تحولات منطقه

رشته‌ ای که زمانی یکی از مسیرهای اصلی ورود به مهندسی،فناوری وعلوم پایه بود،حالا برای بخش کوچک‌ تری ازدانش‌آموزان جذابیت دارد.

وقتی ریاضی دیگر انتخاب اول نیست / چرا دانش‌آموزان از این رشته فاصله گرفته‌اند؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

رشته‌ ای که زمانی یکی از مسیرهای اصلی ورود به مهندسی،فناوری وعلوم پایه بود،حالا برای بخش کوچک‌ تری ازدانش‌آموزان جذابیت دارد؛کاهش سهم رشته ریاضی‌ ‌فیزیک در مدارس، افت شمار داوطلبان گروه ریاضی در کنکور و همزمان کاهش جمعیت دانشجویان علوم پایه و مهندسی، نشانه‌هایی از تغییر جدی در ترجیحات تحصیلی نسل جدید است،تغییری که کارشناسان آن را فقط یک مسئله آموزشی نمی‌دانند و نسبت به پیامدهای آن برای آینده علمی، صنعتی و فناوری کشور هشدار می‌دهند.

مسئله کاهش علاقه دانش‌آموزان به رشته ریاضی‌ـ‌فیزیک درسال‌های اخیردیگرصرفاً یک برداشت حاصل از گفت‌وگو با خانواده‌ها و مشاوران مدارس نیست و داده‌های آموزشی و کنکوری نیز تصویری مشابه ارائه می‌کنند.

براساس پژوهشی با عنوان «ابعاد افت ریاضیات در ایران؛زنگ خطری برای آینده آموزش علوم و مهندسی»، سهم دانش‌آموزان رشته ریاضی ـ‌فیزیک درسال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ حدود ۱۶ درصد از دانش‌آموزان شاخه نظری بوده است؛ رقمی که هرچند نسبت به برخی سال‌های قبل اندکی بهبود نشان می‌دهد، اما همچنان با سهم این رشته در سال‌های گذشته فاصله دارد.

آمارهای جدیدتر آموزش و پرورش نیز از تغییر محسوسی در ترکیب دانش‌آموزان شاخه نظری حکایت دارد. ابراهیم رفیعی، مدیرکل دفتر آموزش دوره دوم متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش،دراظهارنظری که در سال ۱۴۰۴ منتشر شد، از بازنگری در نظام هدایت تحصیلی متناسب با نیازهای کشور خبرداد. براساس آماری که از سوی آموزش و پرورش اعلام شده، ۷۳ درصد دانش‌آموزان براساس آزمون‌های رغبت‌ سنجی به تحصیل در رشته‌های نظری علاقه نشان داده‌اند؛اما این علاقه کلی به رشته‌های نظری الزاماً به معنای انتخاب ریاضی نیست و همچنان توزیع دانش‌آموزان میان رشته‌های نظری نامتوازن است.

اگر قرار باشد کاهش گرایش به ریاضی را فقط با «سخت بودن درس» توضیح دهیم، بخش مهمی ازماجرا نادیده گرفته می‌شود. انتخاب رشته دانش‌آموز در پایه نهم، حاصل مجموعه ‌ای ازعوامل است: تصویری که خانواده از آینده شغلی یک رشته دارد، تجربه دانش‌آموز از کلاس ریاضی، کیفیت تدریس، وضعیت اقتصادی جامعه،اعتباراجتماعی مشاغل، امکان مهاجرت، درآمد مورد انتظار و حتی تصویری که شبکه‌های اجتماعی از موفقیت ارائه می‌کنند.

در سال‌های گذشته، پزشکی و رشته‌های وابسته به علوم تجربی برای بسیاری از خانواده‌ها نماد موفقیت تحصیلی و اقتصادی بودند. نتیجه این نگاه، رشد تقاضا برای رشته تجربی و دور شدن بخشی از دانش‌آموزان از ریاضی وعلوم پایه بود. محمدمهدی کاظمی، معاون پیشین آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، پیشتر گفته بود سهم دانش‌آموزان پایه دهم در رشته ریاضی‌ـ‌فیزیک از حدود ۲۷.۱۲ درصد درسال تحصیلی ۱۳۹۲-۱۳۹۱ به ۱۴.۵۶ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است؛ اوعواملی مانند نگاه فرهنگی، وضعیت اشتغال رشته‌ها و «تقاضای اجتماعی کاذب» برای علوم تجربی و تب پزشک ‌شدن را از عوامل این روند دانسته بود.

کنکور؛ عددی که فاصله ریاضی با تجربی را نشان می‌دهد

یکی از روشن‌ ترین نشانه‌های این تغییر را می‌توان در آمار کنکور مشاهده کرد. در نوبت اول آزمون سراسری سال ۱۴۰۴، تعداد داوطلبان گروه علوم ریاضی و فنی ۱۱۶ هزار و ۱۵۰ نفر بود؛ در حالی که گروه علوم تجربی با ۴۲۲ هزار و ۱۱۹ نفر بیش از سه برابر داوطلبان ریاضی داشت.

در نوبت دوم کنکور ۱۴۰۴ نیز فاصله همچنان قابل توجه بود. تعداد داوطلبان گروه ریاضی و فنی ۱۱۴ هزار و ۶۸۳ نفر اعلام شد، در حالی که شمار داوطلبان علوم تجربی به ۳۹۹ هزار و ۴۵۹ نفر رسید. یعنی در نوبت دوم نیز تعداد داوطلبان تجربی حدود ۳.۵ برابر ریاضی بود.

البته نباید این آمار را به معنای آن دانست که تمام این افراد از ابتدا در رشته ریاضی یا تجربی دبیرستان تحصیل کرده‌اند؛گروه‌های آزمایشی کنکور لزوماً با رشته دیپلم داوطلبان یکسان نیستند و هر داوطلب نیز تحت شرایطی می‌تواند در گروه‌های آزمایشی مختلف شرکت کند. با این حال، اختلاف بسیار زیاد تعداد داوطلبان دو گروه، تصویری مهم از تقاضای آموزش عالی ارائه می‌کند.

این شکاف زمانی معنادارتر می‌شود که بدانیم رشته ریاضی فقط به چند عنوان دانشگاهی محدود نیست. بخش مهمی از مسیرهای مهندسی، علوم کامپیوتر، آمار، علم داده، فیزیک، ریاضیات کاربردی و بسیاری از حوزه‌های فناوری به پایه ریاضی قدرتمند نیاز دارند. به عبارت دیگر، کاهش ورودی به رشته ریاضی در مدرسه می‌تواند چند سال بعد خود را در تعداد و کیفیت متقاضیان رشته‌های تخصصی دانشگاهی نشان دهد.

پژوهش «ابعاد افت ریاضیات در ایران» نیز همین زنجیره را مورد توجه قرار داده است. براساس داده‌های مورد استفاده این پژوهش، جمعیت دانشجویان علوم پایه در فاصله سال‌های تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲-۱۴۰۱ حدود ۲۷ درصد کاهش یافته و تعداد دانش‌آموختگان این حوزه نیز حدود ۳۹ درصد کمتر شده است. همزمان، رشته‌های فنی و مهندسی نیز روند کاهشی در جمعیت دانشجویی داشته‌اند.

این روند را نمی‌توان تنها به انتخاب رشته دانش‌آموزان نسبت داد؛ کاهش جمعیت جوان، تغییر ظرفیت دانشگاه‌ها، مهاجرت، تحولات بازار کار و سیاست‌های پذیرش دانشجو نیز در آن نقش دارند. اما کاهش گرایش به ریاضی در مدرسه می‌تواند یکی از حلقه‌های ابتدایی این زنجیره باشد.

چرا ریاضی جذابیتش را از دست داده است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل، تغییرتصور خانواده‌ها از رابطه میان تحصیل و آینده شغلی است. در گذشته، مهندس‌شدن برای بسیاری از خانواده‌ها یک مسیر روشن برای رسیدن به موقعیت اجتماعی و اقتصادی مطلوب بود. اما با افزایش شمار فارغ‌التحصیلان و دشوارتر شدن ورود برخی مهندسان به بازار کار، این تصویر تغییر کرد.

مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، در بررسی کاهش علاقه به رشته‌های فنی و مهندسی، این مسئله را یک بحران چندبعدی دانسته و گفته است کاهش علاقه به رشته‌هایی مانند ریاضی، علوم پایه و فناوری نیز از مشکلات جدی کشور است. او یادآوری کرده که در گذشته دانشگاه‌ها و مدارس برای تشویق دانش‌آموزان به رشته‌های فنی و علمی برنامه‌هایی برگزار می‌کردند.

از سوی دیگر، خود ساختار آموزش ریاضی نیز در شکل‌ گیری این بی‌علاقگی بی‌تأثیر نیست. ریاضی در مدرسه اغلب به عنوان مجموعه ‌ای از فرمول‌ها، قواعد و مسئله‌ های امتحانی تجربه می‌شود، درحالی که کاربرد آن در زندگی واقعی، فناوری، اقتصاد، برنامه ‌نویسی، هوش مصنوعی و حل مسائل پیچیده کمتر برای دانش‌آموز ملموس می‌شود.

این در حالی است که نتایج آزمون بین‌المللی تیمز ۲۰۲۳ نشان می‌دهد مسئله فقط «انتخاب نکردن رشته ریاضی» نیست؛کیفیت یادگیری ریاضی نیز نیازمند توجه جدی است. دانش‌آموزان ایرانی در ریاضی پایه چهارم نمره ۴۲۰ و در پایه هشتم نمره ۴۲۳ کسب کردند؛ نمره پایه هشتم نسبت به ۴۴۶ در سال ۲۰۱۹ کاهش داشته است. در پایه هشتم، ۵۹ درصد دانش‌آموزان در سطح پایین عملکرد قرار داشتند و تنها یک درصد به سطح پیشرفته رسیدند.

این اعداد نشان می‌دهد حتی پیش از رسیدن دانش‌آموز به مرحله انتخاب رشته، بخشی از مسئله شکل گرفته است. دانش‌آموزی که طی سال‌های مدرسه تجربه موفق و لذت ‌بخشی از ریاضی نداشته باشد، احتمالاً در پایه نهم نیز انگیزه کمتری برای انتخاب رشته ‌ای خواهد داشت که قرار است بخش مهمی از هویت آن بر ریاضیات بنا شود.

از بحران ریاضی تا نگرانی برای هوش مصنوعی

شاید مهم‌ترین بخش این ماجرا در شرایط فعلی، ارتباط مستقیم ریاضیات با فناوری‌های آینده باشد. در دوره‌ای که هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، علم داده و محاسبات پیشرفته با سرعت در حال توسعه‌اند، کاهش علاقه به ریاضی می‌تواند به کمبود نیروی انسانی در بخش‌هایی منجر شود که کشور برای توسعه فناوری به آنها نیاز دارد.

عمادالدین فاطمی‌زاده، رئیس دبیرخانه ستاد توسعه فناوری و کاربردی‌سازی هوش مصنوعی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، کاهش علاقه دانش‌آموزان به رشته ریاضی را تهدیدی جدی برای تربیت دانشمندان و نظریه‌ پردازان هوش مصنوعی دانسته و بر تقویت آموزش ریاضیات در مدارس و دانشگاه‌ها تأکید کرده است. او همچنین هشدار داده است که آموزش‌های سطحی ممکن است دانش‌آموزان را به مصرف‌کننده ابزارهای هوش مصنوعی تبدیل کند، نه تولیدکننده و توسعه‌دهنده این فناوری.

این اظهارنظر با وضعیت جدید فناوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در حالی که استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی به سرعت در میان دانش‌آموزان گسترش یافته، تفاوت مهمی میان «استفاده از هوش مصنوعی» و «توانایی ساخت و توسعه آن» وجود دارد. برای ساخت مدل‌های پیشرفته، الگوریتم‌ها، یادگیری ماشین و علوم داده، دانش ریاضی، آمار، احتمال و جبر خطی ضروری است.

به همین دلیل، مسئله کاهش علاقه به رشته ریاضی را نمی‌توان صرفاً با دغدغه تعداد صندلی‌های خالی دانشگاه‌ها یا کمبود داوطلب کنکور سنجید. مسئله اصلی این است که کشور در آینده به چه نوع نیروی انسانی نیاز دارد و آیا نظام آموزشی امروز در حال پرورش آن نیروهاست یا خیر.

از سوی دیگر، شرایط بازار کار نیز باید اصلاح شود. نمی‌توان از دانش‌آموز خواست رشته‌ای را انتخاب کند که آینده شغلی آن مبهم است و سپس انتظار داشت صرفاً با شعار «علوم پایه موتور توسعه است» به سمت آن برود. اگر قرار است ریاضی، فیزیک و رشته‌های مهندسی برای دانش‌آموز جذاب شوند، باید ارتباط آنها با فرصت‌های واقعی شغلی نیز به شکل روشن نشان داده شود.

پژوهشگران مقاله «ابعاد افت ریاضیات در ایران» نیز بر همین موضوع تأکید کرده‌اند و عواملی مانند ناهماهنگی برنامه‌های درسی با نیازهای صنعت، تغییر نگرش خانواده‌ها و دانش‌آموزان، وضعیت بازار کار و ضعف ارتباط میان دانشگاه و بخش تولید را از عوامل مؤثر بر وضعیت موجود دانسته‌اند.

انتخاب واقعی یا انتخاب میان گزینه‌های محدود؟

یکی دیگر از حلقه‌های مهم این زنجیره، نظام هدایت تحصیلی است. دانش‌آموز در پایان پایه نهم باید درباره مسیری تصمیم بگیرد که آثار آن سال‌ها بعد آشکار خواهد شد؛ اما آیا در این مرحله اطلاعات کافی درباره آینده رشته‌ها، مهارت‌های مورد نیاز بازار کار و مسیرهای شغلی در اختیار او قرار می‌گیرد؟

هدایت تحصیلی اگر صرفاً به نمره و آزمون رغبت ‌سنجی محدود شود، نمی‌تواند تمام پیچیدگی انتخاب رشته را پوشش دهد. علاقه دانش‌آموز یک متغیر ثابت نیست؛ ممکن است یک دانش‌آموز به دلیل تجربه بد از کلاس ریاضی، تصور کند به این رشته علاقه ندارد، در حالی که با آموزش متفاوت و کاربردی‌تر، استعداد و علاقه واقعی او آشکار شود.

از طرف دیگر، خانواده‌ها نیز نیازمند اطلاعات دقیق هستند. وقتی یک خانواده آینده شغلی رشته ریاضی را مبهم و آینده برخی رشته‌های تجربی یا انسانی را روشن‌تر می‌بیند، انتخاب دانش‌آموز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اینجاست که سیاست‌گذاری آموزشی باید از «افزایش سهم رشته ریاضی» فراتر برود و به اصلاح تصویر اجتماعی و اقتصادی این رشته بپردازد.

تجربه آموزش و پرورش نیز نشان می‌دهد سیاست‌گذار از این مسئله غافل نیست. محمدمهدی کاظمی پیش‌تر از افزایش سهم رشته ریاضی در سیاست‌های آموزش متوسطه و تلاش برای اصلاح توزیع نامتوازن دانش‌آموزان میان رشته‌ها سخن گفته بود. در سال‌های اخیر نیز آموزش و پرورش افزایش سهم ریاضی و کاهش تمرکز بر تجربی را به عنوان یکی از اهداف توسعه متوازن مطرح کرده است.

با این حال، صرف تغییر سهمیه یا هدف‌گذاری آماری نمی‌تواند مشکل را حل کند. اگر کلاس ریاضی همچنان برای دانش‌آموز خسته‌کننده باشد، اگر معلم فرصت کافی برای آموزش مفهومی نداشته باشد، اگر تجهیزات و امکانات آموزشی کافی نباشد و اگر بازار کار فارغ‌التحصیلان علوم پایه و مهندسی جذاب نباشد، افزایش عددی ورودی‌ها الزاماً به افزایش علاقه واقعی منجر نخواهد شد.

راه‌حل در نهایت باید چندلایه باشد: آموزش ریاضی از سال‌های ابتدایی باید مفهومی‌تر و کاربردی‌تر شود؛ معلمان باید برای روش‌های نوین آموزش توانمند شوند؛ دانش‌آموزان باید کاربرد ریاضیات را در فناوری‌های روز ببینند؛ خانواده‌ها باید اطلاعات واقعی درباره آینده رشته‌ها دریافت کنند و دانشگاه‌ها نیز باید ارتباط خود را با صنعت و بازار کار تقویت کنند.

ریاضیات همچنین باید از انزوای خود خارج شود. مدل‌های آموزشی STEM که علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات را در قالب پروژه‌ها و مسائل واقعی به یکدیگر پیوند می‌دهند، می‌توانند تصویری متفاوت از ریاضی به دانش‌آموز ارائه کنند. یک پژوهش منتشرشده درباره آموزش STEM نیز بر یادگیری تلفیقی و مسئله‌محور و کاهش فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار تأکید کرده است.

در نهایت، مسئله کاهش گرایش به رشته ریاضی را باید جدی‌تر از یک افت آماری در انتخاب رشته دید. وقتی سهم دانش‌آموزان این رشته پایین می‌آید، چند سال بعد اثر آن می‌تواند در تعداد دانشجویان علوم پایه، کیفیت ورودی رشته‌های مهندسی، ظرفیت پژوهش و حتی توان کشور در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، علم داده و فناوری‌های پیشرفته دیده شود.

از این منظر، عدد حدود ۱۱۴ تا ۱۱۶ هزار داوطلب ریاضی در دو نوبت کنکور ۱۴۰۴ در برابر حدود ۴۰۰ تا ۴۲۲ هزار داوطلب تجربی، فقط یک آمار کنکوری نیست؛ نشانه‌ای از تغییر ترجیحات تحصیلی نسلی است که آینده شغلی را بیش از گذشته با درآمد، امنیت شغلی و امکان پیشرفت می‌سنجد.

اگر سیاست‌گذار می‌خواهد این روند را معکوس کند، نخست باید بپذیرد که دانش‌آموز امروز الزاماً با همان معیارهای نسل‌های گذشته انتخاب نمی‌کند. نمی‌توان صرفاً از اهمیت ریاضی سخن گفت؛ باید کاری کرد که دانش‌آموز اهمیت آن را در زندگی و آینده خود ببیند.

ریاضی زمانی دوباره جذاب می‌شود که از صفحه کتاب و تخته کلاس بیرون بیاید و به دانش‌آموز نشان دهد چگونه یک مسئله واقعی را حل می‌کند؛ چگونه پشت یک فناوری قرار دارد، چگونه به ساخت هوش مصنوعی کمک می‌کند و چگونه می‌تواند به یک مسیر شغلی واقعی منجر شود. در غیر این صورت، کاهش علاقه به این رشته همچنان ادامه خواهد داشت و زنگ خطری که امروز برای آموزش علوم پایه و مهندسی به صدا درآمده، فردا ممکن است به بحران کمبود نیروی متخصص تبدیل شود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha