تحولات منطقه

در روزگاری که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند برای حفظ مخاطب، موضعی نگیرند و از بیان باورهایشان فاصله بگیرند، محسن چاوشی راه دیگری را انتخاب کرده است.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، او هیچ‌گاه از نشان دادن دلبستگی‌های مذهبی و عشقش به وطن، ترسی نداشته و حتی این انتخاب باعث شده که از سوی عده‌ای، قضاوت شود یا برچسب بخورد. چاوشی اگرچه هیچ‌گاه اهل صحنه و کنسرت نبوده، اما هرگز به هنرمندی منزوی یا خاموش تبدیل نشده است. برخی از آثارش، از جمله «علاج»، فراتر از یک قطعه موسیقی، به جریانی فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده و صدای بسیاری از مردم کشورمان در روزهای جنگ بوده است. با این حال، مسئولیت اجتماعی او تنها در آثارش خلاصه نمی‌شود. صفحه شخصی چاوشی، سال‌هاست به خیریه‌ای مردمی با بیش از شش میلیون دنبال‌کننده تبدیل شده است؛ جایی که بارها برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد، تأمین هزینه درمان کودکان، تهیه جهیزیه یا کمک به خانواده‌های نیازمند، از اعتماد مردم سرمایه‌ای برای گره‌گشایی ساخته است. همین استمرار، باعث شده مخاطب میان آنچه می‌شنود و آنچه از او در عمل می‌بیند، فاصله‌ یا دوگانگی احساس نکند.

تازه‌ترین اثر او، «چهل روز»، نیز ادامه همین مسیر است. اگر سال‌ها پیش با «غریب مادر» و «ظهر عطش» و بعدتر با «حسبی‌الله» و «زخمی آفتاب» صدای چاوشی با سوگواره‌های محرم و اربعین گره خورده بود، این بار روایت از زبان حضرت زینب(س) شکل می‌گیرد؛ خواهری که در فراق برادر می‌خواند: «چهل روز رفت و یه خواهر نگفتی...»؛ جمله‌ای که پیش از آنکه یک مصرع باشد، زخمی است که بر جان مخاطب می‌نشیند.

چاوشی سال‌هاست نشان داده آنچه می‌خواند، ادامه باورهایش است، نه محصول مصلحت‌سنجی‌های روز. او برای اثبات خودش از تریبونی به تریبون دیگر نمی‌رود و با تغییر فضای اجتماعی، رنگ عوض نمی‌کند. شاید به همین دلیل است که وقتی در معرفی «چهل روز» می‌نویسد: «به خون‌خواهی فریاد عدالت که در تنگنای گلویت نیزه خورد؛ به سوی تو برمی‌گردیم، هر سال و هر سال و هرسال... که اربعین، تمرینِ جهان برای به سوی تو برگشتن است، برگشتنی برای همیشه، برگشتنی بدونِ بازگشت...» مخاطب این جملات را بخشی از زیست فکری او می‌داند، نه صرفاً متنی تبلیغاتی برای معرفی یک قطعه.

در این میان، همکاری سال‌های اخیر او با امید روزبه (ترانه‌سرای قطعاتش) نیز به مرزی از هم‌زبانی رسیده است. روزبه، زبان و جهان ذهنی چاوشی را می‌شناسد و چاوشی نیز می‌داند چگونه کلمات او را به احساسی ملموس تبدیل کند. حاصل این همراهی، ترانه‌ای است که سوگ را روایت می‌کند، نه اینکه صرفاً درباره آن سخن بگوید؛ آنجا که حضرت زینب(س) به برادر شهیدش می‌گوید:

حسینم، حسینِ به معراج رفته‌ام

حسینم، غریبِ به تاراج رفتم

چجوری برم قلبمو جا بذارم؟

عزیزِ سه روز و سه شب بی‌مزارم

اوج اثر اما جایی است که روایت، رنگ روضه به خود می‌گیرد؛ روضه‌ای که اشک را به چشم می‌آورد:

چهل روز که خواب راحت ندارم

چهل روز که استراحت ندارم

چهل روز که هیچ کاری به غیر از

تماشای گیسوی بچه‌ت ندارم

قدرت «چهل روز» تنها در شعر یا ملودی آن نیست؛ بخش مهمی از تأثیرگذاری قطعه، به جنس صدای محسن چاوشی بازمی‌گردد. او از معدود خوانندگان پاپ ایران است که رنگ صدایش، پیش از آنکه حامل قدرت یا هیجان باشد، حامل حس است؛ حسی آمیخته با اندوه، تأمل و سوز درونی. همین ویژگی باعث شده آثار عاشقانه، مذهبی و حتی حماسی او، با وجود تفاوت در مضمون، در یک جهان عاطفی مشترک سیر کنند. کافی است چند ثانیه چشم‌هایتان را ببندید؛ پیش از آنکه کلمات را بشنوید، حزن آشنای صدای چاوشی را می‌شناسید.

شاید راز ماندگاری او نیز همین باشد؛ اینکه برای بسیاری از مخاطبان، محسن چاوشی فقط یک خواننده نیست، بلکه هنرمندی است که هرگاه احساس کرده باید در کنار مردم، باورهایش یا رنج‌های زمانه بایستد، سکوت را انتخاب نکرده است. از همین رو، «چهل روز» را نیز باید بیش از آنکه یک قطعه موسیقی دانست، ادامه مسیری دید که چاوشی سال‌هاست بی‌وقفه در آن قدم می‌زند؛ مسیری که برای او، هنر از باور جدا نیست.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha