از یک سو گزارشهای مایکروسافت و رسانههای غربی از اوجگیری توان تهاجمی ایران و استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی برای نفوذ سخن میگویند؛ اما از سوی دیگر، لرزش زیرساختهای بانکی، حملات سایبری مداوم و بحران تمدید گواهیهای SSL، یک پرسش را پیش میکشد: اگر واقعاً توان تهاجمی ما تا این حد ارتقا یافته، پس وضعیت سپر دفاعی ما در برابر ضربات، در کدام نقطه از این معادله قرار دارد؟
توان تهاجمی بالا
فقط کافی است چند ساعت نتوانید پول جابهجا کنید، کارت بانکیتان از کار بیفتد یا سامانه یک اداره از دسترس خارج شود تا متوجه شوید وسط جنگ سایبری به سر میبرید. این جنگهای به قول ما امروزی، حالا از پشت صفحههای نمایش، راه خودشان را باز کردهاند و گاهی با عملیاتهای کوچکی مثل یک اختلال چندساعته در یک سامانه بانکی، همان بلایی را سر یک کشور میآورند که سالها پیش، فقط با یک عملیات نظامی ممکن بود.
جالب است بدانید گزارشهای امنیتی بینالمللی، ایران را در کنار رقبای قدیمی مثل روسیه، چین و کره شمالی، یکی از فعالان پر سر و صدای فضای سایبری معرفی میکنند.
حرف از توسعه قابلیتهای نفوذ است، از ابزارهای پیشرفته و از اینکه چطور این بازیگران، حالا چشمشان به هوش مصنوعی باز شده تا در عملیاتهای خود، از آن هم استفاده کنند.
حتی مایکروسافت هم در گزارشهایش مدعی شده که ایران، مثل بقیه قدرتهای سایبری دنیا، یاد گرفته از هوش مصنوعی برای شاخ و شانه کشیدن فعالیتهای دیجیتالش استفاده کند؛ از تولید محتواهای جعلی گرفته تا کمک به نفوذ و جمعآوری اطلاعات.
تحلیلگران غربی هم معتقدند هوش مصنوعی، حالا در خدمت عملیاتهای سایبری درآمده و اتفاقاً خیلی هم موفق است.
ایران هم با تکیه بر مغزهای متخصص و البته با هزینهای که خیلی کمتر از غولهای بزرگ دنیاست، توانسته جای پای خودش را در این عرصه محکم کند.
اما این روایتی که گفتیم، یک جای کارش میلنگد.
اکثر این تحلیلها فقط از زاویه توان تهاجمی به موضوع نگاه میکنند؛ یعنی کشوری که میتواند در فضای دیجیتال، به زیرساختهای رقیبش فشار بیاورد و آنها را به لرزه درآورد؛ اما نیمه دیگر، ماجرای دفاع و مقاومت است؛ اینکه وقتی ضربه خوردیم، چقدر سریع میتوانیم خودمان را جمعوجور کنیم و خدمات را به حالت اول برگردانیم؛ موضوعی که در ادبیات امنیت سایبری با مفهوم تابآوری دیجیتال شناخته میشود.
آسیبپذیری در لایههای پنهان
در واقع منظورمان این است که قدرت یک کشور را نباید فقط با میزان نفوذ به سامانههای دیگران سنجید. بانکها، سیستمهای ارتباطی و زیرساختهای اینترنتی، همان نقاط ضعف حساسی هستند که کوچکترین لرزش در آنها، میتواند زندگی میلیونها نفر را آشفته کند.
همین چند وقت پیش، وقتی چهار بانک بزرگ کشور ناگهان دچار اختلال شدند، تازه متوجه شدیم داستان چقدر جدی است.
خدمات الکترونیکی بانکهای ملی، تجارت، صادرات و توسعه صادرات، برای مدتی از کار افتادند و این اختلال ناگهانی ترس زیادی درست کرد.
اگرچه شورای هماهنگی بانکهای دولتی اعلام کرد که نگران نباشید، فقط یک حمله سایبریِ محدود بوده و دست کسی به اطلاعات مشتریان نرسیده و خسارت مالی بزرگی گزارش نشده؛ اما این حادثه نشان داد یک اختلال کوتاه در زیرساختهای دیجیتال میتواند خیلی سریع از یک مشکل فنی به یک بحران عمومی تبدیل شود.
از طرفی داستان امنیت، فقط به حمله مستقیم هکرها و فرو ریختن سرورها ختم نمیشود و ممکن است آسیبپذیریها در لایههای پنهان اینترنت مثل زیرساخت کلید عمومی یا همان PKI و گواهیهای SSL خودش را نشان دهد.
سادهتر بگویم SSL مثل یک مهر اعتماد است که به وبسایتها زده میشود تا به کاربر بفهماند نگران نباشد، این مسیر امن است و اطلاعاتش در راه گم یا دستکاری نمیشود؛ اما این مهر اعتماد، همینطوری و الکی صادر نمیشود؛ بلکه باید از طرف مراکز معتبر جهانی یا همان CAها تأیید شود تا مرورگرها اجازه دهند شما با خیال راحت در یک سایت بچرخید. «خبرآنلاین» از قول یکی از کارشناسان مینویسد: تحریمها و محدودیتهایی که برخی از این مراکز بینالمللی برای ایران اعمال کردهاند، تمدید این گواهیهای امنیتی را برای بسیاری از وبسایتها به یک کابوس تبدیل کرده است. بنابراین جنگ سایبری گاهی خودش را با قطع کردن زنجیره اعتماد و محدود کردن دسترسی به استانداردهای جهانی فناوری نشان میدهد.
دوام آوردن
حالا شاید این سؤال پیش بیاید که خب، چرا خودمان یک مرکز صدور گواهی داخلی راه نمیاندازیم و کار را تمام کنیم؟ کارشناسان میگویند راهاندازی یک مرجع داخلی به این سادگیها نیست. گواهیهایی که خودمان صادر میکنیم، بهطور پیشفرض در مرورگرهای جهانی (مثل کروم یا سافاری) معتبر شناخته نمیشوند.
یعنی اگر بخواهید از آنها استفاده کنید، مرورگر با یک هشدار قرمز و ترسناک، جلو کاربران را میگیرد. برای اینکه این گواهیهای داخلی، اعتبار جهانی پیدا کنند، باید از هفتخان رستم فنی و امنیتی بگذرد تا روزی مرورگرها هم آنها را به عنوان یک مهر قابلاعتماد بپذیرند.
از سوی دیگر، میدان جنگ سایبری امروز بسیار گستردهتر از گذشته شده و دارد علاوه بر سرورها و رایانهها، دادههای کاربران، شبکههای اجتماعی و رفتارهای آنلاین را هم در برمیگیرد. در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره استفاده از شبکههای اجتماعی برای عملیات روانی، جمعآوری اطلاعات و مهندسی اجتماعی منتشر شده و هوش مصنوعی هم اوضاع را سختتر و پیچیدهتر کرده است.
چون هم میتواند محتوای جعلی تولید و هم شناسایی الگوهای رفتاری و اجرای برخی عملیاتهای سایبری را سریعتر و دقیقتر کند.
پس امروز داستان قدرت سایبری داستان دوام آوردن است. کشوری که توانایی نفوذ دارد؛ اما زیرساختهایش در برابر اختلالها آسیبپذیر است، هنوز با چالش بزرگی روبهرو است.
در مقابل، کشوری که بتواند خدمات حیاتی خود را حفظ کند، اعتماد کاربران را نگه دارد و در برابر فشارهای فناورانه مقاومت کند، بخش مهمی از قدرت واقعی خود را بدست آورده است.
بنابراین در این میدان تازه، پیروزی فقط نصیب کسانی نمیشود که ابزار حمله بیشتری دارند؛ بلکه به کسانی میرسد که علاوه بر آن بتوانند در برابر حملهها دوام بیاورند.





نظر شما