تحولات منطقه

مفهوم نظام در کلام معصومین دریچه‌ای برای فهم اجتماعی ولایت است؛ این اصل با ایجاد پیوند میان اجزای پراکنده جامعه، کثرت‌ها را حول محور امامت به وحدت، انسجام و نظم در تمام ابعاد فردی و اجتماعی زندگی هدایت می‌کند.

امامت و انسجام اجتماعی؛ چگونه ولایت کثرت‌های جامعه را به وحدت تبدیل می‌کند؟
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

از «نظام ملّت» تا وحدت جامعه ایمانی

یکی از مفاهیم مهمی که در سخنان معصومین از اهل‌بیت علیهم السلام درباره امامت مطرح شده، مفهوم «نظام» است؛ مفهومی که می‌تواند دریچه‌ای برای فهم اجتماعی و تمدنی ولایت بگشاید.

نقطه آغاز این بحث را می‌توان در خطبه فدکیه فاطمه زهرا علیها السلام جست‌وجو کرد؛ آنجا که سه اصل مرتبط در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: «وَالْعَدْلَ تَنْسِیقًا لِلْقُلُوبِ»، «وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ»، «وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ»

در این بیان، سه مرحله قابل مشاهده است: هماهنگی دل‌ها ← نظام ملّت ← ایمنی از تفرقه

عدالت، روابط و دل‌ها را هماهنگ می‌کند؛ اطاعت از اهل‌بیت علیهم السلام به ملّت نظام می‌بخشد؛ و امامت، جامعه را از تفرقه و پراکندگی حفظ می‌کند.

از همین‌جا می‌توان به یک پرسش اساسی رسید: چه رابطه‌ای میان «ولایت» و «نظام» وجود دارد؟

ولایت؛ اصل پیوند و همبستگی

یکی از ابعاد مهم ولایت، پیوند، همبستگی و وحدت جبهه در جامعه ایمانی است. بر این اساس، ولایت در روابط اجتماعی مؤمنان و اجتماع آنان پیرامون یک محور و یک جهت ظهور پیدا می‌کند.

اینجاست که ولایت و نظام به یکدیگر نزدیک می‌شوند. ولایت، اصلِ پیوند است و نظام، صورت ظهور این پیوند میان اجزاست. نظام، عناصر پراکنده را گرد می‌آورد، میان آنها ارتباط برقرار می‌کند، هر جزء را در جایگاه مناسب خود قرار می‌دهد و مجموعه را از پراکندگی حفظ می‌کند.

امام رضا علیه السلام در بیان حقیقت امامت می‌فرمایند: «إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّینِ، وَنِظَامُ الْمُسْلِمِینَ، وَصَلَاحُ الدُّنْیَا، وَعِزُّ الْمُؤْمِنِینَ». در این بیان، امامت «نظام مسلمانان» معرفی شده است. بنابراین، امامت تنها ناظر به رابطه فرد با امام نیست؛ در ساخت جامعه اسلامی نیز نقشی تعیین‌کننده دارد و حرکت‌های پراکنده را پیرامون یک محور جمع می‌کند.

رشته‌ای که مهره‌ها را جمع می‌کند

امیرالمؤمنین علیه السلام برای توضیح این حقیقت، تصویری بسیار روشن ارائه می‌کنند: «وَمَکَانُ الْقَیِّمِ بِالْأَمْرِ مَکَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ، یَجْمَعُهُ وَیَضُمُّهُ، فَإِذَا انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَذَهَبَ...»

کلید فهم این بیان در دو واژه است: «یَجْمَعُهُ وَیَضُمُّهُ»؛ جمع می‌کند و به یکدیگر پیوند می‌دهد. مهره‌ها وجود دارند، اما هنگامی که رشته‌ای آنها را به یکدیگر متصل نکند، مجموعه‌ای پراکنده‌اند. «نظام» همان رشته‌ای است که کثرت را به وحدت تبدیل می‌کند. در این نقطه، سخن امیرالمؤمنین علیه السلام با بیان فاطمه زهرا علیها السلام پیوند روشنی پیدا می‌کند: «وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ». نظام، مهره‌ها را از پراکندگی حفظ می‌کند و امامت، امّت را از تفرقه.

از کثرت تا وحدت

این معنا را می‌توان به‌صورت یک قاعده گسترده‌تر مورد مطالعه قرار داد: نظام، اجزای متعدد را در قالب یک کلّ واحد و به‌هم‌پیوسته قرار می‌دهد. برگه‌های پراکنده، صرف وجودشان یک کتاب نمی‌سازد. گل‌های زیبا نیز برای تبدیل شدن به یک دسته‌گل هماهنگ، به چینش و نسبت مناسب نیاز دارند. در یک فرش نیز زیبایی تنها در رنگ‌ها و نخ‌های آن خلاصه نمی‌شود؛ نوع ارتباط رنگ‌ها، خطوط و نقش‌هاست که زیبایی مجموعه را پدیدار می‌کند.

از این منظر می‌توان زنجیره‌ای مفهومی را دنبال کرد: ولایت ← پیوند ← نظام ← تناسب ← زیبایی. هر چه ارتباط میان اجزا صحیح‌تر، هماهنگ‌تر و متناسب‌تر باشد، وحدت و زیبایی مجموعه نیز آشکارتر می‌شود.

ولایت در سبک زندگی

این نگاه، بُعد تربیتی مهمی نیز دارد. اگر ولایت با پیوند و نظام ارتباط دارد، آثار آن باید در زندگی انسانِ اهل ولایت نیز قابل مشاهده باشد؛ در نظام فکر، وقت، خانواده، کار، روابط و مسئولیت‌های او. امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیت خود می‌فرمایند: «أُوصِیکُمَا وَجَمِیعَ وَلَدِی وَأَهْلِی وَمَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللَّهِ وَنَظْمِ أَمْرِکُمْ وَصَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِکُمْ...» در این بیان نیز یک ترتیب قابل تأمل دیده می‌شود: تقوای الهی ← نظم امر ← اصلاح روابط. به‌ویژه قرار گرفتن «نَظْمِ أَمْرِکُمْ» در کنار «صَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِکُمْ» زمینه‌ای مهم برای بررسی بُعد اجتماعی این سفارش فراهم می‌کند.

زیارت؛ حرکت از پراکندگی به محور واحد

این نگاه را می‌توان در مسئله زیارت نیز دنبال کرد. زیارت، انسان‌هایی با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و شرایط مختلف را پیرامون یک امام گرد می‌آورد و رابطه آنان را با محور ولایت تقویت می‌کند. از این منظر، زیارت حرکتی است: از پراکندگی به اجتماع و از تعدد جهت‌ها به محور واحد. تعبیر «عَارِفًا بِحَقِّهِ» که در روایات زیارت دیده می‌شود نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. شناخت حق امام، شناخت جایگاه امامت و ولایت را در بر می‌گیرد. زائر می‌تواند حاجت و نیاز شخصی خود را نیز مطرح کند، اما معرفت به امام، افق رابطه را گسترده‌تر می‌کند. اگر امام «نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ» است، زیارت آگاهانه می‌تواند پیوند انسان با امام، خطّ امام و جامعه ولایی را تقویت کند.

اربعین؛ جلوه‌ای از وحدت پیرامون امام

همین حقیقت در اربعین با گستره‌ای عظیم قابل مشاهده است؛ ملت‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و طبقات اجتماعی مختلف در یک مسیر، به سوی یک مقصد و پیرامون یک امام حرکت می‌کنند.

از این رو، اربعین ظرفیت مطالعه‌ای گسترده از منظر جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی دارد: این اجتماع عظیم چه نقشی در تقویت پیوند، همبستگی و وحدت جبهه جامعه ایمانی دارد؟ این پرسش می‌تواند خود موضوع پژوهشی مستقل باشد.

نظام معارف و نظام قرآن

مسئله نظام تنها به جامعه محدود نمی‌شود. همان‌گونه که محتوای معرفت دینی را از معصومین از اهل‌بیت علیهم السلام می‌آموزیم، نظام ارتباط این معارف با یکدیگر نیز شایسته مطالعه است. داشتن مجموعه‌ای از مطالب صحیح، هنگامی به یک بنای معرفتی منسجم تبدیل می‌شود که رابطه میان آنها و جایگاه هر مطلب در ساختار کلی روشن گردد. این مسئله در فهم قرآن کریم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. قرآن مجموعه‌ای از سوره‌ها، آیات، مفاهیم و تعبیرات است و در آن تکرار، عطف، تقدیم و تأخیر، سیاق و ارتباط میان مفاهیم وجود دارد. بنابراین، در کنار پرسش «این آیه چه می‌گوید؟» باید پرسید: چرا این آیه در این جایگاه قرار گرفته است؟ چه ارتباطی با آیات پیش و پس از خود دارد؟ چرا یک مفهوم تکرار شده است؟ چرا یک حکم در کنار حکمی دیگر آمده است؟ قرآن یک «کتاب» است و کتاب دارای نظامی است که اجزای آن را به یکدیگر پیوند می‌دهد. از اینجا می‌توان باب گسترده‌تری را با عنوان: «زبان قرآن و زبان ولایت» گشود؛ یعنی کشف روابطی که آیات و مفاهیم قرآنی را به یکدیگر متصل می‌کنند و وحدت خطاب قرآن را آشکار می‌سازند.

از نظام قرآن تا نظام جهان

دایره این بحث سرانجام به نظام هستی می‌رسد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ﴾ و می‌فرماید: ﴿وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ﴾ و نیز می‌فرماید: ﴿مَا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ﴾ قدر، میزان، تناسب، ارتباط و نظام در آفرینش، افق گسترده‌تری را پیش روی این پژوهش قرار می‌دهد: آیا می‌توان از جریان ولایت در نظام جهان سخن گفت؟ پاسخ استدلالی به این پرسش نیازمند مطالعه مستقل روایات مربوط به حجّت الهی، بقای زمین به حجّت، ولایت تکوینی و رابطه اهل‌بیت علیهم السلام با نظام عالم است. پس از اثبات این مبانی از طریق نصوص، می‌توان ارتباط نظام تشریع و نظام تکوین را بر پایه‌ای روایی بررسی کرد.

سخن پایانی

این پژوهش از سه بیان بنیادین آغاز می‌شود: فاطمه زهرا علیها السلام: «وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ»، «وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ». امام رضا علیه السلام: «إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّینِ، وَنِظَامُ الْمُسْلِمِینَ...» و امیرالمؤمنین علیه السلام، تصویر این نظام را در عبارتی کوتاه و عمیق بیان می‌کنند: «یَجْمَعُهُ وَیَضُمُّهُ». از کنار هم قرار دادن این بیانات، محور اصلی بحث آشکار می‌شود: ولایت، اصل پیوند است و نظام، صورت ظهور این پیوند میان اجزاست. ولایت پیوند ایجاد می‌کند، نظام اجزای پراکنده را گرد می‌آورد و امامت به جامعه وحدت جهت می‌بخشد. در این نگاه، جامعه ولایی جامعه‌ای است که کثرت‌های آن پیرامون محور امامت، در یک نظام هماهنگ و یک جهت مشترک به یکدیگر متصل می‌شوند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha