حماسه عاشورا تنها یک رویداد تاریخی در جغرافیایی خاص نیست، بلکه جریانی زنده و هویتساز است که با گامهای اربعین، از واقعهای غمانگیز به منشوری برای پاسداری از حقیقت و آگاهیبخشی عمومی بدل شد. تجلی این نهضت در طول تاریخ، با عبور از تمامی مرزهای نژادی و زبانی، فرهنگ مجاهدت و فضایل اخلاقی را در وجدان بیدار بشریت نهادینه ساخته و افقهای امید را به سوی آیندهای عادلانه روشن کرده است. برای درک عمیقتر ابعاد این تحول، شما را به خواندن این یادداشت از حجتالاسلام ابراهیم انصاری بحرینی، کارشناس دینی دعوت میکنیم.
اربعین... آغاز مرحلهای نو
پس از آن دیدار بزرگ که میان جابر بن عبدالله انصاری و امام زینالعابدین علیهالسلام رخ داد، و پس از آنکه امام علیهالسلام تمام آنچه را در کربلا بر امام حسین علیهالسلام، اهلبیت علیهمالسلام، یاران، زنان و کودکان گذشته بود، با همه جزئیات برای جابر بازگو کرد، نهضت حسینی وارد مرحلهای تازه شد. آنچه در جان اهلبیت علیهمالسلام از روز عاشورا، در مسیر اسارت، در کوفه و در شام شکل گرفته بود، دیگر تنها اندوه و رنج نبود، بلکه به نیرویی عظیم و رسالتی الهی تبدیل شد که پیوسته رشد کرد و انباشته شد تا به مرحلهای نو از تأثیرگذاری بر امت رسید.
از مرحله نهفتگی تا مرحله تابش و گسترش
تمام آن صحنهها، همه آن فداکاریها و همه آن مصیبتها، در درون اهلبیت علیهمالسلام توان عظیمی برای پاسداری از رسالت، ابلاغ حقیقت و ساختن آگاهی در امت پدید آورد. روز اربعین، آغاز آشکار شدن آثار این توان در جامعه بود. از همان روز، نهضت حسینی از مرحله حفظ پیام به مرحله نشر پیام، و از مرحله رنج خاموش به مرحله اثرگذاری مستمر وارد شد. از اینرو، امام زینالعابدین علیهالسلام این رسالت را در خطبهها، دعاها، سخنان و گفتوگوهای خود با مردم حمل کرد، تا آنجا که کربلا به مدرسهای زنده و جاری در متن امت اسلامی تبدیل شد.
هر یک از اهلبیت علیهمالسلام، حامل بخشی از رسالت
این تأثیر، یکدست و یکسان نبود، بلکه هر یک از اهلبیت علیهمالسلام نقشی ویژه در رساندن پیام نهضت بر عهده داشت. حضرت زینب علیهاالسلام همه ابعاد این رسالت را بر دوش گرفت؛ زیرا شاهد تمام جزئیات نهضت بود و به زبان گویای کربلا تبدیل شد. امام زینالعابدین علیهالسلام حقیقت واقعه را تثبیت کرد، امت را به امام حسین علیهالسلام پیوند داد و این مصیبت را به پروژهای همیشگی برای هدایت امت تبدیل نمود. حضرت رباب علیهاالسلام به نماد مظلومیت حضرت علیاصغر علیهالسلام بدل شد و یاد آن کودک شهید را برای همیشه زنده نگاه داشت. حضرت سکینه علیهاالسلام نیز شاهد زنده آنچه در کربلا و مسیر اسارت گذشت، بود و حضور او بخشی از حفظ حافظه نهضت حسینی شد. بدینگونه هر یک از شخصیتهای اهلبیت علیهمالسلام، بخشی از پیام عاشورا را به دوش کشیدند و آن را به نسلهای آینده رساندند.
اربعین... نقطه تحول نهضت
پیش از اربعین، این رسالت در سینههای اهلبیت علیهمالسلام نهفته بود؛ اما پس از اربعین، آثار آن به تدریج در جامعه آشکار شد و نور آن روزبهروز گسترش یافت، تا جایی که کربلا به حقیقتی زنده در همه دورانها تبدیل شد؛ حقیقتی که هیچ قدرتی نتوانست آن را خاموش کند. از همین رو، حکومت بنیامیه و همه حکومتهای ستمگر پس از آنان، همواره از زنده نگه داشتن یاد امام حسین علیهالسلام بیم داشتند؛ زیرا میدیدند که پیوند مردم با کربلا، وجدانها را بیدار میکند، حق را آشکار میسازد و چهره واقعی ظلم و انحراف را نمایان میکند.
تداوم رسالت در مسیر امامت
این حرکت در طول دوران امامت ادامه یافت و هر یک از امامان اهلبیت علیهمالسلام بخشی از این رسالت را پاسداری کردند و امت را به سوی آن هدایت نمودند، تا آنجا که زیارت امام حسین علیهالسلام و زنده نگه داشتن یاد آن حضرت، به یکی از برجستهترین نشانههای مکتب اهلبیت علیهمالسلام تبدیل شد. این جریان در طول قرنها پیوسته گسترش یافت، تا امروز که اربعین به یکی از بزرگترین اجتماعات ایمانی جهان تبدیل شده است؛ جایی که میلیونها انسان با عشق به امام حسین علیهالسلام گرد هم میآیند، وفاداری خود را به حق اعلام میکنند و پیمان خود را با راه آن حضرت تجدید مینمایند.
