تحولات منطقه

۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۴
کد مطلب: ۱۱۵۷۱۲۸

شام؛ میعادگاه رسوایی امویان و طلوع حقیقت حسینی

حجت‌الاسلام امیر علی حسنلو، کارشناس دینی

ماه صفر، آیینه تمام‌نمای رنج‌های کاروان اسیران کربلاست. ورود خاندان پیامبر(ص) به شام،آغاز فروپاشی کاخ استبداد یزیدی بود. در این ایام، حقیقت سرخ حسینی در میان غبار تهمت‌ها و قساوت‌های شامیان، همچون خورشیدی در دل شب درخشید و تاریخ را دگرگون کرد.

شام؛ میعادگاه رسوایی امویان و طلوع حقیقت حسینی
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

ایام اسارت، تنها فصل سوختن و گریستن نیست؛ بلکه موسم بیداری وجدان‌های خفته در میان هیاهوی تبلیغات اموی است. وقتی کاروان اهل‌بیت(ع) با سرهای بر نیزه و دل‌های داغ‌دیده وارد شهر شام شدند، یزید گمان می‌کرد با نمایش اقتدار پوشالی‌اش، نام حسین(ع) را برای همیشه دفن می‌کند. اما زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) با سلاح کلام و صبر، چنان درسی به تاریخ دادند که تا ابد باقی ماند. این یادداشت، مروری است بر آن لحظات پُرشور و غم‌باری که مرز میان حق و باطل را در قلب شام ترسیم کرد.

ساحت قدسی امام و حرمت‌شکنی جباران

با ورود اسرای کربلا به شهر شام، یزید مجلسی تشکیل داد تا به زعم خود، پیروزی نظامی‌اش را جشن بگیرد. او در این مجلس، وقاحت را به اوج رساند و با جسارت به سر مطهر امام حسین(ع)، زخمی عمیق بر قلب تاریخ نشاند. این صحنه‌ی جانکاه که در آن، آن ملعون با چوب‌دستی به ساحت مقدس پیشوای آزادگان بی‌احترامی کرد، چنان فضای مجلس را سنگین کرد که حتی در و دیوار کاخ نیز گویی بر این ظلم می‌گریستند. مشاهده‌ی این صحنه، تاب‌وتوان را از زنان حرم ربود.

بانوان بزرگوار، حضرت فاطمه(س) و حضرت سکینه(س)، با دیدن سر مبارک پدر، چنان فریادی برآوردند که زنان یزید و دختران معاویه را نیز به شیون و زاری واداشت. حضرت سکینه(س) در توصیف آن جانی تاریخ می‌فرماید: به خدا قسم سنگدل‌تر از یزید ندیدم و هیچ کافر و مشرکی را بدتر و ظالم‌تر از او نیافتم (بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۳۴). این ناله‌ها، نخستین جرقه‌های بیداری در شام بود. زینب کبری(س) نیز با دیدن سر مبارک برادر، گریبان چاک زد و با ناله‌ای جانسوز فریاد زد: ای حسین من! ای حبیب رسول خدا! ای زاده‌ی مکه و منا! ای پسر فاطمه‌ی زهرا، سرور زنان! (مقتل خوارزمی، ج۲، ص۶۰). راوی می‌گوید: به خدا قسم از گریه‌ی حضرت زینب(س)، تمام حاضران جز یزید، به گریه افتادند. این واکنش عمومی، نشان داد که حقیقت حسین(ع) در قلب مردم حتی در مرکز حکومت دشمن نیز نفوذ کرده است.

طنین فریاد زینب(س) در کاخ ستم

سخنان زینب کبری(س) در مجلس یزید، نه تنها یک مرثیه‌خوانی، بلکه یک بیانیه‌ی سیاسی علیه ظلم بود. او با یادآوری پیوند حسین(ع) با پیامبر(ص)، مشروعیت یزید را زیر سؤال برد. در همان اثنا، یکی از زنان بنی‌هاشم که در خانه‌ی یزید بود، در رثای آن امام همام مرثیه‌ای سوزناک خواند و او را پناه یتیمان و امید دردمندان نامید. این فضا، یزید را در تنگنای شدید قرار داد. حضور صحابه‌ی پیامبر(ص) در آن مجلس و اعتراض صریح آنان به یزید، نشان‌دهنده‌ی آن بود که جنایت کربلا، فراتر از یک جنگ طایفه‌ای، یک فاجعه‌ی انسانی و دینی بوده است.

یحیی بن حکم، برادر مروان، در حضور یزید زبان به اعتراض گشود و گفت: سری که در کربلا جدا شد، به تو نزدیک‌تر است از پسر زیاد پست‌تبار. (مقتل خوارزمی، ج۲، ص۶۳). یزید که یارای پاسخ نداشت، با خشونت و زور سعی در خاموش کردن صداها داشت. اما این خشم، تنها رسوایی او را بیشتر می‌کرد. ابوبرزه اسلمی نیز با شجاعت به یزید نهیب زد: وای بر تو! آیا به دندان‌های حسین(ع) می‌زنی؟ گواهی می‌دهم که رسول خدا(ص)، این دندان‌ها را می‌بوسید و می‌فرمود: شما سرور جوانان بهشت هستید. (انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱۱). این کلام، سندی بود بر حقانیت امام(ع) که یزید ملعون را در برابر دیدگان مردم، خوار و ذلیل کرد. یزید که از این اعتراضات به خشم آمده بود، دستور اخراج ابوبرزه را صادر کرد، اما حقیقت کلام او در تاریخ ثبت شد و تا ابد بر پیشانی یزید باقی ماند.

احتجاجات امام سجاد(ع)؛ سلاح کلام در برابر استبداد

یزید در اوج استیصال، کینه‌ی دیرینه‌ی خود را آشکار ساخت و با خواندن ابیاتی از ابن‌زبعری، از خون‌خواهی کشته‌شدگان بدر سخن گفت. او با صراحت اعلام کرد که خبری از آسمان نیامده و وحی‌ای در کار نبوده است. (تذکره الخواص، سبط ابن جوزی، ص۲۶۱). این اعتراف، سند نهایی کفر او بود. او با این اشعار، کربلا را انتقام کفر از اسلام معرفی کرد و ثابت کرد که هدفش از این جنگ، نابودی نام پیامبر(ص) و خاندان اوست. در چنین شرایطی، امام سجاد(ع) با صلابتی که از جدش علی(ع) به ارث برده بود، سکوت مرگبار مجلس را شکست.

وقتی یزید با وقاحت قصد داشت مسئولیت جنایت را به گردن قضا و قدر بیندازد، امام سجاد(ع) با استناد به آیه‌ی شریفه: «ما أَصابَ منْ مُصیبَةٍ فی الْأَرْض وَ لا فی أَنْفُسکُمْ إلاَّ فی کتابٍ منْ قَبْل أَنْ نَبْرَأَها» (سوره حدید، آیه ۲۲)، به او یادآور شد که این مصائب در لوح محفوظ ثبت بوده و برای خداوند آسان است. (بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۳۸). امام(ع) با این احتجاج، یزید را در برابر منطق وحی خلع‌سلاح کرد. در ادامه، وقتی یزید ملعون قصد داشت با آیه‌ی دیگری از قرآن، جنایتش را توجیه کند، امام(ع) با تلاوت آیه‌ی ۲۳ سوره حدید، او را به چالش کشید و فرمود: خداوند متکبران فخرفروش را دوست ندارد. امام(ع) در پایان با شجاعتی وصف‌ناپذیر فرمود: ای پسر معاویه، هند و صخر! پیش از آنکه من و تو به دنیا بیاییم، حکومت و امارت از آن پدر و نیاکان من بوده است. (همان، ص۱۳۹). این کلام، ریشه‌های غصب خلافت را نشانه رفت و هیمنه‌ی یزید را در هم شکست.

بیداری وجدان‌ها و فرجام شوم ستمگران

یکی از صحنه‌های عبرت‌آموز مجلس یزید، حضور عالمان ادیان دیگر بود که از دیدن این قساوت منقلب شدند. یک عالم یهودی وقتی فهمید سر متعلق به فرزند پیامبر(ص) است، با تعجب یزید را سرزنش کرد و گفت: شما دیروز پیامبرتان را از دست دادید و امروز بر ذریه‌اش تاختید؟ (مقتل خوارزمی، ج۲، ص۶۶). این عالم یهودی با شجاعت، حقیقت اسلام را در کلام خود نمایان کرد و نشان داد که مظلومیت حسین(ع) فراتر از مرزهای جغرافیایی است. همچنین، سفیر روم در آن مجلس با دیدن سر مبارک امام(ع)، یزید را به باد انتقاد گرفت و گفت: اف بر تو و دین تو! (بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴۱).

این واکنش‌ها نشان داد که نور حسین(ع) در شام، حتی در تاریک‌ترین مکان‌ها نیز در حال تابیدن است. در نهایت، همسر یزید، هند دختر عبدالله بن عامر، با شنیدن این وقایع و آگاهی از اینکه سر مطهر فرزند پیامبر(ص) بر سر در خانه‌اش آویزان است، حجاب بر سر کشید و از اندرونی خارج شد تا به این جنایت عظیم اعتراض کند.(مقتل خوارزمی، ج۲، ص۶۸). این رویدادها، تزلزل پایه‌های قدرت یزید را نشان می‌داد. کاروان اسرا، اگرچه در ظاهر در غل و زنجیر بودند، اما با کلام حق‌طلبانه و صبر زینبی(س)، پیروز واقعی آن میدان بودند. یاد این ایام، یادآور این حقیقت است که خون حسین(ع) هرگز خشک نخواهد شد و راه او، راه رستگاری ابدی بشریت است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha