تحولات منطقه

بر خلاف تصور رایج، کودکی دوران بی‌اثری گناه نیست؛ عادات ناپسند در طفولیت شالوده‌های شخصیتی را تخریب می‌کنند و نهالی که در کودکی کج ریشه بدواند،در بزرگسالی به‌سادگی راست‌قامت نخواهد شد.

خطای مهلک در تربیت کودک: «هنوز بچه است، بعد از بلوغ توبه می‌کند!»
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
کودکی، دورهٔ شکل‌گیری جان آدمی است، نه دورهٔ بی‌اثری. پندارِ اینکه «کودک مکلف نیست، پس هر رفتارش بی‌پیامد است و در بزرگسالی با توبه جبران می‌شود»، غفلتی راهبردی است؛ عادت‌های ناپسند در طفولیت، ریشه در جان می‌دوانند و اصلاح آن‌ها پس از بلوغ دشوار و گاه ناممکن می‌شود. آگاهی از این حقیقت، والدین را به تربیت جدی پیش از بلوغ وامی‌دارد.

مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی در این باره نکات مهمی را بیان داشتند که متن آن در ادامه تقدیم مخاطبان فرهیخته می‌گردد.

خطای مهلک در تربیت کودک: «هنوز بچه است، بعد از بلوغ توبه می‌کند!»

ائمهٔ اطهار (علیهم‌السلام) از دوران کودکی از هرگونه آلودگی مبرا و پاک بوده‌اند؛ چرا که اگر انسانی از ابتدای طفولیت به ناپاکی آلوده شود، حتی اگر در بزرگسالی خود را اصلاح کند و به مسیر پاکی بازگردد، باز هم ردپای آن آلودگی‌های گذشته در روح و جان او باقی خواهد ماند.

برای درک بهتر، این مثال را در نظر بگیرید: اگر نوجوانی در سیزده یا چهارده‌سالگی به مواد مخدر اعتیاد پیدا کند، آیا پس از رسیدن به سن تکلیف و بلوغ، می‌تواند به آسانی و در عرض یک روز یا یک ساعت، آن عادت ریشه‌دار را به‌طور کامل ترک کند و آثار سوء آن را کاملاً از میان ببرد؟

آیا این تصور درست است که چون کودک نابالغ مکلف نیست و گناهی برای او ثبت نمی‌شود، ارتکاب رفتارهای مخربی همچون اعتیاد یا رذایل اخلاقی در دوران کودکی بی‌اشکال است؟

در واقع، باید میان «رفع تکلیف شرعی» و «آثار تکوینیِ عمل» تفکیک قائل شد. حتی اگر کودک در دوران پیش از بلوغ مکلف نباشد، این به معنای بی‌اثر بودنِ رفتارهای او نیست؛ چرا که این اعمال، آثار سوء، سستی و پژمردگیِ روحیِ ماندگاری در وجود او بر جای می‌گذارند. فردی که در کودکی به رذیلتی خو گرفته، پس از رسیدن به سن بلوغ، با شخصیتی «شکل‌گرفته بر مدارِ آن عادت‌ها» مواجه است و به سادگی نمی‌تواند آن پیوندهای عمیق و عادت‌های ریشه‌دار را گسست.

به‌علاوه، این تفکر که کسی در دوران طفولیت با نیتِ «توبه و اصلاح در بزرگسالی» مرتکب گناه (مانند دروغ‌گویی) شود، از نظر منطقی و اخلاقی مغالطه است؛ زیرا تکرارِ گناه در کودکی، ملکه‌یِ زشتی را در جان انسان نهادینه می‌کند و اراده‌یِ فرد را برای توبه‌یِ حقیقی و بازگشت در آینده، به شدت تضعیف می‌نماید. در واقع، او با دستانِ خود مسیرِ اصلاحِ آینده‌اش را دشوار و ناهموار می‌کند.

این تصور که رفتارهای دوران کودکی با رسیدن به سن بلوغ، همچون لوحی سفید پاک می‌شوند، خطایی راهبردی است. فردی که در کودکی به رذایلی چون دروغ‌گویی، ظلم یا رفتارهای ناپسند خو گرفته است، نمی‌تواند با این استدلال که «هنوز مکلف نبوده‌ام»، از کنار آن‌ها بگذرد. شخصیتِ هر انسان، برآیندِ عاداتِ اوست.

برای مثال، نوجوانی که در دوران پیش از بلوغ، به خوابیدن تا بعد از طلوع خورشید و ترکِ نماز صبح عادت کرده است، نباید انتظار داشته باشد که به محضِ رسیدن به سن تکلیف، به‌طور معجزه‌آسا متحول شود و سحرخیز گردد؛ چرا که عادتِ ریشه‌دارِ او، مانعِ اراده‌اش خواهد بود.

بنابراین، تربیتِ پیش‌از بلوغ یک ضرورتِ حیاتی است؛ کودک باید پیش از آنکه «مکلف» شود، اخلاقِ حسنه را تمرین کرده و از رذایل فاصله بگیرد تا با زیرساختی سالم، وارد دورانِ تکلیف شود.

تمثیلِ این حقیقت، مانندِ رشدِ یک نهال است: شاخه‌یِ جوان، نرم و انعطاف‌پذیر است؛ اگر کجیِ مختصری داشته باشد، می‌توان با بستنِ یک تکیه‌گاهِ ساده، آن را به آسانی راست کرد. اما اگر این انحراف باقی بماند و شاخه به مرورِ زمان «استخوانی» و سخت شود، اصلاحِ آن دیگر به سادگی ممکن نیست. انحرافِ اخلاقی در بزرگسالی، همچون درختی است که کج قد کشیده و ریشه‌دار شده است؛ راست کردنِ چنین درختی، نه تنها دشوار، بلکه گاه ناممکن است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha