدانیم هر نوع سازه در چه منطقهای و با چه هدفی میتواند ساخته شود.
اگر این ضوابط اجرا شود، شهرکها تنها در بخشهایی ساخته خواهند شد که با کاربری مسکونی همخوانی دارند، نه در دل اکوسیستمهای طبیعی. در حال حاضر متأسفانه این ضوابط رعایت نشده و خسارتهای وارده بهمراتب بیشتر از سود حاصل برای سرمایهگذار است.
اگرچه شهرکسازی در سواحل خزر، بهظاهر نمادی از توسعه است، اما درواقع تجلی بیتوجهی به اصول زیستمحیطی و علمی است. ادامه این روند نهتنها اکوسیستمهای ساحلی و آبهای خزر را آلوده میکند، بلکه با تهدید منابع آب، ازبینبردن زیستگاهها و مواجهه با خطرات فیزیکی ناشی از بالا آمدن سطح دریا، حیات اجتماعی و اقتصادی منطقه را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
آنچه امروز نیازمند توجه فوری است، بازنگری در مفهوم توسعه ساحلی و بازگشت به اصول علمی مدیریت سرزمین است، پیش از آنکه طبیعت، هزینه بیتدبیری انسان را از ما طلب کند.
امید میرود، توجه نهادهای قانونی و مدیریتی کشور به ضرورت نظارت جدیتر بر سواحل خزر جلب شود، چراکه ادامه این روند نهتنها محیط زیست، بلکه بقای اقتصادی و اجتماعی منطقه را نیز تهدید میکند.





نظر شما