تحولات منطقه

در پایان جام جهانی ۲۰۲۶، اسپانیا فقط جام قهرمانی را بالای سر نبرد؛ بلکه یک بار دیگر ثابت کرد در فوتبال، هنوز هم می‌توان با یک سیستم و فلسفه قدرتمند قهرمان جهان شد.

فوتبال هنوز هم یک بازی تیمی است / اسپانیا و هنر خاموش‌کردن ستاره‌ها
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در پایان جام جهانی ۲۰۲۶، اسپانیا فقط جام قهرمانی را بالای سر نبرد؛ بلکه یک بار دیگر ثابت کرد در فوتبال، هنوز هم می‌توان با یک سیستم و فلسفه قدرتمند قهرمان جهان شد.
در روزگاری که فوتبال ملی بیش از هر زمان دیگری به ستاره‌ها وابسته شده، لاروخا مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ مسیری که نه بر دوش یک فوق‌ستاره، بلکه بر شانه‌های یک سیستم بنا شده بود. قهرمانی اسپانیا پس از شکست تیم‌های ستاره‌محوری مانند پرتغال، فرانسه و درنهایت آرژانتین، بیش از آنکه موفقیت یک نسل طلایی باشد، پیروزی یک فلسفه فوتبالی بود؛ فلسفه‌ای که سال‌ها برای ساختنش زمان صرف شده است.
در بیشتر تیم‌های مدعی این جام، همه چیز به یک نام گره خورده بود. فرانسه به جادوی کیلیان امباپه دل بسته بود، پرتغال چشم به لحظه‌های درخشان کریستیانو رونالدو داشت و آرژانتین نیز همچنان زیر سایه اسطوره‌ای به نام لیونل مسی زندگی می‌کرد. اما اسپانیا با نسخه‌ای متفاوت وارد تورنمنت شد؛ تیمی که مهم‌ترین ستاره‌اش خودِ تیم بود.زلاتان ابراهیموویچ پس از پیروزی ۲ بر صفر اسپانیا مقابل فرانسه در نیمه‌نهایی جمله‌ای گفت که شاید بهترین توصیف از این تیم باشد: «آن‌ها به هیچ بازیکنی وابسته نیستند و هر کاری که انجام می‌دهند، با هم انجام می‌دهند».
حتی ظهور لامین یامال، پدیده نوزده ساله فوتبال جهان هم این واقعیت را تغییر نداده است. در اسپانیا هیچ بازیکنی بزرگ‌تر از سیستم نیست. هرکس، صرف‌نظر از میزان استعدادش، باید در خدمت ساختار قرار بگیرد.

تکامل یک ایده، از کرایف تا دلا فوئنته

ریشه این موفقیت را باید در سال‌ها قبل جست‌وجو کرد؛ زمانی که یوهان کرایف بذر فوتبال مالکیت توپ را در بارسلونا کاشت. ایده‌ای که بعدها توسط مربیانی مانند پپ گواردیولا تکامل یافت و به بخشی از دی‌ان‌اِی فوتبال اسپانیا تبدیل شد.
اما نسخه ۲۰۲۶ اسپانیا صرفاً همان تیکی‌تاکای قدیمی نبود. فوتبال اسپانیا در جام‌های جهانی گذشته نشان داده بود مالکیت توپِ بی‌حاصل، به‌تنهایی برای فتح جهان کافی نیست. لوئیس دلا فوئنته این واقعیت را بهتر از هر کسی درک کرده بود. او به‌جای کنار گذاشتن اصول سنتی فوتبال اسپانیا، آن‌ها را به‌روز کرد. مالکیت توپ همچنان ستون اصلی بازی باقی ماند، اما این بار سرعت، عمق و تهاجم بیشتری به آن اضافه شد. اسپانیا دیگر فقط توپ را حفظ نمی‌کرد بلکه از آن به‌عنوان سلاحی برای ضربه زدن استفاده می‌کرد. نتیجه آن تبدیل شدن اسپانیا به تیمی بود که هم می‌توانست حریف را با پاس‌های متوالی خفه کند و هم در یک لحظه با تغییر ریتم، به قلب دفاع او حمله ببرد.

کارخانه‌ای که هرگز متوقف نمی‌شود

شاید مهم‌ترین راز موفقیت اسپانیا نه در زمین مسابقه، بلکه در سال‌های پیش از آن نهفته باشد. دلا فوئنته بیش از یک دهه در تیم‌های پایه اسپانیا کار کرده است. او با تیم‌های زیر ۱۹ و زیر ۲۱ سال این کشور قهرمان اروپا شد و بسیاری از بازیکنانی که امروز در تیم ملی بزرگسالان می‌بینیم را خودش پرورش داده است. پس از او نیز سانتی دِنیا همان مسیر را ادامه داده و در المپیک پاریس ۲۰۲۴ اسپانیا را به مدال طلا رساند.
در اسپانیا، بازیکنان از نوجوانی تا بزرگسالی یک زبان فوتبالی مشترک یاد می‌گیرند و آن این است که سیستم تغییر نمی‌کند بلکه تنها بازیکنان بالغ‌تر می‌شوند. تیری آنری که در المپیک پاریس مقابل این ساختار قرار گرفته بود، درباره همین موضوع گفت:
در همه رده‌ها یک هویت مشترک در میان آن‌ها وجود دارد. آن‌ها در هر سطحی به یک شکل بازی می‌کنند و به یک شکل موفق می‌شوند.همین استمرار است که موجب شده اسپانیا بیش از آنکه شبیه یک تیم ملی باشد، به یک پروژه بلندمدت شباهت داشته باشد.

پاداش قهرمانی برای تصمیم جنجالی

شاید بحث‌برانگیزترین تصمیم دلا فوئنته پیش از آغاز جام جهانی، فهرست نهایی او بود. سرمربی اسپانیا با کنار گذاشتن تمام بازیکنان رئال مادرید، موجی از انتقاد را در کشورش به راه انداخت. بسیاری معتقد بودند او در حال حذف بخشی از بهترین استعدادهای فوتبال اسپانیاست. اما دلا فوئنته به دنبال ستاره نبود بلکه به دنبال هماهنگی می‌گشت. منطق او ساده بود، یعنی اگر قرار است سیستم مهم‌تر از افراد باشد، هر بازیکنی باید دقیقاً با نیازهای آن سیستم همخوانی داشته باشد؛ حتی اگر نامش به بزرگی ستاره‌های رئال مادرید نباشد. آن تصمیم در زمان اعلام فهرست، جنجالی به نظر می‌رسید، اما چند هفته بعد با قرار گرفتن جام جهانی در دستان دلا فوئنته، به یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های تاریخ فوتبال اسپانیا تبدیل شد.

همه چیز زرق و برق نیست

اگر قرار باشد برای این اسپانیای بدون ستاره، یک نماد انتخاب کنیم، احتمالاً آن بازیکن رودری است. هافبکی که شاید پرزرق‌وبرق‌ترین چهره فوتبال جهان نباشد، اما ضربان قلب این تیم محسوب می‌شود. او همان بازیکنی است که نظم، ریتم و تعادل را به ساختار اسپانیا می‌دهد؛ رهبر ارکستری که دیده نمی‌شود اما همه چیز را هدایت می‌کند.اسپانیا در هفت بازی نخست خود تنها یک گل دریافت کرد. آن‌ها فرانسه را بدون نیاز به دفاعی قهرمانانه متوقف کردند؛ چون اجازه نمی‌دادند حریف صاحب توپ شود و ضدحملات مرگبار فرانسه در برابر مالکیت توپ و پرس هماهنگ اسپانیا عملاً خنثی شد.وقتی پدرو پورو در نیمه‌نهایی یا فران تورس در وقت‌های اضافه بازی فینال مقابل آرژانتین گل سرنوشت‌ساز را به ثمر رساندند، آن صحنه فقط یک گل نبود، تصویری از تیمی بود که هر بازیکنش دقیقاً می‌دانست در چه لحظه‌ای باید کجا باشد.

درسی برای فوتبال جهان

جام جهانی ۲۰۲۶ شاید بیش از هر چیز یادآور یک حقیقت قدیمی باشد؛ اینکه فوتبال هنوز هم یک بازی گروهی و تیمی است.در عصری که باشگاه‌ها و تیم‌های ملی میلیاردها دلار صرف پیدا کردن ستاره بعدی خود می‌کنند، اسپانیا نشان داد موفقیت پایدار از جای دیگری می‌آید؛ یعنی از برنامه‌ریزی، از آموزش، از هویت و از اعتماد به یک سیستم.
آن‌ها با قدرت بدنی بیشتر یا استعداد فردی خیره‌کننده‌تر نسبت به حریفانشان قهرمان نشدند، اسپانیا حریفانش را با سازماندهی بهتر، تفکر دقیق‌تر و ساختاری منسجم‌تر شکست داد.
لاروخا در تابستان ۲۰۲۶ فقط قهرمان جهان نشد؛ بلکه بار دیگر ثابت کرد در فوتبال، یک سیستم هماهنگ و منسجم می‌تواند از هر کهکشانی از ستاره‌ها قدرتمندتر باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha