یکی از چالشهای مهم در رویدادهای مربوط به آخر الزمان گسترش تطبیقهای نادرست و نابجا میان علائم ظهور و وقایع معاصر است، این تطبیقها غالباً بر پایه روایات ضعیف، منابع غیرمعتبر یا برداشتهای سطحی از متون دینی انجام میشود، نتیجه این رویکرد، ایجاد انتظارات غیرواقعی، گسترش شبهات و حتی انحراف فکری در جامعه است. برخی افراد با استناد به روایات فاقد سند معتبر، تلاش میکنند وقایع جاری را به علائم ظهور نسبت دهند و این کار، زمینهساز گمراهی و ترویج شایعاتی میشود که با آموزههای حضرات اهلبیت(ع) سازگاری ندارد. به منظور بررسی ابعاد مختلف این جریان با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا یوسفی راستگو، پژوهشگر حوزه مهدویت، گفتوگویی شده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
انتظار فرج چه معنا و مفهومی دارد و از چه اهمیتی در بین شیعیان برخوردار است؟
انتظار فرج در روایات، نه یک انفعال، بلکه پویاترین و سازندهترین عبادت معرفی شده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «أفضل أعمال أمّتی انتظار الفرج» و «أفضل العبادة انتظار الفرج»؛ برترین عمل و عبادت امت من، انتظار فرج است. همچنین امام علی(ع) میفرمایند: «پاداش منتظر، همچون شهیدی است که در راه خدا به خون خود غلتیده است.» مفهوم انتظار نیز به معنای امید به دگرگونی مثبت، گشایش گرهها و پیروزی حکومت عدل بر ستم است. عناصر سازنده این مفهوم نیز «امید» به معنای ناامید نبودن از رحمت خدا و «یقین» به وقوع ظهور و «نزدیک دیدن» آن است.
چرا تطبیق بیرویه با حوادث روز، به مهدویت آسیب میزند؟
تطبیقهای عجولانه و غیرکارشناسی، آفتی بزرگ برای باور مهدویت است و پیامدهای خطرناکی دارد که از جمله آن ایجاد یأس و ناامیدی است. وقتی پیشبینیها محقق نشوند، ناامیدی گستردهای ایجاد میشود که در پی آن نیز تضعیف باورها رخ میدهد. عدم تحقق تطبیقها، اساس باور به روایات و اصل ظهور را نشانه میرود.
یکی دیگر از پیامدهای خطرناک این جریان زمینهسازی برای مدعیان دروغین است. این رویکرد، بستری برای سوءاستفاده مدعیان دروغین مهدویت را فراهم میکند.حواسپرتی از وظیفه اصلی نیز در پی تطبیقهای بیرویه رخ خواهد داد. تمرکز بر تطبیقهای سلیقهای، حقیقت اصیل انتظار را در حاشیه قرار میدهد. رهبر شهید انقلاب نیز نسبت به این آسیب هشدار دادهاند، ایشان فرمودند: «یکی از خطرهای بزرگ در موضوع مهدویت، کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمستند و متکی بر تخیلات و توهمات است.
لزوم پرهیز از تعیین وقت ظهور (توقیت) چیست؟
روایات ما به شدت از تعیین زمان دقیق ظهور نهی کردهاند و آن را «کذب» (دروغ) میدانند. امام صادق(ع) میفرمایند: «کذب الموقتون؛ وقتگذاران دروغ گفتهاند» و امام عسکری(ع) میفرمایند: «وضعگذاران وقت در آن (دوران غیبت)، دروغ میبافند». حکمت این نهی آن است که علمِ وقت ظهور، مختص خداست و ادعای آن بیدلیل است.همچنین مشخص شدن زمان، دشمنان را برای مقابله به تکاپو میاندازد اما ناگهانی بودن ظهور، همواره امید را در دلها زنده نگه میدارد.
آیا تطبیق علائم مهمتر است، یا به وجود آوردن شرایط ظهور؟
تکلیف مؤمنان، زمینهسازی است. این وظیفه، مشروط به تحقق هیچ نشانهای نیست. زمینهسازی نیز به مفهوم آمادهسازی جامعه و ایجاد آگاهی، عدالتخواهی و مقابله با ظلم است.
یکی دیگر از فاکتورهای مهم زمینهسازی ظهور تربیت یاران و پرورش انسانهایی شایسته برای همراهی با امام است. اصلاح فردی و اجتماعی، تزکیه نفس، تقویت ایمان و تلاش برای اصلاح جامعه نیز از دیگر شرایط ظهور است. در واقع، ظهور نتیجه طبیعی فراهمآمدن شرایط است؛ نه صرفاً وقوع زنجیرهای از رویدادها. کارشناسان مهدویت تأکید دارند که مؤمنان وظیفه تطبیق علائم را ندارند و باید با «تلاش و حرکت» در مسیر زمینهسازی، به استقبال آن بروند.
تطبیق گرایی از چه چیزی نشئت میگیرد؟
تطبیقگرایی ریشهای طبیعی و روانشناختی دارد. شوق رسیدن به موعود. همانند مسافری که لحظهشماری میکند، منتظران نیز هر نشانهای را به ظهور مرتبط میدانند. این شوق اگر کنترل نشود، بهجای امید، سرخوردگی عمیق به بار میآورد. یکی از مهمترین دلایل پرهیز از تطبیقهای عجولانه، «تکرارپذیری» نشانهها در طول تاریخ است. قرنها پیش، در زمان علامه حلی، همانند امروز، نشانههایی مانند خرابی شامات، کشته شدن امیر مصر و مرگ پادشاهی رخ داده و برخی آن را نشانه حتمی ظهور دانستند، در حالیکه هرگز چنین نبود. این نشان میدهد بسیاری از وقایع، صرفاً شباهت ظاهری دارند.
گاهی نیز مصداقتراشی سلاح دشمن برای تضعیف باورها است. برخی مواقع تطبیقها نه از روی سادگی، بلکه با هدفی کاملاً حسابشده انجام میشوند، و آن هم «مصداقتراشی» برای تضعیف باور مردم انجام میگیرد. جریانهایی با معرفی افراد یا رویدادهایی بهعنوان «سفیانی» یا دیگر نشانهها، پس از گذشت زمان و عدم تحقق ظهور، این شبهه را القا میکنند که اصل مهدویت بیاساس است. اگر قرار بر تطبیق باشد (که وظیفه منتظران نیست)، باید چهار شرط سختگیرانه رعایت شود تا از خطاهای فاحش جلوگیری شود اول اینکه یقین کامل اتفاق بیافتد.تطبیق باید همراه با یقین باشد، نه گمان.
دومین فاکتور انطباق کامل است. مصداق باید همه ویژگیهای آن نشانه را بالفعل داشته باشد، نه پتانسیل. همچنین پرهیز از تأویل اتفاق بیافتد ونباید روایات را به نفع خود تأویل کرد و هماهنگی با اصول دین نیز وجود داشته باشد. تطبیق نباید با هیچ یک از اصول مسلم دین در تعارض باشد.
مقام معظم رهبر شهید، تطبیقهای عامیانه را یکی از خطرات بزرگ میدانند و بر این باورند «زمینهساز مدعیان دروغین و دوری مردم از حقیقت واقعی انتظار خواهد شد». ایشان تأکید دارند که این کارها باعث میشود «حقیقت اصلی مهدویت و انتظار مهجور بماند». با توجه به آنچه که گفته شد تطبیقگرایی بیضابطه، یک آسیب تاریخی است که ریشه در شوق طبیعی و گاه دسیسه دشمنان دارد. عبرتهای تاریخ نشان میدهد که شباهتهای ظاهری فریبنده است. وظیفه ما تنها زمینهسازی برای تحقق عدالت جهانی است؛ چراکه نشانهها، امری فرعی و جزئی هستند و منتظر باید براساس بینات و دستورهای دین زندگی کند.




نظر شما