پس از شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، فرزند بزرگوار ایشان امام حسن مجتبی(ع) به امامت رسیدند و در برابر دشمنی و عداوت شخصیتی همچون معاویه قرار گرفتند. دشمنی که با بهرهگیری از نیرنگ، دسیسه و سوءاستفاده از موقعیتهای اجتماعی توانسته بود بسیاری از خواص و تودههای جامعه اسلامی آن روزگار را با خود همراه کند.
بررسی شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان نشان میدهد صلح امام حسن(ع) نه یک انتخاب ساده و داوطلبانه، بلکه تصمیمی تحمیلی و در عین حال راهبردی بود. تصمیمی که اگرچه در ظاهر به تثبیت حکومت معاویه انجامید، اما حقیقتاً به حفظ اساس اسلام و انتقال تجربهای گرانسنگ به تاریخ انجامید.
به مناسبت فرارسیدن ۲۶ ماه ربیعالاول، سالروز وقوع و برقراری صلح امام حسن مجتبی(ع)، «پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ» و در ادامه بررسی آثار کتابشناسی رهبر شهید(ره)، در این گزارش با نگاهی به اثر ترجمه ارزشمند امام مجاهد شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای(ره) از کتاب «صلح الحسن(ع)» اثر مرحوم شیخ راضی آلیاسین(ره)، موجود در گنجینه کتابهای چاپی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، به بررسی بخشهایی از متن ترجمه شده قائد شهید امت اسلام(ره) از این کتاب کمنظیر میپردازیم.
گفتنی است چاپ یازدهم این کتاب در تابستان سال۱۴۰۲ شمسی توسط انتشارات انقلاب اسلامی وابسته به مؤسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی وارد بازار نشر کتاب شد و نسخهای از چاپ مزبور نیز با شماره ثبت ۱۳۰۷۶۷۲ در بهمن سال۱۴۰۴ شمسی در قفسههای کتابخانه مرکزی حرم مطهر رضوی قرار گرفت.
آشنایی با کتاب «صُلحُ الحسن(ع)»
صلح الحَسَن(ع) کتابی درباره صلح امام حسن(ع)، اثر مرحوم شیخ راضی آل یاسین(ره) پژوهشگر و عالم دینی و شیعی است. این کتاب از معدود آثار تحلیلی و تفصیلی است که درباره زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، موقعیت سیاسی ایشان و شرایط صلح امام(ع) با معاویه سخن گفته است. این اثر به همت امام مجاهد شهید(ره) حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای(ره) در دهه ۴۰ شمسی (احتمالاً سال۱۳۴۸ شمسی) به فارسی ترجمه شد و این ترجمه گرانقدر توسط انتشارات انقلاب اسلامی و در سالهای پس از پیروزی شکوهمند انقلاب ملت قهرمان ایران و در دوران استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران منتشر و راهی بازار نشر کتاب شد.
این کتاب در زمره متقنترین کتابهای تاریخی در موضوع خود است و مؤلف در آن به موضوعاتی پرداخته که در کتابهای مشابه به آنها کمتر توجه شده است. منابع پژوهشی این اثر نیز حدود ۱۰۰منبع معتبر و ارزشمند است. این کتاب فراهم آمده از فکری منظم، مبتکر و قوی است. هماهنگی و پیوستگیاش آن را بهصورت جویباری سرشار و لبریز از اندوختههای عقلی و نقلی درآورده و به واحدهایی بههم پیوسته و بهنهایت غنی و کامل از همه جهاتی که با موضوع متناسب است و موجب ارزش تمام، همانند ساخته است. پیراستگیاش همراه با جامعیت و روشنیاش و با عمق و نقد تحلیلیاش، نقطه مرکزی این ویژگیهاست.
مؤلف بیش از آنکه به نقل گزارشهای تاریخی بپردازد، به بیان و تحلیل اوضاع و شرایط از نگاه خود پرداخته است، اما با این حال از ارجاع به منابع و استناد به آنها غفلت نکرده و به منابع مختلفی در متن و پاورقی توجه داده است که این منابع همان مصادر دست اول تاریخی هستند.
چرا رهبر شهید(ره) بهسراغ ترجمه این کتاب رفتند؟
شاید در مواجهه با این کتاب و در وهله نخست، این پرسش به ذهن مخاطبان خطور کند که چرا رهبر شهید(ره) در دهه ۴۰ شمسی (احتمالاً سال ۱۳۴۸شمسی) و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بهسراغ ترجمه این اثر رفتند. برای پاسخ به این پرسش بهسراغ مقدمه این کتاب میرویم. در بخشی از آن، این گونه آمده است:
...برای شناخت کتاب «صلح امام حسن(ع)، پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ» که ترجمهای است از کتاب «صلح الحسن(ع)» اثر شیخ راضی آلیاسین(ره) باید زمانه ترجمه و نشر آن یعنی سالهای دهه ۴۰ شمسی را بهتر شناخت. در آن سالها غربزدگان و در رأس آنان طاغوت پهلوی فرنگیسازی فرهنگ و جامعه و کشور را با سرعت بیشتری نسبت به قبل پیگیری میکردند که مظهر آن مبارزه عمیق با دین و ترویج فساد و مظاهر پوچی غرب و وابستگی روزافزون به قدرتها بود. همزمان گروههای چپ مارکسیستی که به واقع وابسته به رژیم کمونیستی شوروی بودند، به شدت به دنبال یارگیری از میان جوانان بودند. واضح بود که جذب جوانان مبارز به آن مسلک به معنای ورود در گمراهی بزرگی بود که پایانش در دفتر ناتمام تاریخچه این گروهها ثبت شده است و نیز برابر بود با در افتادن به دام برتریطلبی دو ابرقدرت شرق و غرب آن روزگار. از سوی دیگر در میانه مبارزات امام خمینی(ره) و یارانش که تماماً برگرفته از شریعت بود، تلقی عمومی متدینین، وجود تفاوت بارز در سیره پیشوایان دین بود. به گمان آنان، امام حسین(ع) اهل مبارزه و جهاد و امام حسن(ع) و بقیه امامان معصوم(ع) اهل صلح و مدارا بودهاند. پیامد این نگاه، گاه نفی و انکار و یا دستکم تردید در اصل مبارزه با رژیم طاغوت و بعضاً جذب جوانان اهل مبارزه به گروههای چپ بود.
با این وضع، یک مرحله از انجام وظیفه دینی و انقلابی و مبارزاتی، نفی و رد همین تصور غلط بود که با فلسفه امامت ائمه اهل بیت(ع) و نیز با واقعیات قطعی تاریخ اسلام و سیره ائمه هدی(ع) تعارض داشت.
حضرت آیتالله العظمی خامنهای [رهبر شهید(ره)] در انجام آن وظیفه و تبیین این حقیقت تلاشی خستگیناپذیر داشتند که بازشناسی چهره اسوه مبارزه و جهاد سلاله پاک نبی(ص)، حضرت امام حسن مجتبی(ع) از راه ترجمه کتاب صلح الحسن(ع)، یکی از راهکارهایش بود. ایشان در این سالها در آستانه ورود به چهارمین دهه از عمر خود بودند. (منبع: کتاب صلح امام حسن(ع)، ترجمه رهبر شهید(ره)، قسمت مقدمه کتاب)
برآورده شدن یکی از آرزوهای دیرین رهبر شهید(ره)
رهبر شهید انقلاب(ره) به عنوان مترجم این اثر گرانقدر، درباره این کتاب و ترجمه آن این گونه میفرمایند: «...اینک که با فراهم آمدن ترجمه این کتاب پرارزش و نامی، جامعترین و مستدلترین کتاب درباره «صلح امام حسن(ع)» در اختیار فارسیزبانان قرار میگیرد، اینجانب یکی از آرزوهای دیرین خود را برآورده مییابم و جبهه سپاس و شکر بر آستان لطف و توفیق پروردگار میسایم.
پیش از اینکه به ترجمه این کتاب بپردازم، مدتها در فکر تهیه نوشتهای در تحلیل موضوع صلح امام حسن(ع) بودم و حتی پارهای یادداشتهای لازم نیز گرد آورده بودم، ولی سپس امتیازات فراوان این کتاب مرا از فکر نخستین بازداشت و به ترجمه این اثر ارزشمند وادار کرد. مگر که جامعه فارسیزبان نیز، چون من، از مطالعه آن بهره گیرد و هم برای اولین بار درباره این موضوع بسی بااهمیت، کتابی از همه رو جامع، در معرض افکار جویندگان و محققان قرار گیرد...». (همان، ترجمه رهبر شهید(ره) قسمت یادداشت مترجم)
چه عواملی معاویه را وادار به ارائه پیشنهاد صلح کرد؟
با مطالعه بخش سوم این کتاب با عنوان «صلح»، با برخی از عواملی که معاویه را وادار به ارائه پیشنهاد صلح به امام حسن مجتبی(ع) کرد آشنا میشویم. در ادامه برخی از این عوامل که رهبر شهید(ره) در ترجمه خود به آنها اشاره کردهاند را به اختصار بیان میکنیم: «...اول-[معاویه] میدانست که حسن بن علی(ع)، صاحب اصلی حکومت است و برای به دست آوردن حکومت، ناگزیر باید صاحب اصلی آن را، ولو به ظاهر، قانع ساخت و بهترین طریق قانع ساختن او «صلح» است. اعتقاد او به این مطلب، یعنی به اولویت حسن بن علی(ع) برای حکومت، در نامهای که کمی پیش از حرکت سپاه به سوی «مَسکِن» برای آن حضرت فرستاد، با این عبارت ذکر شده است: «تو بدین امر سزاوار و شایستهتری...» (همان، بخش سوم، صلح، ص۲۵۵ و ۲۵۶)«...دوم- با وجود همه وسایلی که در اختیار داشت، از نتایج جنگیدن با امام حسن(ع) سخت بیمناک بود و این مطلب را کتمان نیز نمیکرد. در توصیف دشمنان عراقیاش میگفت: به خدا هر گاه چشمان ایشان را که در صفین از زیر کلاهخودها نمایان بود به یاد میآورم هوش از سرم پرواز میکند...». (همان، ص۲۵۶)«...سوم- از موقعیت امام حسن، فرزند رسول خدا(ص) در میان مردم و مکانت معنوی بینظیری که آن حضرت برحسب اعتقادات اسلامی دارا بود، واهمه داشت، لذا میخواست به وسیله صلح از جنگ با او بگریزد...». (همان، ص ۲۵۶ و ۲۵۷)«...چهارم- سیاست معاویه که در راه منافع شخصی وی کمتر خطا میکرد، ایجاب مینمود که وی در باب صلح پیشقدم باشد و بر آن اصرار بورزد و هر اندازه که برای او ممکن است از مردم دو منطقه عراق و شام و دیگر آفاقی که صدای وی به آنجا میرسد، بر این صلحطلبی گواه گیرد...». (همان، ص۲۵۸ و ۲۵۹)شایان ذکر است، خوانندگان با مراجعه به این کتاب و مطالعه مطالب آن با ترجمه شیوای رهبر شهید انقلاب(ره) در ترجمه این اثر گرانقدر و همچنین با دیگر موضوعات مرتبط با موضوع صلح حضرت امام حسن مجتبی(ع) از جمله مواردی همچون: «قرارداد صلح»، «انگیزه صلح از نظر دو جبهه»، «موضوع بیعت»، «سیمای صلح»، «مقایسه میان شرایط امام حسن(ع) و امام حسین(ع)»، «وضع خاص هر یک از لحاظ دوستان، یاوران و دشمنان»، «عدم وفاداری معاویه به شروط قرارداد صلح» و... آشنا میشوند.





نظر شما