تحولات منطقه

۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۵
کد مطلب: ۱۱۶۴۲۹۷

آیت‌الله ابراهیم امینی از جمله چهره‌های برجسته‌ای است که در مجموع ویژگی‌های انسانی،شخصیتی بی‌بدیل به شمار می‌رفت؛ عالمی که با وجود داشتن والاترین مقامات علمی و اجتماعی؛هیچ‌گاه سادگی، اعتدال و منش اصیل خود را فدای خوشایند یا ناپسند دیگران نکرد...

ویژگی‌های چهارگانه در شخصیت بی‌بدیل آیت‌الله ابراهیم امینی
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

بالاترین ستایش از یک انسان، آن است که بگوییم بی‌نظیر است. دربارۀ هرکس چنین بگوییم، ته دلمان محکم نیست؛ شاید نظیر دارد یا ممکن است نظیر داشته باشد و ما نمی‌شناسیم. مثلاً اگر بگوییم انیشتین، در علم فیزیک، بی‌نظیر است، دلمان قرص نیست؛ شاید دیگری هم باشد.

کسی به علامۀ محمدتقی جعفری گفت: به نظر من، پس از معصومان علیهم‌السلام، هیچ‌کس به اندیشمندی مولوی نبوده است. نظر شما چیست؟ ایشان تأمل کرد و گفت: «نمی‌شود چنین مطمئن سخن گفت.»

اکنون بنده می‌گویم: هیچ‌کس را مانند آیت‌الله ابراهیم امینی ندیده‌ام. هیچ‌کس. نه این‌که بزرگترین فقیه یا فیلسوف بود؛ نه. ایشان در مجموع، به‌عنوان یک انسان، بی‌بدیل بود. من کسی مانند ایشان را ندیده‌ام.

ایشان چنین بود:

۱_ هیچ نمی‌ترسید؛ از هیچ‌کس و هیچ‌چیز. هیچ رفتار و گفتار و حالتی که دلالت بر ترس کند، در ایشان ندیده‌ام. چنان بی‌هراس بود که انسان باور می‌کرد ترسی در وجودش نیست. آنچه را حقیقت می‌دانست، می‌گفت و عمل می‌کرد. نه از قدرت کسی می‌ترسید، نه از شوکت کسی، نه از شهرت کسی، نه از ملامت کسی و نه از جهالت کسی؛ هیچ و هیچ و هیچ... بی‌پروای مذموم نبود، بلکه شجاع ممدوح بود.

۲_ صریح بود؛ در گفتار، کردار، حالت و برخورد. با این‌که بسیار مؤدب بود، اما کاملاً صریح بود. ملاحظۀ احدی را نمی‌کرد؛ ملاحظۀ ناصواب. صراحت او برخاسته از شجاعت او بود.

۳_ بر صراط مستقیم بود؛ نه این‌طرفی بود و نه آن‌طرفی؛ روح و عقل و اندیشه و عمل او معتدل بود؛ همیشه بر صراط مستقیم می‌رفت. به ‌قول حضرت امیر علیه‌السلام، هم راستی‌ها گمراه‌اند و هم چپی‌ها. از جادۀ وسط و صراط مستقیم که منصرف شوی، گمراهی؛ خواه به‌سمت راست باشد و خواه به‌سمت چپ. ایشان، در همۀ مراحل زندگی و در همۀ امور، بر صراط مستقیم بود؛ استوار و پایدار.

۴_ اهل ریا نبود؛ هیچ در قید این نبود که برای دیدن دیگران یا شنیدن دیگران، کاری برخلاف عقیده‌اش بکند. حتی در شیوهٔ زندگی و نوع لباس و رفت‌وآمد، برای پسند یا ناپسند دیگران کاری نمی‌کرد. از قید نظر و پندار دیگران آزاد بود. شکل لباس‌پوشیدن و راه‌رفتن و سخن‌گفتن و لهجه‌اش، همان سبک سادهٔ نجف‌آبادی بود. نه از شکل و شمایل روستایی و کشاورزی‌اش عار داشت، نه تلاش می‌کرد برای خوشایند دیگران از قالب خود درآید و به قالب دیگری برود. با این‌که فقیه بود و فیلسوف و دانشمند و نویسندهٔ بلندمرتبه، هیچ تشخصی بر خود نمی‌گرفت. از قیدها و بندها و آداب‌ورسوم، آزاد بود؛ کاملاً آزاد و آرام بود. با «تکلف» بیگانه بود. با آن همه مقام علمی و اجتماعی، مرامش همان مرام کشاورززادهٔ نجف‌آبادی بود.

حضرتِ آیت‌اللهِ فقیهِ فیلسوفِ سیاستمدارِ متفکرِ نویسنده، همان ابراهیم امینی نجف‌آبادی بود. همان‌گونه که بود، می‌نمود و همان‌سان که می‌نمود، بود. این‌ حالت، همان حالت پیامبران است. پیامبر اکرم - صلی‌الله‌علیه‌وآله - پس از فتح مکه، همان پیامبر شعب ابوطالب بود.

این حالت، عجب حالت مبارکی است!

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha