پیام اخیر رهبر معظم انقلاب درباره تفاهم امضا شده میان ایران و ایالات متحده، اگر در کلیت خود و نه با تقلیل به چند عبارت گزینشی خوانده شود، حامل نکتهای مهم در باب منطق تصمیمگیری در جمهوری اسلامی است؛ منطقی که همزمان دو روایت نادرست را رد میکند: از یک سو ادعای کسانی که میکوشند تصمیمات کلان کشور را «تحمیلشده بر رهبری» معرفی کنند و از سوی دیگر تصویری که گویی همه امور صرفاً بر اساس اراده رهبری پیش میرود. آنچه در این پیام دیده میشود، دقیقاً نقطه مقابل هر دو روایت است: تصمیمسازی نهادی، استقلال رأی رهبری و در عین حال مسئولیتپذیر کردن نهادهای رسمی کشور.
رهبر انقلاب در این پیام به صراحت اعلام میکنند که در اصل موضوع تفاهم علیالاصول نظر دیگری داشتهاند، اما با توجه به تعهد رئیسجمهور بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و دیگر اعضای شورا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت، اجازه پیشبرد آن را صادر کردهاند. نمونه تاریخی که از سیره امام خمینی(ره) به یاد داریم جایی است که ایشان در جنگ هشت ساله مخالف ورود به خاک عراق بودند، اما وقتی مسئولان لشکری و کشوری چنین ضرورتی را تشخیص دادند و استدلال کردند، نظر جمع پذیرفته شد. از رهبر شهید انقلاب نیز در پرونده هستهای همین شیوه را به خاطر داریم؛ خطوط کلی را ترسیم میکردند، بر رعایت آنها نظارت داشتند و نهایتاً به توان تصمیمگیری و اجرایی کشور اطمینان میکردند.
پیام اخیر رهبر انقلاب نیز با سیره امامان فقید انقلاب هماهنگ است. رهبر جامعه نه نظر خود را بر خرد جمعی تحمیل کردهاند و نه دیدگاه خویش را پنهان ساختهاند. بیان صریح اینکه نظر دیگری داشتهاند، نشاندهنده استقلال رأی است و صدور اجازه برای پیشبرد تفاهم، نشانه اعتماد و احترام به سازوکار نهادی و تصمیم جمعی. این آمیزه در واقع نوعی حکمت سیاسی است که هم شفافیت را حفظ میکند و هم مسئولیت نهادهای رسمی را برجسته میسازد.اجازه به رئیسجمهور برای ادامه مسیر توافق نیز به معنای صدور چک سفید نیست. رهبر انقلاب تصریح میکنند که تحقق شروط اعلام شده ملاک قضاوت درباره ادامه مسیر خواهد بود و مذاکره حضوری نیز به معنای پذیرش نظر دشمن نیست.
در واقع، پیام رهبری در عین گشودن مسیر دیپلماسی، موضع طلبکارانه جمهوری اسلامی در برابر آمریکا را حفظ میکند. طرف آمریکایی باید بداند که این تفاهم گزینه مطلوب رهبر ایران نبوده است و اگر بخواهد در مسیر اجرا زیادهخواهی کند، ایران نیز خود را ملزم به ادامه تعهدات نخواهد دانست.از همین روست که این پیام نه تنها دست تیم مذاکرهکننده را در چانهزنی تقویت میکند، بلکه زمینه نظارت و مطالبهگری مردمی نسبت به اجرای دقیق تفاهم را نیز فراهم میسازد. فلذاست که راه نقد مستند و معقول متن تفاهم باز است و این نقد اگر در چارچوب منافع ملی و با پرهیز از هیاهوی جناحی انجام شود، حتماً در مسیر ۶۰روزه کمک بزرگی به تیم مذاکرات خواهد بود.
مسیر ۶۰روز آینده کشور مسیر دشواری خواهد بود. با توجه به بیانیه رهبر معظم انقلاب از یک سو دولت و تیم مذاکرهکننده باید با اتکا به پشتوانه نهادی، با قاطعیت از منافع ملی دفاع کنند و اجازه ندهند زیادهخواهیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی مسیر تصمیمات ملی را مختل کند. از سوی دیگر، فضای سیاسی کشور نیز باید از تفسیرهای تفرقهافکنانه و وحدتشکن پرهیز کند. خوانش صحیح از پیام رهبری، خوانشی است که از اختلافات موجه و ناموجه به نفع امر ملی چشمپوشی میکند و همواره چشم به دشمن دارد نه به رقیب سیاسی دیروز و فردا.





نظر شما