تحولات منطقه

اگر پیام دبیرکل سازمان ملل به مناسبت هشتاد و یکمین سالگرد بمباران اتمی هیروشیما را تنها در سطح واژگان بخوانیم، با متنی مواجه می‌شویم که همه عناصر کلاسیک یک بیانیه صلح‌طلبانه را در خود دارد.

در مذمت وارونه انگاشتن تاریخ / چرا صلح سازمان ملل بوی جنگ می‌دهد؟
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، اگر پیام دبیرکل سازمان ملل به مناسبت هشتاد و یکمین سالگرد بمباران اتمی هیروشیما را تنها در سطح واژگان بخوانیم، با متنی مواجه می‌شویم که همه عناصر کلاسیک یک بیانیه صلح‌طلبانه را در خود دارد: یاد قربانیان، هشدار نسبت به بازگشت سایه جنگ هسته‌ای، اشاره به جهش بالای هزینه‌های نظامی در سال ۲۰۲۵ و دعوت به شفافیت، گفت‌وگو و امنیت مشترک. در این روایت، سازمان ملل نهادی معرفی می‌شود که با نیت رهایی جهان از بلای جنگ، پا گرفته و هیروشیما نه صرفاً یک شهر سوخته، که نمونه‌ای الهام‌بخش از تاب‌آوری و تجدید حیات است؛ ولی اگر آن را در کنار تجربه‌های عینی نظم ملل متحد و رفتار قدرت‌های دارای حق وتو بگذاریم، تصویر دیگری رخ می‌نماید.یکی از جملات کلیدی پیام آن است که: سازمان ملل برای این بنا شد که جهان را از بلای جنگ برهاند. این جمله، خواننده غربی را به روزهای پس از جنگ جهانی دوم و تدوین منشور ملل متحد می‌برد؛ به لحظه‌ای که قرار بود امنیت جمعی جایگزین منطق جنگ شود. اما برای شهروند غرب آسیا واقعیت کارنامه ۷۰ساله چیز دیگری است. جنگ از جهان رخت برنبسته؛ تنها چهره عوض کرده است. امروز جنگ می‌تواند نام مداخله بشردوستانه به خود بگیرد، در قالب جنگ پیشدستانه توجیه شود، به‌عنوان عملیات ضدتروریسم معرفی شود یا زیر چتر مسئولیت حمایت رسانه‌ای گسترده پیش برده شود.

اینکه کدام جنگ مشروع است و کدام نه، کمتر به اصول انتزاعی حقوق بین‌الملل و بیشتر به اراده همان قدرت‌های وتودار وابسته است. جنوب غرب آسیا، آفریقا و بخش‌هایی از آسیا، طی دهه‌های اخیر بارها صحنه مداخلات نظامی بوده‌اند؛ گاه با مصوبه شورای امنیت، گاه بدون آن و گاه در تعارض آشکار با متن منشور. با این حال، جز در مواردی معدود، سازوکاری برای پاسخ‌گویی واقعی قدرت‌های مداخله‌گر شکل نگرفته است.

در ادبیات نظری روابط بین‌الملل، به‌ویژه در تحلیل نظام آنارشیک، جنگ پدیده‌ای است که ریشه‌کن نمی‌شود، بلکه از جایی به جای دیگر منتقل و در قالب‌های متفاوت بازتوزیع می‌شود؛ مثلاً وقتی گفته می‌شود جنگ در نظم موجود، طبیعی شده، مقصود توجیه اخلاقی جنگ نیست؛ بلکه اشاره به این است تا وقتی دولت‌های هژمون می‌توانند خشونت خود را پشت زبان صلح و پشت نهادهای بین‌المللی پنهان کنند، جنگ بخشی از کارکرد عادی نظم مسلط باقی می‌ماند. بخش دیگری از پیام، هیروشیما را به‌عنوان نمونه‌ای الهام‌بخش از تاب‌آوری، تجدید حیات و امید معرفی می‌کند.

این نحوه روایت، در نگاه نخست شاید قصد تسلی‌بخشی و امیدآفرینی گوترش را نشان دهد، اما از منظر تحلیل گفتمان دو جابه‌جایی مهم را رقم می‌زند؛ نخست آنکه تمرکز را از فاعل جنایت به سوژه رنج‌کشیده منتقل می‌کند. در حالی که ایالات متحده دو بمب اتم را روی هیروشیما و کمی بعد روی ناکازاکی ریخت؛ در متن پیام، تمرکز روی مردم شهر است: بر رنجی که کشیدند، شهری که از نو ساختند و امیدی که از دل خاکستر بیرون کشیدند. به‌تدریج، نقش عامل بمباران به پس‌زمینه می‌رود و برجسته‌سازی مسئولیت تاریخی جای خود را به ستایش تاب‌آوری می‌دهد.

دوم آنکه جنایتی بی‌سابقه به منبع الهام بدل می‌شود. از منظر حقوق بین‌الملل و اخلاق جنگ، استفاده از سلاح هسته‌ای علیه غیرنظامیان باید به‌عنوان نمونه‌ای از آنچه نباید هرگز تکرار شود در حافظه جمعی ثبت شود؛ نه الگویی برای الهام. وقتی چنین واقعه‌ای در روایت رسمی به حامل پیام امید تبدیل می‌شود، نوعی سفیدشویی نرم رخ می‌دهد و جنایت در سایه بازسازی محو می‌شود.برای جامعه‌ای مثل ایران که حافظه جمعی‌اش از رخدادهایی مانند ۲۸مرداد، سه جنگ تحمیلی و انواع مداخله خارجی خالی نیست، این جابه‌جایی معنادار است.

الگوی کلی این است: نقش و مسئولیت قدرت‌های بزرگ در خشونت‌ها کمرنگ می‌شود، اما از دل همان وقایع، پیام‌های اخلاقی و روان‌شناختی استخراج می‌شود. نتیجه آنکه مفهوم امید گاهی به ابزاری بدل می‌شود که مسئولیت سیاسی و حقوقی را در حاشیه نگه می‌دارد.در بند دیگری از پیام، از دولت‌ها خواسته می‌شود با شفافیت و قاطعیت عمل کنند، گفت‌وگو را جایگزین تفرقه و همکاری را جایگزین رویارویی کنند و به امنیت مشترک بیندیشند نه به مزیت محدود. این زبان نرم و فریبنده، به‌تنهایی برانگیزاننده و پسندیدنی است. اما مشکل از آنجا آغاز می‌شود که این فراخوان در چارچوب ساختاری شورای امنیت قرار می‌گیرد؛ جایی که حق وتو همچون دیواری در برابر اراده جمعی ابنای بشر ایستاده است. حق وتو به پنج دولت، جایگاهی حقوقی و سیاسی می‌دهد که با اصل برابری کشورها در تضاد است.

این امتیاز، نه‌فقط امکان جلوگیری از هر اقدام جمعی را برای آن‌ها فراهم می‌کند، بلکه به‌طور عملی نوعی امنیت گزینشی می‌آفریند. به این معنا که برخی بحران‌ها و جنایت‌ها به‌سرعت در دستور کار قرار می‌گیرند و بعضی دیگر، اگر با منافع قدرت‌های بزرگ در تعارض باشد، سال‌ها در سکوت یا در سطح بیانیه‌های نمادین باقی می‌مانند و دنیا می‌شود جایی که فریاد کودکان غزه در پشت لابی قوم صهیون مخفی می‌شود.پیام گوترش تأکید می‌کند شمشیرهای هسته‌ای بار دیگر لرزانده شده‌اند و روند کاهش زرادخانه‌ها متوقف و معکوس شده است.

رقم ۹/۲تریلیون دلار برای هزینه‌های نظامی جهان، به‌خودی‌ خود تکان‌دهنده است، اما برای جامعه‌ای که زیر فشار تحریم، حملات سایبری، ترور دانشمندان و تهدیدهای مکرر نظامی نفس می‌کشد، پرسش تنها این نیست که این پول‌ها کجا هزینه می‌شود، بلکه این است چه کسانی بیشترین سهم را از این مسابقه تسلیحاتی و از مداخلات فرامرزی دارند.

برای ایران ما، این موضوع صرفاً مسئله زبان و ادبیات خاکستری نیست. فهرست بلند ترور دانشمندان، خرابکاری در تأسیسات حیاتی مانند سانتریفیوژها، تحریم‌هایی که دارو، غذا و زیرساخت اقتصادی را نشانه می‌گیرد و تهدیدهای نظامی صریح، همه مصادیق ملموس هستند. در چنین فضایی، فراخوان به امنیت مشترک اگر با نام بردن از فاعلان خشونت و بازنگری در معیارهای دوگانه همراه نباشد، در بهترین حالت، به وعده‌ای دور و در بدترین حالت، به ابزاری برای تداوم وضع موجود تبدیل می‌شود.

پیام گوترش، در ظاهر، ترکیبی از هشدار و امید است. هشدار می‌دهد که جهان در سراشیب یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی است و امید می‌دهد که هنوز می‌توان با دیپلماسی، حقوق بین‌الملل و اعتماد متقابل راهی به سوی صلح گشود؛ اما هیروشیما و ناکازاکی اگر قرار است در حافظه جهانی بمانند، بیش از آنکه منابع الهام باشند، باید به‌عنوان شواهدی دائمی از ظرفیت تخریبی قدرت‌های هسته‌ای و از مسئولیت تاریخی دولت استفاده‌کننده یعنی ایالات متحده آمریکا شناخته شوند. یادآوری این واقعیت که یک دولت دو بار از سلاحی بهره برده که اثر آن تا نسل‌ها ادامه یافته، باید در مرکز روایت قرار گیرد، نه در حاشیه آن.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha