نور، نخستین واژهای است که در فرهنگ اسلامی با بارگاه امامان(ع) گره میخورد؛ و این پیوند در مشهد، به شکل شعلههای شمع و مشعل، چراغهای پیهسوز و امروزه هزاران چراغ الکتریکی تجسم یافته است. تأمین روشنایی حرم منور امام رضا(ع) از همان آغاز شکلگیری بارگاه، یکی از مهمترین وظایف متولیان آستان قدس بوده است؛ اما آنچه این موضوع را از یک کار عبادی ساده به یک تشکیلات اداری و اقتصادی بدل کرده، توسعه کمسابقهای است که بهویژه در دوره صفوی رخ داد. حدود ۲۵وقفنامه و ۱۱۰سند اداری و مالی دوره صفوی، پرده از نظامی منظم و چندلایه برمیدارد که برای روشن کردن یک حرم، کشوری کوچک با کارگزاران، کارگاهها، مزارع و بودجه اداره میکرد. همه این موارد نشان میدهد نور در حرم مطهر تنها امری فیزیکی نبوده؛ بلکه روی تن فلزی وسایل روشنایی و دیوارهای ایوانهای صحن عتیق، «کلمه» حک شده است؛ کلماتی که راهبرد فرهنگی صفویان، عرفان شیعی و هنر کتابت را در یک قاب گرد هم آوردهاند. در ادامه مروری مختصر بر این پیشینه آمیخته به نور و روشنایی داریم.
نخستین تصویرها؛ از روایت متولی تا قندیلهای نقره ابنبطوطه
قدیمیترین توصیفهای روشنایی حرم مطهر رضوی در سفرنامهها و متون جغرافیایی ثبت شده است. راویان، صحنههایی را روایت میکنند که هنوز ذهن زائر امروز را تکان میدهد: از روایت «مؤتمن» درباره متولیای که با دست خویش چراغی به دست زائران میداد، تا توصیف ابنبطوطه از قبههای بزرگ، قندیلهای نقره، شمعدانها و چراغهایی که بر ضریح و رواقها آویخته بود. این تصویرها نشان میدهد پیش از آنکه اسناد مکتوب فراوان شوند، روشنایی حرم مطهر بخشی از هویت حسی و بینایی زیارت بوده است. اما نقطه عطف، دوران صفوی است؛ با به قدرت رسیدن صفویان و رسمیت یافتن زیارت ائمه(ع) شیعه، شمار زائران بهشدت افزایش پیدا کرد و در پی آن، تشکیلات اداری آستان قدس گسترش یافت. پس از شاهعباس اول، تعداد اسناد مربوط به روشنایی جهش چشمگیری مییابد؛ گواهی بر آنکه روشنایی حرم منور دیگر یک آیین محلی نبوده، بلکه به بخشی از سیاست فرهنگی یک دولت شیعی بدل شده بود.
کارگزارانی که نمیگذاشتند شعله خاموش شود
آنچه در اسناد آستان قدس دیده میشود، یک «اداره روشنایی» تمامعیار با سلسله مراتب دقیق بوده که هر کدام برای خود آداب و ترتیبی داشتهاند، مواردی مثل: مشعلخانه: این بخش قلب روشنایی فضاهای باز، صحنها و بستها بود. مشعلها — بزرگترین و پرهیجانترین وسیله روشنایی — زیر نظر «مهتر مشعلدار» اداره میشدند؛ منصبی که در اسناد، فردی به نام «میرغیاث» عهدهدار آن بود. زیر نظر او، گروهی از «مشعلداران» و «مشعلچیها» قرار داشتند که وظیفه آمادهسازی، حمل و افروختن مشعلها را بر عهده داشتند. آنچه اسناد را از یک روایت ساده متمایز میکند، ثبت اسامی است. مشعلدارانی چون محمد اشرف و... یک شغل را روایت میکنند؛ پیشهای که نسل به نسل منتقل میشده و در برخی موارد لقب خانوادگی خادمان حرم مطهر شده است. اما شماعیخانه یا ستاد تولید شمع. در این کارگاه، با فراوری موم و پیه، انواع شمع (شمع گچی، شمع موم و شمع پیه) ساخته میشد. مدیریت این واحد بر عهده «شماع» بود که با دو منصب دیگر همراهی میشد. «صاحبجمع» (مسئول اموال و حسابداری) و «مشرف شماعیخانه» (ناظر فنی). تفکیک وظیفه مالی و فنی در این سطح، گواه بلوغ اداری تشکیلات آستان در سده یازدهم هجری است. چراغخانه که محل نگهداری و آمادهسازی چراغهاست با کارگزارانی به نام «چراغچی» و زیر نظر «چراغچیباشی» اداره میشد. عصارخانه، حلقه مفقوده زنجیره سوخت است. در این واحد، دانههای روغنی چون کنجد و کرچک روغنگیری میشد تا پیهسوزها و چراغها روشن بمانند. عصار این دوره در اسناد با نام «استاد محمدعلی» ثبت شده است؛ یادآور آنکه پیشههای خدماتی حرم همواره با احترام لقب «استاد» همراه بودهاند. اما اداره روشنایی محدود به این موارد نبود، منصبهای ناظر هم وجود داشتند. در بالای این هرم، «مشرف روشنایی» ایستاده بود که ناظر کل عملیات و مسئول تعیین بودجه بود؛ و جالبتر از همه، منصب تخصصی «عزب محافظ قنادیل» که تنها وظیفه این مسئول نظافت و صیانت از قندیلهای نفیس بود تا دود و چربی، هنر روی فلز را نسوزاند. تعبیر امروزی این منصب، «کارشناس نگهداری و مرمت لوستر» است؛ شغلی که ۴۰۰سال پیش در حرم مطهر رضوی وجود داشته است.
فناوری و متریال؛ هنری که از پیه و موم سر برمیآورد
وسایل روشنایی حرم مطهر طیفی گسترده از سادهترین تا نفیسترین اشیا را دربرمیگرفت. مواد اولیه شامل پیه، موم، انواع شمع (زرد، کافوری و پیه)، فتیله و روغن کنجد بود؛ اما چیزی که این مواد را به اثر هنری بدل میکرد، ذوق واقفان و صنعتگران بود. شمعدان کاربردیترین وسیله بود. از شمعدانهای طلا و نقره که روی ضریح و بالای سر مبارک میدرخشیدند، تا شمعدانهای مسی که برای استفاده روزمره خریداری میشدند. سندی معروف با عنوان «روزنامچه جمع و خرج صاحبجمعان»، خرید شمعدان مسی برای نذر را ثبت کرده است؛ سندی که نشان میدهد حتی یک نذر ساده عامه مردم هم وارد حسابداری رسمی آستان میشده است. قندیل رازآلودترین وسیله است. تنها نمونه بازمانده از آن دوره، قندیل مفرغی مشبک گلدانی فرم موجود در موزه آستان قدس است؛ اثری که با تکنیک پیچیده «ریختهگری به روش موم گمشده» ساخته شده و با نقوش اسلیمی و رنگآمیزی قرمز، لیمویی، سبز و زرشکی تزئین یافته است. قندیل از سقفهای بلند آویخته میشد و همان نقشی را ایفا میکرد که امروز لوسترهای کریستالی سنگین (تا چند تُن) بر عهده دارند. سایر وسایل شامل فانوسها، پیهسوزها، مشعلها، «گلگیرها (مقراض)» و قندیلهای آویخته از گنبد و گلدستهها بود. در فهرستها از چلچراغها و لوسترهایی با تزئینات نقره و نقرهکوبی یاد شده است؛ عنوانهایی که نشان میدهد حتی جزئیات تزئینی لوسترها هم واژهنامه فنی خودش را داشته است.
اقتصاد نور؛ وقف و نذر بهمثابه ستون فقرات روشنایی
پژوهشهای موجود در زمینه وقفنامهها، اهمیت نور در حرم مطهر را نشان میدهد، به عنوان مثال در میان اسناد دیده میشود که بدرنسا خانم بنت داود درآمد ۵۰دینار از یک دکان را وقف کرد تا «شمع مومی فانوس درب شمشاددار دارالحفاظ» همیشه روشن بماند؛ شاه سلطان حسین صفوی درآمد مزارع قاچودر و قراولگاه و چند قنات را وقف چهار شمعدان نقره در چهار گوشه ضریح کرد؛ و مرتضیقلی بیگ شمع شرفههای ضریح، شمعدان صفه بالاسر و پسپشت و شرفه طلایی را وقف کرد. تفاوت اندازه این وقفها از یک دکان تا چندین مزرعه بهروشنی نشان میدهد روشنایی حرم قدسی، پروژهای ملی و در عین حال مردمی و سهم هر کسی به اندازه توانش، اما با یک روح واحد است؛ «تداوم نور». نکته کلیدی اسناد این است که روشنایی حرم مطهر دولتی نبوده، بلکه مردمی بوده و پشتوانه اصلی آن، نذر و وقف از سوی همه طبقات اجتماعی از شاهان تا کنیزان بوده است. وقف به دو شیوه صورت میگرفته؛ وقف مستقیم: اهدا کردن خود وسیله روشنایی (شمعدان نقره، قندیل و چراغ) و وقف غیرمستقیم (رقبات): وقف املاک درآمدزا (مزرعه، چاه، قنات، کاروانسرا و دکان) که درآمد حاصله صرف هزینههای جاری روشنایی میشده است.
از شعله تا الکتریسیته؛ تداوم میراث
این نظام کهن طی قرنها تکامل یافته و امروزه در قالب «اداره روشنایی آستان قدس» با خادمان فنی، بالابرهای مدرن و لوسترهای کریستالی سنگین، همچنان ادامه دارد. اما جالب اینکه روح حاکم بر این ساختار مدرن، همان روح کهن است: کارگزاران امروز، میراثداران «مهتر مشعلدار» و «شماع»های دوره صفویاند؛ و تنها تفاوت، جایگزینی شعله با لامپ است. روشنایی حرم مطهر رضوی فقط یک کار فنی نبوده، بلکه یک دستاورد تمدنی بوده که روی چند پایه استوار است؛ ساختار اداری منظم (مشعلخانه، شماعیخانه، چراغخانه و عصارخانه) و اقتصاد وقفی مردمی (از وقف یک دکان تا وقف چندین مزرعه). امروزه تنها ۱۱ شمعدان، یک قندیل و هفت گلگیر از آن دوره در موزه و خزانه آستان قدس باقی مانده است؛ اشیایی که هر یک، قطرهای از اقیانوس وقف و ارادت ملتی چند هزار سالهاند؛ میراثی که همچنان در شبهای مشهد، به شکل نور تجلی میکند.





نظر شما