تحولات منطقه

اجرای آزمایشی کتاب جدید قرآن پایه اول ابتدایی بدون تصویب اسناد بالادستی و با حذف کامل آموزش روخوانی و سوره‌های کوتاه، زنگ خطری جدی برای استحاله آموزش عمومی قرآن و گرایش ناخواسته به الگوهای غربی ترویج کتاب مقدس است.

زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه

حیرت‌انگیزترین اتفاق پس از اجرای شبانه سند ۲۰۳۰ در نظام آموزشی کشور در سال ۱۳۹۶ که با انتقاد شدید رهبر شهید انقلاب(ره) روبرو شد، اجرایی سازی ماده واحده «طرحواره تحول در برنامه درسی تا سطح مدرسه» است که با وجود گذشت حدود دو سال از اجرای آزمایشی کتاب های پایه اول و دوم ابتدایی (از سال ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۶) در مدارس، هنوز «راهنماهای حوزه های تربیت و یادگیری»، «راهنمای تفصیلی پایه های تحصیلی» و نیز «جدول عناوین و ساعات درسی» به تصویب شورای عالی نرسیده و ابلاغ نشده است. این شیوه از «اجرای معکوس» اسناد تحولی را «بدعت» یا «نوآوری» باید دانست جای ابهام و سؤال جدی است که مراجع ذی ربط مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا سازمان بازرسی کل کشور باید پیگیر پاسخ واضح آن باشند.

اما در این میان طراحی، تدوین و تألیف کتاب درسی قرآن پایه اول ابتدایی از همه شگفت‌انگیزتر است. کتابی که در نگاه اول، با شیوه آموزش «کتاب‌ مقدس» (بایبل برای کودکان) در اروپا و امریکا تناسب بیشتری دارد. البته کسی مخالف روابط فعال فرهنگی و آموزشی با سایر کشورها و مجامع بین المللی نیست؛ اما بدیهی است در طراحی و تدوین و تألیف کتاب های درسی، «حفظ عزت، حکمت و مصلحت» هر سه باید با هم لحاظ شود. لذا از مدیران سازمان پژوهش انتظار می رفت قبل از طراحی، تدوین، تولید و تألیف و اجرای آزمایشی کتاب های درسی جدید، ابتدا اسناد بالادستی و ضروری را به تصویب و ابلاغ رسمی شورای عالی می رساندند تا امروز اجرای برنامه ریزی درسی با «شبهه پنهان‌کاری» روبرو نشود.

مقدمه

متن‌زدایی با حذف کامل بخش آموزش خواندن و کاهش شدید تعداد سوره ها و آیات و پیام های تدبری از محتوای کتاب درسی قرآن و جایگزینی داستان های خیالی و شعر، به بهانه تقدم تقویت انس با قرآن بر سایر مؤلفه های «سواد قرآنی» (مهارت های خواندن، فهمیدن و استفاده) یک هشدار جدی است که به مراتب از چاپ و توزیع «ترجمه مصحف شریف بدون درج متن آیات» نگران کننده تر است؛ زیرا نشر گسترده این تفکر که می توان قرآن کریم را هم مانند کتاب های مقدس سایر ادیان، بدون متن اصلی، چاپ و مطالعه کرد و آموزش داد؛ آن هم در گستره ای به وسعت آموزش و پرورش با ۱۶ میلیون مخاطب خاص (به علاوه خانواده ۸۰ میلیونی) نه تنها ناصواب است؛ که در صورت وقوع، به سادگی قابل جبران نخواهد بود.

به علاوه، نگاه طولی به ارکان سواد قرآنی نه تنها با رویکرد «جامعیت آموزش عمومی قرآن» (که عناصر و اجزاء و مؤلفه‌های های برنامه درسی قرآن را جدا از یکدیگر نمی داند) مغایرت دارد؛ بلکه حوزه فرهنگ قرآنی جامعه اسلامی را به شدت دچار آسیب و استحاله می کند؛ تا آنجا که رفته رفته قرآن کریم و آموزش آن را به سرنوشت کتاب های مقدس (بایبل) در سایر ادیان دچار می کند. البته با کمال تأسف این سرنوشت تـلـخ درباره مـتـون دیـنـی مانند نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، احادیث و ادعیه نیز صادق است که علی رغم «اصل ۱۶ قانون اساسی» که نظام آموزشی را ملزم به آموزش معارف و متون دینی در دوره متوسطه کرده است؛ ولی به دلیل کم توجهی به این بحث در درس تعلیمات دینی (هدیه ها و پیام های آسمان و دین و زندگی) و نیز انحراف تاریخی درس عربی از قانون اساسی و منویات رهبر شهید ره، این ناتوانی در اغلب ایرانیان مسلمان (حتی تحصیل کرده های مذهبی) به وضـوح قابل مشاهده است. این روند حاصل اقتباس های غلط نظام آموزشی از نحوه آموزش دین در نظام های آموزشی غرب و مسیحیت است که آموزش های اسلامی را نیز در بر گرفته است.

از سوی دیگر آموزش «کتاب مقدس» (بایبل برای کودکان) در سایر ادیان بر محور «تبلیغ و ترویج دین مسیـح و شناخت حضرت عیسی علیه السلام» تمرکز دارد تا آموزش متن کتب مقدس؛ لذا این تقلید و اقتباس، زمینه تغییر ماهیت این درس را فراهم می کند. شاید این اقتباس در درس تعلیمات دینی برای اغلب افراد به دلیل عادی سازی در طول چند دهه گذشته چندان محسوس نباشد؛ اما در درسی مانند آموزش قرآن که ماهیتی مهارتی دارد به خوبی قابل مشاهده است. این نگرانی‌ زمانی شدت می یابد که شاهد به رسمیت شناختن این اقتباس و تعمیم آن در طراحی، تدوین و تولید محتوای کتاب های درسی قرآن هستیم؛ در حالیکه این روند بر خلاف اسناد تحولی و نیز توصیه های صریح رهبر شهید انقلاب به سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی درباره دروس قرآن، دینی و عربی، است.

یک سال خسارت

ماده واحده ۱۰۵۴ مصوب شورای عالی آموزش و پرورش با عنوان «طرحواره تحول در برنامه درسی تا سطح مدرسه» در حالی اجازه تألیف چنین کتاب هایی را به سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی می دهد که هنوز بندهای اول تا ششم همین طرحواره، مصوب و ابلاغ نشده است. (راهنمای حوزه تربیت و یادگیری، راهنمای تفصیلی پایه های تحصیلی، جدول عناوین و ساعات درسی) اما کتاب های درسی جدید، طراحی و تألیف شده و در حال اجرای آزمایشی برای دومین سال و در سطحی گسترده تر در مدارس است.

آنچه این نگرانی را دو چندان می کند چرخش دفتر تألیف کتاب های درسی از «آموزش متن قرآن به «تبلیغ و ترویج معارف قرآن» است. این نگاه اقتباسی با محتوا و نحوه آموزش کتاب های مقدس (بایبل برای کودکان) در کشورهای غربی منطبق است. این رویداد و رویکرد، فرایند آموزش قرآن را در کلیه اجزاء سواد قرآنی (کسب مهارت های خواندن، فهمیدن و تدبر) با یک سال معطلی، خسارت و عقب ماندگی روبرو می کند؛ چرا که ایجاد فاصله بین آموزش قرآن در دوره پیش دبستانی و دوره اول ابتدایی، یک شکاف تربیتی عمیق و جبران ناپذیر را به دنبال خواهد داشت که تأثیر آن در کل دوره اول ابتدایی قابل مشاهده خواهد بود.

البته فقدان مستنداتی چون راهنمای حوزه های یادگیری قرآن و عربی، راهنمای تفصیلی پایه های تحصیلی، جدول عناوین و ساعات درسی و نیز «شیوه نامه تلفیق دروس قرآن و دینی» از مهمترین دلایل است که کار نقد کامل و جامع این کتاب درسی را با دشواری روبرو می کند؛ لذا آنچه در این نوشتار به اجمال بیان می شود صرفاً بر اساس بررسی ساختار و محتوای کتاب درسی قرآن پایه اول ابتدایی نونگاشت با کد ۱۳۵ است. این کتاب به نشانی زیر در پایگاه کتاب های درسی قابل دریافت، مشاهده و بررسی است. http://www.chap.sch.ir/books/14105

کتاب مقدس در مدارس غربی

برای درک بهتر وضعیت موجود طراحی، تدوین و تألیف کتاب درسی قرآن جدید و همچنین امکان بررسی و مقایسه آن با محتوای درسی آموزش متون مقدس در سایر ادیان مختصراً به این مطلب اشاره می شود. در کشورهای غربی عمدتاً دو نوع مدرسه برای آموزش کتاب مقدس (بایبل) وجود دارد:

الف- مدارس مسیحی (اعم از کاتولیک، ارتدکس و ...)

آموزگاران در این مدارس، کشیشان و خواهران روحانی هستند که در کلاس هایی مزین به علامت صلیب و در حال و هوایی روحانی، تمامی دروس (حتی دروس غیردینی) را با نظر به مسائل مذهبی تدریس می کنند. در این مدارس، تمامی کلاس ها با نیایش و رسم صلیب توسط تمامی شرکت کنندگان بر سینه آغاز می شود و با مراسم سپاسگزاری و رسم مجدد صلیب بر سینه به پایان می رسد. بدیهی است آموزش تعالیم مسیحی مطابق عقاید مذهبی، حجم عمده برنامه درسی این مدارس را به خود اختصاص می دهد.

ب- مدارس دولتی

در این مدارس حال و هوای مذهبی حاکم بر مدارس دینی مشاهده نمی شود و محتوای دروس مذهبی و غیرمذهبی کاملاً از یکدیگر مجزا گردیده است. در مدارس دولتی، درس آموزش تعالیم مذهبی، در برنامه درسی این مدارس، وجود دارد؛ اما ساعات محدود و مشخصی را به خود اختصاص می دهد و انتخاب این درس و حضور در کلاس مربوط به آن، بستگی به تمایل شخصی دانش آموزان دارد و برای دانش آموزان اجباری نیست.

نکته جالب آن است که با وجود ترجمه انجیل به ۲۱۰۰ زبان در دنیا؛ اما متن اصلی انجیل که به زبان یونانی و لاتین است، در اغلب کلیساها به زبان یونانی و لاتین خوانده و آموزش داده نمی شود و فقط ترجمه همخوانی می شود. بلکه ضمن اکتفا به ترجمه های معتبر، در مراکز آموزشی دینی بیان داستان های کتاب مقدس محور آموزش انجیل به کودکان است. متن داستان ها به جای قرآن از تخیل گرفته شده است.

با توجه به مطالب گفته شده، آنچه از بررسی کتاب های دینی مدارس غربی مشخص می شود این است که در حین تدریس:

۱- داستان و شعر محور کتاب های آموزش انجیل برای کودکان است.

۲- متن داستان ها و اشعار به جای انجیل از تخیل مترجم و نویسنده و شاعر گرفته شده است.

۳- به دو دلیل فوق داستان دیگر یک روش و حتی راهبرد نیست، بلکه محتوای اصلی به شمار می رود.

۴- مفاهیم دینی جایگزین آیات انجیل شده است.

۵- هدف از آموزش انجیل، شناخت حضرت عیسی علیه السلام و دین مسیحیت است و نه آموزش متن انجیل

هدف از آموزش انجیل

البته آموزش تعالیم مذهبی کتاب مقدس (بایبل) در مدارس و کلیساها برای نیل به سه هدف عمده است:

۱- یادگیری نظری تعالیم مذهبی

۲- کاربست عملی این تعالیم در زندگی شخصی

۳- کمک به حسن معاشرت اجتماعی

اقتباس غلط

تعلیم متون مقدس در غرب با محدودیت آموزش زبان یونانی و لاتین روبروست؛ لذا به ناچار برای آموزش کتاب مقدس (بایبل) از روش ترجمه و داستان پردازی استفاده می شود؛ در حالیکه آموزش قرآن در ایران به هیچ وجه با چنین محدودیت و اضطراری روبرو نبوده است. این بن بست خودخواسته که نتیجه تقلید کورکورانه از غرب است؛ اگر به موقع متوقف نشود می تواند آسیب های جدی فرهنگی در دوره های قبل و بعد ابتدایی از خود به جای گذارد.

بر اساس سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی (مصوب) هدف از آموزش قرآن در نظام آموزشی علاوه بر تحقق هدف کلی شکوفایی فطرت توحیدی دانش آموزان (که وظیفه همه اجزاء و عناصر نظام آموزشی است) به صورت خاص، تحقق سواد قرآنی (کسب مهارت خواندن، فهمیدن و تدبر) است. با مقایسه رویکرد کتاب درسی قرآن جدید پایه اول ابتدایی از منظر طراحی و تدوین و تولید محتوای درسی به وضوح خروج از سند برنامه درسی ملی و افتادن در ورطه اقتباس از «فرهنگ بایبلی» به چشم می خورد؛ هر چند نویسنده یادداشت این تشابه را ناخواسته و غیرعمد می داند؛ ولی ناگزیر به دنبال تبیین چنین رویدادی است تا در صورت امکان نسبت به توجه و رفع آن، به هنگام اقدام شود. با بررسی کتاب مذکور به اجمال می توان گفت در کتاب درسی قرآن اول ابتدایی:

۱- به جای آنکه ۲۳ داستان کتاب، در آموزش قرآن طریقیت داشته باشد؛ یعنی به عنوان یک روش و ابزار برای تقویت علاقه دانش آموزان به خواندن و فهمیدن و تدبر در قرآن باشد، موضوعیت پیدا کرده و به عنوان محتوای درسی قلمداد شده است. (در راستای کتاب های تعلیمات دینی)

۲- متن داستان ها به جای آنکه از متن قرآن و یا روایات باشد؛ عمدتاً حاصل تراوش های ذهنی نویسنده (خانم کلر ژوبرت) است.

۳- ساختار داستان ها به جای آنکه به درس قرآن کمک کند، در خدمت درس تعلیمات دینی (آموزش معارف اسلامی) است.

۴- ساختار و محتوای داستان ها و پیام های قرآنی به دنبال تبیین مفهوم عبارات قرآنی و نماز و آموزش آموزه های اخلاقی و اعتقادی داستان و پیام است؛ در حالیکه در درس قرآن هدف از آوردن پیام قرآنی، زمینه سازی برای کسب مهارت تدبر (استفاده) است.

۵- کتاب جدید، به جای آنکه طبق سند برنامه درسی ملی مصوب در خدمت آموزش مهارت های خواندن، فهم و تدبر باشد؛ بر شناخت خدا، پیامبر، امام، معاد، شخصیت های دینی، احکام وضو و نماز و ... (موضوعات اصلی درس تعلیمات دینی) متمرکز شده است.

از دلایل این مطابقت و اقتباس می توان به نتایج بررسی کتاب درسی قرآن پایه اول ابتدایی نونگاشت اشاره کرد:

۱- حذف ۱۰۰درصدی آموزش خواندن قرآن از کتاب درسی (۲۵ نگاره روخوانی)

۲- حذف ۱۰۰ درصدی فهم لغات آشنای فارسی و قرآنی (حدود ۱۰۰ کلمه و ترکیب مشترک)

۳- حذف حدود ۸۵ درصدی قرائت وحفظ سوره‌های کوتاه (حذف ۱۱ سوره از ۱۳سوره کوتاه) و جایگزینی متن کامل نماز چهار رکعتی

(حذف سوره های: کوثر، عصر، نصر، ناس، فلق، فیل، ماعون، کافرون، شرح، قدر، تین)

۴- حذف کامل داستان های قرآنی (و اهل بیتی) و جایگزینی با ۲۳ داستان تخیلی (معارفی)

حذف قصه حضرت موسی علیه السلام (رود نیل)، قصه کودکی حضرت عیسی علیه السلام، قصه حضرت نوح علیه السلام (ساخت کشتی)، قصه حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهما السلام (ساخت خانه خدا)، قصه حضرت محمد صلی الله علیه و آله (معرفی قرآن)، قصه حضرت محمد صلی الله علیه و آله (مهربان ترین معلم)، قصه امام حسین علیه السلام (بازدید از کلاس قرآن فرزندان)، قصه امام حسن علیه السلام (کلاس قرآن))

۵- حذف کامل فرایند کسب مهارت تدبر (این موضوع با سند برنامه درسی ملی مغایرت صریح دارد.)

۶- حذف متن ۱۶ پیام از مجموع ۲۱ پیام قرآنی و حدیثی و اکتفا به ۵ پیام قرآنی (کتاب جدید فقط بر آموزش معارف اختصاص دارد.)

متن زدایی از درس قرآن

از مهم ترین نشانه های این اقتباس می توان به متن زدایی و حذف کامل بخش آموزش خواندن و کاهش حداکثری سوره ها و آیات و پیام های قرآنی و حدیثی و جایگزین کردن داستان های خیالی و غیرقرآنی و حدیثی و اشعار به کتاب درسی اول ابتدایی اشاره کرد؛ این اتفاق از جمله بدعت های آموزشی و تربیتی و فرهنگی در حوزه تعلیم قرآن در نظام آموزشی قلمداد می شود. اتفاقی عجیب که حتی نام تلفیق (دو درس قرآن و دینی) هم نمی توان بر آن گذاشت؛ زیرا که صریحاً با سنت نبوی و سیره علوی و نیز با اسناد تحولی (سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی مصوب) و از جمله منویات صریح رهبر شهید انقلاب اسلامی ره در تضاد و تناقض است.

این ابهام و اشکال به مرحله طراحی ساختار و تدوین محتوای آموزشی این کتاب بر می گردد که به دلیل عدم تصویب و ابلاغ اسنادی مانند راهنمای حوزه های یادگیری قرآن و عربی، راهنمای تفصیلی پایه های تحصیلی، جدول عناوین و ساعات درسی و نیز شیوه نامه تلفیق دروس قرآن و دینی توسط شورای عالی آموزش و پرورش و نیز عدم نظارت مؤثر این شورا بر مراحل بعدی (مطابق با ماده واحده طرحواره تحول در برنامه درسی تا سطح مدرسه) ایجاد شده است. با توجه به موجود نبودن اسناد فوق، دو راه برای ادامه اجرایی سازی طرحواره وجود دارد:

۱- توقف موقت اجرایی سازی طرحواره تا زمان ابلاغ رسمی اسناد جدید از سوی شورای عالی آموزش و پرورش و سپس بازنگری آنچه انجام شده بر اساس اسناد مصوب

۲- در صورت اصرار بر ادامه این روند، ناگزیر باید راهنمای قبلی برنامه درسی قرآن (مصوبه ۶۷۷ سال ۱۳۸۱) ملاک عمل و محور طراحی و تدوین و تولید و تألیف کتاب درسی قرار گیرد.

انحراف از ریل تحول

همه این حذفیات بی حساب و کتاب نشانه های روشن انحراف طرحواره از سند تحول بنیادین است؛ زیرا این روند از یک سو منجر به از دست دادن «فرصت طلایی نقطه عزیمت آموزش عمومی قرآن در نظام آموزش رسمی» (یادگیری معنادار و همزمان خواندن فارسی و قرآن در پایه اول ابتدایی) شده است؛ و از سوی دیگر به دلیل اینکه تغییرات بدون توجه به سیر تطور آموزش قرآن در نظام رسمی آموزش و بدون انجام پژوهش های معتبر انجام گرفت است؛ این وضعیت فرهنگ قرآنی جامعه را در مسیری غیرمنطقی و غیرقرآنی و در خوشبینانه ترین نگاه، آموزش تلفیقی و معارفی قرار خواهد داد؛ این در حالی است که این سبک از آموزش قرآن:

اولاً- با فرمایش صریح رهبر شهید انقلاب اسلامی خطاب به سازمان پژوهش در ۲۷ دی ماه ۱۳۷۹ مغایرت و بلکه مخالفت دارد. ایشان فرمودند: «باید تعلیم قرآن را در سه مقطع پیگیری کنیم، مقطع روخوانی، مقطع روان‌خوانی و مقطع مفاهیم قرآن؛ در مقطع روخوانی قرآن برای اینکه کودک و نوجوان قرآن را یاد بگیرد، هیچ ضرورتی وجود ندارد که شما داستان‌های قرآنی را بیان کنید. این داستان‌ها را بگذاریم برای کتاب‌های تاریخ و دینی تا دانش‌آموز در فراگیری قرآن متمرکز شود

ثانیاً- این رویکرد به تغییر «فرهنگ قرآنی» جامعه اسلامی از «تعلیم کتاب الله» به ترویج صرف شناخت قرآن (مطابق با فرهنگ کتاب مقدس) منجر می شود. به تعبیر روشن تر طرح این بحث که وقتی می توان قرآن را در یک پایه تحصیلی به گونه ای یاد داد که در سیر آموزش آن، با متن آیات و قرائت و حفظ سوره ها و تدبر در پیام های قرآنی و حدیثی کاری نداشت؛ چرا در سایر پایه های تحصیلی همین رویه ادامه نیابد؟! محل جدی برای نگرانی در حوزه آموزش عمومی قرآن است. طرح عملی این تفکر آن هم در گستره ای مانند نظام آموزشی با میلیون ها مخاطب خاص، مسئله ای است که در صورت وقوع، به راحتی هم قابل جبران نخواهدبود.

نه به اقتباس

بر اساس آنچه گفته شد؛ به دلایل متعدد اقتباس از فرهنگ کتاب های مقدس (بایبل) در ترویج فرهنگ قرآنی در نظام آموزشی ایران، غیرمنطقی و به تبع آن مردود و مذموم است:

۱- از آنجا که کتاب انجیل به زبان یونانی و لاتین است و این زبان امروز در دنیا محل استفاده نیست؛ شاید عدم پایبندی به رعایت زبان اصلی در قرائت کتاب مقدس در مسیحیت قابل توجیه باشد؛ اما درباره قرآن کریم چنین استدلالی به هیچ وجه قابل قبول نیست و بلکه رعایت خواندن متن به زبان عربی در نماز و قرائت و تلاوت قرآن کریم کاملاً موضوعیت دارد.

۲- تورات و انجیل به دلیل تعداد صفحات و دشواری متن و محدودیت زبانی، با تکیه بر ترجمه و به زبان حال ترویج می شود؛ و نه بر اساس زبان قال؛ در حالیکه متن قرآن از چنان استحکام و روانی برخوردار است که می توان آن را آهنگین (قرائت و تلاوت) اجرا کرد و از خواندن متن اصلی لذت برد. از این طریق بسیاری از کودکان و زنان و مردان به سادگی حافظ کل یا بخشی از قرآن کذیم می شوند.

۳- اقتباسی بودن داستان های کتاب درسی قرآن از شیوه داستان سرایی کتب مقدس (بایبل) یک ضعف اساسی است. چرا که از هنگام نزول قرآن کریم تا کنون هیچگاه چنین شائبه ای مطرح نبوده است که به دلیل دشواری یادگیری قرآن؛ متن قرآن حذف و به داستان سرایی های تخیلی اکتفا شود. البته استفاده معقول و طبیعی در موارد خاص می تواند مناسب هم باشد؛ اما اکتفا به این شیوه و اصرار بر همه گیری آن به جای متن آیات و سوره ها در کل کتاب یک خطای راهبردی است.

۴- از دلایل دیگر گسترش رویکرد داستان سرایی درباره کتاب های مقدس (انجیل و تورات) در غرب، محدودیت زبان های خارجی (انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی) است که عالمان و فلاسفه را به سمت داستان پردازی و رمان نویسی سوق داده است. در حالیکه زبان فارسی و عربی به هیچ عنوان چنین محدودیتی ندارند. شاهد این مطلب، اندیشمندان جهان غرب، فلسفه و افکار و آراء خود را به دلیل همین محدودیت زبانی، غالباً در قالب رمان و داستان مطرح می کنند؛ در حالیکه اندیشمندان و علمای مسلمان فارس و عرب اغلب در قالب شعر و انواع آن به بیان نظرات و آراء خود می پردازند. لذا داستان سرایی و قصه پردازی در غرب نه از روی هنر دوستی و توجه به جنبه های عاطفی که از سر اجبار است.

۵- همانطور که رهبر شهید انقلاب ره فرمودند «هیچ ضرورتی وجود ندارد که شما داستان‌های قرآنی را بیان کنید. این داستان‌ها را بگذاریم برای کتاب‌های تاریخ و دینی تا دانش‌آموز در فراگیری قرآن متمرکز شود.» طبق این سخن حکیمانه:

اولاً- دو درس قرآن و دینی در نظام آموزشی باید مستقل از یکدیگر باشد.

ثانیاً- این دو درس باید مکمل و مرتبط با هم باشند. (دو درس موازی)

ثالثاً- داستان ها نباید در درس قرآن بیاید.

۶- این تلقی که ابتدا یک سال به وسیله داستان و شعر در دانش آموزان ایجاد انگیزه بشود و سپس در سال های بعد آموزش قرآن شروع شود؛ علاوه بر خسارت مادی و معنوی؛ یک خطای آشکار و برداشت غلط است. چرا که برای ایجاد علاقه به یادگیری قرآن موضوع درسی باید جذاب و زیبا آموزش داده شود.

۷- طبق نظریات متعدد روان شناسی یادگیری (مانند نظریه بلوم در طبقه بندی هدف های آموزشی) حیطه های سه گانه دانشی، مهارتی و نگرشی در یک هدف با یکدیگر در هم تنیده است. جدا کردن حیطه های یادگیری یک خطای راهبردی است. لذا در طول هم قرار دادن این سه حیطه آن هم با فاصله یک ساله کاملاً غلط و غیرعلمی است.

۸- داستان های کتاب قرآن اول دبستان چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختار، تقریباً هیچ ربطی به مأموریت و اهداف درس قرآن ندارد. چرا که داستان ها نه از قرآن و نه درباره آیات درسی کتاب است و نه در راستای آموزش مهارت تدبر؛ بلکه با اهداف، رویکرد، ساختار و محتوای کتاب های درسی تعلیمات دینی دوره ابتدایی (هدیه های آسمان اول تا ششم ابتدایی) کاملاً تناسب دارد.

۹- داستان سرایی (بدون متن آیات) رویکرد متداول جلسات سنتی و کلاس های رایج آموزش قرآن از گذشته های دور تا به اکنون نبوده است؛ بلکه این شیوه اجباری آموزش کتاب های مقدس (بایبل) برای کودکان مسیحی و یهودی است. تحمیل این الزام بر کتاب های درسی قرآن سزاوار نیست.

۱۰- ذکر جزئیاتی که بیان آنها هیچ خاصیتی (به ویژه در راستای هدف آموزش قرآن) ندارد، از ویژگی های داستان های کتاب های هدیه های آسمان و نیز کتاب های مقدس در سایر ادیان است که بر تعلیم و تعمیم و تعمیق و تثبیت معارف دینی (اعتقادی، اخلاقی و احکام) تأکید دارد. در حالیکه هدف از داستان در کتاب های درسی قرآن، صرفاً ایجاد علاقه به یادگیری خواندن، فهمیدن و انس با قرآن کریم و نیز کسب مهارت تدبر است.

۱۱- در فرایند آموزش «کتاب مقدس» به کودکان، داستان کاملاً موضوعیت دارد و افراد در فرایند یادگیری آن به تبعیت محض فراخوانده می شوند. اما داستان ها در کتاب درسی قرآن، کاملاً طریقیت دارند. یعنی داستان ها ابزاری برای تقویت علاقه به یادگیری قرآن و نیز کسب مهارت تدبر (استفاده در زندگی) هستند.

۱۲- طبق سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی و در رأس آنها در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری ره، کسب مهارت خواندن قرآن ستون خیمه آموزش عمومی قرآن کریم در کنار کسب مهارت فهم و تدبر در قرآن کریم است. لذا هرگونه داستان، شعر، تصویر و ... به منظور تقویت همزمان این سه رکن سواد قرآنی ارائه می شود.

جمع بندی و پیشنهاد

بر اساس آنچه به اجمال گفته شد، پیشنهاد می شود:

۱- افراد قسم خورده ای در داخل و خارج از آموزش و پرورش هستند که به دنبال اجرای سند ۲۰۳۰ به نام اجرای سند تحول بنیادین هستند؛ اجرای معکوس، مبهم و ناقص طرحواره تحول از برنامه درسی تا سطح مدرسه می تواند بهانه مناسبی برای انحراف اجرای سند تحول بنیادین از ریل اصلی باشد. این بهانه با ترسیم راه درست و اجرای دقیق آن میسر خواهد بود. (اتق الله من مواضع التُّهم)

۲- با توجه به وضعیت موجود کتاب درسی قرآن نونگاشت پایه اول ابتدایی که با نواقص و ابهامات متعددی روبروست و ممکن است دامنگیر سایر پایه ها و دوره های تحصیلی نیز بشود؛ نهادها و ارگان های مرتبط از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش، شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و سازمان بازرسی کل کشور ورود به هنگام و مؤثر داشته باشند.

۳- تألیف و اجرای آزمایشی کتاب های درسی متوقف و به بعد از تصویب و ابلاغ راهنمای حوزه های یادگیری قرآن و عربی، راهنمای تفصیلی پایه های تحصیلی، جدول عناوین و ساعات درسی و نیز شیوه نامه تلفیق دروس قرآن و دینی موکول شود.

۴- با توجه به اهمیت فراوان «اجرای استاندارد» سند تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور، ضروری است طراحان و برنامه ریزان درسی ترجیحاً خودشان مؤلف کتاب های درسی نباشند تا بتوانند بر اساس وظیفه سازمانی، تألیف کتاب های درسی را برون سپاری و بر اساس «قانون چندتألیفی» کتاب های درسی نونگاشت دیگران را بررسی کنند و پس از ارزیابی و رفع اشکال و تأیید، مجوز چاپ صادر نمایند.

۵- برای اجرای استاندارد سند تحول بنیادین ضروری است (بر اساس سند تحول بنیادین) قانون چند تألیفی که توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی تولید شده (یا در حال تولید است) در اسرع وقت از سوی شورای عالی آموزش و پرورش تصویب و ابلاغ شود تا امکان تألیف کتاب های درسی برای سایر علاقمندان و صاحب نظران کشوری، استانی و مناطق فراهم شود.

۶- اجرای آزمایشی زمانی معتبر خواهد بود که توسط یک نهاد مستقل و تخصصی و بی طرف مورد ارزیابی قرار گیرد. اجرای آزمایشی فعلی کاملاً صوری است و توسط همان برنامه ریزان درسی که برنامه ریز و مؤلف کتاب هم هستند، تأیید و مجوز سراسری صادر می شود(!) ضمن ضرورت اصلاح چنین روندهایی باید جنبه های استاندارد سازی در تألیف کتاب های درسی جدی تلقی شود.

۷- ضرورت انجام پژوهش های معتبر و بروز (جدید) توسط مراجع ذی صلاح (مانند پژوهشگاه تعلیم و تربیت) برای موضوعات اساسی حوزه تحول بنیادین مانند امکان سنجی آموزش متن نماز در پایه اول ابتدایی انجام شود تا از اعمال سلیقه افراد و تحمیل هزینه های سنگین و بی نتیجه جلوگیری شود.

۸- بر تشکیل جلسات رسمی شورای برنامه ریزی درسی بر اساس استانداردهای تعیین شده نظارت لازم صورت گیرد تا بر اساس مصوبات مکتوب جلسات شورا تصمیم سازی و تصمیم گیری شود.

۹- از لوازم ضروری برای مدیریت موفق، «پاسخگویی مسئول مستقیم» هر بخش در برابر مسئولیت پذیرفته و پرداخت هزینه ضرر و زیان های احتمالی است که به دلیل کوتاهی او اتفاق افتاده باشد؛ این مهم ضمن موفقیت و پیشرفت برنامه های درسی و آموزشی است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha