طرح «تنفس جنگل» که از سال ۱۳۹۵ با هدف توقف بهره برداری چوبی و فرصت دادن به جنگلهای هیرکانی برای بازسازی طبیعی آغاز شد، پس از نزدیک به یک دهه به نقطه ای حساس رسیده است؛ طرحی که موافقان آن را نقطه عطفی در حفاظت از یکی از ارزشمند ترین اکوسیستمهای جهان میدانند و منتقدان معتقدند توقف برداشت بدون اجرای برنامه جایگزین، جنگلها را در مسیر رهاشدگی قرار داده است.
اکنون با نزدیک شدن به پایان دوره ۱۰ ساله این طرح، موضوع «جنگلداری نوین» به عنوان نسخه جایگزین مطرح شده؛ مدلی که قرار است میان حفاظت، احیا، نیازهای اجتماعی و مدیریت علمی تعادل ایجاد کند.
چرا طرح تنفس جنگل مطرح شد؟
جنگلهای هیرکانی شمال ایران با قدمتی میلیونها ساله، یکی از مهم ترین ذخایر طبیعی کشور و میراث جهانی ثبت شده در یونسکو هستند؛ اما طی دهههای گذشته فشارهای ناشی از بهره برداری چوبی، توسعه زیرساختها، تغییر کاربری اراضی، قاچاق چوب و افزایش حضور انسانی، این اکوسیستم ارزشمند را با تهدیدهای جدی مواجه کرد.
در چنین شرایطی، سیاست گذاران محیط زیست و منابع طبیعی به این نتیجه رسیدند که ادامه مدل سنتی جنگلداری که بخش مهمی از آن بر برداشت چوب از جنگلهای طبیعی استوار بود، دیگر پاسخگوی نیازهای حفاظتی نیست.
به همین دلیل، در سال ۱۳۹۵ طرحی با عنوان «تنفس جنگل» در دستور کار قرار گرفت؛ طرحی که بر اساس آن برداشت چوب از جنگلهای طبیعی شمال کشور متوقف شد تا جنگلها برای مدتی بدون فشار ناشی از بهره برداری تجاری، فرصت بازسازی پیدا کنند.
در ابتدا ایده توقف بهره برداری حتی با نگاه بلند مدت تر و نزدیک به دائمی مطرح شد، اما در نهایت دوره اجرای آن ۱۰ سال تعیین شد تا در این فاصله، برنامه ای جامع برای مدیریت پایدار جنگل ها تدوین شود.
هدف اصلی این طرح، تغییر نگاه به جنگل بود؛ یعنی عبور از رویکردی که جنگل را صرفاً منبع تولید چوب میدید و حرکت به سمت نگاه اکولوژیک که جنگل را یک مجموعه زنده شامل خاک، آب، تنوع زیستی، حیات وحش و جوامع انسانی پیرامون آن میداند.
با اجرای این سیاست، بخش زیادی از عملیات برداشت چوب متوقف شد و ورود ماشین آلات سنگین به عرصههای جنگلی کاهش یافت؛ موضوعی که به گفته برخی کارشناسان باعث بهبود شرایط زیستگاهی در بخشهایی از جنگل های شمال شد.
اختلاف نظر کارشناسان درباره یک دهه تنفس
پس از گذشت نزدیک به یک دهه از اجرای طرح تنفس جنگل، ارزیابی عملکرد آن همچنان محل اختلاف میان کارشناسان و مسئولان است.
موافقان معتقدند این طرح توانسته فشار مستقیم بر جنگلهای هیرکانی را کاهش دهد و فرصت بازسازی طبیعی را فراهم کند؛هادی کیادلیری و نایب رئیس انجمن جنگلبانی کشور، با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به جنگل، معتقد است طرح تنفس یک «ضرورت تاریخی» بوده است.
او میگوید:طرح تنفس در واقع بیش از آنکه یک طرح اجرایی کامل باشد، یک ایده برای تغییر رویکرد مدیریتی جنگل بود؛ ایده ای که قرار بود جای نگاه چوب محور گذشته را با مدیریت اکولوژیک جایگزین کند.
کیادلیری با اشاره به کاهش برداشت چوب پس از اجرای این سیاست معتقد است: پیش از اجرای طرح، حدود ۲ میلیون مترمکعب چوب از جنگلها برداشت میشد، اما این رقم پس از اجرای محدودیت ها به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار مترمکعب کاهش یافته است.
به گفته او، توقف ورود ماشینآلات سنگین به جنگل و کاهش بهره برداری گسترده، در بسیاری از مناطق باعث بهبود شرایط حیات وحش و افزایش کیفیت زیستگاه ها شده است؛ با این حال، او تأکید میکند که توقف بهرهبرداری به تنهایی نمیتواند ضامن سلامت جنگل باشد.
به باور این کارشناس، جنگل نه باید به گذشته و برداشتهای بیضابطه بازگردد و نه میتواند بدون مدیریت علمی رها شود.
در مقابل، برخی متخصصان جنگلداری معتقدند مشکل اصلی پس از اجرای طرح تنفس، نبود برنامه جایگزین برای مدیریت جنگل بوده است؛ مقداد جورغلامی معتقد است توقف بهره برداری چوبی، اگرچه تصمیمی مثبت برای کاهش فشار بر جنگلها بود، اما به دلیل نبود برنامه مدیریتی جایگزین، خلأ بزرگی در نظام حفاظتی ایجاد کرد.
او میگوید: جنگلهای شمال پس از اجرای طرح تنفس، به جای اینکه وارد مرحله «حفاظت فعال» شوند، در برخی مناطق به سمت «رهاشدگی مدیریتی» حرکت کردهاند.
به گفته جورغلامی، پیامدهای این وضعیت را میتوان در افزایش خطر آتشسوزی، انباشت درختان افتاده، شیوع برخی آفات، تخریب مسیرهای جنگلی، گردشگری کنترل نشده و افزایش فشارهای انسانی مشاهده کرد.
پایش علمی برای تصمیم گیری درباره آینده جنگلها
با نزدیک شدن به پایان دوره ۱۰ ساله طرح تنفس، سازمان حفاظت محیط زیست نیز برای بررسی وضعیت جنگلهای هیرکانی وارد عمل شده است؛ این سازمان با استفاده از تصاویر ماهواره ای و بررسیهای میدانی، روند تغییرات کمی و کیفی جنگل های شمال را بررسی میکند تا تصویری دقیق تر از وضعیت این اکوسیستم ارائه دهد.
حمید ظهرابی درباره ورود این سازمان به موضوع جنگلهای هیرکانی تأکید کرده است که پایش علمی، مبنای تصمیم گیری درباره آینده این عرصه ها خواهد بود؛ او معتقد است سازمان حفاظت محیط زیست بر اساس وظایف قانونی خود موظف است هر فعالیتی را که میتواند باعث تخریب یا برهم خوردن تعادل اکولوژیک شود، بررسی و پایش کند.
ظهرابی با اشاره به ضرورت ارزیابی علمی طرح های جدید جنگلداری میگوید برنامههایی که قرار است در سطح ملی اجرا شوند باید ارزیابیهای زیست محیطی لازم را پشت سر بگذارند.
به گفته او، طرحهایی مانند «جنگلداری نوین» که با موضوعاتی مانند برداشت محدود درختان افتاده یا مدیریت منابع چوبی ارتباط دارد، نیازمند بررسی دقیق زیست محیطی و هماهنگی قانونی با سازمان حفاظت محیط زیست است.
تلاش برای خروج جنگل از بلاتکلیفی یا بازگشت پنهان بهره برداری؟
پس از اجرای نزدیک به یک دهه طرح تنفس جنگل، اکنون مهم ترین پرسش این است که آینده جنگلهای هیرکانی چگونه باید مدیریت شود؟ آیا باید همچنان بر توقف کامل بهره برداری تأکید کرد یا باید با یک مدل جدید مدیریتی، حفاظت و مداخله علمی را همزمان پیش برد؟
پاسخ سازمان منابع طبیعی به این پرسش، تدوین و اجرای طرحی با عنوان «جنگلداری نوین» است؛ طرحی که بر اساس ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور را مکلف کرده است مدیریت پایدار جنگلها را در دستور کار قرار دهد.
برخلاف طرحهای قدیمی جنگلداری که هدف اصلی آنها تولید چوب و بهره برداری اقتصادی از جنگل بود، مسئولان منابع طبیعی تأکید دارند که جنگلداری نوین رویکردی حفاظتی و احیایی دارد و قرار نیست به معنای بازگشت بهره برداری تجاری از جنگل های طبیعی باشد.
کامران پورمقدم درباره این طرح گفته است که جنگلداری نوین هیچ منافاتی با ممنوعیت بهره برداری چوبی از جنگلها ندارد و هدف آن حفاظت، احیا و توسعه جنگلهاست؛ او تأکید کرده است که در این طرح، برداشت چوب به معنای گذشته وجود نخواهد داشت و تنها در شرایط خاص، مانند درختان ریشه کن شده، شکسته، افتاده، خشک یا آفت زده که طبق نظر کارشناسان امکان باقی ماندن آنها در عرصه وجود ندارد، اقدام محدود انجام خواهد شد.
به گفته پورمقدم، حتی در مورد درختان افتاده نیز تنها بخش کوچکی از آنها که به صورت تجمعی موجب افزایش خطر آتش سوزی، گسترش آفات یا ایجاد مشکلات حفاظتی میشوند، بررسی خواهند شد و بخش عمده این درختان برای حفظ چرخه زیستی جنگل باقی میمانند.
برداشت درختان افتاده؛ ضرورت حفاظتی یا نگرانی زیست محیطی؟
یکی از اصلی ترین نقاط اختلاف میان موافقان و منتقدان جنگلداری نوین، موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده در جنگل است؛ مسئولان منابع طبیعی معتقدند باقی ماندن حجم زیادی از درختان افتاده در برخی مناطق، میتواند خطر آتش سوزی را افزایش دهد؛ زیرا این درختان در صورت وقوع حریق، خاموش کردن آتش را دشوارتر میکنند.
پورمقدم معتقد است در جنگلهای هیرکانی که بسیاری از آتشسوزیها از لایههای سطحی برگ و مواد خشک آغاز میشود، وجود حجم بالای چوب های افتاده میتواند باعث ماندگاری آتش در داخل تنه درختان و شعله ور شدن دوباره آن پس از مهار اولیه شود.
اما مخالفان این دیدگاه هشدار میدهند که درختان افتاده بخشی طبیعی از چرخه اکولوژیک جنگل هستند و حذف گسترده آنها میتواند به تنوع زیستی آسیب بزند؛ درختان خشکه دار و افتاده محل زندگی بسیاری از گونه های جانوری، قارچ ها، حشرات مفید و میکروارگانیسمها هستند و حذف آنها بدون مطالعات دقیق ممکن است تعادل طبیعی جنگل را برهم بزند.
مقداد جورغلامی، استاد گروه جنگلداری دانشگاه تهران، نیز بر همین موضوع تأکید دارد و معتقد است برداشت درختان افتاده باید کاملاً محدود، کارشناسیشده و تنها در شرایط تجمعی انجام شود؛ به گفته او، جنگلداری نوین نباید بهانه ای برای بازگشت برداشت چوب از جنگلهای طبیعی باشد، بلکه باید مجموعه ای از اقدامات حفاظتی، پرورشی و احیایی را شامل شود.

مزایا و معایب طرح جنگلداری نوین
طرفداران اجرای جنگلداری نوین معتقدند این طرح میتواند خلأ مدیریتی ایجادشده پس از توقف بهره برداری را جبران کند؛ از مهمترین مزایای این طرح میتوان به بازگشت مدیریت علمی به جنگلها، افزایش توان مقابله با آتش سوزی، تقویت تجهیزات حفاظتی، احیای مناطق تخریب شده و ساماندهی فعالیتهای انسانی در عرصههای جنگلی اشاره کرد.
همچنین ایجاد منابع مالی برای حفاظت از جنگل یکی دیگر از استدلالهای موافقان است؛ براساس این دیدگاه، بخشی از درآمد حاصل از فعالیت های مجاز مانند مدیریت جنگل کاریهای زراعت چوب میتواند برای تجهیز یگانهای حفاظت، خرید تجهیزات اطفای حریق، نگهداری جادههای جنگلی، پایش ماهواره ای و اجرای پروژه های احیایی هزینه شود.
