در آستانه میلاد سراسر نور پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی(ص) بازخوانی الگوهای رفتاری و تربیتی آن حضرت ضرورتی دوچندان مییابد؛ الگویی جامع و جاودانه که در دنیای شتابزده و پرچالش امروز میتواند راهگشای بسیاری از گرههای عاطفی و تربیتی خانوادهها باشد. در روزگاری که مشغلههای روزمره و سبک زندگی مدرن گاه میان والدین و فرزندان فاصله میاندازد، بازگشت به سرچشمه رفتارهای محبتآمیز و انسانساز نبوی، کلید اصلی بازیابی سلامت روان و آرامش کانون خانواده است. پیامبر اسلام(ص) نه فقط در کلام، بلکه در میدان عمل و جزئیترین لحظات زیست فردی و اجتماعی، کودکان را کانون عمیقترین عواطف، احترام و توجه قرار میداد و آنان را ریحانههای بهشتی میخواند.
برای واکاوی این سیره درخشان و استخراج راهبردهای عملی آن برای والدین معاصر، در این گفتار تفصیلی با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، پژوهشگر و کارشناس دینی به گفتوگو نشستهایم تا ابعاد گوناگون این سلوک تربیتی را از منظر روایات و مستندات تاریخی بررسی کنیم.
جایگاه محبت، عاطفه و شادابی کودک در منطق تربیتی پیامبر(ص) چیست و ابراز مهرورزی چه آثاری بر روان خردسالان دارد؟
حجتالاسلام مشکاتی در تبیین پایه و اساس مهرورزی در اسلام تأکید میکند: از منظر آموزههای وحیانی، کودک در پاکترین و زلالترین حالت فطری پا به جهان میگذارد و پیوند عاطفی مستمر با والدین، مهمترین تضمینکننده امنیت روانی و اعتمادبهنفس او در آینده است. رسول گرامی اسلام(ص) فرزندان را سرمایههای حیاتی و گلهای بوستان آفرینش خوانده و میفرماید: «اولادنا اکبادنا؛ فرزندان ما جگر گوشههای ما هستند» (اللطائف والظرائف، الثعالبی، ج ۱، ص ۱۷۵. و در حدیثی دیگر تعبیر فرمود: «الولد الصالح ریحانة من ریاحین الجنة؛ فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است» (منتخب میزان الحکمه، محمدی ریشهری، ج۱، ص ۶۱۲). این مهرورزی تنها یک احساس درونی نبود، بلکه در کلام، نوازش و روابط روزمره تجلی مییافت. پیامبر اکرم(ص) وظیفه والدین را در قبال این موهبت الهی چنین ترسیم میکند: «کودکان را دوست بدارید و به آنها مهربانی کنید و هرگاه به آنها وعدهای دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنها جز این نمیدانند که شما روزیدهنده آنها هستید». در تاریخ هم شواهد بسیاری از برخورد پیامبر(ص) با کودکان داریم. انس بن مالک در توصیف این مهرورزی بیمانند میگوید: «من هیچ کسی را ندیدم که با خانواده خود از رسول خدا(ص) مهربانتر باشد» (ابنکثیر، السیرة النبویة، ج۴، ص۶۱۲). ایشان هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگان خود دست نوازش میکشید. جلوه این عاطفه ناب حتی در اندوه فقدان فرزند نیز متجلی بود؛ چنانکه همسر ایشان نقل میکند: «هنگامی که ابراهیم، پسر پیامبر(ص) از دنیا رفت، اشک بر گونههای آن حضرت جاری شد و در پاسخ به کسانی که تعجب کرده بودند، فرمود: این گریهای نیست که از روی خشم باشد؛ بلکه از روی رحمت و مهربانی است»(طوسی، امالی، ج۱، ص ۳۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۷۶). این پیوند عمیق در علاقه وافر ایشان به حسنین(ع) نیز مشهود بود. وقتی از ایشان پرسیدند کدامیک از اهلبیت خود را بیشتر دوست دارید، فرمود: «حسن و حسین را بیشتر از دیگران دوست دارم» (احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۶۵۵). سعید بن راشد روایت میکند امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به سوی رسولخدا(ص) دویدند و آن حضرت آنان را در آغوش گرفت و فرمود: «این دو، گلهای خوشبوی من از دنیایند» (احقاق الحق، ج۱۰، ص۶۰۹، ۶۱۹، ۶۲۱ و ۶۲۳).
پیامبر اکرم(ص) بوسیدن کودک را عبادت و موجب جلب رحمت حق میدانست و فرمود: «کسی که فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او یک حسنه مینویسد و کسی که فرزند خود را خوشحال کند، خداوند هم روز قیامت او را خوشحال میکند» (مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۱۳). زمانی که اقرع بن حابس مشاهده کرد پیامبر(ص) حسنین(ع) را میبوسد و با غرور گفت من ۱۰ فرزند دارم و هرگز یکی از آنان را نبوسیدهام، پیامبر(ص) فرمود: «من چه کنم که خداوند، رحمت خویش را از تو گرفته است؟»(مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۳؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۴۲۱) و حتی در روایتی دیگر در وصف چنین افراد سنگدلی فرمود: «هذا رجل عندی انه من اهل النار؛ این شخص در نزد من از اهل آتش است». همچنین در بیانی تکاندهنده تأکید کرد: «هر کس لطف و مهربانی نشان ندهد، به او نیز مهر و محبت نمیشود»(فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۴، ص ۱۴۴).
این رویکرد نسبت به نوادگان گرامیشان نیز پیوسته جاری بود؛ زمخشری نیز مینویسد پیامبر(ص) امام حسن(ع) را بر زانوی راست نشاند و فرمود حلم و هیبت خود را به او بخشیدم و امام حسین(ع) را بر زانوی چپ نهاد و فرمود شجاعت و بخشش خود را به او عطا کردم (ربیع الابرار، ص ۵۱۳).
از منظر شما همزبانی، بازی و رعایت دنیای کودکانه در سیره رسولخدا(ص) چگونه عملیاتی میشد؟
محقق و پژوهشگر دین در بیان جلوههای همدلانه رفتار پیامبر(ص) با کودکان بیان کرد: یکی از درخشانترین شاخصهای سیره نبوی، فروتنی کامل در برابر دنیای کودک و اصل همسطحشدن با فهم و گرایش کودک است. رسولخدا(ص) صراحتاً دستور داد: «کسی که نزد او کودکی است، باید کودکانه رفتار کند» (من لایحضره الفقیه، ج۳، ص ۴۸۳). ایشان در میدان عمل نیز با کودکان بازی میکرد، دست محبت بر سرشان میکشید و نشاط آنان را تأمین میکرد. ابوهریره نقل میکند پیامبر(ص) دستان حسن(ع) و حسین(ع) را میگرفت، پاهای آنان را روی پای خود مینهاد و میفرمود: «نور دیدگان فاطمه(س) بالا روید» و سپس آنان را میبوسید و دعا میکرد: «خدایا! حسن(ع) و حسین(ع) را دوست دارم»(مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۸۵). در تاریخ زندگی پربرکت ایشان موارد زیادی از این رفتار ذکر شده است؛ یعلی بن مره واقعهای زیبا را نقل میکند: پیامبر(ص) به همراه اصحاب به میهمانی میرفت که امام حسن(ع) [و در روایاتی دیگر امام حسین(ع)] را در کوچه مشغول بازی دید. پیامبر(ص) با گشادهرویی به سوی کودک دوید و دستهای خود را باز کرد؛ کودک با خنده به این سو و آن سو میگریخت و رسولخدا(ص) را به خنده وامیداشت تا اینکه او را با مهربانی گرفت، دستی بر چانه و دستی بر سرش نهاد، صورتش را بوسید و فرمود: «حسن از من است و من از اویم. خدا دوست بدارد هر کس را که او را دوست دارد»(مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۶۲۶). حتی نقل است پیامبر(ص) برای شاد کردن امام حسین(ع) در کودکی، با شیرینکاریهای طنازانه لبخند را بر لبان ایشان مینشاند. شادابی و خشنودی کودک برای ایشان چنان ارزشمند بود که وقتی در مسیر مسجد برای اقامه نماز، کودکان انصار دور ایشان حلقه زدند و لباسش را گرفتند تا با آنان همبازی شود، بلال خواست مانع شود؛ اما حضرت نهی کرد و فرمود تنگ شدن وقت نماز بهتر از رنجاندن دل کودکان است و سپس از بلال خواست با مقداری گردو یا خرما، رضایت و شادی بچهها را جلب کند.
با توجه به سیره نبوی؛ کرامت، احترام و به رسمیت شناختن استقلال و شخصیت اجتماعی کودکان چه جایگاهی در رفتار پیامبر(ص) داشت؟
حجتالاسلام مشکاتی با تأکید بر پرهیز از رفتارهای سلطهجویانه والدین، سیره نبوی را مروج کرامت ذاتی کودک مطرح کرد و افزود: از احادیث مشهور پیامبر(ص) موردی است که دستور داد: «فرزندان خود را احترام کنید و آدابشان را نیکو بگزارید که از رحمت الهی برخوردار شوید»(وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۵) یا مورد دیگر در بیان احترام به خردسالان این است که روزی مردی در حضور پیامبر(ص) از فرزند خردسالش عیبجویی کرد؛ پیامبر(ص) بلافاصله از شأن کودک دفاع کرده و فرمود: «فرزندت تیری از تیرهای تیردان تو است»(کنز العمال، ج ۱۶)؛ یعنی او سرمایه، پشتیبان و ادامه وجود تو است و تحقیر او، شکستن شخصیت خودت خواهد بود. از والاترین نمادهای احترام اجتماعی به کودکان در رفتار پیامبر(ص)، پیشدستی همیشگی در سلام کردن به آنان بود تا روحیه عزتنفس و مشارکت در جامعه را در آنان بپروراند. انس بن مالک نقل میکند رسولخدا(ص) با کودکان روبهرو میشد، به آنان سلام میکرد و خوراک میبخشید. احترام به شخصیت مستقل کودک حتی در دستورالعملهای دیپلماتیک و رسمی پیامبر(ص) نیز دیده میشد. هنگامی که نمایندگان قبیله بنیتمیم آمدند و حضرت به همه هدایایی داد، پرسید آیا کسی مانده است؟ گفتند فقط پسربچهای نزد بارهاست و نیازی نیست به او هدیه داده شود. اما پیامبر(ص) با قاطعیت فرمود او نیز جزو این هیئت است و باید سهم و هدیه خود را دریافت کند. در برگهای زرین تاریخ ثبت است که رسولخدا(ص) با کودکانی همچون حسن(ع)، حسین(ع)، ابنعباس، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن زبیر پیش از رسیدن به بلوغ، رسماً بیعت کرد تا استقلال هویتی و جایگاه اجتماعی آنان را تثبیت کند.
از موارد بارز در سیره رسولاکرم(ص) در زمینه مدارا با خطاهای طفولیت و برقراری قسط و عدالت میان فرزندان چیست؟
حجت الاسلام مشکاتی با عنوان اینکه در سیره نبوی، مدارا و شکیبایی در برابر ناتوانیها یا خطاهای طبیعی سنین خردسالی، یک اصل اساسی است؛ گفت: نقل شده است هرگاه نوزاد یا کودکی را برای دعا و تبرک نزد پیامبر(ص) میآوردند، حضرت او را با آغوش باز در دامن مینشاند. بارها اتفاق میافتاد که کودک دامن پیامبر(ص) را کثیف یا نجس میکرد؛ همراهان با خشم و تندی تلاش میکردند کودک را بازدارند، اما خاتمالانبیا(ص) نهی میکرد و میفرمود: «با تندی و خشونت از کار کودک جلوگیری نکنید»؛ آنگاه صبر میکرد تا کار کودک تمام شود و بدون کوچکترین تغییر چهره، پس از رفتن والدین، لباس خود را میشست(معانی الاخبار، ص ۲۱۱؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۴۰). مدارای حضرت با عواطف کودک تا اندازهای بود که حتی در بزرگترین فریضه عبادی یعنی نماز جماعت، رعایت حال کودک را بر طولانی کردن نماز ترجیح میداد. حتی نقل است پس از نماز به کودکان با دست مبارک خویش حلوا تعارف میکرد تا شیرینی عبادت در کام جانشان بنشیند. اصل مهم دیگر، پرهیز قاطع از هرگونه تبعیض و بیعدالتی میان فرزندان است. رسول خدا(ص) اکیداً هشدار میداد: «از خدا بترسید و میان فرزندانتان با عدالت رفتار کنید همانگونه که دوست دارید آنان به شما نیکی کنند» (مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۴۷۳).
از نظر شما دادن هدیه و انتقال معارف دینی به کودکان براساس سنت نبوی باید واجد چه اولویتها و ظرافتهایی باشد؟
کارشناس امور خانواده با تأکید بر این امر که هدیه، ابزاری کارآمد برای شاد کردن روح کودک و پیوند قلبی با او است، مطرح کرد: رسولخدا(ص) نه تنها هدیه شکارچیان یا پادشاهان مانند انگشتر حبشی نجاشی را به فرزندان و نوادگان یا امامه دختر ابیالعاص میبخشید(مجلسی، بحارالانوار، ج ۹، ص ۲۵۴)، بلکه به مسلمانان آموخت: «هر کسی تحفهای از بازار بخرد و برای خانواده خود بیاورد، پاداش او نزد خدا مانند کسی است که به مستمندان کمک کرده باشد». ایشان حتی برای ترمیم نگاههای جاهلی و تکریم جایگاه دختران فرمود: «هدیه را اول به دختران و سپس به پسران بدهید. هر کسی، دختر بچه خود را خوشحال کند، پاداش آزاد کردن بندهای از فرزندان اسماعیل را دارد و آنکه پسربچهاش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خوف خدا گریسته باشد و پاداش چنین فردی، بهشت برین است»(سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۴۰۵). در نهایت، مقطع کودکی از منظر پیامبر اعظم(ص) طلاییترین دوران آموزش و باروری معارف زلال دینی است.
به عنوان نکته پایانی حجتالاسلام مشکاتی با اشاره به هشدارهای تربیتی پیامبر(ص)، بر رسالت حیاتی والدین معاصر تأکید کرد: روزی رسولخدا(ص) با مشاهده کودکانی فرمود: وای بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! عرض شد: ای پیامبر(ص) آیا از دست پدران مشرکشان؟ پیامبر(ص) فرمود: نه، بلکه از دست پدران مؤمنشان که هیچیک از واجبات دینی را به آنان نمیآموزند و چون فرزندانشان، خودشان بخواهند بیاموزند، آنان را بازمیدارند و در برابر آن به بهرهای اندک از دنیا خرسند میشوند. من با چنین پدرانی بیگانهام و آنان نیز با من بیگانهاند»(مستدرکالوسائل، ج۱۵، ص۱۶۴). بر این اساس، سبک زندگی رسولاکرم(ص) نشان میدهد انتقال ارزشهای الهی نه با تحمیل و خشونت، بلکه از مجرای رفاقت، بازی، احترام، محبت ملموس و عدالت عملی امکانپذیر است؛ الگویی درخشان که مسلمانان امروز با تمسک به آن میتوانند نسلی بالنده، مؤمن و برخوردار از سلامت روان تربیت کنند.





نظر شما