روزهای پایانی ماه صفر و سالروز رحلت حضرت محمد مصطفی(ص) فرصتی است برای نگاهی دوباره به میراث بزرگ پیامبری که حیات بشریت را دگرگون کرد. ارادت عمیق به آستان آن وجود نازنین زمانی معنای کاملتری مییابد که فراتر از یادآوریهای همیشگی، به شیوه تصمیمگیری و الگوی عمل ایشان در اداره جامعه دلمشغول شویم. امروز بسیاری از ما برای حل چالشهای اخلاقی و اجتماعی جامعه بهدنبال راهکار هستیم. سیره نبوی به ما نشان میدهد پیامبر اکرم(ص) اصلاح رفتار مردم را جدا از نظم اجتماعی و ایجاد حاکمیت عادلانه نمیدید. پرسش مهم اینجاست چرا ایشان برای رشد معنوی جامعه، مستقیماً به سراغ ساماندهی قدرت و کوتاه کردن دست زورگویان رفت و چرا زیادهخواهان زمانه، درست از وقتی که پای مدیریت سیاسی و ایجاد نظم عادلانه به میان آمد، با ایشان به تقابل برخاستند؟ درک همین پیوند میان اقتدار عادلانه و تربیت اخلاقی، پاسخ به نیاز امروز ماست.
برای بررسی این موضوع و تحلیل علت تقدم اصلاحات ساختاری بر اندرزهای فردی در سیره نبوی، با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، کارشناس و پژوهشگر دینی به گفتوگو نشستهایم.
اصلاح سیاسی جامعه، هدف اصلی بعثت بود
حجتالاسلام پناهیان در آغاز این گفتوگو با تحلیل جایگاه تدبیر اجتماعی در اندیشه دینی توضیح میدهد: مرور تاریخ بعثت انبیای الهی نشان میدهد اصالت حرکت پیامبران بر اصلاح وضع سیاسی و اجتماعی جامعه استوار بوده است. هدف اصلی بعثت، فراهم کردن بستری است که انسانها بتوانند در سایه امنیت و عدل، به پرستش پروردگار بپردازند و از سلطه طاغوتها و جباران رهایی یابند. قرآن کریم به روشنی این هدف دوگانه را که دو روی یک سکه هستند تبیین کرده و میفرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(سوره نحل، آیه ۳۶). اجتناب از طاغوت به معنای ایستادگی در برابر زیادهخواهی کسانی است که قصد دارند جوامع انسانی را به بند بکشند. پیامبران الهی پیش از هر چیز با ساختارهای ظالمانه مواجه میشدند، چرا که هیچ تقابلی با برگزاری جلسات اخلاق فردی یا پندهای معنوی وجود نداشت، بلکه نقطه تمرکز مخالفتها زمانی شکل میگرفت که جریانهای قدرت احساس میکردند منافع غیرقانونی آنان با حاکمیت عدل به خطر افتاده است.
وی تصریح میکند: مخالفت با پیامبر اعظم(ص) یا سایر پیامبران بزرگ الهی همچون حضرت ابراهیم(ع) به دلیل دعوت به معنویات محض نبود. دشمنان نه دلبسته سنگ و چوب، بلکه شیفته حفظ مناسبات قدرت خود بودند و دینداری اصیل را تهدیدی برای سلطهگری خویش میدیدند. اگر پیامبر اسلام(ص) صرفاً به بیان مسائل عبادی فردی میپرداخت، چالش سنگینی از سوی زورگویان مکه ایجاد نمیشد. مخالفتها زمانی اوج گرفت که پیامبر(ص) اصلاح ساختار قدرت را هدف قرار داد، زیرا نجات بشریت و ایجاد زیست مؤمنانه بدون داشتن قدرت صالح، امکانپذیر نیست. پیامبر گرامی اسلام(ص) با روشنبینی کامل میدانست برای کوتاه کردن دست زورگویان و حاکم کردن فضائل اخلاقی، باید اقتداری شایسته و برحق ایجاد کند تا در سایه آن، آحاد جامعه به سعادت و تکامل دست یابند.
حکمرانی شایسته، بستر اصلی رشد معنوی است
این کارشناس دینی در ادامه تبیین جایگاه حکمرانی در سیره نبوی تشریح میکند: مفهوم قدرت در ادبیات دینی کاملاً متفاوت از قدرتطلبیهای منفعتطلبانه رایج در جهان است. پیامبر اعظم(ص) برای تثبیت جامعه اسلامی و حمایت از مظلومان، ساماندهی امور سیاسی و اجتماعی را مد نظر داشت و در این مسیر گامهایی کاملاً هوشمندانه و تاریخی برداشت. برای نمونه، حضرت پیش از هجرت به مدینه و در جریان پیمانهای اولیه، از مردم آن سامان خواست ۱۲ نماینده و سرپرست مؤمن و مورد اعتماد (که در تاریخ با عنوان نقبا شناخته میشوند) را برای مدیریت امور اجتماعی خود معرفی کنند. در منابع معتبر تاریخی نقل شده ایشان در آن رویداد تاریخی فرمود: «أَخْرِجُوا إِلَیَّ مِنْکُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً یَکْفُلُونَ عَلَیْکُمْ بِذَلِکَ کَمَا أَخَذَ مُوسَی مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً» (اعلامالوری، ص۶۰). این تدبیر مدبرانه بهخوبی نشان میدهد پیامبر گرامی اسلام(ص) سازماندهی مدیریتی و ایجاد ساختار اجتماعی را پیش از استقرار کامل در مدینه پیریزی کرد تا بستری امن و استوار برای رشد معنوی و اصلاح زندگی مردم فراهم شود.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در ادامه درباره پیوند میان مدیریت جامعه و زیست اخلاقی مردم یادآور میشود: تا زمانی که مدیریت امور در دست انسانهای شایسته و دلسوز قرار نگیرد، سامانیافتن معیشت مردم و رشد معنویت در سطح جامعه دشوار خواهد بود. اگرچه برخی افراد میتوانند حتی در شرایط سخت هم تدین خود را حفظ کنند، اما اکثریت آحاد جامعه برای داشتن یک زندگی پاک و اخلاقی، نیازمند بسترهای عادلانه و قوانین حمایتکننده هستند. از این رو، استقرار حکمرانی عادلانه و کارآمد را باید بزرگترین گام برای توسعه فرهنگ و اخلاق در نظر گرفت؛ چرا که با وضع قوانین عادلانه و بهکارگیری مدیران پاکدست و متخصص، فضای جامعه بهطور طبیعی بهسوی نیکی، آرامش و فضائل انسانی سوق پیدا میکند.
انضباط و سازماندهی در پایگاه حکومت نبوی
وی اظهار میکند: پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، این شهر به یک مرکز منسجم و سازمانیافته برای دفاع از کیان اسلام و ایجاد نظم اجتماعی بدل شد. پیامبر(ص) قوانین انضباطی مشخصی را برای تثبیت قدرت مرکزیت اسلامی وضع کرد؛ ازجمله اینکه مسلمانان را به هجرت به مدینه و تمرکز نیروها تشویق میفرمود تا جامعه اسلامی توان دفاع از خود را داشته باشد. در قرآن کریم نیز بر اهمیت این همبستگی و هجرت تأکید شده و آمده است: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهاجِرُوا ما لَکُمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّی یُهاجِرُوا» (سوره انفال، آیه۷۲). این حد از تأکید بر تمرکز نیروها، برای حفظ کیان جامعه نوپای اسلامی و مقابله با تهدیدهای خارجی طراحی شده بود.
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید میکند: هجرت پیامبر(ص) زمانی رخ داد که مردم مدینه در پیمانهای پیشین، متعهد به دفاع جانانه از رسول خدا(ص) و رسالت او شدند. در جریان پیمان عقبه دوم، هنگامی که نمایندگان مدینه با پیامبر(ص) بیعت کردند، ایشان شرایط همراهی و حمایت متقابل را اینگونه بیان فرمود: «بایِعُونِی عَلَی السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ فِی النَّشَاطِ وَ الْکَسَلِ... وَ عَلَی أَنْ تَنْصُرُونِی إِذَا قَدِمْتُ عَلَیْکُمْ یَثْرِبَ»(دلائل النبوة،ج ۲،ص۴۴۳). این رویدادها بهخوبی نشان میدهد پیامبر اکرم(ص) با نگاهی منطقی و بر پایه واقعیتهای اجتماعی، ابتدا سازوکارهای حمایتی و نظامی لازم را پایهریزی کرد و سپس به توسعه دعوت دینی پرداخت.
نقش مدیریت عادلانه در اصلاح اخلاق عمومی
حجتالاسلام پناهیان در ادامه تصریح میکند: الگوی رفتاری رسول خدا(ص) در مدینه نشان میدهد ایشان ساماندهی سیاسی و مدیریتی را بر اقدامات فردی مقدم میداشت. حتی تأسیس نهادهای اجتماعی و نزول بسیاری از احکام، پس از استقرار مدیریت سیاسی صورت گرفت. اگر قرار است در جامعهای اصلاحات عمیق فرهنگی رخ دهد، پیش از هر چیز باید نظام قانونگذاری و ساختارهای اجرایی آن جامعه اصلاح شود. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فلسفه بعثت پیامبر(ص) و تشکیل حکومت را در خطبهای اینگونه تبیین میفرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَعَثَ مُحَمَّداً(ص) بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَی عُهُودِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ عِبَادِهِ إِلَی طَاعَتِهِ وَ مِنْ وَلاَیَةِ عِبَادِهِ إِلَی وَلاَیَتِهِ»(الکافی، ج ۸، ص۳۸۶). هدف نهایی، رهایی انسانها از بندگی قدرتهای ستمگر و قرار گرفتن آنان در مسیر اطاعت پروردگار است.
این پژوهشگر دینی بیان میکند: آموزشهای دینی نباید تنها به مفاهیم انتزاعی محدود شود، بلکه باید جامعیت دین و سیرهشناسی عملی پیامبر(ص) را بازگو کند. ذکر صلوات بر پیامبر(ص) و آل پاکش نیز نوعی پیمان دوباره با مسیر قدرتمند کردن امت اسلامی است. هنگامی که مسلمانان بر پیامبر(ص) درود میفرستند، درواقع احترامی عمیق به شخصیتی میگذارند که با تدبیر و ایستادگی، اقتدار اسلام را پایهریزی کرد تا دین خدا در جامعه جاری شود. این نگاه سبب میشود ارزشهای دینی نه در حاشیه جامعه، بلکه در متن مناسبات اجتماعی اثرگذار باشند.
ظرفیت تاریخی ملتها در پایداری بر حق
او همچنین اضافه میکند: در قرآن کریم و در پایان سورهای که به نام مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) نامگذاری شده، به ظرفیتهای والا و ثبات قدم اقوام مختلف در مسیر حق اشاره شده است. آنجا که خداوند متعال میفرماید: «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ» (سوره محمد، آیه ۳۸). در ذیل این آیه شریفه، روایات متعددی از صحابه نقل شده است که از پیامبر(ص) درباره این قوم مصمم پرسیدند و آن حضرت با اشاره به سلمان فارسی فرمود: «لَوْ کَانَ الْإِیمَانُ مَنُوطاً بِالثُّرَیَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِسَ» (تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۳۲). این روایت، نویدبخش حضور مردمی ایستاده و حقیقتجو است که در طول تاریخ برای اعتلای کلمه توحید و ایجاد جامعهای بر پایه عدل تلاش میکنند.
حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در پایان با تأکید بر تداوم خط ایستادگی در برابر ظلم خاطرنشان میکند: تحولات بزرگ اجتماعی و ایستادگی در برابر مستکبران، ادامه مستقیم همان راه پیامبر اعظم(ص) است. امروز نیز در ایام پایانی ماه صفر و در امتداد پیام حسینی و رضوی، تجلی شعار «ایران امام رضا(ع)، خونخواه و جانفدا» نشان از روحیهای بیدار و ظلمستیز دارد. شهادت مظلومانه رهبر شهید به دست دشمنان اسلام و آمریکای جنایتکار، عزم ملت ما را در پیمودن این مسیر حماسی و خونخواهی مضاعف کرده است. امروز جامعه ما با الهام از سیره اقتدارآفرین رسول خدا(ص)، در مسیر عزت، اقتدار و پایداری گام برمیدارد تا با فروریختن کاخهای ستم، راه برای حاکمیت نهایی عدل هموار شود.





نظر شما