از سوی دیگر، مشارکت جوامع محلی نیز یکی از اهداف این طرح عنوان شده است؛ محمدعلی فخاری کارشناس جنگلداری اعلام کرده است که بخشی از طرح های جنگلداری نوین میتواند به تشکلهای مردم نهاد و تعاونیهای محلی واگذار شود تا منافع اقتصادی آن به ساکنان مناطق جنگلی برسد؛ به گفته او، مشارکت مردم محلی میتواند علاوه بر ایجاد درآمد، آنها را به حافظان واقعی جنگل تبدیل کند.
با این حال، منتقدان نسبت به خطرهای احتمالی این طرح هشدار میدهند؛ مهم ترین نگرانی، احتمال سوءاستفاده از مجوز برداشت محدود و تبدیل شدن آن به مسیر جدیدی برای ورود پیمانکاران به جنگلهای طبیعی است.
فعالان محیط زیست معتقدند تجربه گذشته نشان داده است که ضعف نظارت میتواند حتی طرحهایی با اهداف حفاظتی را از مسیر اصلی خود خارج کند؛ نگرانی دیگر، کاهش نقش طبیعی درختان افتاده در اکوسیستم جنگل است. اگر برداشت این درختان بدون معیارهای دقیق انجام شود، ممکن است چرخه طبیعی مواد غذایی و زیستگاه بسیاری از گونهها آسیب ببیند.
آینده جنگلهای هیرکانی
در میان اختلاف نظرهای موجود، یک نقطه مشترک میان بیشتر کارشناسان وجود دارد: جنگلهای هیرکانی نه به بهرهبرداری بیضابطه گذشته نیاز دارند و نه میتوان آنها را بدون مدیریت رها کرد.
طرح تنفس جنگل توانست روند برداشت گسترده چوب را متوقف کند و فرصتی برای بازسازی طبیعی ایجاد کند، اما به گفته بسیاری از متخصصان، توقف بهره برداری تنها نخستین مرحله حفاظت است و بدون برنامه مدیریتی جامع، کافی نخواهد بود.
هادی کیادلیری معتقد است ارزش جنگلهای هیرکانی بسیار فراتر از تولید چوب است و این اکوسیستم باید از طریق ارزش گذاری خدمات محیط زیستی، گردشگری پایدار و مشارکت جوامع محلی مدیریت شود؛ او تأکید دارد که مردم محلی نباید تنها زمانی مورد توجه قرار گیرند که بحث بهره برداری از منابع مطرح است؛ بلکه باید در منافع حاصل از حفاظت، گردشگری و خدمات اکوسیستم نیز سهیم شوند.
از سوی دیگر، مقداد جورغلامی بر ضرورت اجرای مدیریت جامع حوضه های آبخیز تأکید دارد و معتقد است موفقیت جنگلداری نوین وابسته به چند شرط اساسی است: نظارت شفاف، حضور دانشگاهها، مشارکت واقعی مردم محلی، استفاده از نیروهای متخصص و ایجاد سامانههای دقیق پایش.
سازمان منابع طبیعی نیز اعلام کرده است که فاز نخست طرح مدیریت پایدار جنگل در ۲۸ حوضه آبخیز جنگلی شمال کشور اجرا خواهد شد و مطالعات گسترده تری برای ۱۰۴ حوضه آبخیز جنگلی در حال انجام است.
در نهایت، آینده جنگلهای هیرکانی به این بستگی دارد که سیاستگذاران تا چه اندازه بتوانند میان سه عنصر مهم یعنی حفاظت اکولوژیک، مدیریت علمی و نیازهای اجتماعی تعادل ایجاد کنند.
اکنون چالش اصلی، انتخاب میان «تنفس» و «مدیریت» نیست؛ بلکه یافتن مدلی است که جنگل بتواند هم فرصت بازسازی داشته باشد و هم از خطر رهاشدگی نجات پیدا کند. جنگلهای هیرکانی برای ادامه حیات خود نه به توقف مطلق نیاز دارند و نه به بهرهبرداری گذشته؛ بلکه به مدیریتی علمی، شفاف و پایدار نیازمندند.





نظر شما