تحولات منطقه

پنج‌شنبه، چهارم تیرماه؛ دقایقی پس از اقامه نماز جماعتِ ظهر و عصر در رواقِ امام خمینی (ره)؛درست در همان لحظاتی که در نینوا، نمازِ خونینِ ظهرِ عاشورا به پایان رسید، در رواقِ امام نیز سنت چهارپایه‌خوانی روایت عاشورا را به حرم مطهر آورد.

وقتی «رواقِ امام» کربلا شد؛ روایتی از شورِ بی‌پیرایه چهارپایه‌خوانی در ظهرِ عاشورای حسینی
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

درست در همان لحظاتی که در نینوا، نمازِ خونینِ ظهرِ عاشورا به پایان رسید، در رواقِ امام نیز سنتِ دیرینه «چهارپایه‌خوانی» قد علم کرده است. سنتی که نه به دکور نیاز دارد، نه به زرق‌وبرق؛ تنها یک چهارپایه است و صدایی که از حنجره‌هایِ دلسوخته برمی‌خیزد. حاج ابراهیم احمدی و حاج مرتضی اسلامی‌نژاد، در حالی که بر فراز این تریبونِ ساده ایستاده‌اند، روایتِ حماسه‌ای را آغاز می‌کنند که قرن‌هاست قلب‌ها را به لرزه درمی‌آورد.

در میانِ جمعیت، جوانی با لباسِ عربی، در صف‌هایِ سینه‌زنی حضور دارد که نگاهِ هر بیننده‌ای را به خود معطوف می‌کند. او نمادِ واقعیِ «ادبِ عاشورایی» است؛ هر بار که نامِ مقدسِ «اباعبدالله» برده می‌شود، بی‌اختیار دست بر سینه می‌گذارد و به رسمِ ارادت، سر خم می‌کند. گویی در این خلوتِ شلوغ، او فقط حسین (ع) را می‌بیند. او در تمامِ این دقایق، با وقاری مثال‌زدنی، پیوندِ میانِ سینه و قلبش را با نامِ ارباب حفظ کرده است.

اوجِ جانکاهِ روضه؛ وقتی رواق به گریه افتاد

روضه‌خوان، گریزِ خود را به لحظاتِ پایانیِ دشتِ کربلا می‌زند. فضا سنگین می‌شود؛ گویی هوا برایِ تنفس کم می‌آید. مداح با حزنی جانکاه زمزمه می‌کند:

«بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد / همین که پیکرت افتاد، خواهرت افتاد…»

«تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی / هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد…»

با طنینِ این ابیات، سدی که بر چشم‌هایِ عزاداران بسته بود، می‌شکند. آن جوانِ عرب‌پوش که تا لحظاتی پیش با وقارِ تمام سلام می‌داد، حالا دیگر تاب نمی‌آورد؛ بر سر می‌زند و ناله‌ی «یاحسین، یاحسین» از گلویِ صدها عزادار، همچون موجی خروشان در رواقِ امام می‌پیچد. در این لحظه، دیگر فرقی نمی‌کند استادِ دانشگاهی یا رهگذری در سفر؛ همه در یک دریایِ بیکران از اشک و ماتم غرق شده‌اند.

حکایتِ زائران؛ از اصفهان تا کربلا نرفته‌ها

روی مانیتورِ بزرگِ رواق، تصویرِ یک خیمه‌ی سبزِ برافراشته نقش بسته که عکسِ «رهبرِ شهید» در میانه‌ی آن می‌درخشد؛ قابی که گویی پیوندِ آرمان‌هایِ حسینی را با سربازانِ این راه نشان می‌دهد. پیرمردی در گوشه‌ای ایستاده که گویی ده شبِ گذشته را در این صحن و سرا نفس کشیده است.

کمی آن‌طرف‌تر، خانمی از اصفهان که با ذوقِ اولین زیارت‌هایش گوشیِ تازه‌اش را به دست گرفته، می‌گوید: «آمده‌ام که این تصاویر را ببرم تا هر وقت دلم گرفت، دوباره به اینجا برگردم.» و خانمی از تهران که با چشمانی اشک‌بار می‌گوید: «دعوت‌نامه را کسی نمی‌فرستد؛ امام رضا (ع) خودش باید بطلبد.»

کربلا همین‌جاست، در حریمِ امام هشتم

چهارپایه‌خوانی در رواقِ امام خمینی (ره)، نشان داد که اگر دل، راهیِ کویِ دوست باشد، مسافت‌ها بی‌معناست. این مراسم نه فقط یک آیین، که تداعیِ حقیقتِ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بود. امروز در حرمِ رضوی، همه به یک مقصد رسیدند؛ به آنجا که سینه می‌سوزد و نامِ حسین (ع) مرهمِ تمامِ دلتنگی‌هاست. این شکوهِ عزاداری، بی‌شک در تاریخِ ثبت شده‌یِ زیارتِ حرمِ مطهر، به عنوانِ لحظاتی از اخلاصِ خالصانه باقی خواهد ماند.

منبع: آستان نیوز

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha