بعضی بدرقهها با پایان مراسم به پایان نمیرسند، در حافظه مردم ادامه پیدا میکنند و هر بار در قالبی تازه دوباره جان میگیرند. هنر نمایش از معدود هنرهایی است که میتواند تاریخ، احساس و باورهای یک جامعه را در برابر چشم مخاطب، بیواسطه، ملموس و اثرگذار زنده کند، به همین دلیل است که در بزنگاههای تاریخی، تئاتر خیابانی و آیینی همواره به یکی از مهمترین ابزارهای روایت جمعی تبدیل شده است؛ روایتی که برای بازخوانی گذشته و حفظ یک خاطره مشترک و انتقال آن به نسلهای آینده شکل میگیرد.
در روزهایی که مشهد مقدس میزبان خیل عظیم زائران و دلدادگان رهبر شهید انقلاب اسلامی بود، هنرمندان نیز سهم خود را با زبان هنر، زبانی که گاه از هزاران واژه رساتر است، از این وداع تاریخی ادا کردند.
کاروانی که از قم آغاز شد و در مشهد به ایستگاه پایانی رسید
کاروان نمایشی «بدرقه خورشید» همزمان با آیین تشییع و بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدسالله نفسه الزکیه)، دهم تیرماه ۱۴۰۵ حرکت خود را از شهر مقدس قم آغاز کرد. این کاروان پس از عبور از استانهای تهران، سمنان، مازندران، گلستان و خراسان شمالی، به خراسان رضوی رسید و از ۲۱ تا ۲۳ تیرماه، میدان جانباز مشهد را به صحنه روایت هنری یک وداع تاریخی تبدیل کرد.
این رویداد با همکاری دفتر تئاتر حوزه هنری خراسان رضوی و مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی برگزار شد و در طول سه شب اجرای خود، جمع زیادی از زائران، مجاوران و عزاداران را گرد هم آورد؛ مردمی که برخی تنها رهگذر میدان بودند و برخی دیگر با شنیدن خبر اجرا، خود را به محل رسانده بودند تا روایت هنرمندان از زندگی و مجاهدتهای رهبر شهید را از نزدیک ببینند.
«قائد»؛ روایتی مستند از یک زندگی
مهمترین بخش این کاروان، اجرای نمایش میدانی «قائد» به نویسندگی و کارگردانی پژمان شاهوردی بود؛ نمایشی که به صورت کاملاً مستند به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی تهیه و تولید شده و تلاش میکند برهههای مختلف زندگی رهبر شهید انقلاب اسلامی را از تولد، سالهای مبارزه پیش از انقلاب، دوران ریاست جمهوری، حضور در جبهههای دفاع مقدس، سالهای رهبری و در نهایت لحظه شهادت، در قالبی نمایشی بازآفرینی کند.
در کنار نمایش «قائد»، پردهخوانی آیینی «مِثلی لایُبایعُ مِثلَ یزید» نیز اجرا شد؛ پردهخوانیای که با تکیه بر فرهنگ عاشورا، مفاهیم ایثار، آزادگی و مقاومت را یادآوری میکرد و پلی میان روایت کربلا و فرهنگ ایستادگی در روزگار معاصر میزد.
تئاتر خیابانی؛ هنری که مردم را به صحنه میآورد
ویژگی مهم «بدرقه خورشید» آن بود که اجراهایش در دل شهر و میان مردم شکل گرفت. در تئاتر خیابانی، مخاطب، بخشی از فضای اجراست. رهگذری که لحظهای توقف میکند، کودکی که با کنجکاوی به بازی بازیگران نگاه میکند، زائری که اشک در چشمهایش حلقه میزند و سالمندی که بخشی از روایت را با خاطرات خود پیوند میدهد، همگی در شکلگیری تجربه نهایی اثر سهیم هستند. همین ویژگی موجب شد میدان جانباز در سه شب متوالی، به فضایی برای همدلی، تأمل و مرور بخشی از حافظه معاصر مردم تبدیل شود. هنر آیینی نیز دقیقاً از همین ظرفیت بهره میبرد؛ هنری که مفاهیم اعتقادی و تاریخی را از قالب متنهای مکتوب خارج میکند و آنها را در برابر نگاه مردم به تصویر میکشد؛ بیآنکه فاصلهای میان صحنه و مخاطب باقی بگذارد.
روایتی که با پایان اجرا تمام نشد
نمایش «قائد» شامگاه ۲۳ تیرماه به آخرین اجرای خود در مشهد رسید، اما آنچه از این سه روز باقی ماند، صرفاً خاطره چند اجرای نمایشی نبود. «بدرقه خورشید» نشان داد هنر، زمانی که با باور، تاریخ و احساس مردم گره بخورد، میتواند فراتر از یک اجرای چندساعته اثر بگذارد. این رویداد تلاشی بود برای ثبت هنری بخشی از تاریخ معاصر؛ تلاشی که با همراهی مرکز هنرهای نمایشی سوره، مشارکت بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی و همکاری دفتر تئاتر حوزه هنری خراسان رضوی و مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی به ثمر نشست.
نمایش آیینی «قائد» یادآوری میکند حافظه تاریخی یک ملت، علاوه بر کتابها و اسناد، در صدای پردهخوان، در قدمهای بازیگران بر صحنهای میدانی و در نگاه مردمی که بیاختیار چند دقیقهای مقابل یک نمایش میایستند، زنده میشود. «بدرقه خورشید» نیز کوشید همین خاطره مشترک را با زبان هنر روایت کند؛ روایتی که با پایان آخرین اجرا در مشهد به پایان نرسید و در ذهن و دل بسیاری از مخاطبانش ادامه یافت.





نظر شما