گاهی پایان یک نسل، با فریاد اتفاق نمیافتد؛ با یک سوت اتفاق میافتد. سوتی که داور به نشانه پایان مسابقه میزند، اما در حقیقت، پایان سالها خاطره، اشک، امید و انتظار است.
نسلی که سالها با پیراهن تیم ملی زندگی کرد، اشک ریخت، جنگید، شکست خورد، برخاست و خاطراتی ساخت که هیچگاه از حافظه فوتبال ایران پاک نخواهد شد.
شاید این پایان، آن پایانی نبود که خودشان آرزویش را داشتند. نه صعودی در کار بود، نه جشنی، نه تصویری که با لبخند در تاریخ ثبت شود. اما فوتبال همیشه به قصههای خوش ختم نمیشود؛ گاهی بهترین سربازها هم میدان را با حسرت ترک میکنند.
علیرضا بیرانوند؛ دروازهبانی که از زمینهای خاکی شروع کرد تا به مهار پنالتی کریستیانو رونالدو رسید. مهدی طارمی؛ مهاجمی که سالها بار گلزنی تیم ملی را به دوش کشید و نامش را در معتبرترین لیگهای اروپا ثبت کرد. رامین رضاییان که پس از هر گل چشمانش اشکبار بود و حالا تبدیل به پرافتخارترین و مؤثرترین بازیکن ایران در ادوار جام جهانی شده است. احسان حاجصفی؛ کاپیتانی که بیش از یک دهه در خدمت تیم ملی بود. علیرضا جهانبخش، حسین کنعانیزادگان، شجاع خلیلزاده و دیگر ستارههایی که هر کدام بخشی از تاریخ فوتبال ملی ایران را نوشتند.
شاید در سالهای اخیر بارها از بالا رفتن میانگین سنی تیم ملی انتقاد شد؛ انتقادی که بیراه هم نبود، اما نباید فراموش کرد همین بازیکنان، ستونهای نسلی بودند که در سختترین روزها کنار تیم ملی ایستادند. نسل صعودهای پیاپی به جام جهانی، نسل روزهایی که فوتبال ایران را در آسیا مدعی نگه داشت و بارها موجب شد میلیونها ایرانی با افتخار پای تلویزیون بنشینند.اکنون اما قانون فوتبال بیرحمتر از احساسات است. زمان، برای هیچ ستارهای متوقف نمیشود. جام جهانی۲۰۲۶ به احتمال فراوان آخرین حضور بسیاری از این چهرهها با پیراهن تیم ملی بود. نسلی که هرچه در توان داشت، در زمین گذاشت و حالا آرامآرام باید جای خود را به نسل بعدی بدهد.
این خداحافظی، تلخ است؛ اما تلختر از آن، نپذیرفتن واقعیت خواهد بود. فوتبال ایران دیگر فرصتی برای تعارف ندارد. چهار سال تا جام جهانی بعدی، زمان زیادی به نظر میرسد، اما برای ساختن یک تیم ملی جدید، چشم بر هم زدنی بیشتر نیست. جوانگرایی دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. باید از همین امروز به بازیکنانی اعتماد کرد که شاید هنوز تجربه این ستارهها را ندارند، اما انگیزه، انرژی و رؤیای ساختن آینده را با خود به زمین میآورند. اشتباه خواهند کرد و خواهند باخت، اما بدون این مسیر، هیچ نسلی متولد نمیشود. فوتبال ایران امروز در نقطهای ایستاده که باید همزمان دو کار را انجام دهد؛ با احترام برای نسلی که سالها بار تیم ملی را به دوش کشید، کلاه از سر بردارد و در همان لحظه، دست نسل تازه را بگیرد و به قلب میدان بفرستد.شاید شکست امروز، آغاز داستانی تازه باشد. داستان نسلی که اگر از همین حالا ساخته شود، چهار سال بعد میتواند با امیدی تازه، پرچم فوتبال ایران را در بزرگترین صحنه جهان به اهتزاز درآورد.
۸ تیر ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۱
کد مطلب: ۱۱۵۳۹۴۳
گاهی پایان یک نسل، با فریاد اتفاق نمیافتد؛ با یک سوت اتفاق میافتد. سوتی که داور به نشانه پایان مسابقه میزند، اما در حقیقت، پایان سالها خاطره، اشک، امید و انتظار است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما