داریوش فرضیایی که بیش از دو دهه با نام «عموپورنگ» با کودکان و خانوادهها همراه بوده، اینبار در مجموعه تلویزیونی «اکسیر» نقش «پیروز»، عطرساز سنتی، را ایفا کرده است؛ شخصیتی که در فضایی کمدی و فانتزی با مفاهیمی مانند زمان، جوانی و فاصله نسلها روبهرو میشود.
فرضیایی درباره نسبت خود با این شخصیت گفت: «پیروز همان عموپورنگی است که سالخورده شده و تجربههای زیادی با خود دارد. من حدود ۲۵ سال در کنار کودکان، جوانان و خانوادهها زندگی و کار کردهام و در پیروز بخشی از این تجربهها را به یک شخصیت داستانی منتقل کردم.»
او افزود: «پیروز فقط یک تیپ نمایشی نیست؛ گذشته و جهان درونی دارد. در واقع خود داریوش فرضیایی را در سنوسالی متفاوت بازی کردم و احمد درویشعلیپور نیز تأکید داشت که خود داریوش را بازی کنم.»
فرضیایی درباره پیام اصلی «اکسیر» نیز اظهار کرد: «زمان و جوانی دو مفهوم اصلی این مجموعه هستند. تلاش شده به کودکان و نوجوانان یادآوری کنیم زمانشان را بیهوده از دست ندهند و بعدها بابت ساعتهایی که بدون هدف در فضای مجازی یا سرگرمیهای مختلف سپری کردهاند، حسرت نخورند.»
به گفته او، جوان شدن ظاهر پیروز باعث نمیشود تجربههای گذشته از بین برود؛ چراکه انسان حتی با بازگشت جوانی ظاهری، همچنان بار سالهای گذشته را با خود حمل میکند.
این بازیگر «اکسیر» را اثری برای همه اعضای خانواده دانست و گفت از ابتدا تلاش داشته عموپورنگ تنها برای کودکان نباشد و والدین نیز در کنار فرزندانشان مخاطب برنامه باشند. او تأکید کرد تلویزیون به آثاری نیاز دارد که کودک، نوجوان و والدین بتوانند آنها را در کنار یکدیگر تماشا کنند.
فرضیایی درباره راز ماندگاری عموپورنگ نیز گفت: «من دلی کار کردم. اگر این ارتباط از دل نمیآمد، نمیتوانست این همه سال ادامه پیدا کند. کودکان خیلی زود تظاهر را تشخیص میدهند. من ادای بچهها را درنیاوردم؛ با زبان و دنیای آنها زندگی کردم.»
او در ادامه از تأثیر مادرش بر شخصیت و سبک زندگی خود سخن گفت و افزود: «بخش زیادی از آنچه در من وجود دارد، از مادرم آمده است؛ آرامش، طنازی، دلرحمی و پرهیز از شکستن دل دیگران. گاهی کلماتی را که در تنهایی به زبان میآورم مرور میکنم و میبینم چقدر شبیه مادرم شدهام.»
فرضیایی درباره رفتار خود با مردم پس از درگذشت مادرش نیز اظهار کرد: «اصلیترین دلیل، اخلاق مادرم بود. او مردمدار بود و دوست نداشت کسی را دست خالی برگرداند یا دل کسی را بشکند. من هم پسر همان مادر هستم و به این موضوع افتخار میکنم.»
او با بیان اینکه شاد بودن به معنای نداشتن غم و خستگی نیست، گفت عموپورنگ نیز مانند هر انسان دیگری با روزهای دشوار زندگی روبهرو میشود و حفظ کودک درون به معنای انکار واقعیتهای زندگی نیست.
فرضیایی همچنین خاطرهای از دیدار با یکی از مخاطبانش در بهشتزهرا را روایت کرد؛ دختری جوان که پس از از دست دادن پدر و خواهرش از مادر بیمار خود مراقبت میکرد و به گفته خودش، با دیدن ویدئوهای داریوش فرضیایی و مادرش، برای ادامه مراقبت از مادرش انگیزه گرفته بود.
او گفت این دیدار در روزهای سخت پس از درگذشت مادرش، تأثیر عمیقی بر او گذاشت: «همان لحظه فهمیدم بخشی ساده و شخصی از زندگی من توانسته به انسانی دیگر انگیزه بدهد. اگر حضور من طی این سالها حتی در زندگی یک نفر چنین اثری گذاشته باشد، باید بابت آن شکرگزار باشم.»




نظر شما