بهگزارش قدس آنلاین، در روزهای گذشته، منطقه خودمختار سبته در شمال آفریقا صحنه یکی از بزرگترین بحرانهای مهاجرتی تاریخ معاصر اروپا شد. براساس گزارشهای رسمی، در کمتر از ۴۸ساعت، نزدیک به ۶۰هزار مهاجر از خاک مراکش وارد این منطقه شدند که معادل ۷۰درصد جمعیت بومی سبته است. این موج عظیم انسانی که بخش قابلتوجهی از آن را دستکم ۷هزار کودک و نوجوان تشکیل میدهند، با عبور از موانع مرزی و در موارد متعددی با شنا در دریا خود را به این منطقه رساندهاند.
غافلگیری مادرید
اسپانیا در واکنش به این رویداد، ضمن محکوم کردن آن به عنوان «حمله» و «نقض تمامیت ارضی»، نیروهای نظامی و پلیس تکمیلی را به سبته اعزام کرده و با دولت مراکش برای تسریع روند بازگشت مهاجران به توافق رسیده است. براساس گزارش وزارت کشور اسپانیا، حدود ۲۵هزار مهاجر بهطور داوطلبانه به مراکش بازگشتهاند. نخستوزیر اسپانیا شخصاً در منطقه حاضر شده و شبکههای قاچاق انسان را عامل اصلی این بحران معرفی کرده است؛ به باور او، این شبکهها با سوءاستفاده از رأی اخیر دادگاه عالی اسپانیا که بازگرداندن فوری مهاجران متوقفشده در دریا را محدود کرده بود، اطلاعات نادرستی را میان مهاجران پخش و آنها را به هجوم جمعی ترغیب کردهاند.این بحران بهسرعت به یک مسئله فرامرزی تبدیل شد و واکنش برخی کشورهای اروپایی، بهویژه ایتالیا و فرانسه، تنشهای تازهای را درون اتحادیه اروپا ایجاد کرد. ایتالیا با استناد به نگرانیهای امنیتی، خواستار تعلیق موقت تعهدات شنگن از سوی اسپانیا شد و فرانسه نیز کنترلهای مرزی خود با اسپانیا را تشدید کرد. این اقدامات با واکنش تند دیپلماتیک اسپانیا همراه بود و احضار سفیر ایتالیا در مادرید، گویای عمق اختلافات جدید در اروپاست.
اهمیت راهبردی تنگه جبلالطارق
تنگه جبلالطارق، این آبراه باریک که دریای مدیترانه را به اقیانوس اطلس متصل و اسپانیا و مراکش را در دو قاره اروپا و آفریقا از هم جدا میکند، از دیرباز یکی از حساسترین و راهبردیترین گذرگاههای آبی جهان به شمار میرود. این تنگه نه تنها مسیر عبور بیش از ۱۰ درصد از تجارت دریایی جهانی است، بلکه به عنوان یگانه رابط میان اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه، نقشی حیاتی در ترانزیت انرژی، کالا و نیروهای نظامی ایفا میکند. کنترل بر این آبراه، همواره یکی از محورهای اصلی رقابتهای ژئوپلیتیکی در منطقه مدیترانه بوده و امروز بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار دارد.
اسپانیا به عنوان کشوری که کرانه شمالی این تنگه را در اختیار دارد، از جایگاهی ممتاز در معادلات امنیتی برخوردار است. این کشور با دو پایگاه نظامی بزرگ آمریکا در جنوب خود یعنی پایگاه دریایی روتا و پایگاه هوایی مورون، عملاً یکی از مهمترین حلقههای زنجیره نظامی ناتو در مدیترانه به شمار میرود. با این حال، اسپانیا در سالهای اخیر با اتخاذ مواضع مستقلانه، ازجمله اجازه ندادن به استفاده از پایگاههای خود برای حملات نظامی علیه ایران و انتقاد از سیاستهای جنگی آمریکا و اسرائیل، فاصله قابلتوجهی با متحدان سنتی خود ایجاد کرده است. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا عملیات نظامی علیه ایران را «غیرقانونی، پوچ و وحشیانه» خواند و دولت آمریکا نیز در واکنش، اسپانیا را «همپیمان غیرقابلاعتماد» توصیف کرد.
اهمیت تنگه جبلالطارق برای رژیم صهیونیستی نیز از زاویهای ویژهتر قابل تأمل است. اسرائیل با برقراری روابط نزدیک با مراکش در چارچوب پیمانهای ابراهیم و بهویژه پس از به رسمیت شناختن حاکمیت مراکش بر صحرای غربی در جولای ۲۰۲۳، عملاً توانسته پای خود را به کرانه جنوبی این تنگه باز کند. همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی میان اسرائیل و مراکش، ازجمله تولید مشترک سامانههای پدافند هوایی و پهپادهای اسرائیلی در خاک مراکش، نشاندهنده عزم تلآویو برای نفوذ در این گذرگاه حیاتی است. از نگاه تحلیلگران، تشدید ادعاهای مراکش بر سبته و ملیله و تضعیف حاکمیت اسپانیا بر این مناطق میتواند در بلندمدت به نفع محور واشنگتن-تلآویو-رباط تمام شود؛ چراکه کشوری همچون مراکش که در چارچوب پیمانهای ابراهیم با اسرائیل همسو شده، متحدی مطمئنتر برای تأمین منافع اسرائیل در این آبراه راهبردی است.
۳ ردپای تلآویو در بحران سبته
به سه دلیل نقش رژیم صهیونیستی در بحران اخیر سبته را نمیتوان ندیده گرفت: نخست، روابط نزدیک مراکش و اسرائیل و تلاش این رژیم برای گسترش امنیت پیرامونی خود؛ دوم، مواضع حمایتگرانه دولت اسپانیا از فلسطین و سوم، خودداری اسپانیا از همکاری با آمریکا در حملات نظامی علیه ایران. این سه عامل، بستر مناسبی برای شکلگیری تنشهای پنهان و آشکاری فراهم آورده، بهطوریکه بحران مهاجرتی سبته، صرفاً یک رویداد انسانی و مرزی نیست، بلکه عرصهای برای بازتعریف مناسبات قدرت در منطقه مدیترانه است.
در مورد نخستین عامل، اگرچه هیچ گزارش مستقیمی مبنی بر طراحی یا اجرای بحران توسط اسرائیل وجود ندارد، اما همکاریهای راهبردی اسرائیل و مراکش در سالهای اخیر، بهویژه در حوزه امنیت دریایی در تنگه جبلالطارق، این پرسش را ایجاد کرده که آیا رباط با هماهنگی یا دستکم با آگاهی تلآویو، از این بحران به عنوان اهرم فشاری علیه مادرید استفاده کرده است؟ هرچند پاسخ قطعی به این پرسش در هالهای از ابهام باقی مانده، اما همزمانی بحران با اوجگیری تنشهای اسپانیا و اسرائیل، کمتأملانگیز نیست.
دومین عامل، یعنی مواضع صریح اسپانیا در قبال فلسطین، ازجمله تحریم تسلیحاتی اسرائیل، ممنوعیت ورود مقامات اسرائیلی و به رسمیت شناختن کشور فلسطین، سبب شده اسرائیل این بحران را دستمایهای برای تلافی سیاسی قرار دهد. دانی دانون، نماینده رژیم صهیونیستی در سازمان ملل، در پیامی در شبکههای اجتماعی با کنایه نوشت: «اسپانیا که هرگز فرصت نصیحت به اسرائیل را از دست نمیدهد، حالا خودش در سبته بر اثر بحران سیاست مهاجرتیاش وضعیت اضطراری اعلام کرده است». ایتامار بنگویر، از چهرههای افراطی اسرائیل نیز با پیامی طعنهآمیز به سانچز پیشنهاد داد مردم غزه را در اسپانیا پناه دهد. این واکنشها در اسپانیا با این تفسیر مواجه شد که اسرائیل از بحران انسانی سبته برای فشار سیاسی و تضعیف دولت سانچز استفاده میکند. اسکار پوئنته، وزیر حملونقل اسپانیا در پاسخ به دانون گفت اظهارات اسرائیل «ماجرای سبته را روشنتر میکند» و عملاً به نقشآفرینی تلآویو در این بحران اشاره کرد.
سومین عامل، یعنی خودداری اسپانیا از همکاری با آمریکا در حملات علیه ایران و بستن پایگاههای هوایی خود به روی نیروهای آمریکایی سبب شده اسپانیا در واشنگتن به عنوان «همپیمان غیرقابلاعتماد» شناخته شود. برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا نیز ممکن است از این بحران برای تضعیف دولت سانچز و افزایش نفوذ خود در تنگه جبلالطارق استفاده کند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشتر اسپانیا را به دلیل مخالفت با استفاده از پایگاههایش «کشوری وحشتناک» خوانده و تهدید به قطع روابط تجاری کرده بود. در این چارچوب، بحران سبته را میتوان حلقهای از زنجیره فشارهای چندجانبه بر اسپانیا به دلیل استقلالخواهی در سیاست خارجی دانست.
در نهایت بحران سبته را میتوان تلاقی چندلایه از چالشها دانست: یک بحران انسانی با تلفات دردناک، یک بحران حاکمیتی برای دولت اسپانیا، یک بحران همبستگی برای اتحادیه اروپا و در عین حال عرصهای برای بازتعریف مناسبات قدرت در منطقه مدیترانه. در این میان، نقش اسرائیل را نه به عنوان طراح و مجری بحران، بلکه به عنوان بازیگری باید ارزیابی کرد که از فرصت پیشآمده برای فشار سیاسی و تلافی مواضع ضداسرائیلی اسپانیا بهره برداری کرده است. تنگه جبلالطارق به عنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای آبی جهان، در کانون این منازعه قرار دارد و هرگونه تغییر در موازنه قدرت بر کرانههای آن، پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای برای اروپا و آفریقا و فراتر از آن به همراه خواهد داشت.





نظر شما