وداع با آقای شهید ایران

۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۴:۵۸
کد مطلب: ۱۱۵۵۱۰۰

بیعت با آینده‌ای که امام شهید می‌خواستند

حجت‌الاسلام حسین مهدیزاده 

شهادت یک هدیه الهی است، انتخابی که در نهایت اراده الهی باید بر آن تعلق بگیرد و از سمت خدا رقم بخورد، هرچند پیر ما، امام شهیدمان، خودشان عمیقاً اهل دعا برای این فرجام بودند و شجاعانه این خون‌بازیِ آخر را دوست داشتند.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

شهادت یک هدیه الهی است، انتخابی که در نهایت اراده الهی باید بر آن تعلق بگیرد و از سمت خدا رقم بخورد، هرچند پیر ما، امام شهیدمان، خودشان عمیقاً اهل دعا برای این فرجام بودند و شجاعانه این خون‌بازیِ آخر را دوست داشتند. آنچه امروز در آستانه مراسم تشییع با آن مواجهیم، یک اتفاق یا تشییع معمولی نیست؛ ما در میان یک حادثه تاریخی سریع، سهمگین و عظیم ایستاده‌ایم که شاید به دلیل همین سرعت و بزرگی، هنوز قواره و ابعاد واقعی‌اش را درک نکرده باشیم. این پدیده، نقطه‌ای برای بازخوانی نسبت ما با تاریخ، خیال و حقیقت ولایت است.

من همیشه به این لایه‌های ادراکی انسان فکر کرده‌ام. ما یک ساحت فکر، اندیشه و مفهوم کلی داریم و یک ساحت میدان، عمل و تجربه محسوس؛ اما این وسط لایه‌ای است که کمتر به آن بها داده‌ایم: لایه‌ خیال و مخیله. در این لایه وسط، «تصویر» تولید می‌شود. انسان با مفاهیم کلی حرکت نمی‌کند؛ این تصویر است که احساس، میل، نفرت، شادی و در نهایت حرکت را در وجود آدم ایجاد می‌کند. قوای متصرفه ما با تصویر کار می‌کنند و اگر مخیله ما فقیر باشد یا کنترل آن را به دست غریبه‌ها بسپاریم، نمی‌توانیم به نفع ایمان خود در عالم تصرف کنیم. ما در منبرها و تحلیل‌هایمان مدام حرف‌های کلی می‌زنیم؛ چرا که قصه گفتن بلد نیستیم. هنر حماسه دقیقاً همین‌جاست؛ ساختن تصویری بلند و پر از احساس که آدم را منبعث کند. امام شهید ما نیز خودشان مردی مخیل‌فهم بودند؛ ایشان که با وجود ضعف چشم از نوجوانی، کتابخوان‌ترین مرد معاصر شدند و با هنر و شعر مأنوس بودند، به ما یاد دادند که چگونه می‌توان از هنر برای زنده نگه داشتن لایه مخیله جامعه استفاده کرد.

این روزها در تشییع آن اَبرمرد، بیش از هر چیز به ثبت و استخراج این تصاویر و قصه‌ها نیاز داریم. تشییع ایشان پدیده‌ای است که از ماه‌ها پیش شروع شده؛ ما بیش از ۱۲۰ روز است که در کش‌وقوس داغ این آقاییم و هنوز به لحظه تدفین نرسیده‌ایم. ما بیش از چهار ماه است با حسرت جنگیده‌ایم، با غرب‌گرایی درون جامعه‌ مدارا و ستیز کرده‌ایم و در عین حال میزبان طیف‌های جدیدی از مردم بوده‌ایم که تازه آمده‌اند تا با ایشان آشنا شوند یا داغ خود را تسلی دهند. خدا به ما یک دوره طولانی ۱۰۰ روزه برای فکر کردن به رهبر شهیدمان داد؛ دوره‌ای که در آن ملت از سوگِ هجر به حماسه رسید.

ما اکنون در یک جنگ هوشمند و ترکیبی بی‌سابقه با استکبار هستیم؛ جنگی که ابعاد نرم و سخت را همزمان دارد. دشمن تلاش می‌کند با تحقیر، ما را منزوی کند، دلمان را بشکند و روحمان را منفعل کند؛ همان کاری که در رسانه‌هایشان در ماجرای شهادت حاج قاسم سلیمانی و حججی دنبال می‌کردند؛ اما این ملت تحقیر نشد. رهبر شهید انقلاب با همان پیام نخستشان و صلابت وجودشان نگذاشتند روایت کلافگی و تحقیر شکل بگیرد. «فرید زکریا» راست می‌گفت که ایرانی‌ها قدرت هضم تاریخی بالایی دارند. این بار نیز ملت مبعوث شد و از بستر آتش و آه، حماسه را عملیاتی کرد. این تشییع، تشییع در لحظه حرمان و شکست نیست؛ لحظه بیعت ما با آینده‌ای است که ایشان می‌خواستند و نشان دادیم که عقل و درایتِ بودن در این مسیر را داریم.

توصیه من به همه اهالی هنر، رسانه‌ و کسانی که قلم و دوربین در دست دارند، این است که با مردم و این پدیده، مواجهه تکی و جزءبه‌جزء داشته باشید. صداوسیما لابد کارهای کلان و تصویربرداری‌های هوایی و لانگ‌شات‌ها را انجام می‌دهد که بیشتر ابراز قدرت است؛ اما تاریخ را این لانگ‌شات‌ها نمی‌سازند؛ تاریخ را جزئیات می‌سازند. «بیگ پروداکت» ساختن هنر نیست. ما باید با تصویر و کلمات، قصه فردفرد این مردم را از زبان خودشان بیرون بکشیم. سه روز نخوابید و در میان این سیل جمعیت راه بروید؛ با پیرمرد خمیده، با کسی که آب به دست مردم می‌دهد، با آن جوانی که در خلوت خود تلنگر خورده، گفت‌وگو کنید.

لحظه تشییع و وداع، لحظه فوران واقعی و تجسم ایمان در جوارح انسان‌هاست؛ لحظه‌ای پر از شکار فِرم‌های اصیل و کلمات نابی که باید برای زبان و ادبیات آینده این کشور ذخیره شوند. ما باید این مواد خام متکثر را از تمامی طیف‌ها و رنگ‌ها ثبت کنیم. اگر فقط یک طیف خاص یا درجه‌ای خاص از ایمان؛ مثلاً فقط در سطح سلمان را روایت کنیم و سهم بقیه مردم و ابوذرهای جامعه را نبینیم، بقیه جامعه، ایمان و حماسه را نخواهند فهمید و پذیرشی شکل نخواهد گرفت.

این تشییع، یک دوره سلوک جمعی برای یک ملت است؛ شبیه به یک حج توحیدی که در آن روابط و تمایزهای دنیایی رنگ می‌بازد. این بودن و حاضر شدن را نباید از خودمان دریغ کنیم. حتی کسانی که منتقدند یا انقلاب را دوست ندارند، بیایند و این تجربه زیارت و حماسه را از نزدیک لمس کنند تا راجع به هپروت حرف نزده باشند. کسانی در آینده می‌توانند از این صحنه، خلق تاریخی و هنری کنند که این روزها را در میدان زندگی کرده باشند، وگرنه بقیه روایت‌ها فانتزی، تئاترگونه، گل‌درشت و بی‌روح خواهند شد. ما مسئولیت همه ایران را بر عهده داریم و با همین بلوغ، این مواد خام را ثبت خواهیم کرد تا روایتی جهانی و ماندگار از بعثت این ملت بسازیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha