کاهش تولدها دیگریک هشدار دوردست نیست؛عددها از تغییر آرام،اما عمیق الگوی خانواده درایران خبر میدهند. وقتی نرخ باروری به حدود ۱.۳ تا ۱.۴ فرزند به ازای هر زن رسیده و تولدهای سالانه به زیر ۹۰۰ هزار مورد سقوط کرده است، مسئله فقط «کم شدن تعداد فرزندان» نیست؛پای تأخیر درازدواج،افزایش سن فرزندآوری،فشار اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، تغییرسبک زندگی، دشواری جمع کردن کار و مادری و فاصله میان سیاستهای حمایتی و زندگی واقعی مردم در میان است.
ایران در چند دهه گذشته یکی از سریع ترین تحولات جمعیتی خود را تجربه کرده است؛نرخ باروری که در دهه های گذشته حدود ۶.۵ فرزند به ازای هر زن بود، اکنون به حدود ۱.۳۵ تا ۱.۳۶ رسیده؛یعنی فاصله قابل توجهی با سطح جایگزینی جمعیت، حدود ۲.۱ فرزند، پیدا کرده است.
علیرضا رئیسی،معاون بهداشت وزارت بهداشت،نیز با هشدار درباره این روند،نرخ باروری کشور را ۱.۳۴ اعلام کرده و تأکید کرده است که مسئله جمعیت فقط به یک دستگاه دولتی مربوط نیست و مجموعه حاکمیت باید برای آن برنامه داشته باشد. او معتقد است جوانان همچنان تمایل به فرزندآوری دارند، اما فاصله میان ازدواج و فرزندآوری افزایش یافته و باید شرایطی فراهم شود که جوانان با «امید» و «اطمینان» ازدواج کنند و صاحب فرزند شوند.
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا جامعهای که زمانی فرزندآوری در آن بخش طبیعی زندگی خانوادگی بود، امروز با کاهش مداوم تولد مواجه شده است؟
ازدواج؛ حلقه نخست زنجیره باروری
نخستین پاسخ را باید پیش از تولد فرزند و حتی پیش از تشکیل خانواده جست وجو کرد. در ایران، بخش عمده فرزند آوری در چارچوب ازدواج اتفاق میافتد؛بنابراین وقتی تعداد ازدواجها کم میشود،طبیعی است که چند سال بعد آثار آن در آمار تولدها دیده شود.
رضا سعیدی،رئیس مرکزجوانی جمعیت وزارت بهداشت، دراظهارنظری قابل توجه گفته است اگر نرخ باروری زنان متأهل را جداگانه بررسی کنیم،این نرخ بالاتر از دو فرزند و درسطح جایگزینی قرار دارد؛ بنابراین یکی از مسائل اصلی، کاهش ازدواج است. او همچنین از وجود حدود ۷.۵ میلیون مرد و ۴.۵ میلیون زن بالای ۲۰ سال که تاکنون ازدواج نکردهاند، خبر داده است.
آمار ازدواج نیز تصویر روشنی از این تغییر ارائه میکند. مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، اعلام کرده تعداد ازدواجهای ثبت شده از حدود ۸۹۱ هزار مورد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۳۱ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده؛ یعنی طی این فاصله تقریباً نصف شده است.
کاهش ازدواج، البته محصول یک عامل واحد نیست؛جوانی که با بازار کار بیثبات، درآمد ناکافی، هزینه سنگین مسکن و آینده اقتصادی نامطمئن مواجه است، تصمیم ازدواج را به تعویق میاندازد. مسئله فقط «هزینه مراسم» نیست؛ تشکیل خانواده برای بسیاری از جوانان به معنای پذیرفتن تعهد بلندمدتی است که باید پشتوانه اقتصادی داشته باشد.
به همین دلیل، وقتی مسئولان از ضرورت افزایش ازدواج سخن میگویند، اگر سیاستهای اشتغال، مسکن، درآمد و امنیت اقتصادی همزمان اصلاح نشود، مشوقهای محدود مالی نمیتواند به تنهایی روند جمعیتی را تغییر دهد.
سن ازدواج بالا رفت؛ فرصت فرزندآوری کوچکتر شد
دومین حلقه این زنجیره، افزایش سن ازدواج است؛ حتی اگر یک جوان در نهایت ازدواج کند، ازدواج دیرهنگام به معنای کاهش سالهای بالقوه فرزندآوری است.
بررسیهای وزارت بهداشت نشان میدهد میانگین سن ازدواج نسبت به چند دهه قبل افزایش چشمگیری داشته و درکنار آن فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند نیز بیشتر شده است. رضا سعیدی گفته است در گذشته زوجها به طور متوسط حدود دو سال پس از ازدواج برای فرزندآوری اقدام میکردند،اما این فاصله اکنون به حدود پنج سال نزدیک شده است.
این تأخیر یک اثر زنجیرهای دارد؛ زوجی که نخستین فرزند را در سن بالاتری به دنیا میآورد، برای فرزند دوم نیز زمان کمتری در اختیار دارد؛ اگر فاصله میان تولدها هم افزایش پیدا کند، احتمال رسیدن خانواده به فرزند سوم و بیشتر کاهش مییابد.
از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج را نباید صرفاً به تغییر نگرش جوانان نسبت داد؛تحصیلات طولانی تر، ورود دیرتر به بازار کار، دشواری استقلال اقتصادی، تغییر الگوهای انتخاب همسر و افزایش انتظارات از کیفیت زندگی مشترک، همگی در این فرآیند نقش دارند.
در واقع، بخشی از کاهش باروری نتیجه «کم شدن خواست فرزند» نیست؛ بلکه نتیجه «کم شدن فرصت فرزندآوری» است.
اقتصاد؛وقتی فرزندآوری به محاسبه هزینهها گره میخورد
اقتصاد را نمیتوان تنها علت کاهش باروری دانست، اما نمیتوان نقش آن را نیز نادیده گرفت. مسکن، هزینه آموزش، درمان، تغذیه، مراقبت از کودک و از همه مهم تر نااطمینانی شغلی، تصمیم زوجها را تحت تأثیر قرار میدهد.
علیرضا رئیسی تأکید کرده است که باید شرایطی فراهم شود تا جوانان با اطمینان اشتغال داشته باشند و بتوانند برای فرزندآوری تصمیم بگیرند،همین تعبیر «اطمینان» اهمیت زیادی دارد؛ چرا که مسئله فقط میزان درآمد امروز نیست، بلکه پیشبینیپذیر بودن زندگی فردا نیز اهمیت دارد.
در چنین شرایطی حتی اگر دولت وام ازدواج یا تسهیلات فرزندآوری ارائه کند، اما زوج نداند سال آینده شغلش پابرجاست یا توان پرداخت اجاره و هزینههای کودک را دارد، تصمیم به فرزند دوم یا سوم همچنان دشوار خواهد بود.
از سوی دیگر، مسئله حمایت اجتماعی نیز مطرح است؛ سیدحسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، با بررسی سیاستهای حوزه خانواده و فرزند پروری تأکید کرده است که میان سیاست گذاری و نتایج اجرای سیاستها فاصله وجود دارد و اثربخشی برنامه ها باید جدیتر ارزیابی شود.
این نکته شاید یکی از کلیدی ترین نقدها به سیاستهای جمعیتی باشد: ایران از کمبود قانون و برنامه رنج نمیبرد؛ مشکل اصلی، فاصله میان «قانون روی کاغذ» و «حمایت در زندگی روزمره» است.
زن شاغل یا مادر؟ مسئله نباید دوگانه باشد
یکی دیگر از عوامل مهم کاهش باروری، دشواری جمع کردن نقشهای متعدد زنان است. زنان امروز بیش از گذشته وارد دانشگاه و بازار کار شدهاند و طبیعی است که انتظار داشته باشند نقش اجتماعی و اقتصادی آنان با نقش مادری در تضاد قرار نگیرد.
علیرضا رئیسی نیز صراحتاً تأکید کرده است که نباید شرایطی ایجاد شود که زنان میان اشتغال و فرزندآوری مجبور به انتخاب یکی از این دو شوند. به گفته او، افزایش سواد زنان را نمیتوان علت کاهش فرزندآوری دانست و سیاست گذاری باید به گونه ای باشد که زنان بتوانند در کنار اشتغال، فرصت فرزندآوری نیز داشته باشند.
این مسئله فقط با مرخصی زایمان حل نمیشود. دسترسی به مهد کودک، امنیت شغلی، امکان دورکاری یا ساعات کاری منعطف، حمایت از مادران شاغل، تقسیم مسئولیت مراقبت از کودک میان پدر و مادر و جلوگیری از آسیب دیدن مسیر شغلی زنان پس از تولد فرزند، مجموعهای از سیاستهای مکمل را میطلبد.
اگر مادر احساس کند تولد فرزند به معنای از دست دادن شغل، درآمد یا آینده حرفه ای اوست، طبیعی است که تصمیم برای فرزندآوری با تردید بیشتری همراه شود.
تغییر سبک زندگی؛ اقتصاد همه ماجرا نیست
اگر همه چیز را به اقتصاد تقلیل دهیم، بخشی از واقعیت اجتماعی را نادیده گرفتهایم. تحولات فرهنگی و سبک زندگی نیز الگوی فرزندآوری را تغییر دادهاند.
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت در بررسیهای خود به نمونههایی اشاره کرده که حتی در میان گروههای برخوردار اقتصادی نیز ازدواج و فرزندآوری کاهش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد در کنار اقتصاد، تغییر نگرشها و ارزشهای اجتماعی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
نسل جدید تعریف متفاوتی از کیفیت زندگی دارد. تحصیل، سفر، استقلال فردی، پیشرفت شغلی و برخورداری از زمان شخصی برای بسیاری از جوانان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. فرزندآوری که زمانی تقریباً یک مرحله بدیهی زندگی محسوب میشد، امروز برای بسیاری به یک «انتخاب» تبدیل شده است.
به همین دلیل، سیاست جمعیتی نمیتواند صرفاً با تبلیغ یا توصیه اخلاقی پیش برود. فرزندآوری زمانی افزایش پیدا میکند که فرد احساس کند داشتن فرزند با تصویری که از آینده مطلوب خود دارد، قابل جمع است.
سیاستهای حمایتی؛ چرا نتیجه هنوز با هدف فاصله دارد؟
ایران طی سالهای اخیر قوانین و برنامه های مختلفی برای حمایت از ازدواج و فرزند آوری تصویب کرده است؛ از قانون تسهیل ازدواج گرفته تا قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و احکام برنامه هفتم.
با این حال، موسوی چلک معتقد است میان سیاست گذاری و نتیجه اجرای سیاستها فاصله وجود دارد. او بر اصولی مانند جامعیت، کفایت، فراگیری، پیشگیری و اثربخشی در سیاستهای اجتماعی تأکید کرده است.
این نقد مهم است؛ زیرا سیاست جمعیتی موفق، مجموعه ای از اقدامات هماهنگ است، نه چند مشوق پراکنده. اگر یک دستگاه وام بدهد، دستگاه دیگر خدمات درمانی ارائه کند، دستگاه سوم وعده مسکن بدهد اما خانواده در نهایت با هزینه سنگین زندگی، نبود مهدکودک و ناامنی شغلی مواجه باشد، اثر سیاستها محدود خواهد بود.
حتی موضوع حمایت از خانوادههای دارای چندقلو نیز نشان میدهد فشار اقتصادی و روانی فرزندآوری فقط به هزینه تولد محدود نیست. بهزیستی اکنون دهها هزار خانواده دارای فرزندان چند قلو را شناسایی کرده و برای آنها خدمات معیشتی، تغذیهای، مراقبتی، مسکن و اشتغال پیشبینی کرده است؛ رویکردی که نشان میدهد حمایت از فرزندآوری باید از دوران بارداری تا سالهای رشد کودک ادامه داشته باشد.
سالمندی؛ صورتحساب دیرهنگام کاهش تولدها
کاهش باروری فقط به معنای کمتر شدن تعداد نوزادان امروز نیست؛ اثر اصلی آن چند دهه بعد آشکار میشود. وقتی تعداد کودکان و جوانان کم شود، در سالهای آینده سهم سالمندان افزایش پیدا میکند.
علیرضا رئیسی هشدار داده است که جمعیت سالمندان ایران طی ۲۵ سال آینده میتواند به حدود ۲۸ میلیون نفر برسد. او در عین حال افزایش امید به زندگی را یک دستاورد مثبت دانسته و تأکید کرده است که سالمندی حتی با اجرای سیاستهای جوانی جمعیت نیز روندی اجتناب ناپذیر است.
بنابراین مسئله فقط «جوان نگه داشتن جمعیت» نیست؛کشور همزمان باید برای سالمندی نیز آماده شود؛نظام بازنشستگی، بیمه، درمان، مراقبت طولانیمدت، مناسب سازی شهرها و تأمین نیروی انسانی حوزه سلامت، همه تحت تأثیر ساختار سنی آینده قرار خواهند گرفت.
از سوی دیگر، اگر جمعیت جوان و مولد کوچک تر شود، فشار بیشتری بر نسل شاغل وارد میشود؛تعداد کمتری از افراد در سن کار باید هزینههای بیشتری را برای حمایت از جمعیت سالمند تأمین کنند.
راهحل؛ از شعار جمعیتی تا سیاست خانوادهمحور
واقعیت این است که کاهش باروری با یک دستور، یک وام یا یک کمپین تبلیغاتی متوقف نمیشود. مسئله جمعیت حاصل برهمکنش اقتصاد، فرهنگ، بازار کار، مسکن، ازدواج، سلامت، آموزش و سیاست اجتماعی است و راهحل آن نیز باید به همان اندازه چندلایه باشد.
نخست باید ازدواج برای جوانان امکان پذیرتر شود؛ نه با فشار اجتماعی، بلکه با ایجاد چشمانداز اقتصادی. اشتغال پایدار و مسکن قابل دسترس دو پیششرط اساسی در این مسیر هستند. دبیر ستاد ملی جمعیت نیز «امید به آینده، اشتغال پایدار و مسکن» را از مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر جمعیت دانسته است.
دوم، فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند باید با حمایتهای واقعی کاهش پیدا کند. سوم، مادر نباید برای انتخاب میان شغل و فرزند تحت فشار قرار گیرد. چهارم، هزینههای فرزندآوری باید در طول سالهای رشد کودک دیده شود، نه فقط در زمان تولد.
در کنار اینها، باید به مسئله طلاق، تجرد قطعی و افزایش سن ازدواج نیز به عنوان حلقههای مرتبط توجه کرد. موسویچلک هشدار داده است که افزایش طلاق میتواند به رشد شمار زنان سرپرست خانوار منجر شود و بر ضرورت تقویت سیاست های پیشگیرانه، توانمند سازی و حمایت اجتماعی تأکید کرده است.
در نهایت، شاید مهم ترین نکته این باشد که سیاست جمعیتی باید از «وادار کردن مردم به فرزندآوری» فاصله بگیرد و به سمت «فراهم کردن امکان فرزندآوری» حرکت کند. خود علیرضا رئیسی نیز با تأکید براینکه جمعیت با فشار و اجبار افزایش پیدا نمیکند، راه اصلاح وضعیت را در امید، علم و سیاست گذاری درست دانسته است.





نظر شما