ثمره نهایی... دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه
از اینرو، نگاهها به آینده دوخته شده است؛ به روزی که وعده کامل الهی به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه تحقق یابد؛ روزی که نهضت حسینی به ثمره کامل خود برسد، آثار حقیقی آن در برپایی عدالت الهی آشکار گردد، حکومتهای ظلم و ستم برچیده شوند و هدفی که امام حسین علیهالسلام برای آن جان خویش را فدا کرد، به طور کامل تحقق یابد؛ یعنی حاکمیت حق، عدالت و دین الهی بر سراسر زمین.
از یک نهضت ویژه تا هویت امت/ آیا ماجرا در همینجا پایان یافت؟
هرگز؛ بلکه این نهضت روزبهروز گستردهتر شد، تا آنجا که از مرز کسانی که در کربلا حضور داشتند فراتر رفت و همه امت اسلامی را دربر گرفت، بلکه سراسر بشریت را مخاطب خود ساخت. از آن پس، امام حسین علیهالسلام دیگر تنها شخصیتی تاریخی که به دورهای خاص تعلق داشته باشد، نبود؛ بلکه به نماد هر انسان با غیرت، هر انسان آزاده، و هر کسی که ظلم را نمیپذیرد و در کنار حق میایستد، تبدیل شد. از همین رو، هر کس که در این مسیر گام برمیدارد، افتخار میکند که خود را «حسینی» بداند. همچنین حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام به نماد شجاعت، وفاداری و ایثار تبدیل شد؛ تا آنجا که هر انسان با مروت آرزو دارد به اخلاق و منش آن حضرت آراسته گردد. حضرت علیاکبر علیهالسلام نیز به نماد جوان آگاه، جوان باایمان و جوان مجاهدی تبدیل شد که آرمانها و ارزشهای الهی را بر منافع شخصی مقدم میدارد. حضرت زینب علیهاالسلام نیز به نماد زن رسالی، زن صبور، زن فداکار و مسئولیتپذیر تبدیل شد؛ زنی که در سختترین شرایط، رسالت الهی را حفظ کرد و با وجود همه رنجها و مصیبتها، پیام عاشورا را به مقصد رساند. حضرت رقیه علیهاالسلام نیز به نماد کودک مؤمن، صابر و دلداده امام حسین علیهالسلام تبدیل شد؛ کودکی که با وجود همه سختیها، پیوند عمیق خود را با پدر بزرگوارش حفظ کرد. حضرت عبدالله رضیع علیهالسلام نیز به نماد مظلومیت مطلق و پاکی و معصومیتی تبدیل شد که با نهایت قساوت مورد ستم قرار گرفت. بدینسان، هر یک از شهیدان و قهرمانان کربلا به نماد ویژگی خاصی تبدیل شدند؛ نمادی که تا امروز در وجدان امت زنده مانده است.
هرگاه در انسانی جلوهای از صفات حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام دیده شود، گفته میشود که او روح عباس را در وجود خود دارد. هرگاه در جوانی صفات حضرت علیاکبر علیهالسلام آشکار گردد، مردم او را نمونهای از آن الگوی بزرگ میدانند. و هرگاه زنی همانند حضرت زینب علیهاالسلام در دفاع از حق و پاسداری از رسالت الهی قیام کند، سیره آن بانوی بزرگ در ذهنها زنده میشود. بدین ترتیب، کربلا به مدرسهای تبدیل شد که انسانهای نمونه تربیت میکند و دیگر تنها حادثهای تاریخی نیست که در کتابها خوانده شود.
از همینجا امام حسین علیهالسلام به عمق جان ملتها راه یافت و در وجدان ملتهای گوناگون حضور پیدا کرد، تا آنجا که امروز در راهپیمایی عظیم اربعین، کاروانهایی از ملتها، نژادها و زبانهای مختلف را میبینیم که همگی با محبت امام حسین علیهالسلام گرد آمدهاند. در این اجتماع عظیم، انسانهایی از شرق و غرب، از آسیا، آفریقا، اروپا و قاره آمریکا، همگی زیر یک پرچم گرد میآیند، و آن پرچم، پرچم امام حسین علیهالسلام است.
از نکات بسیار شایسته تأمل این است که امام حسین علیهالسلام از همان آغاز نهضت خود، یارانی از اقوام و نژادهای گوناگون را در کنار خویش گرد آورد؛ در میان یاران آن حضرت، عرب، موالی، ترک و حبشی حضور داشتند و نیز شخصیتهایی همچون جون و وهب، و دیگران، که این حقیقت را آشکار میسازد که نهضت حسینی از همان روز نخست اعلام کرد که کربلا متعلق به قوم یا ملتی خاص نیست، بلکه متعلق به همه انسانها در هر زمان و هر سرزمین است. از همین رو، کربلا دیگر تنها شهری بر روی نقشه جغرافیا نیست، بلکه پنجرهای گشوده در قلب هر انسان مؤمن و مدرسهای جهانی است که مرزهای جغرافیایی، زبانها و نژادها را در مینوردد و همه بشریت را به آزادی، کرامت، وفاداری و پایداری بر حق فرا میخواند.
این بخش، زمینهای مناسب برای ورود به مرحله بعدی بحث است؛ یعنی بیان این حقیقت که این گسترش جهانی، کمال نهایی خود را در دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه خواهد یافت؛ روزی که ارزشها و آرمانهایی که امام حسین علیهالسلام در کربلا تجسم بخشید، به واقعیتی فراگیر در سراسر زندگی بشریت تبدیل خواهد شد.




نظر شما