اقتصاد ایران روزهای پرالتهابی را میگذراند و مسیر توسعه، بیتردید نیازمند تصمیمهای سختی است؛ تصمیمهایی که اثرشان مستقیم به سفره مردم میرسد. ماخبرنگاران، هر روز بر مرز باریک میان سیاستگذاریهای کلان و واقعیت سفرهها قلم میزنیم؛ آنجا که یک تصمیم در بهارستان یا میرداماد، مستقیماً معیشت کارگران و سرنوشت دورافتادهترین کارخانهها را تحتالشعاع قرار میدهد.
ما به عنوان ناظران این میدان می نویسیم، تا پیش از هر امضاء و دستورالعملی یادآوری کنیم که پشت هر تصمیم، انسانهایی واقعی نفس میکشند؛ انسانهایی که با هر نوسان، با هر تورم و با هر تغییر در سیاستهای اقتصادی، زندگیشان دستخوش تحول میشود. هر خطی که بر کاغذ مینشانیم، عهدی است برای بازتاب واقعیت زندگی همین مردم که گاه در هیاهوی تصمیمات کلان نادیده گرفته میشوند.
مینویسیم تا روزی برسد که خواندن اخبار اقتصادی برای مردم، نه از سر نگرانی مداوم برای حفظ ارزش داراییهایشان، بلکه از روی آرامش و برای دیدن نشانههای پیشرفت و توسعه کشور باشد. مینویسیم تا روزی که سیاستهای حمایتی به جای مسکنهای موقت، به توانمندسازی واقعی بینجامد و بازار سرمایه، طلا، ارز، خودرو و مسکن، بیشتر از آنکه سپری در برابر کاهش ارزش پول ملی باشند، به نشانههایی از یک اقتصاد متعادل و قابل اتکا تبدیل شوند.
چشمانداز مطلوب ما روزهایی است که در آن آینده، متغیری مجهول برای فعالان صنعتی و خانوارها نباشد؛ روزهایی که سیاستها قابل پیشبینی، قواعد بازی روشن و تصمیمگیری برای تولیدکننده و مصرفکننده ممکن باشد. روزهایی که تولید کنندگان به جای دستوپنجه نرم کردن با قطعیهای فصلی برق و گاز یا قوانین مالیاتی و گمرکی یکشبه، تمام تمرکز خود را روی بهبود کیفیت کار و رقابتپذیری بگذارند.
ما به دنبال روزهایی هستیم که امنیت غذایی کشور و زنجیرههای تأمین کالاهای اساسی، با تکیه بر تولید پایدار و کارآمد داخلی تضمین شوند روزگاری که در آن سیاستهای حمایتی مانند کالابرگ الکترونیک یا یارانهها، نه یک توزیع تکراری نقدینگی، بلکه ابزاری واقعی برای ارتقای سلامت سفرهها و توانمندسازی دهکهای پایین باشند، بیآنکه خود به سوخت جدیدی برای موتور تورم تبدیل شوند. روزهایی که کارمند و کارگر بداند حقوق ماه بعدش چه ارزشی دارد، تولیدکننده بتواند برای خرید مواد اولیه و توسعه خط تولید تصمیم بگیرد، و خانوادهها بتوانند با آرامش بیشتری برای خانه، تحصیل فرزند و هزینههای زندگی برنامهریزی کنند.
اقتصاد سالم، اقتصادی است که در آن نرخ ارز، تورم، نقدینگی و هزینه تامین مالی به جای آنکه هر روز مرزهای جدیدی برای نااطمینانی بسازند، در مسیر ثبات و انضباط حرکت کنند. در این مسیر، رسالت من و همکارانم وفاداری به حقیقت، حفظ استقلال قلم و زیستن در متن زندگی روزانه مردم است.
کار ما روایت منصفانه این روزگار سخت است که تاب آوری حرف اول را می زند. تا روزی که اقتصاد ایران روی نوار ثبات و رونق بیفتد و همیشه خوشخبر باشیم ما پای این تعهد ایستاده ایم.





نظر شما