تحولات منطقه

محبت به آقای سرزمین ایران، امام هشتم(ع) از سنخ محبتی است که با شیره جان ما ایرانیان آمیخته شده است.

امام رضا (ع) هندسه ایمان را از نو ترسیم می‌کند
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

محبت به آقای سرزمین ایران، امام هشتم(ع) از سنخ محبتی است که با شیره جان ما ایرانیان آمیخته شده است. شهادت امام رضا(ع) تنها یادآور یک واقعه اندوهبار در تاریخ تشیع نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی جایگاه امامی است که حضورش در خراسان، فصل تازه‌ای از گسترش معارف اهل‌بیت(ع) را رقم زد. امام رضا(ع) در دورانی دشوار و پیچیده، با تکیه بر علم، اخلاق، گفت‌وگو و روشنگری، تصویری روشن از امامت را در برابر جامعه اسلامی قرار داد. مناظرات علمی، رفتار کریمانه با مردم، توجه به کرامت انسان و مبارزه خستگی‌ناپذیر در برابر جریان‌های انحرافی، از ایشان چهره‌ای ماندگار در تاریخ اسلام و تشیع ساخته است.
در ایام شهادت امام رئوف حضرت امام رضا(ع)؛ بازگشت به سیره رضوی می‌تواند برای جامعه امروز نیز الهام‌بخش باشد؛ جامعه‌ای که در دوران جنگ و مقاومت کنونی بیش از همیشه به عقلانیت، معنویت، مدارا، عدالت و گفت‌وگوی اخلاقی نیاز دارد.
در این راستا، با سرکار خانم دکتر حوران اکبرزاده، مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا ابعاد تاریخی، معرفتی و تربیتی سیره امام رضا(ع) و معنای شهادت ایشان را واکاوی کنیم.

هر کسی وجه الله شود، از بین رفتنی نیست

دکتر اکبرزاده در ابتدا با اشاره به رسالت انبیا و اولیای الهی بیان کرد: در معارف شیعه، اهل‌بیت(ع) نور واحدند و همگی وجه الله و وجیه الله هستند، چنان‌که در دعای توسل می‌خوانیم. این مهم در عیون اخبارالرضا(ع) نیز به چشم می‌خورد، آنجا که اباصلت از حضرت رضا(ع) می‌پرسد: «معنای این خبر که روایت کرده‌اند ثواب گفتن لا اله الا الله نظر کردن به وجه خداوند است، چیست؟ حضرت(ع) می‌فرماید: هرکسی برای خداوند وجهی مثل وجه و صورت مردمان قائل شود، کافر است. لکن مرادِ روایت این است که انبیا و رسل و حجج الهی وجه الله هستند، زیرا ایشان کسانی هستند که خلق به سبب آن‌ها رو به سوی خداوند و دین و معرفت الهی می‌نمایند.
لذا در قرآن آمده است: کلّ مَن علیها فانٍ و یبقی وَجهُ ربّک ذوالجلال و الإکرام» (عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، ص۲۲۰- ۲۲۱). هر کسی وجه الله شود، از بین رفتنی نیست، بلکه نام، یاد و مرامش جاودانه است و همواره چراغ هدایت عالمیان و سفینه نجات آن‌ها در طول تاریخ خواهد بود. در اینجا نسبت توحید با نبوت و ولایت به‌درستی مشاهده می‌شود؛ چنان‌که این ارتباط در سایر روایات ازجمله روایت سلسلةالذهب نیز به چشم می‌خورد.

معنای «قائم» در نسبت با امام رضا(ع)

استاد و مدرس دانشگاه در ادامه با تأکید بر اهمیت لقب «قائم» برای امام هشتم(ع) مطرح کرد: امام هشتم(ع) علاوه بر لقب «رضا» که به معنای تجلی اسم راضیة مرضیة خداوند است (بدین معنا که نه تنها خدا از او راضی است بلکه خلق را هم راضی می‌کند و هیچ کس از درگاه او ناراضی بیرون نمی‌رود) لقب دیگری به نام «قائم» دارد.
چنانکه می‌دانیم در عصر غیبت، لقب مبارک قائم فقط برای خاتم اولیا، حضرت مهدی(عج) استفاده می‌شود و شیعیانِ آن حضرت در وقت به کاربردن این نام، به قصد احترام، حالت قیام به خود می‌گیرند.
همچنین در زیارت‌نامه حضرت رضا(ع) که شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نقل کرده، برای هریک از ائمه(ع) لقب «قائم» به کار رفته است. این به چه معنا می‌تواند باشد؟ شاید به این معناست که هر امام در عصر و زمانه خویش، برپا دارنده دین خداست. امام رضا(ع) نیز قائم دوران خود بودند. آن حضرت در دوره‌ای می‌زیستند که خلافت عباسی از یک سو با استفاده از ظواهر دینی برای خود مشروعیت می‌ساخت و از سوی دیگر حقیقت امامت را به حاشیه می‌راند.
حضور امام در خراسان، مناظرات علمی، گفت‌وگوهای کلامی و بیان معارف بلند، همگی شکل‌هایی از «قیام» معرفتی امام بود؛ قیامی که چهره واقعی دین را از زیر غبار سیاست آشکار می‌کرد.

روایت «سلسلةالذهب» نمونه‌ای از قیام معرفتی امام(ع)

مؤلف و پژوهشگر حوزه دین در تشریح مصداق قیام معرفتی و شناختی امام رضا(ع) با اشاره به تاریخ دین افزود: با رویکرد مطرح شده، حدیث سلسلةالذهب نیز نمونه‌ای از قیام معرفتی است. نام‌گذاری این روایت به «سلسلةالذهب» نیز از آن رو است که همه راویان آن، انسان‌های کامل و معصوم‌اند. زنجیره‌ای که از یک‌سو از امام رضا(ع) آغاز و از سوی دیگر به پیامبر(ص)، جبرئیل و در نهایت به خداوند منتهی می‌شود، نشان می‌دهد این روایت یکی از معتبرترین و معنادارترین احادیث شیعی درباره نسبت توحید و ولایت است. این روایت به صورت‌های مختلف نقل شده است.
در خبری نقل شده حضرت از قول اجداد طاهرینش از قول خداوند فرمود: «ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی»(همان، ج۲، باب ۳۸، ص ۲۹۶) و در روایت دیگری با همین سلسله مطهر نقل فرمود: «قال الله جلّ جلاله لا اله الّا الله اسمی مَن قاله مُخلصاً مِن قلبه دخل حصنی و مَن دخل حصنی، أمن من عذابی» (همان، باب ۳۹، ص۲۹۹).

نقش ویژه امام رضا(ع) در اتصال جامعه به حقیقت توحید

دکتر اکبرزاده در ادامه اظهار کرد: در روایتی دیگر آمده حضرت در سفر از نیشابور به خراسان، این روایت را انشا فرموده و در پایان روایت، فراز «بشروطها و أنا من شروطها» را اضافه کرده‌است، یعنی «من یکی از شروط ورود به حصن توحید هستم» (همان، التوحید، باب ثواب الموحدین، ص۲۵). تفسیر شیخ صدوق از این تعبیر، اقرار به امامت حضرت رضا(ع) از جانب خداوند است که اطاعت او بر مردمان واجب و مفروض است. این روایت، دلالت دارد که امام هشتم(ع) نقشی ویژه در اتصال جامعه به حقیقت توحید داشته‌است. واژه «أنا» نشان‌دهنده این است که شخص امام رضا(ع) در ابلاغ توحید، موضوعیت دارد. بنابراین از این منظر، ورود به «حصن توحید» بدون عبور معرفتی و ولایی از امام رضا(ع) ممکن نیست. درواقع ایشان هندسه ایمان را از نو ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد توحید بدون ولایت، صرفاً یک اعتقاد سطحی و آسیب‌پذیر است. قائم بودن امام یعنی ایستادن در برابر تفسیرهای سطحی، ظاهرسازی‌ها و قرائت‌هایی که دین را از حقیقت خود دور می‌کند. شناخت قائمیت امام هشتم(ع) برای انسان امروز نیز معنای روشنی دارد: هر مؤمنی که بخواهد ایمانش ریشه‌دار شود، باید امام قائم زمان خویش را بشناسد و از مسیر معرفت ایشان به حقیقت توحید برسد.
بنابراین، شناخت امام رضا(ع) تنها یک ارادت عاطفی نیست؛ بلکه فهم موقعیت ایشان در نقشه هدایت الهی نیز هست. اعتقاد به امامت ایشان، مؤمن را به استمرار ولایت تا امام عصر(عج) متصل می‌کند و موجب می‌شود توحید او از سطح ادعا به ساحت معرفت و سپس به وادی عمل برسد. عملی که در متن جامعه و میان مردم، اما به سمت خدا و فقط برای خدا باشد.

تفسیر ذبح عظیم؛ نشانه‌ای از علم امام و پیوند آن با توحید

این استاد دانشگاه و مؤلف به عنوان نمونه یکی از جلوه‌های مهم علم امام رضا(ع) را مطرح کرد: یکی از بهترین نمونه‌ها تفسیر ایشان درباره آیه «وَ فَدَیْناهُ بذبْحٍ عَظیم» است.
براساس روایت فضل بن شاذان از حضرت، هنگامی که خداوند به ابراهیم(ع) فرمان داد به جای اسماعیل(ع) گوسفندی را قربانی کند، ابراهیم در دل آرزو کرد ای کاش به جای گوسفند، مأمور ذبح فرزندش می‌شد تا به والاترین درجات صبر برسد. در این هنگام خداوند به او وحی فرمود محبوب‌ترین خلق نزد تو کیست؟ ابراهیم پاسخ داد: محمد(ص). سپس خداوند برای او آشکار کرد که مصیبت حسین‌بن‌علی(ع) در آینده، از هر ابتلایی عظیم‌تر است و اندوه ابراهیم(ع) بر آن مصیبت، به منزله صبر بر ذبح اسماعیل(ع) پذیرفته شد. این معنا همان «ذبح عظیم» است (شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۱، باب ۱۷، ص۴۲۵-۴۲۳).
این تفسیر، لایه‌ای از قرآن را می‌گشاید که تنها امام معصوم امکان بیان آن را دارد. عمق معنایی روایت نشان می‌دهد علم امام، فراتر از دانش عادی و بشری است و بر باطن وحی احاطه دارد. همین مسئله، چرایی نیاز انسان مؤمن به ولایت امام را روشن می‌کند: بدون علم امام، قرآن در سطح ظاهری باقی می‌ماند و نسبت‌های ژرف میان توحید، نبوت و ولایت فهم نمی‌شود.
به عنوان نکته پایانی باید توجه کرد از این جهت، دو حدیث سلسلةالذهب و تفسیر ذبح عظیم دو ضلع یک حقیقت‌اند؛ یکی نشان می‌دهد توحید بدون ولایت کامل نیست و دیگری می‌نمایاند که علم امام، راه فهم حقیقت وحی است. هر که به این ریسمان چنگ بزند، در دژ استوار الهی جای می‌گیرد؛ دژی که ایمان را از تزلزل، و معرفت را از سطحی‌نگری حفظ می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha