بهگزارش قدس آنلاین، انتخابات میاندورهای آمریکا سوم نوامبر یعنی تنها دو ماه دیگر برگزار میشود و گزارشهای تازه نشان میدهد بخشی از حلقه نزدیک به ترامپ ترجیح میدهد تا آن زمان جنگ از کنترل خارج نشود. قیمت انرژی بالا مانده، حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگ پایین است و فرماندهان نظامی درباره فشار جنگ ایران بر آمادگی ارتش در دیگر نقاط جهان هشدار دادهاند. رویترز گزارش کرده برخی مقامهای دولت حتی بررسی تشدید بزرگتر عملیات را به بعد از انتخابات موکول کردهاند.
اینجاست که محاسبه زمان برای ایران هم اهمیت پیدا میکند. اگر واشنگتن برای دو ماه آینده به یک جنگ کمشدت نیاز دارد، ایران چرا باید دقیقاً مطابق همین زمانبندی رفتار کند؟
وقتی زمان بیطرف نیست
تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، سیاست امروز آمریکا را گرفتار «آشفتگی نظامی و راهبردی» توصیف کرد. استدلال او این است که واشنگتن ابتدا کارزار اقتصادی بزرگی را آغاز کرد تا نیاز به عملیات نظامی کاهش یابد، اما تنها چند روز بعد دوباره ایران را بمباران کرد. از نگاه پارسی، اگر تهران به این جمعبندی برسد که انتخابات دست واشنگتن را بسته، تقویم سیاسی آمریکا خود به بخشی از محاسبات جنگ تبدیل میشود.این به معنای آن نیست که ایران الزاماً به دنبال یک تشدید بزرگ پیش از نوامبر خواهد رفت. آمریکا دیگر تنها بازیگری نیست که درباره زمان افزایش یا کاهش فشار تصمیم میگیرد. معاون اول رئیسجمهور نیز گفت پاسخ ایران به حملات اخیر «نامتقارن» و «چندلایه» خواهد بود. هنوز برای نتیجهگیری درباره شکل عملی این راهبرد زود است، اما همین ادبیات نشان میدهد پاسخ لزوماً قرار نیست هر بار در قالب یک حمله مشابه و فوری تکرار شود.
تحریم اثر کرده، اما هنوز کافی نیست
در همین حال نباید اثر فشار اقتصادی آمریکا را کوچک شمرد. محاصره، کاهش صادرات نفت و محدودیتهای مالی فشار واقعی بر اقتصاد ایران وارد کردهاند. شورای اروپایی روابط خارجی در تحلیل تازه خود این مرحله را دور دوم فشار حداکثری نامیده است؛ واشنگتن امیدوار است فشار بیسابقه اقتصادی، ایران را به امتیازات بزرگ وادار کند یا فشار داخلی را افزایش دهد.
اما میان «آسیب اقتصادی» و «تغییر محاسبه سیاسی» هنوز فاصله وجود دارد. مرکز سوفان در ارزیابی ۳سپتامبر تأکید میکند فشار اقتصادی شدید بوده، اما تاکنون خواستههای اصلی ایران را بهطور محسوس تغییر نداده و مانع ادامه اقدامهای نظامی ایران نشده است.
مشکل دوم واشنگتن، جهانی کردن همین فشار است. مؤسسه واشنگتن در تحلیل تازهای درباره چین مینویسد آمریکا هنوز از هدف گرفتن مهمترین شریانهای چینی تجارت ایران پرهیز کرده، زیرا پکن ابزارهای اقتصادی کافی برای تحمیل هزینه متقابل در اختیار دارد. به تعبیر سادهتر، «قطع همه راههای تنفس ایران» روی کاغذ بسیار آسانتر از اجرا در برابر دومین اقتصاد جهان است.
۲ ماهی که میتواند طولانی باشد
از این زاویه، افزایش دوباره حملات آمریکا در روزهای گذشته تناقض جالبی دارد. واشنگتن از یک طرف میخواهد نشان دهد گزینه نظامی همچنان روی میز است و از سوی دیگر معاون رئیسجمهور آمریکا حتی حاضر نیست زمانی برای پایان جنگ تعیین کند.
در همین حال، تحقیقات رویترز درباره حمله به مراسم عروسی کوهستک و تأیید اصابت مستقیم مهمات آمریکایی سطح دیگری از فشار بر دولت آمریکا را پدید آورده است. این دست حوادث، همراه با قیمت بالای انرژی و فرسایش منابع نظامی، دقیقاً همان چیزی است که میتواند هزینه سیاسی جنگ را در داخل آمریکا بیشتر کند.
واشنگتن میخواهد فشار را حفظ کند و دو ماه آینده را با کمترین هزینه سیاسی پشت سر بگذارد. برای ایران، ارزش راهبردی این دوره در آن است که اجازه ندهد تقویم انتخابات آمریکا به یک فرصت رایگان برای تجدید قوا، ادامه محاصره و انباشت فشار تبدیل شود؛ بدون آنکه خود نیز در تشدیدی گرفتار شود که هزینههایش از اهرمهایش بیشتر شود. جنگ وارد مرحلهای شده که گاهی چند هفته دوام، به اندازه یک حمله نظامی اهمیت پیدا میکند.




نظر شما