تحولات منطقه

مدارس سنگی سال‌هاست یکی از نمادهای نابرابری آموزشی در مناطق محروم کشور هستند؛ کلاس‌هایی که قرار بود با ساخت مدارس استاندارد جای خود را به فضاهای ایمن بدهند، اما با گذشت سال‌ها همچنان در برخی مناطق کشور پابرجا مانده‌اند.

مدارس سنگی همچنان پابرجا  / پایان یک وعده قدیمی تا ۱۴۰۶؟
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

تازه‌ ترین وعده مسئولان این است که بخش قابل توجهی از این مدارس تا مهرامسال و باقی‌مانده آنها تا مهر سال آینده تعیین تکلیف شوند؛ وعده‌ای که البته با توجه به سابقه برنامه‌های قبلی، تحقق آن نیازمند تأمین اعتبار، اجرای به‌ موقع پروژه ‌ها و نظارت جدی است.

موضوع مدارس سنگی البته با یک مشکل آماری نیز روبه ‌رواست؛ آمار این مدارس در سال‌های مختلف تغییر کرده و گاهی از چند هزار مدرسه به حدود هزار مدرسه رسیده است. بخشی از این تفاوت نیز به تعریف «مدرسه سنگی» بازمی‌گردد؛ زیرا همه ساختمان‌هایی که نمای سنگی دارند الزاماً ناایمن نیستند و مسئله اصلی، مدارس سنگی خشکه‌ چین و سازه‌هایی است که از نظر مقاومت و استانداردهای فنی شرایط مناسبی ندارند.

با این حال، آخرین اظهارنظر رسمی نشان می‌دهد مسئله هنوز به‌ طور کامل حل نشده است. حمیدرضا خان‌محمدی، رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، مرداد امسال اعلام کرد که ۲۲ استان همچنان درگیر مدارس سنگی هستند و پیش‌بینی شده ۵۰ درصد این مدارس تا مهر ۱۴۰۵ و باقی‌ مانده تا مهر ۱۴۰۶ تعیین تکلیف شوند.

مدارس سنگی بیشتر کجای ایران هستند؟

اگرچه مدارس سنگی در نقاط مختلف کشور دیده می‌شوند،اما تمرکز آنها بیشتر در مناطق روستایی، عشایری، کوهستانی و محروم است؛مناطقی که ساخت مدرسه به دلیل پراکندگی جمعیت، سختی دسترسی و هزینه بالای عملیات عمرانی دشوارتر است.

در سال‌های گذشته استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان، فارس، لرستان، خوزستان، کرمان و بخش‌هایی از آذربایجان شرقی و غربی در زمره استان‌هایی بوده‌اند که بیشترین مشکل را در زمینه فضاهای آموزشی سنگی و غیراستاندارد داشته‌ اند.

برای نمونه، در لرستان آخرین آمار اعلام‌ شده از وجود حدود ۷۰ مدرسه سنگی حکایت دارد. یونس بهاروند ایرانیا، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس لرستان، گفته است ۴۹ مدرسه سنگی در برنامه ساماندهی قرار گرفته ‌اند و برای بخشی از آنها بنیاد علوی، خیرین، دولت و مجموعه بسیج وارد عمل شده‌اند. برای ۲۵ مدرسه باقی‌مانده نیز که معمولاً فقط چهار یا پنج دانش‌آموز دارند، استفاده از کانکس استاندارد به‌عنوان راه‌حل موقت در نظر گرفته شده است.

در آذربایجان شرقی نیز مدیرکل نوسازی مدارس استان در اردیبهشت امسال اعلام کرد ۴۵ مدرسه سنگی با ۱۵۱ کلاس درس شناسایی شده بود؛ هشت پروژه تحویل شده، ۳۱ پروژه در حال اجرا بوده و برای شش پروژه باقی‌مانده نیز عملیات اجرایی برنامه‌ریزی شده است.

در کهگیلویه و بویراحمد نیز در سال‌های اخیر رقم بسیار بالایی برای فضاهای آموزشی سنگی اعلام شده و این استان از مناطق اصلی درگیر با این معضل معرفی شده است. در یک گزارش استانی، از وجود ۲۸۷ فضای آموزشی سنگی سخن گفته شده که بخشی از آنها در قالب نهضت توسعه عدالت آموزشی در حال جایگزینی بوده‌اند.

در خوزستان نیز طرح‌های گسترده‌ای برای جایگزینی مدارس سنگی اجرا شده است؛ از جمله آغاز ساخت ۱۷۷ کلاس درس جایگزین مدارس سنگی با اعتباری حدود سه هزار میلیارد ریال در سال جاری.

این پراکندگی نشان می‌دهد که مشکل مدارس سنگی فقط یک مسئله مربوط به یک یا دو استان نیست و طبق اعلام رئیس سازمان نوسازی مدارس، در حال حاضر ۲۲ استان درگیر آن هستند.

وعده‌هایی که یکی پس از دیگری عقب افتادند

مشکل اصلی درباره مدارس سنگی فقط وجود این کلاس‌ها نیست؛ بلکه سابقه طولانی وعده‌هایی است که برای پایان دادن به آنها داده شده است.

در سال ۱۴۰۰، مهرالله رخشانی‌مهر، رئیس وقت سازمان نوسازی مدارس کشور، از وجود حدود چهار هزار مدرسه سنگی در کشور خبر داده بود.

یک سال بعد، یعنی در آذر ۱۴۰۱، حمیدرضا خان ‌محمدی که آن زمان سرپرست سازمان نوسازی مدارس بود، وعده داد تا پایان سال ۱۴۰۲ همه مدارس سنگی کشور جمع‌آوری شوند. او گفته بود این مدارس عمدتاً در مناطق زاگرس قرار دارند و ساختمان‌های سنگی خشکه‌چین آنها باید بهسازی و جایگزین شوند؛ اما پایان سال ۱۴۰۲ رسید و پرونده مدارس سنگی بسته نشد.

پس از آن، وعده‌های جدیدی مطرح شد؛ درمقطعی اعلام شد حدود هزار مدرسه سنگی در کشور وجود دارد و قرار است با دستور رئیس‌جمهور و در قالب یک برنامه مشخص، این مدارس تا مهر ۱۴۰۴ ساماندهی شوند.

این موعد نیز به پایان رسید، اما هنوز گزارش رسمی از حذف کامل مدارس سنگی منتشر نشد و اکنون بار دیگر برنامه‌ ای تازه روی میز است: تعیین تکلیف ۵۰ درصد مدارس سنگی تا مهر ۱۴۰۵ و تکمیل این روند تا مهر ۱۴۰۶.

این زنجیره وعده‌ها یک پرسش جدی ایجاد می‌کند: چرا مسئله‌ای که چند سال است در فهرست اولویت‌های آموزش و پرورش قرار دارد، هنوز به نقطه پایان نرسیده است؟

چرا مدارس سنگی جمع نمی‌شوند؟

پاسخ را باید در مجموعه‌ ای از عوامل جست‌ وجو کرد، نه فقط کمبود بودجه؛ نخستین مشکل، پراکندگی جغرافیایی است. بسیاری از مدارس سنگی در روستاها و مناطق عشایری قرار دارند؛ مناطقی که تعداد دانش‌آموزان در آنها کم است و ساخت یک مدرسه چندکلاسه ممکن است از نظر اقتصادی با ساخت مدرسه در شهرها قابل مقایسه نباشد.

برای مثال در لرستان، مسئولان اعلام کرده‌اند تعدادی از مدارس سنگی تنها چهار یا پنج دانش‌آموز دارند. ساخت یک مدرسه دائمی برای چنین جمعیتی از یک سو ضروری است، اما از سوی دیگر هزینه ساخت، نگهداری و تأمین نیروی انسانی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل، در برخی نقاط استفاده از کانکس استاندارد به‌عنوان راه‌حل موقت مطرح شده است.

مشکل دوم، تأمین و تخصیص اعتبار است؛ مدرسه‌ سازی در مناطق محروم تنها به ساخت دیوار و کلاس محدود نمی‌شود؛ راه دسترسی، آب، برق، سیستم گرمایشی و سرمایشی، سرویس‌های بهداشتی، تجهیزات آموزشی و گاهی خوابگاه نیز باید تأمین شود. در چنین شرایطی، پروژه‌ای که روی کاغذ یک مدرسه ساده به نظر می‌رسد، می‌تواند به پروژه‌ای پرهزینه تبدیل شود.

سومین عامل، تعدد پروژه‌های نیمه ‌تمام است؛ سازمان نوسازی مدارس همزمان با مدارس سنگی، با هزاران پروژه آموزشی دیگر نیز روبه‌ رواست؛ طبق اعلام خان‌ محمدی، در نقشه راه دولت چهاردهم حدود ۷۸۰۰ پروژه آموزشی قرار دارد و حدود ۷۴۰۰ پروژه در حال پیگیری است؛ بنابراین مدارس سنگی تنها یکی از چندین بحران زیرساختی آموزش و پرورش محسوب می‌شوند.

چهارمین مشکل، وابستگی بخشی از پروژه‌ها به مشارکت خیرین و نهادهای دیگر است؛ مشارکت خیرین اتفاق مثبتی است، اما اگر پروژه‌ای برای تکمیل شدن به چند منبع مالی وابسته باشد، تأخیر در هر یک از این منابع می‌تواند زمان بهره‌برداری را عقب بیندازد.

از سوی دیگر، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که صرف اعلام یک ضرب‌الاجل الزاماً به معنای پایان پروژه نیست. ساخت مدرسه نیازمند طراحی، تأمین زمین، تأمین اعتبار، مناقصه، انتخاب پیمانکار، اجرای عملیات و در نهایت تجهیز و تحویل است و هر کدام از این مراحل می‌تواند پروژه را ماه‌ها عقب بیندازد.

وعده جدید؛ این بار چه چیزی تغییر کرده است؟

تفاوت برنامه فعلی با برخی وعده‌های قبلی، تلاش برای استفاده همزمان از چند منبع مالی و اجرایی است؛ حمیدرضا خان‌ محمدی اعلام کرده برای رفع مشکل مدارس سنگی، تعهداتی از سوی بنیاد علوی و مجموعه بسیج ایجاد شده و با پیگیری معاونت محرومیت‌زدایی نیز اعتباری در اختیار استان‌ها قرار گرفته است. او همچنین استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، حقوق دولتی معادن، ماده ۱۸ قانون شوراها و سه درصد عوارض شهرداری‌ها را از منابع قابل استفاده برای توسعه فضاهای آموزشی دانسته است.

از سوی دیگر، مجید عبداللهی، معاون فنی و نظارت سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، در تازه‌ ترین اظهارنظر خود گفته است که ساماندهی مدارس سنگی هدف‌ گذاری اصلی سازمان در سال جاری است؛ بخشی از این مدارس جمع‌آوری شده و بخش دیگر نیز قرار است تا پایان سال ساماندهی شود. او مدارس کانکسی را مربوط به سال گذشته و مدارس سنگی را اولویت امسال سازمان عنوان کرده است.

این اظهارنظر یک نکته مهم دارد: مسئولان اکنون به جای وعده حذف فوری همه مدارس سنگی، از «ساماندهی» و «تعیین تکلیف» سخن می‌گویند؛ عبارتی که می‌تواند شامل تخریب و بازسازی، ساخت مدرسه جایگزین یا در برخی نقاط استفاده از فضای آموزشی استاندارد دیگر باشد.

از منظر عدالت آموزشی، اصل ماجرا اما روشن است: دانش‌آموز روستایی نباید به دلیل محل تولد یا محل زندگی خود، سهم کمتری از ایمنی و کیفیت آموزشی داشته باشد؛ مدرسه فقط یک ساختمان نیست. کیفیت فضای آموزشی بر امنیت دانش‌آموز، انگیزه حضور در مدرسه، کیفیت یادگیری و حتی ماندگاری دانش‌آموز در چرخه تحصیل اثر می‌گذارد؛ وقتی دانش‌آموزی در منطقه‌ ای محروم هنوز در مدرسه‌ ای سنگی و ناایمن تحصیل می‌کند، صحبت از عدالت آموزشی بدون حل این مسئله ناقص خواهد بود.

البته باید میان «مدرسه سنگی» و «مدرسه دارای نمای سنگی» نیز تفاوت گذاشت. خان‌محمدی پیشتر توضیح داده بود که چالش اصلی، مدارس سنگی غیرمقاوم است و برخی مدارس صرفاً نمای سنگی دارند اما سازه آنها مقاوم و استاندارد است؛بنابراین هدف برنامه‌های نوسازی، حذف فضاهای واقعاً ناایمن است، نه تخریب هر مدرسه ‌ای که در ساخت آن از سنگ استفاده شده است.

خط پایان؛ این بار وعده باید به آمار تبدیل شود

مدارس سنگی در نهایت مسئله ‌ای فراتر از چند ساختمان فرسوده هستند؛ آنها نشانه ‌ای از شکاف میان مناطق برخوردار و محروم در دسترسی به امکانات آموزشی‌اند؛اینکه دانش‌آموزی در یک شهر بزرگ در مدرسه‌ای مجهز، هوشمند و استاندارد تحصیل کند و دانش‌آموز دیگری در نقطه‌ ای دورافتاده در ساختمانی سنگی و ناایمن پشت میز بنشیند، دقیقاً همان شکافی است که مفهوم عدالت آموزشی باید آن را کاهش دهد.

اکنون سازمان نوسازی مدارس می‌گوید ۲۲ استان درگیر مدارس سنگی هستند و هدف‌ گذاری شده نیمی از آنها تا مهر ۱۴۰۵ و بقیه تا مهر ۱۴۰۶ تعیین تکلیف شوند. در کنار این برنامه، حدود ۷۸۰۰ پروژه آموزشی نیز در نقشه راه قرار دارد و استفاده از منابع خیرین، بنیاد علوی، بسیج و ظرفیت‌های قانونی برای تأمین منابع دنبال می‌شود.

نمونه‌های استانی نیز نشان می‌دهد که اگر منابع و مدیریت پروژه همزمان فراهم شود، امکان عبور از این وضعیت وجود دارد؛ چنانکه زنجان در شهریور امسال اعلام کرد پرونده مدارس سنگی استان بسته شده و هیچ مدرسه سنگی باقی نمانده است.

اما تجربه وعده‌های قبلی یک هشدار جدی است. زمانی می‌توان گفت مدارس سنگی به خط پایان رسیده‌اند که آمار آنها واقعاً از فهرست مدارس فعال حذف شود، نه اینکه صرفاً برای آنها پروژه تعریف یا تفاهم‌نامه امضا شده باشد.

بنابراین آزمون اصلی برنامه جدید، نه در زمان اعلام وعده، بلکه در مهر ۱۴۰۶ خواهد بود؛ زمانی که باید مشخص شود از میان مدارس سنگی شناسایی‌شده، چه تعداد واقعاً تخریب و بازسازی شده، چه تعداد مدرسه جدید تحویل گرفته‌اند و آیا دانش‌آموزان مناطق محروم بالاخره از کلاس‌هایی ایمن و استاندارد برخوردار شده‌اند یا بار دیگر باید منتظر یک وعده تازه بمانند.

تا آن زمان، مدارس سنگی همچنان یکی از جدی‌ترین آزمون‌های دولت در حوزه عدالت آموزشی هستند؛ آزمونی که سال‌هاست پاسخ نهایی آن به تعویق افتاده است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha